احمدآباد

احمدآباد شهری با مردمانی دیندار و پر افتخار با تاریخ 1500ساله در دل کویر

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ احمدآباد خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری

 

متن وصیتنامه شهید:

حبیب الله یوسفی فرزند:علی

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود بر امام زمان و نائب بر حق او امام خمینی و باسلام بر شهیدان راه حق و فضیلت و با سلام و درود بر رزمندگان جبهه های حق علیه باطل  

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

ای مردم کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده نیستند بلکه آنان زنده اند و نزد خدای خود روزی می خورند ای مردم اردکان موقع جنگ است فرزندانتان را در این اجر شریک کنید جلو فرزندان خود را نگیرید آنها را بفرستید به جبهه مبادا جلوفرزندان خود را بگیرید از کلیه مردم ایران تقاضای پیروی از اسلام عزیز و قرآن کریم و پیروی از رهنمودهای پیامبرگونه امام امت باشید امام را مانند یک شئی در میانتان نگهدارید تا به یاوه گویان درسی داده باشید . من کمتر از آن هستم که به شما سخنی بگویم و اینها واجب است حتماً عمل کنید که اگر کسی عمل نکند امام زمان از او ناراحت است . ای پدر قهرمان و مهربانم اگر من به این فیض رسیدم مبادا جلو مردم گریه کنید که دل دشمنان شاد کنید و من در زندگی شما را اذیت کرده ام من از شما تقاضای حلالیت می کنم . ای مادر قهرمانم درود بر تو که همچون فرزندی را داشتی و تقدیم اسلام کردی مرحبا بر تو که همچون شیری را داشتی که به من دادی تا قرآن را یاری کنم و از تو تقاضای عفو و بخشش می کنم من شما را اذیت کرده ام مرا ببخشید . از خواهرانم می خواهم که مرا ببخشند و همچون زینب در شهادت من بمانند و از برادرانم می خواهم که همچون سدی آهنین جلو دشمنان بایستند و از تمام قومها تقاضای عفو و بخشش می کنم و اگر از من بدی دیده اند مرا ببخشد واز تمام همسایگان می خواهم که اگر از من بدی دیده اند مرا ببخشند وصیت به پدر و مادر مهربانم ، من از شما می خواهم که شاید یک وقت نماز قضا کردم و یک وقت نماز را پاک نخوانده ام که بخوانم از شما می خواهم که 7 ماه نماز برایم بخوانی و روزه تمام گرفته ام

 حبیب الله یوسفی اردکانی مورخ 4/12/1362

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٥٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

 

مصطفی ولی اللهی فرزند:علی

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیائه

 همانا جهاد دری از درهای بهشت است دری است که خداوند این در بهشتی را به روی هر کس نگشوده است ( جمله ای از خطبه نهج البلاغه )

 با سلام و درود به یگانه منجی عالم بشریت و باسلام و درود به پیر جماران و با سلام و درود به شهدای راه حق و حقیقت اینک وصیتنامه را آغاز می کنم ، جوانان عزیز و متعهد ایران همیشه در پی آن باشید که در سنگر ایمان غافل نشوید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد و مبادا در غفلت باشید که در رختخواب ذلت بمیرید که علی (ع) در محراب عبادت شهید شدند . همانا که یاران امام زمانمان آیت الله مدنی ، آیت الله دستغیب ، آیت الله صدوقی هم در محراب عبادت شهید شدند و خواهش من از مادران عزیز این است که از رفتن عزیزانشان به جبهه ها جلوگیری نکنند که فردا در محضر خداوند نمی توانند جوابگوی زینب باشید که تحمل 72 شهید را نمود و... خداوندا در این دنیا که نتوانستم آنطور که تو می خواهی زندگی کنم پس مرگم را آنچنان قرار ده که لااقل بدینگونه کفاره گناهان کبیره و صغیره را ادا کرده باشم. خدایا تو می دانی که برای همین عازم جبهه جنگ کفر و ایمان و اسلام و شرک و حق و باطل شدم . عازم شدم تا شاید بتوانم قدمی در راه رضای تو بردارم و پاک شوم و اذن دخول کسب کنم . شاید از روی لطف و کرمت مرا از بندگان خود قرار دهی برادران همیشه فقط و فقط برای رضای خدا کارکنید. بدانید که اگر حتی به اندازه ذره ای انحراف داشته باشید در روز قیامت جوابی برای خدا نخواهید داشت متن وصیتم به مادر عزیزم ، مادرجان می دانم داغ فرزند برای مادر خیلی مشکل است ولی من از شما انتظار دارم که مانند بانوی بزرگ اسلام یعنی حضرت زینب (ع) در برابر مشکلات و داغ فرزندت مقاومت نموده و سکوت را تا حد امکان مراعات کرده تا دشمنان اسلام و منافقین بدانند که در هر زمانی مادرانی شیر زن چون شما پیرو زینب هستید و فرزندان خود را با افتخار هدیه اسلام می کنید

دوش وقت سحر از غصه نجــاتـم دادنـد      اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

 چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی       آن شب قدر که این تازه براتم دادند

 مادر عزیزم این خواهش را از شما دارم که ارثی را که بایستی از طرف پدرم به من برسد ، می خواهم بدهید به برادرم محمدرضا . چونکه این برادرم مخارجی برای تحصیل ندارد . و خواهش من از برادرم هم این است که مدرسه را ترک نکند تا به مقصد برسد و زمینی را هم که آجر ریخته ام هم می خواهم برسد به محمدرضا .

 خداحافظ مصطفی ولی اللهی تاریخ 13/11/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٤۸ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

 سید عباس هاشمی فرزند:سید هاشم

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

وگمان نبرید آنان که در راه خدا کشته شده اندمرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند

خدمت امت حزب الله و شهید پرور مزرعه نو سلام عرض می کنم و امیدوارم که تمام شما مرا حلال بفرمایی و مرا از گذشته های خود که اگر باعث ناراحتی شما شده است ببخشید و امیدوارم که به پدر و مادر من دلداری بدهید تا آنها بعداز تشییع شدن جنازه من و پشت جنازه من ناراحت نباشند و امیدوارم از جوانان مزرعه نو راه مرا ادامه بدهند و نگذارند سلاح من بر زمین افتد و آن را بردوش بگیرند و راه مرا ادامه بدهند و از همکلاسهایم می خواهم مرا حلال کنند و مرا ببخشند و از معلمین محترم می خواهم که اگر من اشتباهی کرده ام از بزرگواری خودشان مرا حلال کنند و من روزها به عشق شهادت از سنگر به بیرون می آمدم و به آسمان می نگریستم و از شما خواهشمندم که امام را تنها نگذارید و دشمنان را به خاک هلاکت بیندازید وبعد ای مادرم و ای پدرم وتو ای برادرم مرا حلال بفرمائید از بزرگواری خودتان  در آخر وصیتنامه بخوانید و با هم این دعا را زمزمه کنند.

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

                                                         رزمندگــان اسلام نصرت عـطا بفـرما به مجـروحین جنگی شفاء عنایت بفـرما

                                              اسیــران جــندا... آزادشان بــگـــردان.

                       والسلام خدا حافظ - سید عباس هاشمی

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٤٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

مهدی هاتفی فرزند:جواد

بسم الله الرحمن الرحیم

 چند کلامی می خواهم وصیت کنم به هادی پسرم که بعدها بخواند و عمل کند پسرم عزیزم سلام عرض می کنم و چهره نورانیت را می بوسم امیدوارم که همیشه سالم باشی و از تمام بلاهای مادی و معنوی و جسمی محفوظ باشی و به یاری خدا پسر عزیزم فردا بزرگ خواهی شد و از من سراغ خواهی گرفت و برای اینکه بلاتکلیف نباشی چند کلمه برایت می گویم که عزیزم سعی کن درس حوزه را بخوانی خیلی خوب است البته اگر ذوق آن را داری و از تو می خواهم که مواظب مادرت و خواهرت باشی و من بیشتر امیدواریم به تو است . عزیزم البته همه شما را به خدا سپرده ام و سعی کن که پسر خوبی باشی برای مادرت مبادا او را دلشکسته کنی که مرا آزرده ای و برادر و پدر خوبی باشی برای خواهرت و به مادرتان هم وسفارش می کنم که هم مادر خوبی باشد و هم بجای من پدر خوبی  پسر عزیزم سعی کن با پدرم و مادرم خوب رفتار کنی و به جای من به آنها احترام کنی و خدمت کنی که خدمت به آنها خدمت به من است دیگر اینکه سعی کن بنده خوبی برای خدا باشی واز کودکی نمونه باشی چنانکه آرزوی من بود. قرآن را زیاد بخوان دعا را زیاد برای فاطمه زهرا (ص) و امام حسین (ع) زیاد گریه کن و در این حالات اگر قرار گرفتی مرا به یاد آور و فراموش نکن چنانکه اگر من گاهی این حالات را پیدا می کردم به تو و خواهر و مادرت دعا  می کردم و هیچگاه شماها را فراموش نکردم حتی در این حال احساس می کنم که آخر عمرم است خصوصاً مادرت را هرگز فراموش نمی کنم چون زن با وفائی است و خیلی سختی کشید این مدت هشت سال در حالی که هیچگاه مرا مؤاخذه نکرد و حتی کمک کار من بود در درس خواندن و حتی توفیق جبهه رفتنم را مدیون او می دانم واو زنی مومنه پاکی است و در طول زندگی من چیزها از او یاد گرفتم و هیچگاه دعا و تعقیبات و قرآن خواندن را فراموش نمی کرد و من بی نهایت به اوعلاقه دارم که حتی بعد از مرگم نمی خواهم او را ناراحت ببینم و لذا به همه سفارش می کنم به تو و خواهرت و پدر و مادر خودم و پدر و مادر خودش که او را دلگرم کنند اگر چه اصل ناراحتی را نمی شود جبران کرد ولی آن را دیگر باید به حساب خدا گذاشت دیگر کم کم دامنه صحبتم را بر می چینم و باز تاکید می کنم که درس خوان باشی خوب درس بخوان و حواست باشد آلوده نشوی به گناه و گمراهی و بنده کسی جز خدا نباش و آزاده باش دل بر دنیا مبند که این دنیا پایدار نیست و معیارت را قرآن ، نهج البلاغه قرار بده در زندگی همه شما را به خدای بزرگ می سپارم امیدوارم در سایه الطاف او شاد و خرم باشید خدا نگهدارتان عزیزان من.

