احمدآباد

احمدآباد شهری با مردمانی دیندار و پر افتخار با تاریخ 1500ساله در دل کویر

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ احمدآباد خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری

احمدآبادی ها سلام علیکم سر حال وپر نشاط باشیداحمد آباد

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٥ ] [ ٦:٢٤ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

احمدآباد آب انبار ورودی شهر احمدآبادیه خسته نباشید.احمدآباد

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٥ ] [ ٦:٢٠ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٩ ] [ ٩:٥٩ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

احمدآباد من سلام با تشکر از دوستان احمدآبادی که ما را یاری کردند تا بتوانیم یک وبلاگ نه چندان قابلی راجع احمدآباد درست کنیم از شما دوستان احمدآبادی خواهش می کنم حد اقل یک وبلاگ راجع احمدآباد داشته باشید تا اینقدر شهر ما ناشناخته نماند با تشکر

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٩ ] [ ٩:٢٠ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

کشاورزی احمدآباد

هیاری احمدآبادی ها راستی این کشاورزها چه مردمان زحمت کشی هستند راستی چه رونقی دارد

خدا قوت کشاورز احمدآبادی 

احمدآباد

هرساله در فصل پاییز و زمستان کشاورزان احمدآبادی بعد از چیدن محصول پسته به کود دهی و شخم زدن زمین های کشاورزی خود می پردازند.

هیاری احمدآبادبقیه عکس ها در ادامه مطلب

عکس های جالبتان را ایمیل کنید


ادامه مطلب

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٧ ] [ ۳:٥۸ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

حبیب الله یوسفی فرزند:علی

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود بر امام زمان و نائب بر حق او امام خمینی و باسلام بر شهیدان راه حق و فضیلت و با سلام و درود بر رزمندگان جبهه های حق علیه باطل  

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

ای مردم کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده نیستند بلکه آنان زنده اند و نزد خدای خود روزی می خورند ای مردم اردکان موقع جنگ است فرزندانتان را در این اجر شریک کنید جلو فرزندان خود را نگیرید آنها را بفرستید به جبهه مبادا جلوفرزندان خود را بگیرید از کلیه مردم ایران تقاضای پیروی از اسلام عزیز و قرآن کریم و پیروی از رهنمودهای پیامبرگونه امام امت باشید امام را مانند یک شئی در میانتان نگهدارید تا به یاوه گویان درسی داده باشید . من کمتر از آن هستم که به شما سخنی بگویم و اینها واجب است حتماً عمل کنید که اگر کسی عمل نکند امام زمان از او ناراحت است . ای پدر قهرمان و مهربانم اگر من به این فیض رسیدم مبادا جلو مردم گریه کنید که دل دشمنان شاد کنید و من در زندگی شما را اذیت کرده ام من از شما تقاضای حلالیت می کنم . ای مادر قهرمانم درود بر تو که همچون فرزندی را داشتی و تقدیم اسلام کردی مرحبا بر تو که همچون شیری را داشتی که به من دادی تا قرآن را یاری کنم و از تو تقاضای عفو و بخشش می کنم من شما را اذیت کرده ام مرا ببخشید . از خواهرانم می خواهم که مرا ببخشند و همچون زینب در شهادت من بمانند و از برادرانم می خواهم که همچون سدی آهنین جلو دشمنان بایستند و از تمام قومها تقاضای عفو و بخشش می کنم و اگر از من بدی دیده اند مرا ببخشد واز تمام همسایگان می خواهم که اگر از من بدی دیده اند مرا ببخشند وصیت به پدر و مادر مهربانم ، من از شما می خواهم که شاید یک وقت نماز قضا کردم و یک وقت نماز را پاک نخوانده ام که بخوانم از شما می خواهم که 7 ماه نماز برایم بخوانی و روزه تمام گرفته ام

 حبیب الله یوسفی اردکانی مورخ 4/12/1362

 اردکان

 

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٤ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

 

حبیب فتاحی فرزند:علی                   

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 به کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده نگوئید بلکه آنها زنده اند و در نزد خدای خود روزی می خورند  

وصیت نامه خود را با نام خدای بزرگ شروع می کنم . من ندای امام حسین (ع) جواب دادم ، در آن هنگام که امام حسین (ع) در آخرین لحظات ندای تاریخی ” هل من ناصر ینصرنی " آیا کسی هست که مرا یاری کند سر داد کسی به این ندای او پاسخی نداد و حالا می بینم چه کسانی به ندای او لبیک می گویند و در راه حسین (ع) می روند ، در این زمان نوجوانان 13 ساله و پیر مردهای 50 و 60 ساله و علی اصغرها ، حبیب ابن مظاهرها به ندای حسین زمانشان یعنی امام خمینی جواب می دهند. مادرجان و خانواده عزیز نمی خواهم که در رختخواب ذلت بمیرم زیرا که حسین در میدان جنگ شهید شد نمی خواهم در غفلت بمیرم که علی در محراب شهید شد، ای جوانان مبادا با بی تقاوتی بمیرد که علی اکبر حسین در راه حسین (ع) شهید شد ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود مادرجان و خانواده عزیز حال که من شهید شدم در پیش زینب (س) سر بلند هستید فرزندانم بشیر و یاسر و میثم شماها در پیش حسین سربلند هستید زیرا که پدرتان راه حسین را پیمود و اعظم دخترم تو در پیش زینب سربلند هستی ، مادرجان و خانواده عزیز از شما هم توقع دارم که فرزندانم را تربیت اسلامی کنید و راه راست به ایشان نشان دهید و مواظب بچه هایم باشید، خانواده عزیز از اینکه نتوانستم وضع شما را روبراه کنم . مرا ببخشید و اگر نبخشید من شهید نیستم ، مادر مرا ببخش از اینکه حرفهایت را گوش نکردم مادرجان و خانواده عزیز و خواهران و برادرانم من از شماها گریه نمی خواهم از شماها خنده می خواهم . یک وقت نکند که سر قبر من بیائید و گریه کنید ، می دانید چه کسانی هستند که از این گریه شما خوشحال می شوند ، آنان دشمنان اسلام هستند ، دشمن از گریه شماها و خانواده شهدا لذت می برد ، بعضی از اشخاص هم هستند که می گویند کور شود که به جبهه نرود تا کشته شود و حال مادرش گریه کند، اما من از شماها می خواهم که به شایعه ها ترتیب اثر ندهید هرچه شماها کردی فرزندانم ، اگر عمرشان باقی ماند و بزرگ شدند بگوئید که پدرتان در چه راهی کشته شده است و بگوئید شماها باید راه پدرتان را دنبال کنید. شما ای دوستان و رفیقان نگذارید اسلحه من روی زمین افتاده باشد و دشمن بردارد و با اسلام بجنگد ، باید اسلحه مرا از زمین بردارید، ای دوستان و رفیقان و قوم و خویشان و همسایه ها ، کوچگ و بزرگ ، پیر و جوان اگر از من چیزی دیدید یا حرفی از من شنیدید مرا عفو کنید و مرا ببخشید.

والسلام

 

 من الله التوفیق حبیب فتاحی در سقز تاریخ

اردکان  4/5/1362

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱ ] [ ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]