 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مهدی هاتفی اردکانی 3/10/1365

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٤٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

 محمدعلی هاتفی فرزند:محمدرضا

بسم الله الرحمن الرحیم

 ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتاً بل احیاء و لا کن لا تشعرون

 و آن کسانی که در راه خدا کشته شده مرده نپندارید بلکه او زنده ابدی است ولیکن شما حقیقت را نمی دانید  

بسم رب الشهداء

 السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا" ما بقیت و بقی اللیل  والنهار و لا جعله الله آخرالعهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولادالحسین و علی اصحاب الحسین             

                                        (زیارت عاشورا)

 و به نام خدای بخشنده مهربان . به او خدائی همه چیزم از اوست هدف و مقصود و مردم از اوست ، به نام خدائی که جانم در دست اوست آینده ام در دست اوست و به نام خدای درهم کوبنده ستمگران و با سلام بر امت شهیدپرور . سلام بر امتی که اینجور و این انقلاب تا به اینجا رساندید و انشاء الله تا اینکه آن را به صاحب اصلی آقا امام زمان ندهید از این مبارزه دست بر نخواهید داشت و امیدوارم که راه شهدا را ادامه دهید و با سلام بر پدر و مادرانی که اینگونه بچه های خود به جبهه می فرستند و ثابت کردند که به حق یار خمینی هستند و اهل کوفه نیستند و با سلام بر فرمانده عزیزمان و افتخار رزمندگان شهید ذبیح الله عاصی زاده وصیت نامه خود را آغاز می کنم در آغاز می گویم از قول یکی از همسنگران شهیدم که می گفت دستانم را باز بگذارید تا مال پرستان و ثروتمندان بدانند که من با دست خالی رفتم و هرگز مال و ثروت به درد آخرت نمی خورد بلکه این توشه آخرت است که به درد می خورد . در روز قیامت نمی گویند که مال پرستان و ثروتمندان شما به علت اینکه مال زیاد و فراوان داشتید به بهشت بروید نه هرگز اینطوری نخواهد بود و چشمانم را باز بگذارید تا کوردلان بدانند که من با چشم باز رفتم و این راه شناختم و رفتم و هرگز کورکورانه نرفتم به فرمان امامم و رهبرم روح الله رفتم . ای کسانیکه از جبهه فرار می کنید و می گوئید که مرگ در جبهه است نه اینطور نیست بلکه مرگ هم در شهر خواهد بود هر موقع که خدا خواست مرگ شما فرا خواهد رسید. امت شهیدپرور ایران و مردم شهیدپرور اردکان ، به شما وصیت می کنم به اینکه یک موقع نشود امام را تنها بگذارید و امام را مانند نگین انگشتری در میان خود نگهدارید و هرگز امام را تنها نگذارید و من شرم آن دارم که اسم یک رزمنده برخود بگذارم چون من صفاتی که یک رزمنده دارد در خود  نمی بینم آن عزیزانی که نیمه های شب بلند می شوند و العفو العفوشان به آسمانها  می رود و اینکه چند کلمه باپدر و مادر،. تو ای پدر می دانم که فرزند خوبی برای شما نبوده ام می دانم که شما را اذیت کرده ام می دانم که فرمان شما نافرمانی کرده ام که انشاء الله به بزرگواری خود مرا ببخشید و ای مادرم تو هم همینطور نمی خواهم در مرگ من گریه کنید که با گریه کردن شما دشمن شاد و آن وقت که دشمن شاد روحیه پیدا می کند و به ماضربه می زند از شما می خواهم که گریه نکنید پدر و مادرم هنگامی که خبر شهادت فرزندتان را شنیدید دو رکعت نماز شکر بجا آورید و خدا شکر کنید که فرزندتان در راه کفر نرفت خدا شکر کنید که فرزندتان در راه احیای دین محمد ابن عبدالله شهید شد و تو ای برادرم امیدوارم در سنگر مدرسه درس بخوانی و انشاء الله بزرگ شوی و اسلحه به زمین افتاده را برداری و خواهرم تو هم امیدوارم زینب وار در مرگ برادرت شادی کنی و هرگز لباس مشکی نپوشی زیرا دشمن شاد می شود مگر شهادت تولدی دیگر نیست مگر شهادت تولدی دیگر نیست پس چرا شماها گریه و ناله می کنید و وصیتی دارم به همکلاسیانم شما ای همکلاسیان امیدوارم که درستان را خوب بخوانید و سنگر مدرسه را به خوبی نگهداری کنید و دراینجا به معلمین و مدیران خوبم که برای من خیلی زحمت کشیده اید قدردانی کرده تشکر کنم و باید مرا ببخشید . زیرا که حقی بر گردن ماها دارند و شاید به آنها اذیت و آزاری رسانده ام وبه برادران پایگاه می گویم نشود . یک موقع پایگاه را خالی نکنید و به پایگاه بیشتر بروید وضمناً برادرم حتماً جای خالی مرا در پایگاه پر کنید. در پایان از تمام اقوام و همسایگان و هم محله ها که مرا خواهند بخشید اگر بدی از من دیده اند مارا حلال کنند                         

                         محمدعلی هاتفی

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٤٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

 محمد علی هاتفی فرزند:عباس

بسم رب شهداء و الصدیقین

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

مپندارید کسانیکه در راه خدا جهاد می کنند و کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند

امروز که در جبهه ها احتیاج به نیرواست جوانان زیاد تر بروند و نگذارید برادرانشان خسته شوند.                                               امام خمینی (قدس سره )  

بنام الله یاری دهنده روح الله و به نام خدای شهیدان و با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی و بت شکن قرن امام خمینی ( قدس سره ) و با درود به امت شهید پرور و قهرمان ایران و دیگر خلقهای جهان و با سلام به تمامی رزمندگان که در جبهه های غرب و جنوب مشغول نبرد با کافران بعثی هستند و با درود بر ارواح پرفتوح شهیدان از صدر اسلام گرفته تا کنون به ویژه شهیدان بدر و اُحُد و شهیدان کربلای حسین و شهیدان کربلای ایران یعنی 72 تن شهید حزب جمهوری و دیگر شهیدان و با آرزوی پیروزی برای تمامی رزمندگان ، وصیتنامه خود را آغاز می کنم وصیتم به ملت و مردم اردکان این است که نماز جمعه را هر چه با شکوهتر برگزار کنید و در مراسم دعاها به ویژه دعای کمیل و توسل شرکت کنید و ای مردم اردکان نگذارید فرزندتان در خانه ها بمانند و مانع آنها نشوید و بگذارید به جبهه ها بروند و دوست دارم که در مراسم تشییع جنازه ام زیاد شرکت کنند و دوست دارم که دستم را از تابوت بیرون کنند و مشتم را گره بزنید تا مشتی باشدبر دهان منافقین ضد خلق و می خواهم که مادرم در مرگ من گریه نکند و برادرانم نیز از مرگ ناراحت نباشند و گریه نکنند . دیگر عرضی ندارم خداحافظ

 به امید فتح کربلا و قدس

محمدعلی هاتفی تاریخ 18/9/1361

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٤٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

حسن هاتفی فرزند:احمد

بسم الله الرحمن الرحیم

والعصرانالانسان لفی خسرالاالذین آمنواوعملوالصالحات وتواصوبالحق وتواصوباالصبر

با سلام و درود خدمت امام زمان و نایب بر حقش امام خمینی چند جمله به عنوان وصیت برای شما می نویسم امیدوارم که به آن عمل شود اولاً از همه خویشان و دوستان و آشنایان حلال بودی می طلبم و اگر از دست من ناراحتی دیده اید به خاطر خدا از من بگذرید و از خدا برای من طلب آمرزش کنید از شما پدر و مادر عزیزم می خواهم که در مرگ من گریه نکیند که راهی که من رفتم راه امام حسین بود و راهی بود که قاسمها و علی اکبرها رفتند یک ماه برای من روزه بگیرید و 20 روز نماز برایم بخوانید. هر کس که طلب من دارد از پدر من درخواست کند تا به او بپردازد و از امت شهیدپرور اردکان می خواهم که راه شهدا را ادامه دهند و نگذارند خون آنها پایمال شود و از همسایه هامی خواهم که اگر اخلاق تندی از من دیدند بر من ببخشند واز پدر و مادرم هم می خواهم که اگر نافرمانی شما کردم و یا حرف تندی زدم مرا ببخشید پولی که در بانک دارم هزار تومان به جبهه بدهید و هزار تومان به فقرا بدهید و از برادر بزرگم حسین می خواهم راه من را ادامه بدهد و اگر حرفی زده ام مرا ببخشدو برادرم عباس راه مرا ادامه بدهد و مرا ببخشد. از استاد خودم محمد خیلی تشکر می کنم . دیگر عرضی ندارم به امید پیروزی حق علیه باطل.

 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

حسن هاتفی تاریخ 24/10/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٤٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

علی هاتفی فرزند:اکبر

 بسم رب الشهداء و الصدیقین

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان متنعم هستند

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و یاری دهنده روح الله و با درود و با سلام بیکران به رهبر کبیر انقلاب این قلب تپنده امت اسلامی ایران و مستضعفان و با درود و با سلام به رزمندگان پرتوان جمهوری اسلامی ایران این یاوران امام حسین و این عاشقان کربلا و با درود و با سلام بر امت شهید پرور انقلابی که با کمکهای بی دریغ خود لحظه ای از یاد انقلاب و رزمندگان غافل نمی شوند . اینجانب علی هاتفی فرزند اکبر دارای شماره شناسنامه 432 متولد 1345 وصیت خود را شروع میکنم ملت مبارز و انقلابی نمی دانم وصیتم
 را چگونه شروع کنم هر مبارزی که در راه الله و برای پاسداری از اسلام و میهن پا به جبهه های حق علیه باطل می گذارد شوری دیگر در وجودش سرازیر می شود . ناز و نعمت شهر و خانواده دیگر آنجا و جود ندارد و تمام وجودش در اختیار خداوند متعال است یک رزمنده که به جبهه می آید از هر لحاظ ساخته
می شود . معجزات الهی را می بیند امام زمان را می بیند و درک می کند که جبهه چه جور مکانی است جبهه به قول امام یک دانشگاهی است که این دانشگاه همه
نمی تواننداز آن استفاده کنند کسانی می توانند در این دانشگاه درس بخوانند که نیتشان فقط برای خدا باشد و امتحان می دهند و حتماً قبول خواهند شد . این منافقان از خدا بی خبر که هر روز فاجعه برای ملت ما می آفرینند - بهشتی ها را ، مدنی ، صدوقی ، مطهری ، دستغیب و اشرفی اصفهانی و دیگر شهیدان را به شهادت میرسانند آیا لایق اینکه در این دانشگاه درس بخوانند هستند، مسلماً که نه آنها جهنم را در پیش روی خود دارند و از آتش خداوند در عذاب هستند. در باب تذکر این منافقان می گویم تا دور نشده دست از جنایات خود بردارند یک کمی فکر کنند تا از این منجلاب فساد رها شوند. ملت عزیز من کوچکتر از آن هستم که به شما پیام بدهم ولی در باب تذکر چند پیامی دارم اول اینکه ملت عزیز و شهید پرور شهرمان شما بودید که این رزمندگان را پایدار نگه داشته اید و به جبهه ها تا آن توانی که دارید کمک نمودید دوماً اینکه از امام غافل نشوید امام را دعا کنید و به ندای امام لبیک بگوید مساجد را پر کنید امام گفت ما از خالی شدن مساجد می ترسیم ولی از فانتومها نمی ترسیم امیدوارم همانطور که این مساجد را پر کرده اید برای همیشه انشاء الله این سنگر را ترک نکنید . دوستان و همشاگردان گرامیم شما هم اگر می توانید بیائید جبهه ها جای شهیدان را پر کنید تا پرچم اسلام به قوت خود پایدار باشد . اگر این پرچم بیفتد شما مسئول هستید. اما سخنی با پدر و مادر عزیزم پدر و مادر عزیزم من به جبهه آمدم تا ندای هل من ناصر ینصرنی امام حسین را لبیک بگویم و باعث افتخار اسلام است که همچون فرزندی را در راه اسلام دادید و افتخار برای شماست که به فرزندت اجازه دادید بیاید تا بر علیه کفر بجنگد. مادر و پدر عزیزم اگر از من بدی دیدید من را حلال کنید. مادر و پدر عزیزم من لیاقت این را ندارم که نام شهید را بر روی خود بگذارم ولی اگر شهید شدم در غم من گریه مکنید دشمن از گریه تو شاد می شود. خوشحال باش که فرزندت را در راه خدا دادی . برادرانم شما هم من را از بابت بدیهایی که به شما کردم من را ببخشید خویش و قومان اگر از من بدی یا خوبی دیده اید مرا حلال کنید در ضمن پدر و مادر عزیزم مقدار پولی را که (800 تومان) تحویل برادرم است برای ابوالفضل بدهید امیدوارم که در راه خیر واقع شده باشد. مادرم از خدا برای من طلب آمرزش کن چرا که نماز و روزه هایی که من خوانده و گرفته ام شاید درست نبوده مادرم به مدت 6 ماه برای من نماز بخوان تا گناهانم در پناه خداوند متعال بخشیده شود

 

والسلام  به امید دیدار در کربلای حسین

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٤۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید 

حسن نیک فرزند:مهدی

بسم الله الرحمن الرحیم

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

کسانیکه در راه خدا کشته می شوند مرده مپندارید بلکه زنده اند و نزد پروردگار خویش روزی می خورند

با درود و سلام به رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران خمینی بت شکن و مردم شریف و مبارزدر این مرحله از زمان انسان متعهد و مسئول باید تصمیم نهایی خود را اتخاذ کنند یا درجه والای شهادت یا ذلت و خواری یکی از این دو راه را. من به عنوان یک مسلمان مقلد امام راه اولی را اتخاذ کردم و با عشق به شهادت در مرز به جنگ با کفار بعثی پرداختم مگر ما از حسین (ع) بالاتر هستیم یا ارزش جانما بیشتر است . ای مردم مسلامان ما برای خاک نمی جنگیم ما برای اسلام عزیز می جنگیم اگر پیروز شدیم و اگر پیروز نشدیم ، شهیدان در نزد خداوند بزرگ روزی می گیرند من خود را کوچکتر از آن می دانم که شما را نصیحت کنم چون بالاتر و برتر هستید ولی پیامم به شما اینست که مردم آستینها را بالا بزنند و از جنگ و شهادت در راه خدا نترسید و امپریالیستهای شرق و غرب و اسرائیل
 کافر بشورید آنها دارند خون جوانان و پیران و بچه های ما را می مکند آنها در عوض در کاخهای سر به فلک کشیده به خوشگذرانی مشغولند تا کی می خواهید ذلت را تحمل کنید همیشه مقید به مکتب انسان ساز اسلام و رهبری فرزند حسین و الگوی مسلمانان واقعی و کامل و امید همه مستضعفین جهان ، امام کبیرمان خمینی بت شکن باشید و اما اگر من شهید شدم دعا کنید که خدا مرا در زمره شهیدان درگاهش قرار دهد و به مادرم بگوئید مادر آرزوی من برآورده شد و گریه مکن فقط دعا کن و به او بگوئید اگر گناهی در حق تو کرده ام به خاطر خدا مرا ببخش . چون که اگر تو مرانبخشید خدا هم مرا نخواهد بخشید و به پدرم بگوئید که من خدمتی برای تو نکردم ولی از تو درخواست می کنم به خاطر هر چه می پرستی مرا ببخشی و یک پیامی به ملت مبارز مسلمان دارم و آن این که اگر همه کشته شدند به جز یک نفر، من از آن یک نفر می خواهم که تسلیم دشمن نشود فقط تسلیم در برابر خدا باشد و ملت باید فقط متکی به خدا و قوانین خدا و اسلام باشند و گوش به فرمان روح الله یعنی خمینی بت شکن باشند و از رفقا و همردیفان خودم می خواهم که تا می توانند راه ما را ادامه دهند به امید دیدار در بهشت خدا حافظ برادر کوچکتان حسن نیک فرزند مهدی نیک به پدر و مادرم بگوئید که مدت سه ماه نماز برای من بخوانند چونکه من زیاد نماز نجس یا غلط خوانده ام و بیست روزه قضا دارم این هم برای من بگیرید خیلی متشکرم از لطفتان  

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٤٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

محمدعلی نوری فرزند:حسین

 بسم الله و بسم رب شهداء والصدیقین

 سخنم را به یاد خدای رحمان آغاز می کنم و به گفته امام ورهبرمان در این زمان مسئله اصلی جنگ است جنگ با ضد اسلام و با تمامی کفر و باطلها  

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

مپندارید آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدایشان روزی می خورند

و تو ای پدر و ای مادرم می دانم که زحمتهای زیادی برایم کشیده اید هنوز بیاد دارم ای مادر که شبها در کنار گهواره ام بیدار می ماندی و تو ای پدر چه زحمتهایی که برایم کشیدی تا بزرگ شدم ولی بدانید که مکتب ما شرف و هستی ما در خط است وظیفه ماست که در مقابل کفر ایستادگی کنیم از شما می خواهم که صبور و بردبار باشید و از امام عزیزمان بخواهید که برای ما دعا کند و اما پیامی که به ملت دارم این است که خداوند می فرماید :  واعدوا لهم مااستطعتم من قوه  همیشه نیروی دفاع داشته باشید توانا باشید مجهز به مهمترین اسلحه باشید برای دفاع از شهر. و از همه شمامی خواهم پیرو امام باشید و از شما می خواهم که مرا حلال کنید و دوستان و برادرانم بخواهید اگر از من چیزی دیده اند مرا ببخشند . به امید پیروزی اسلام بر کفر و ظهور حضرت مهدی (ع) و طول عمر رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی  

خدا حافظ

 فرزند کوچک شما محمد علی نوری

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٤۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

 محمدرضا نامزد فرزند:حسن

 بسم الله الرحمن الرحیم

 ومن یقاتل فی سبیل الله فیقتل او یغلب فسوف نوتیه اجر عظیماً       (سوره نساء آیه 74)

و هرکس در راه خدا مقابله و در راه خدا کشته شود یا فاتح گردد زود باشد که او را در بهشت ابدی اجری عظیم دهیم

 با سلام و درود فراوان بر امام زمان (عج) و نایب بر حقش حضرت امام خمینی و سلام و درود فراوان بر شهدای راه حق و فضیلت که با خلوص نیت شهید شدند ، سپس درود و سلام فراوان بر شما ای امت حزب الله و شهید پرور قهرمان ایران خاصه مردم شهید پرور اردکان  با عرض معذرت اینجانب فرزند کوچک و حقیر شما وصیت نامه را شروع می کنم ولی ای مردم حزب الله من کوچکتر از آنم که به شما نصیحتی بکنم ، ولی چون نوشتن وصیت نامه برای هر فرد مسلمانی امری واجب است این جانب چند جمله ای برای شما نوشته ام . من با امام امت خمینی بت شکن میثاق بسته ام و به او وفادارم زیرا که او به اسلام و قرآن وفادار است و اگر چند بار مرا بکشند و زنده ام کنند ، دست از او نخواهم کشید. ای کاش چندین جان داشتم و فدای رهبر عزیز می کردم ، ما تمامی امت حزب الله جانمان فدای یک لحظه عمر امام خواهیم کرد . ای مردم شهیدپرور اردکان ، ای برادران عزیز و ای خواهران و ای پدران و ای مادران عزیز بیشتر در امام دقیق شوید و سعی کنید عظمت او را بیابید و خود را تسلیم او سازید و صداقت و اخلاص خود را همچنان خفظ کنید. اگر فیض شاهدت نصیبم گشت آنان که پیرو خط سرخ امام نیستند و به ولایت او اعتقاد ندارند بر من نگریند و بر جنازه من حاضر نشوند. اما باشد که خون شهدا آنان را متحول و به رحمت الهی نزدیک کند . ای کسانی که به دیدار امام می روید سلام گرم مرا که از اعماق جان ودل بر می خیزد به او برسانید و بگوئید تا آخرین قطره خون سنگر را ترک نخواهم کرد. ای امت شهید پرور و قهرمان از فرستادن جوانانتان به جبهه ها مضایقه نفرمائید و یا بگوئید بچه من یک دفعه به جبهه رفته است و دیگر بس است ، همه شماها مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه نبرد با کفار بفرستید و حتی اگر جسد فرزندانتان را هم تحویلتان ندادند غمگین نشوید ، زیرا مادر وهب فرمود: سری را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم . سلام مرا به دانش آموزان عزیز و گرامی برسانید، مخصوصاً دانش آموزان دبیرستان شرف ای برادران دانش آموز بشتابید به سوی جبهه نبرد با کفر و جبهه ها را پرکنید . که به گفته اماممان در حال حاضر مسئله اصلی ما جنگ است و هر چه زودتر باید این جنگ را با پیروزی کامل به پایان برسانید ، ای برادران دانش آموز بشتابید به سوی جبهه ها و به جای قلم،اسلحه بدست بگیرید، برای جبهه رفتن بهانه نیاورید . انشاء الله بعد از جنگ با پیروزی کامل و آزادی کربلا و قدس به کلاس درس باز خواهید گشت و درس را ادامه خواهید داد. سلام مرا به تمام معلمین که در راه با سواد کردن من کوشیده اند برسانید و اگر از ما ناراحتی و بدی دیدند مرا ببخشند. ای پدر و مادر عزیز اگر از من بدی دیدید که حتما" دیده اید مرا با آن لطف و رحمت خودتان ببخشید و مرا ببخشید که نتوانستم برای شما فرزندی خوب و دلسوز باشم ، فقط مادر عزیز خیلی دلم می خواست که سنت پیغمبر اکرم (ص) (ازدواج) را به جای بیاورم تا دینم کامل بشود. ای برادران و ای دوستان گرامی زیاد گریه برای شهید نکنید، کمی گریه به حال خودتان بکنید و به خود بیائید که چگونه از این دنیا می روید ، آیا بناست بر اثر تصادف از این دنیا بروید و یا بناست با هوای نفسانی و مادی پرستی در بستر بمیرد شهدا که راهشان و هدفشان معلوم است و آنها بعد از شهادت با پیامبر اکرم (ص) و یارانش ننگ است برای ما جوانان بسیجی و پاسدار که در بستر بمیریم . ما باید مثل آقا و سرورمان حسین در میدان نبرد با یزیدیان شهید شویم . تا خون ما باعث پا برجایی اسلام شود. خدایا ما با تو پیمان بسته بودیم که تا پایان راه برویم و بر پیمان خویش همچنان استوار ماندیم . از امت حزب الله و شهیدپرور تقاضا می کنم که دعاهای عاشورا را حتماً بر روی قبر شهدا بخوانید چون که شهدای ما از یاران امام حسین (ع) هستند و به عشق او به جبهه ها رفتند و شهید شده اند. از پدر و مادر و برادران و خواهرانم می خواهم که زیاد ناراحت نشوند که یک نفر از خانواده شان شهید شده است شما افتخار کنید که فرزندتان در راه خدا شهید شده است. امام عزیزمان فرمود: مرگ مخالفین اسلام نزدیک است . تمام اقوام را سلام برسانید. محمد رضا نامزد.

 مادر منشین چشم بره بـــر گذر امشب   بــــر خـــانـه پر مهر تو دیگر نشتابم بـاخـواهـر مــن نیز نـگوئیـــد چون تازه جوان است تحمل نتوان کرد لیکـن پدرم خـواست اگــر پیگر من را آهسته بگوئید ته سنگر فتــــاده است آنان که غمت را به جـان خریدندحسین یکباره دل از جهــان بـریدنــد حسین افـسوس کـشته خــونـی کـفن ایران  جـان دادید و کــربلا نــدیـدنـد حسین

  برادر حقیر شما محمد رضا نامزد    

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٤٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

 مجید ناظمی زاده فرزند:غلامعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

 یا ایهاالذین آمنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم . تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ذالکم خیر لکم ان کنتم تعلمون یغفر لکم ذنوبکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار و مساکن طیبه فی جنات عدن ذالک الفوز العظیم .                                                                (سوره صف آیه های 10 الی 13)

 

 حمد و سپاس خدای تعالی که صراط مستقیم را بر ماعطا کرد و نور اقدس هدایتش را بر دلهای ما تاباند و توفیق جهاد و مبارزه در راه خودش را به ما عطا فرمود و با آمدن امام حجت و نعمتش را بر ما کاملتر گردانید. ای مومنین بدانید دنیا جای تجارت است ، دنیا جای خرید و فروش است ، دنیا گذرگاه است ، دنیا جای ماندن نیست ، دنیا پلی است برای رسیدن به حیات ابدی ، دنیا مزرعه ای است برای کشتن و برداشت کردن در آخرت ، بنا بر این دل به دنیا ندهید که باعث می شود از آخرت غافل شوید و در این تجارتخانه نه تنها استفاده نکنید بلکه خسرانی که غیر قابل جبران است گریبانگیرتان شود. روح و خلقت کامله ای که خدا در ما دمیده است والاتر از این مسائل است که ما بخواهیم با دل بستن به مادیات و شهوات دنیا این فطرت پاک و روح قدسی را که خداوند در وجود ما قرار داده است به بند بکشیم و رفته رفته خویهای حیوانی در ما رشد کند . لذا امیرالمومنین علی (ع) خطاب به دنیا می گوید:  ای دنیا برو دیگران را بفریب که من تو را سه طلاقه کرده ام . و در قرآن کریم نیزمی فرماید: حب الدنیا راس کل خطیئه ( دوستی دنیا ریشه تمام گناهان است )         خدایا توفیق بریدن از دنیا و پیوستن به آخرت را به همه مومنین عنایت بفرما. وصیت من به امت قهرمان ، مستضعف و شهیدپرورایران این است که همیشه و در همه حال پیرو ولایت فقیه باشید و با خونتان و با مالتان امام و اسلام را یاری کنید و این آیه شریفه را مد نظر داشته باشید که (جاء الحق و زهق الباطل ) چند جمله به پدر و مادر عزیزم به عنوان وصیت ، هر چند در طول این مدتی که شما برای من زحمت کشیده اید من نتوانسته ام جبران زحمات شما را بکنم و توقعاتی که هر پدر و مادری از اولاد خود داردند، بجا بیاورم ولی از ته دل متذکر به زحمات شما میباشم و امیدوارم که مرا حلال کنید . وصیت من به شما این است شما که خواستار سعادت ابدی هستید در همه حال و همیشه از امام پیروی کنید و تمام فرامین امام را حتماً مو به مو انجام دهید و انشاء الله اگر توفیق شهادت پیدا کردم بر شهادت من شادی بکنید ولی شیون و زاری نکنید. دیگر بیش از این صحبتی ندارم خون من بهتر از قلم برای شما سخن خواهد گفت  خواهران عزیزم سعی کنید در زندگی خود فاطمه زهرا(س) و زینب کبری (ع) را در همه حال الگوی خود قرار دهید و یک قطره از اقیانوس بی کران صبر زینبی را درخودتان بوجود بیاورید  برادر عزیزم یک وصیت به تو دارم انشاء الله که انجام می دهی این که در زندگی صبر را پیشه خود قرار بده و در راه رسیدن به هدف ثابت قدم باش اول حق را بشناس که با شناختن حق هست که انسان اهل حق و باطل را خواهد شناخت . خواندن قرآن را فراموش مکن و در زندگی ائمه معصومین را سر مشق خود قرار بده در پایان از تمام اقوام و دوستان و برادرانی که من را می شناختند حلالیت می طلبم و التماس دعای خیر دارم. پدر و مادر عزیزم از آنجا که حق الله در طول زندگی انسان باید به جا بیاورد و من در به جا آوردن آن از روی نادانی غفلت کرده ام ، لذا برایم دو سال نماز و سه ماه روزه قضا بجا آورید و دعا برای سلامتی امام را فراموش نکنید  

والسلام علی من التبع الهدی

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 مجید ناظمی زاده اردکانی فرزند غلامعلی تاریخ 28/11/1362

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۳٩ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

بسم الله الرحمن الرحیم متن وصیتنامه شهید

 امرالله ناصری فرزند:غلامرضا

 بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شدهاند مردهاند بلکه زنده اند و در نزد خدایشان روزی می خورند

با سلام و درود فراوان به مهدی این منجی عالم بشریت و با سلام و درود بی کران به ناب بر حقش خمینی بت شکن و با سلام و درود بی پایان به خدمتگزاران خط توحید و خط سرخ حسینی ، وصیتنامه ام را با این جمله شروع  می کنم انالله واناالیه راجعون پدرم سلام ، از شما می خواهم که برایم گریه و زاری نکنید چون گریه شما باعث خوشحالی منافقین می شود ، همچنین لباس سیاه نپوشید . خدا شکر کن که خداوند چنین فیضی نصیب فرزندت کرد . از شما می خواهم که امام را تنها نگذارید . در دعاها و نماز جمعه شرکت کنید همیشه از خداوند سلامتی و طول عمر رهبر عزیز را بخواهید همسرم سلام ، سلامی گرم از قلبی خونبار ، از شما می خواهم که بعد از مرگ من گریه و زاری نکنید . صبر و استقامت پیشه کن چون خدا با صابرین است. همانطوری که قرآن می فرماید یا ایها الذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلوه ان الله مع الصابرین همسرم کاری کن زینب گونه باشد. در رشد فرزندانم کوشا باشی آنها را در محیط اسلامی پرورش ده برادران و خواهرم سلام بر شماها، از شماها می خواهم که برای من گریه و زاری نکنید و لباس سیاه نپوشید هرگز امام را تنها نگذارید ، طول عمر و سلامتیش را از خدا بخواهید ، به اسلام خدمت کنید ، تا آخرین قطره خونی که در بدن دارید از خدمت در راه اسلام و خدا دریغ نورزید. امیدوارم که از من راضی باشید و به خاطر بزرگی خودتان مرا عفو کنید . اقوام و خویشانم ، همسایگان و دوستانم سلامم بر شماها باد امیدوارم که از من راضی باشید به خاطر بزرگی خودتان مرا عفوکنید باز ای پدر بزرگوارم سلام ، امیدوارم که از بنده راضی باشید و مرا عفو کنید - خدا را شکر کن که خدا چنین فیضی نصیب فرزندت کرد. خاله ام سلام ، از شما  می خواهم که در غم من گریه و زاری نکنید، از من راضی باش و مرا ببخش  از شماها می خواهم که قبر من در قبرستان فخر آباد باشد و مرا در این مکان بخاک بسپارید

 والسلام

 الهی الهی حتی ظهور المهدی احفظ لنا الخمینی

 امرالله ناصری مورخ 11/11/1361


 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۳۸ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

علی میهن پرست فرزند:محمدعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

ولعصرانالانسان لفی خسرالاالذین آمنواوعملوالصالحات وتواصوبالحق وتواصوبالصبر ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه . یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون اشهد ان لا اله الاالله و اشهد ان محمد رسول الله

سلام برا مام امت که رهبری چون پیامبر است برای این ملت . سلام بر پدر و مادر عزیزم که فرزندی را به این سن و سال رساندند و روانه جبهه ساختند و سلام بر برادرانی که در کردستان پشت سنگرند و با منافقین به پیکار بر خواسته اند و سلام بر ملت شهید پرور ایران وصیت به برادران و خواهران و پدر و مادر،. برادران و خواهران سعی کنید دست به دست یکدیگر دهید و منافقین را از صحنه بدر کنید و هیچ فرصتی به آنها ندهید که بخواهند به فعالیت خود ادامه دهند . برادران سعی کنید که هر چه زودتر به یاری رزمندگان در جبهه ها بشتابید زیرا بعد از جنگ با عراق نوبت جنگ با اسرائیل صهیونیسم است و خواهران من سعی کنید از لحاظ پرستاری و یا کارهای دیگر به رزمندگان در جبهه ها کمک کنید و پشتیبانی محکمی برای رزمندگان باشید . پدر بزرگوارم باید مرا ببخشید چون سرپیچی من از فرمان شما زیاد بوده و مرا ببخشید از آن راهی که رفته ام وقتی به آرزویم رسیدم آسوده و راحت باشید و پدر بزرگوارم از اینکه مرا به این سن رسانده اید تشکر می کنم اجرتان با خدا باد. مادر عزیزم از اینکه زحمتهای فراوان را برای من متحمل شده اید تشکر می کنم اجر شما نیز با خدای توانا. برادران و خواهران عزیزم توصیه من به شما این است که شکرگذار این نعمت الهی باشید و قدر آن را بدانید آن نعمت الهی امام امت که با رهنمودهای خود توانسته است اسلام را گسترش دهد . همچنین با رهنمودهایش توانسته این چنین رزمندگان را به جبهه بفرستد که هیچ قدرتی نمی تواند در مقابل این رزمندگان دوام داشته باشد . برادران و خواهران پیرو خط امام باشید و از او پیروی کنید و شکرگذار خدا باشید . برادران عزیز این راهی که رفته ام هر چند پیروزی و آرزویم شهادت است اگر پیروز شدیم که به جای خود اگر به آرزویم رسیدم شما باید راهم را ادامه دهید و آنچنان مشت محکمی بردهان این منافقین بزنید که دیگر با ملت طرف نشوند . خواهران عزیزم وقتی به آرزویم رسیدم شما باید زینب وار راهم را ادامه دهید . مردم عزیز و خواهران و برادران وظیفه شماست که رزمنده هایی که در جبهه هستند کمک کنید و برای آنها نیرو و یا امکانات مورد نیاز بفرستید و شما هستید که باید پشتیبان رزمنده ها باشید و نگذارید که منافقین در داخل به کار و راه خود ادامه دهند. پدر و مادر عزیزم وقتی که من شهید شدم شما باید خوشحال باشید و حوصله به خرج دهید استقامت داشته باشید و هیچ نگران نباشید از مردم دعوت کنید که در تشییع جنازه ام شرکت کنند و در تشییع جنازه ام شیرینی بدهید و مرا در کنار شهیدان به خاک بسپارید . پدر و مادر من یک خواهش از شماها دارم و این است که یک ماه برایم نماز بخوانید و پنج روزه دارم که شما آن روزه ها را برایم بگیرید و عباس برادر کوچکتراز من ، امیدوارم بعد از شهادت من ، سنگرم را خالی نگذارد و اسلحه ام را بر دوش گیرد و روانه جبهه ها شود و دیگر هیچ عرضی ندارم و از شماها می خواهم امام را دعا کنید.

خداحافظ به امید دیدار در آخرت

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 علی میهن پرست اعزامی از اردکان یزد

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۳٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

محمود میری فرزند:محمد

 بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند ، بلکه زنده اند و در نزد خدای خود روزی می خورند

با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران . از خداوند متعال خواهانم که از عمرما بکاهد و بر عمر رهبر انقلاب بیافزاید. سلام بر شهداء و معلولین جنگ ، سلام بر رزمندگان پر توان اسلام پدر بزرگوارم ، اگر شهید شدم از شما می خواهم گریه نکنید این یک افتخار است نمیخواهم خم به ابرو بیاورید که ضد انقلاب خوشحال شود . مادر مهربان که مرا چند سال با خون دل بزرگ کردی تا توانستم راه خودم همان راه انبیاء است بشناسم و به وظیفه ام عمل کنم اگر عاقبت به تنها آرزوی خودم که شهادت است رسیدم مبادا برایم گریه و ناله کنی و به خواهران و برادرانم هم بگو که گریه نکنند من نمی گویم گریه نکنید ، گریه برای علی اکبر و قاسم بکنید . مادر جان شما فکر بکن همه مرگ دارند ولی چه بهتر که شهادت باشد و خداوند یک روزی امانتی به شما داده و حالا پس گرفته است به خود ببال و خوشحال باش که موفق شدم به ندای هل من ناصر حسین زمان لبیک بگویم و به جبهه بروم و به آرزوی خودم برسم . اخوی احمد ، بعد از شهادتم اگر بدنم قابل شستشو است با دست خودت مرا بشوی و با کمک برادرها مرا در خاک بگذاریداز همگی شما پدر ، مادر ، برادرها ، خواهرانم و... می خواهم که مرا ببخشید از همکلاسیهایم و دوستانم می خواهم که همگی مرا ببخشید برادرجان علی با دست خودت شب جمعه روی قبرم حجله گاه درست کن و شیرینی بده و برای رزمندگان در مسجد و در هر جا برای رزمندگان اسلام دعا کنید .

خداحافظ . التماس دعا محمود میری تاریخ 28/9/1365

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۳٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

سیدعلی میرقانعی فرزند:سیدحسین

 بسم الله الرحمن الرحیم

باسلام و درود بررهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و با سلام بر سرور شهیدان و رهبر آزادگان که درس شهادت را به امت مسلمان آموخت و با سلام و درود بر امام زمان آن منجی عالم بشریت و با درود و سلام بر کلیه شهدای اسلام از صدر اسلام تا کنون ، وصیتم را شروع می کنم  

بسم رب الشهداء و الصدیقین

 خدمت امت مسلمان و شهیدپرور سلام علیکم

( و به ما صبرتم یا ایهاالذین آمنوا هل ذالک علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم تومنون بالله و برسوله و تجاهدون باموالکم و انفسکم ذالکم خیرلکم ان کنتم تعلمون )      

ای کسانی که ایمان آورده اید آیا می خواهی شما را به تجارتی که شما را از عذاب دردناک آخرت نجات بخشد دعوت کنم و آن تجارت این است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با مال و جان در راه خدا جهاد کنید اگر دانا باشید این کار از هر تجارتی بهتر است

 بسیار خدا را شکر می کنم که با وجود اینکه گنهکار و روسیاه بودم نگاهی به سویم انداخت و توفیقی به من داد که چند لحظه ای پهلوی رزمندگانش قرار بگیرم و از آنها درس اخلاق و روحیه بگیرم . خدایا به من نیروئی عطا کن که بتوانم در راه تو قدمی بردارم که تو خشنود شوی . بارالهی می دانی که من کوچکتر از آنم که به مردم شهیدپرور و همیشه در صحنه وصیت کنم، ولی چند کلمه به عنوان تذکر به آنها  می گویم ، اول چند کلمه به افرادی که فرزندانشان می خواهند به جبهه بروند و آنها  نمی گذارند ، تذکر می دهم ای پدر و مادرهایی که نمی گذارید فرزندتان به جببه بروند من می دانم که شما فرزندتان را دوست می دارید و حب پدر و مادری در شمااست ولی حالا جای این صحبتها نیست و جبهه احتیاج به فرزند شما ها داردتا اسلام یاری شود و شما ها هم وظیفه داری که فرزندانتان را برای یاری اسلام به جبهه بفرستید و اگر موقعی پیش آمد که اسلام زیاد یاری کننده می خواهد شماها آن وقت خودتان هم باید به یاری اسلام بروید . شما مادرها باید مانند مادر حنظله شمشیر را به کمر فرزندانتان ببندید و آنها را روانه جبهه کنید حال اگر آنها شهید شدند که افتخار بزرگی نصیب خودشان و شماها شده است و اگر هم زنده ماندند دوباره به خانه خودتان بر می گردند. اگر که می ترسی وقتی فرزندتان را به جبهه می فرستید شهید شود نترسید زیرا خداوند دورباره به شماها فرزند می دهد ولی اگر خدای نکرده اسلام از بین برود دیگر برگرداندنش مشکل است . پس برای اینکه اسلام باقی بماند و از بین نرود شماها فرزندانتان را به یاری اسلام بفرستید . ای پدر و مادران فرزندان خردسال و کوچک خود را هم جوری تربیت کنید که در آینده عاشقان اسلام و یاری کنندگان اسلام باشند. و شما ای ملت مبارز و همیشه در صحنه اول شما را وصیت می کنم به تقوا ( اوصیکم بتقوالله ) و دوم اینکه همانطور که تا بحال خوب به جبهه ها کمک  کرده اید و مالها و جنسهایتان به جبهه فرستاده اید امیدوارم که همینطور ادامه دهید . و همیشه به جبهه ها کمک کنید تا اینکه رزمندگان بجنگند و اسلام را یاری کنند و سوم اینکه شماها همیشه به فکردعا و ثنا هستید و در فکر امام هستید و همیشه امام را دعا می کنید واو را بسیار دوست می دارید ولی من هم به عنوان تذکر به شما می گویم که به دعا و ثنای خود بیفزائید و ادامه بدهید و همیشه امام را دعا کنید و در فکر او باشید و او را دوست بدارید شما مردم امام بزرگوار رامانند فرد لب تشنه ای که در تابستان گرم چند روز پی در پی آب به دستش نرسیده و دارد از تشنگی می میرد و او آب را دوست می دارد و اگر مقداری آب به دستش رسد بسیار آن را نگهداری  می کند و مواظب است که حتی قطره ای هدر نرود شما مردم مبارز هم مانند آن فرد لب تشنه که آب را دوست می دارد امام را دوست بدارید و در فکر او باشید و او را نگهداری کنید و به فرمایشهای او گوش فرا دهید . ای مردم شهیدپرور اگر موقعی پیش آمد که اسلام در خطر است باید فرزندان کوچک و پیر مردهایتان را هم به جبهه بفرستید ، زیرا اسلام علی اصغرها و حبیب ابن مظاهرها را هم می پذیرد و شما ای دانش آموزان عزیز و گرامی به درس خود ادامه دهید و اگر موقعی اسلام احتیاج به شما پیدا کرد درس را ترک کرده و به یاری اسلام بشتابید. و اینکه ای پدر و مادر عزیز و گرامیم اگر توفیقی نصیبم شد و من به آرزویی که تمام رزمندگان دارند یعنی شهادت رسیدم امیدوارم که شماها به خاطر من گریه و زاری نکنید و صبر و استقامت داشته باشید زیرا اگر منافقین با دشمنان گریه و زاری شماها را بشنوند خوشحال می شوند و برای مسلمانان تبلیغ بد می کنند مثلاً می گویند که امام فرزندان مردم را مجبور می کند که به جبهه بفرستند که پدر و مادرشان اینطور گریه و زاری می کنند . ای پدر و مادر عزیزم صبر کنید و با صبر و استقامت خود به پدر و مادر رزمندگان روحیه بدهید . امیدوارم که اگر به شماها آزار اذیتی کرده ام و یا به حرفتان گوش نکرده ام مرا عفو کنید و مرا حلال نمائید . من از آن وقتی که به تکلیف رسیدم تا حالا نمازهایم را کج و کور خوانده ام انشاءالله که خدا قبول کند . ولی 18 روز روزه دارم که موفق نشدم بگیرم امیدوارم که این 18 روز روزه را شما برایم بگیرید. خدا انشاء الله توفیقتان بدهد و شما ای برادران عزیزم امیدوارم بعد از من نگذارید اسلحه من به زمین بیفتد و شما اسلحه را بدست بگیرید و به یاری اسلام بروید و راه شهیدان را ادامه دهیدو نگذارید که اسلام بی یار و یاور بماند و در پایان به خواهرانم می گویم که ای خواهران من امیدوارم که به خاطر من گریه و زاری نکیند و زینب گونه اسلام را یاری کنید  

والسلام علی عبادالله الصالحین

 میرقانعی تاریخ 26/10/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۳٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

سیدعلی میرشمسی فرزند:سیدحسین

بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خداوند بخشنده مهربان بنام آنکه به همه ما هستی و توان بخشید و بنام آنکه تمام کرات آسمانی در کفه قدرت اوست و بنام آنکه نامش مرهم دلهاست و بنام آنکه نامش زینت دهنده و صفا بخش کارهاست و بنام آنکه حیات و ممات همگی در دست اوست. و بنام آنکه بماها چگونه زیستن و چگونه مردن را می آموزد . از آنجائی که هر فرد مسلمان باید وصیت نامه داشته باشد من بنده عاصی خداوند وظیفه خود دانستم که چند کلام شکسته و بسته ای را بنویسم امیدوارم که وظایف خودم تا حدودی عمل کرده باشم . واز همینجا دیگر مطالب خودم را شروع می کنم . قرآن کریم می فرماید کتب علیکم الفتال وهوکرهلکم وعسی ان تکرهواشیاً وهو خیرلکم و عسی ان تحبواشیاً وهو شرلکم والله یعلم وانتم لاتعلمون همه حکم جهاد برای شما مقرر گردید و حال آنکه بر شما ناگوار و مکروه است چه بسیار شود که چیزی را شما ناگوار شمارید ولی بحقیقت خیرو صلاح شما در آن بوده و چه بسیار شود که دوستدار چیزی هستید و در واقع شرو فساد شما در آن است و خداوند بمصالح امور داناست و شما نادانید. سوره بقره آیه 216 درود فراوان بر یگانه منجی عالم بشریت و در هم کوبنده مستکبران عالم و با درود فراوان بر نائب بر حقش و بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران امام امت خمینی عزیز مدظله العالی و با درود فراوان بر تمام عزیزان سنگر نشین و رزمندهای که با عزم و رزم شان تمام جنایتکاران را رسوا و ذلیل نموده اند و چنان رعب ووحشتی در دل این مستکبران بوجود آورده اند که هر کجا یک رزمنده مشاهده کنند از وی حراسناک می باشند و سعی می نمایند به هر وسیله ای که شده این رزمنده راازحالت رزمندگی خارج ودیگر آن حالت و آن روحیه رزمندگی را نداشته باشد . و با درود فراوان به تمام شهدا، این عزیزانی که با خون خودشان اسلام و قرآن را یاری نموده اند و از برکت خون این عزیزان مسلمانان را از خواب غفلت بیدار نموده اندو همچنین از برکت خون شهدا حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) که فرمودند . من مرگ را جز عقیده و جهاد نمی دانم و باید متذکر شوم که همین گفته نیز در صحبتهای کلام تک تک رزمندگان ما نیز بوجود آمده است بر اساس همین گفته است که اینگونه شجانه و مردانه در برابر تمام کفر مبارزه می کنند . و با درود فراوان بر تمام امت شهید پرور ایران که همیشه و در همه حال در تمام صحنه ها خطیر حضور فعالانه دارند. و همیشه گوش بفرمان امام بوده و خواهند بود و از همینجا دیگر چند وصیتی که نسبت به امت دارم شروع می کنم اینک از تک تک ملت می خواهم همیشه بیاد خدا باشید و لحظه ای از خدا غافل نشوید و نگذارید که شیطان بر شماها مسلط گردد چرا که اگر شیطان بر کسی مسلط شد تا ابد در جهنم بسوزد از شماها می خواهم که دائماً بیاد خدا باید و هرگز معصیت خدا را انجام ندهید و اگر هم معصیت نمودید زود به درگاه خداوند استغفار نمائید و همچنین از شماها می خواهم که همیشه و همه حال یارویاور اسلام و رهبر باشید و از دستوارتش که همان دستورات امام زمان (ع) و خدا می باشد مو به مو اطاعت کنید و نگذارید که دل رهبر آزرده و ناراحت گردد چرا که اگر خدای ناکرده دل رهبر آزرده گردد خداوند این نعمت را از شماها می گیرد وبر شما ها کسی را مسلط می نماید که دیگر نمیگذارد لحظه ای آرام و آسوده زندگی کنید چنانکه در تاریخ زیاد این برخوردها وجود دارد مثلاً مردم کوفه قدر حضرت علی را نداشتند و از دستوراتش اطاعت نمی کردند و از وی حمایت نمی کردند و چقدر او را آزردند و هر چه گفت خلاف آنرا عمل کردند در نتیجه خداوند هم این نعمت را از آنها گرفت و برآنان کسی را مسلط نمود که آنها لایق آنان بود که او نیز منصور دوانقی بود که نامش و جنایتش در سر لوحه تاریخ قرار دارد و از لحاظ جنایت نمونه است در جمع جنایتکاران چرا این ملت خداوند این جنایتکار را برایش قرار داد برای اینکه آنها قدر نعمت را نداستند و شکرش را بجای نیاوردند و در نتیجه اینطور مبتلا گشتند و چنانکه شاعر هم در این باره شعری سروده است  

شکر نعمت نعمتت افزون کند                            کفر نعمت از کفد بیرون کند

اگر ما شکر نعمتهای خداوند را بجای آوریم خداوند هم نعمتهایش را بر ما زیاد تر   میکند ولی اگر خدای نکرده کفران نعمت کنیم آن نعمت را از ما می گیرد و به کسی میدهد که لیاقت آنرا داشته باشد بنابر این از شماها می خواهم که قدر این نعمت را بدانید و از آنها بنحو احسن استفاده کنید نگذارید این نعمت از دستتان برود و این گوهر عظیم را محافظت کنید و قدر این امام و جمهوری اسلامی را بدانید و وصیتی دارم به تمام جوانان این مرز و بوم . آنهائی که ببرکت خون شهدا حالا دارند آزادانه زندگی می کنند و در پناه حکومتی بسر می برند که همه اینها مدیون خون شهدا می باشد . لذا از شماها می خواهم که اولا سلامم را از راه دور پذیرا باشید و در ثانی نگذارید این جبهه ها خالی بماند چرا که اگر خالی بماند دشمنان شما خیلی خوشحال می شوند و آنروز دیگر باید عزای اسلام و مسلمین را گذاشت بدانید که این جنگ همانطور که امام عزیزمان فرمودند برای ما نعمت است . و این جنگ یک امتحان الهی است برای همه ماها سعی کنید از این امتحان سرفراز و سربلند بیرون آئید و در روز قیامت در پیشگاه خداوند و ائمه و شهدا روسفید باشید و مطلب دیگر اینکه سعی کنید همیشه از این دولت خدمتگذاری و مسئولین دولتی و ائمه جمعه و دیگر مسئولین زحمتکش را حمایت کنید. و مطلب دیگر هم اینکه از دولت و مسئولین مملکتی می خواهم که قدر این ملت را بدانید چرا که این ملت در دنیا که هیچ بلکه در تاریخ از لحاظ اخلاق و رفتار و کمک نمونه و الگو می باشد . سعی کنید به دردهای این ملت محروم و مستضعف رسیدگی کنید و آنها را از اسلام و دولت خوشحال نگه دارید و سعی کنید با اخلاق خوب و گیرای خودتان دوستان زیادتری برای اسلام و قرآن پیدا کنید و در برابر مخالفین و منافقین و دیگر توطئه گران موضع سرسختی را بگیرید و روی خوش به اینها نشان ندهید و نگذارید از اخلاق و رفتارتان سوء استفاده کنند و در برابر مکرهایشان شما هم مکر کنید و بدانید که قرآن هم در این رابطه آیه ای دارد که می فرماید مکرو و مکرالله والله خیرالماکرین اگر کسی در برابر خداوند مکر کند خداوند هم بر ایشان مکر می کند و خدا بهترین مکر کننده هاست . پیام دیگر بنده این است که عزیزان دانش آموز سعی کنید هر روز قرآن را مطالعه کنید و درسها را بنحواحسنت بخوانند و این را هم بدانید که فردا مملکت به قانون گذارانی متعهد و مسلمانی چون شماهارا دارد بنابراین سعی کنید درس بخوانید تا فردا بتوانید کشور خودتان را ازنفوذ افراد بیگانه و خود فروخته حفظ کنید چرا که اگر اینکار نکنید فردای قیامت خیلی سخت می باشد چرا که باید جواب خون شهدا را بدهید . امیدوارم در هر کجا که هستید موفق باشید و خداوند به شماها توفیق بدهد تا بتوانید هر چه بیشتر درس بخوانید . صحبت دیگرم با مادران این شیر زنان می باشد . از این مادران می خواهم مانع فرزندانشان از رفتن به جبهه ها را نشوند چرا که این عزیزان به راهی می روند که حسین بن علی (ع) رفتند و علی بن ابیطالب و پیامبر و حمزه عموی پیامبر و بهشتی و رجائی و باهنرها رفتند و اگر خدای ناکرده مانع فرزندان خود شوید فردای قیامت در برابر حضرت زهرا (س) خجالت زده و شرمنده هستید پس اگر می خواهید در حضور زهرا(س) شرمنده نباشید و سرافراز و سر بلند باشید مانع از رفتن فرزندانتان به جبهه ها نشوید و سعی کنید فرزندانتان را هر چه زودتر از صفحه تاریخ محو و نابود سازند و مطلب دیگرم به پدران و مادران و همسران اینست که اگر فرزندتان شهید یا مفقود و یا اسیر شد ناراحت نباشید و بدانید که خداوند هر کس را که بیشتر دوست می دارد او را بیشتر به امتحانات سخت و دشوار می آزماید و شعری هم در این رابطه هست که عبارت است: از هر که در این درگاه مقربتر است جام بلایش بیشتر است همانطوری که روز عاشورا امام حسین را اینطور آزمایشهای سخت برایش خداوند بیش آورد و نقل می کنند هر چه روز عاشورا نزدیک می شد چهره امام حسین بر افروخته تر می شد چرا که مردان خدا می دانند همه این سختیها و کشتارها و تشنگی ها امتحانی است که خداوند برایشان مقرر فرمود تا اینکه راستگو از دروغگو شناخته شود و این را هم بدانید که هر چه از دوست رسد نیکوست مبادا این حرف منافقین و افراد از خدابی خبر که هیچ چیز را نمی داند که میگویند شما که نماز و روزه می گذارید چرا اینگونه مبتلا نشدید در در حالی که فلانی که نماز نمی خواند اصلا به درد و رنجی مبتلانمی شود مبادا این گفته ها در شما اثر بگذارد و روحیه شماها ضعیف گردد. با صبر و استقامت خودتان اینها را از خود ترد کنید و آنها را ار خود نا امید و مایوس کنید . ودر پایان برای اسلام و مسلمین پیروزی از خداوند متعال خواهان و خواستاریم دیگر عرضی ندارم

 والسلام علی من اتبع الهدی الهی الهی حتی الظهور مهدی احفظ علی الخمینی

بنده عاصی خداوند سید علی میر شمسی تاریخ 13/11/1364

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۳٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

محمدرضا میرزازاده فرزند:علی

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله اموتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند

با سلام خدمت آقا امام زمان و نایب بر حقش امام خمینی و با سلام خدمت شهدای اسلام وصیت نام خود را شروع می کنم خانواده عزیز و گرامیم مطالبی که در این وصیت نامه می نویسم ، خواهشمندم فقط خودتان وبچه های خانه بخوانند و دست هیچ کس دیگری ندهی تا بخواند ، خواهشمندم به این عمل کنید و شماها همه ازمن بیشتر می دانی و لازم نیست که من اینها رابگویم و من این را می گویم به عنوان یاد آوری ، 1ـ  اکنون 17 سال از عمر من می گذرد و شما پدر و مادر عزیز زحمات زیادی کشیده اید تا مرا بزرگ کرده ای و مسلماً من در این راه زحمات زیادی را برای شما متحمل شده ام و ازبابت این همه مشکلات از شما عذرخواهی می کنم و تقاضای عفو و بخشش دارم  مادر عزیز من وقتی می خواستم به جبهه بیایم کمی ناراحت بودی و با خود فکر می کردی که اگر من به جبهه بروم شهید می شوم یا مجروح یا مفقود یا اسیر می شوم ، ولی من فکر می کنم این عقیده اشتباه است . موقعی که مرگ فرا می رسد چه در رختخواب باشی چه در زیر آتش دشمن باشی ، هر جا که باشد مرگ می آید و انسان را در کام خود فرو می برد پس نمی خواهم که در این فکر باشی که من اگر در جبهه نمی آمدم شهید نمی شدم این قسمت است و موضوع سر جبهه یا غیر جبهه نیست و دیگر موضوع سر گریه است . از شما خواهش می کنم که گریه که می کنی درمعرض دید عموم نباشد و از پدرم می خواهم که اگر توفیق شهادت نصیب من حقیر شد صبر کن می دانم که سخت است. می دانم زحمت کشیده اید تا بزرگم کردی اما شما پسرتان را در راه خدا دادی خدا مرا به شما داده و خدا مرا گرفته است پس نباید ناراحت باشی . البته روحیه پدرم و مادرم عالی است که من لازم نمی دانم اینها را توضیح بدهم اما به عنوان یادآوری دیگر خواهشی که از پدر و مادرم دارم این است که از پدرم می خواهم که اگر ممکن است از کار در بسیج دست بکشد چون نمی خواهم که مردم فکر کنند که چون بچه اش شهید شده در آنجا کار می کنم . آنها که نمی دانند چه خبر است و از پدر و مادرم می خواهم که اگر توفیق شهادت نصیب من شد از شما خواهش می کنم که اصلاً با بنیاد شهید سر و کار نداشته باشی و می خواهم دور و بر بنیاد شهید نروید . شما پسرتان را در راه خدا داده اید نه در راه بنیاد شهید و دیگر خواهشی که دارم هیچ جا و هیچ کوچه ای و هیچ محله ای را به اسم من نگذارید و از پدر و مادرم می خواهم که به بچه ها برسید آنها را ناراحت نکنید هر چه که خواستند در اختیار آنها بگذارید . در جلومردم آنها را ناراحت نکنید به حرفهای آنها رسیدگی کنی و به حرفهای آنها گوش دهید البته در جای خودش و از ننه سلطان و ننه مریم بیگم و خاله ها و شوهرخاله ها و پسر خاله ها و عموها و پسر عموها تقاضا دارم که اگر ناراحتی برای آنها پیش   آورده ام و باعث ناراحتی آنها شده ام تقاضای عفو و بخشش می کنم و مرا ببخشید و از پدرومادر و برادر و خواهرم می خواهم که مراببخشند از تمام دوستان و آشنایان هم تقاضای عفو و بخشش دارم و ازپدر و مادرم می خواهم که مواظب اخلاق و رفتار و صحبت کردن خود باشید . اخلاق و رفتار شما خوب بوده باید بهتر شود . نمی خواهم وقتی حرف می زنی منت بر سر کسی گذارید که من بچه ام شهید شده است یا مثلاً اگر کمبودی بود بگوید مادر شهیدم پس باید بدهی نه مثل مردم عادی باشید هرکاری آنها می کنند شما هم بکنید و از برادرانم و خواهرانم می خواهم که اولاً صبر کنند دوم اخلاق و رفتار خود را بهتر کنند نمی خواهم مانند بعضی هابه اسم برادر و خواهر شهید هر کاری خواستند می کنند و کسی هم به آنها حرفی نمی زند که آنها خواهر یا برادر شهید هستند . ای برادر و خواهرم از تو خواهش می کنم حجابت را حفظ کنی در خط رهبری باشید و از خاله ها و ننه سلطان مریم بیگم می خواهم که مانند مادرم صبور و مقاوم باشند و در شهادت من خوشحالی کنند و اگر توفیق شهادت نصیب من شد اولاً خانه را تمیز کنید . مردم که به خانه ما می آید با خوشروئی به آنها خوش آمد بگوئید . رفتارتان طوری باشدکه مردم اگر باری دیگر خواستند به خانه ما بیایند با خوشحالی بیایند نه با رودرواسی و رفتار شما طوری باشد که مردم از رفتار تان خوششان بیاید و در حجله بندی ، خواهش می کنم که حجله را قشنگ درست کنید روشنائی آن را تامین کنید . ضبط و نوار را خود تهیه کنید و متتظر کسی نباشید و خلاصه می خواهم که مراسم خوبی داشته باشید حال اگر هم نشد مسئله ای نیست و در تشییع جنازه ام اگر خواست پدرم زیر جنازه ام باشد که باشد اگر هم نخواست که نیاید و هر کاری که می کنی فقط عزاداری شما در میان مردم نباشد . در اتاق پنهانی هر چه که خواستی گریه کن پس موضوع و مسئله زیاد است و من اگر بخواهم توضیح دهم وقت زیادی می گیرد. اصلاً لازم نیست ، شما همه استاد من هستی و ضمناً این وصیتنامه را برای هیچ کس نخوانید و هیچ کس نبیند و یکی دیگر وصیت نامه کلی می نویسم و از شما خواهش می کنم که وصیت نامه مرا چاپ نکنید و من نه پولی دارم که وصیت کنم نه مال و فقط یک دست کتاب دارم که این هم هر کاریش خواستی بکنید و فقط من موفق نشدم که 20 روز نماز و روزه ام رابجای آورم . پس اگر ممکن است این را برای من بگیرید دیگر عرضی ندارم و شما را به خدای بزرگ می سپارم و امیدوارم تمام برادرانم و خواهرانم و پدر و مادرم با آسایش و آرامش در کنار هم زندگی کنید و زندگی خوشی داشته باشید . خداحافظ البته من در این وصیت نامه مقداری گستاخ شده ام حرفهایی که نبایست بزنم زدم پس از من ناراحت نشوید در ضمن خط من بد است امیدوارم که بتوانی بخوانی اگر توفیق شهادت نصیب من شد آن عکسی که از دکان راستی گرفته ام بزرگ کنی و آن عکس که کت در بر دارم بزرگ نکنی و از شما خواهش می کنم که وصیت نامه مرا چاپ نکند و هیچ جا نخوانند و فقط برای این نوشتم که ادای وظیفه کنم . خداحافظ به امید پیروزی رزمندگان اسلام فرزند حقیر شما محمدرضا میرزا زاده تاریخ 2/10/1365

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۳۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

سیدحسین میرحسینی فرزند:سیدمحمد

بسم رب الشهداء و الصدیقین

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدایشان روزی می خورند.

 سلام علیکم و رحمه الله و برکاته سلام بر مهدی این منجی عالم بشریت و با سلام و درود فراوان به رهبر کبیرانقلاب اسلامی ایران امام خمینی و رزمندگان خط امام حسین و خدمتگزاران خط توحید، وصیتنامه خود را شروع می کنم  پدر عزیزم از شما
می خواهم که امام را تنها نگذارید و تا آخرین قطره خونتان برای اسلام و قرآن فدا کرده و در موقع نماز امام را دعا کرده و در نماز جمعه و دیگر دعاها شرکت کنید، مادر گرامیم از شما می خواهم که وقتی من شهید شدم صبر و استقامت را پیشه کرده و برایم گریه و زاری نکنید و به مردم شیرینی بدهیدچنانکه در یکی از   آیه های قرآن آمده است : ( یا ایها الذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلوه ان الله مع الصابرین) ای کسانیکه ایمان آورده اید در پیشرفت کار خود صبر و استقامت پیشه کنید و به یاد خدا باشید و خداوند با صابرین است  و ای ملت غیور ایران پیام من به شما این است که تا آخرین قطره خون خود از امام پشتیبانی کرده و با دشمنان اسلام و قرآن بجنگید که پیروزی از آن مسلمین است مادر جان هر کس از من طلبکار بود طلب او را بپردازید و از شما می خواهم مرا حلال کرده یک ماه روزه برایم بگیرید و یک سال برایم نماز بخوانیددیگر عرضی ندارم هر چه شما کردید امام را فراموش نکنید    

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار       سید حسین میر حسینی

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۳٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

سیدحسن میرشمسی فرزند:سیدحسین

 بسم رب الشهداء و الصدیقین

اینجانب بنده حقیر و گنهکار خداوند که شهادت می دهم به یگانگی پروردگار عالمیان و شهادت می دهم محمد(ص) فرستاده رسول خداست و علی و یازده فرزندش جانشینان به حق آن حضرت می باشند و گواهی می دهم که امام خمینی جانشین به حق حضرت ولی عصر(عج) در عصر حاضر می باشد چون اینجانب نمی توانم در مدح و ثنای امام امت این قلب تپنده امت اسلامی و مجسمه عرفان و تقوی که مارا از منجلاب فساد و تباهی به نور هدایت کرد و شهدا که با خون سرخ خود به پیکر اسلام جان داده اند و آن رزمندگانی که شب و روز در پشت این خاکریزها انتظار کربلا می کشند و همچنان با عزمی جزم زرم بی امان خود پوزه استکبار جهانی را به خاک ذلت مالیدند و ملت رزمنده پرور همیشه در صحنه نمی توانم چیزی بگویم لذا در این مورد خاموشی ترجیح می دهم و از شما می خواهم که برای بخشش گناهانم دعا کنید که اگر به این حال بمیرم نمی توانم سرم را در پیش شهدا بالا کنم و بگویم شما شهید شدید و ما خون شما را پایمال کردیم چگونه در پیش حضرت فاطمه (ع) خجل نباشیم  

والسلام

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۳۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

جواد میرجانی فرزند:علیرضا

 بسم الله الرحمن الرحیم

 الدنیا ساعه فجعلها طارعه

 دنیا یک لحظه ای است پس به عبادت بگذرانید.

با درود و سلام به رهبر کبیر انقلاب امام خمینی و با سلام به خانواده شهدا و با سلام به شهدای اسلام از صدر تاکنون، بخصوص شهدای جنگ تحمیلی وصیت نامه خود را شروع می کنم. از مردم می خواهم که از کمکهای نقدی و مالی دوری نکنند و دیگر آنکه از پدران میخواهم که مانع پسرانشان نشوند که چرا به جبهه می روی ولی برادرم جبهه رفتن هم لیاقت میخواهد ولی اگر می توانستی به جبهه بروی و نرفتی مسئولیت خون شهدا گردن شماست و دیگر آنکه بعضی ها میگویند جبهه مشقت دارد ولی برادران اگر میخواهند به لقاءالله برسید باید زحمتها را تحمل کرد. ولی پدر ومادرم .، پدرجان مبادا برای من گریه کنی شاید ما شهدا ناراحت شویم مبادا گریه کنی ولی مادرم مبادا برایم گریه کنی درست است که مهر مادری شما را ناراحت میکند ولی خواهشی که دارم برایم گریه مکن و پدر ومادرم مرا حلال کنید دیگر عرضی ندارم بجز سلامتی شما. پدرم اگر کسی بود که پولی یا چیزی از ما خواست او را راضی کنی . از برادرانم میخواهم که حلالم کنند مخصوصاً ابراهیم و برادرم عباس از من راضی باشید شاید چیزی از ما خواسته باشید و برادرم حسین باید از ما راضی باشد و حلالم کنید ولی بالاخره حقی گردن ما دارید حلالم کنید . دیگر اینکه تمام اقوام را یک بیک سلام می رسانم دیگر عرضی ندارم بجز سلامتی شما، ما که رفتیم و همه میروند انشاءا... اسلام پیروز است و انشاءا... پیروزی نهایی نصیب ما میشود. و انشاءا...از کربلا به قدس بروید. دعای امام یادتان نرود.

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی رانگهدار

والسلام

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۳٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

                                               متن وصیتنامه شهید:

محمدرضا میرزازاده فرزند:علی

 بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقاً فی التوریه و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذالک هوالفوز العظیم التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر والحافظون لحدودالله و بشر المومنین

خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده ، آنها در راه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند . این وعده قطعی است بر خدا و عهدیست که در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده و از خدا با وفاتر بعهد کیست ای اهل ایمان شما به خود در این معامله بشارت دهید که اینمعاهده با خدا به حقیقت سعادت و پیروزی بزرگی است . بدانید که ازگناه پشیمانان ، خداپرستان ،حمد و شکر نعمت گذاران ، روزه داران ، نمازباخضوع گذاران ، امر به معروف ونهی از منکر کنندگان و نگهبانان حدود الهی و مومنان را . ای رسول ما بهر ثواب و سعادت بشارت ده  

با سلام خدمت آقا امام زمان (عج) و نایب بر حقش امام خمینی و با سلام خدمت شهدای عزیزمان وصیت نامه خودم را شروع می کنم با سلام خدمت امت شهیدپرور ، من خود را کوچکتر از آن می دانم که به شما نصیحت کنم اما به عنوان یادآوری چند تذکر خدمت شما عرض می کنم . من از مردم عزیز می خواهم که تقوا را پیشه خود سازند و گرد گناه نگردند که عذابی بس شدید دارد و خواهش می کنم که به همدیگر دروغ و غیبت و تهمت نزنید وبا هم برادر باشید و پیرو امام امت باشید و هر چه که او گفت انجام دهید که اگر انجام ندهی آن روز ، روز شکست اسلام است از روحانیت آگاه و متعهد پیروی کنید که اگر روحانیت نبود اسلام هم نبود دیگر خواهشی که از امت شهید پرور دارم این است که دربرابر مشکلات مقاوم و صبور باشند و با کوچکترین کمبود سر و صدا نکنند و از امت شهیدپرور می خواهم که همچنان مانند گذشته در صحنه باشند و این روحیه عالی خود را حفظ کنند دیگر خواهشی که دارم این است که مزاحم فرزندان و اقوام خود نشوند و بگذارند تا به جبهه بیایند و درک کنند این جبهه ها را و درک کنند بسیجی را و درک کنند سختی را و درک کنند معنویت بسیجی و جبهه ها را و از خود مردم هم تقاضا دارم که حتی یکبار هم شده برای بازدید به جبهه بیایند و آن وقت هست که درک می کنند جبهه را و آن وقت است که قدر این دولت و ملت را پیدا می کنند و هر چه شما کردید رهبر را تنها نگذارید وصیت به مادر و خواهر و برادر وپدر اولاً از پدرم می خواهم که صبر کنند مانند امام سجاد مقاوم و با این مقاومت خود دشمنان را نابود کنید و ازمادرم هم می خواهم که صبر کند و مانند مادر وهب فداکاری کنی که مادر وهب گفت سری که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم و از خواهرم می خواهم که چون زینب باشد و حجابت را حفظ کن و همیشه با خدا باشی و نماز گزارباشد و از برادرم هم می خواهم صبور باشد و اخلاق او خوب است بهتر کند و دیگر عرضی ندارم و شما را به خدا  می سپارم .

 خدا حافظ شما به امید پیروزی رزمندگان اسلام

 پسر حقیر شما محمدرضا میرزازاده تاریخ 3/10/1365

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

 

جواد میرجانی فرزند:علیرضا

 بسم الله الرحمن الرحیم

 الدنیا ساعه فجعلها طارعه

 دنیا یک لحظه ای است پس به عبادت بگذرانید.

با درود و سلام به رهبر کبیر انقلاب امام خمینی و با سلام به خانواده شهدا و با سلام به شهدای اسلام از صدر تاکنون، بخصوص شهدای جنگ تحمیلی وصیت نامه خود را شروع می کنم. از مردم می خواهم که از کمکهای نقدی و مالی دوری نکنند و دیگر آنکه از پدران میخواهم که مانع پسرانشان نشوند که چرا به جبهه می روی ولی برادرم جبهه رفتن هم لیاقت میخواهد ولی اگر می توانستی به جبهه بروی و نرفتی مسئولیت خون شهدا گردن شماست و دیگر آنکه بعضی ها میگویند جبهه مشقت دارد ولی برادران اگر میخواهند به لقاءالله برسید باید زحمتها را تحمل کرد. ولی پدر ومادرم .، پدرجان مبادا برای من گریه کنی شاید ما شهدا ناراحت شویم مبادا گریه کنی ولی مادرم مبادا برایم گریه کنی درست است که مهر مادری شما را ناراحت میکند ولی خواهشی که دارم برایم گریه مکن و پدر ومادرم مرا حلال کنید دیگر عرضی ندارم بجز سلامتی شما. پدرم اگر کسی بود که پولی یا چیزی از ما خواست او را راضی کنی . از برادرانم میخواهم که حلالم کنند مخصوصاً ابراهیم و برادرم عباس از من راضی باشید شاید چیزی از ما خواسته باشید و برادرم حسین باید از ما راضی باشد و حلالم کنید ولی بالاخره حقی گردن ما دارید حلالم کنید . دیگر اینکه تمام اقوام را یک بیک سلام می رسانم دیگر عرضی ندارم بجز سلامتی شما، ما که رفتیم و همه میروند انشاءا... اسلام پیروز است و انشاءا... پیروزی نهایی نصیب ما میشود. و انشاءا...از کربلا به قدس بروید. دعای امام یادتان نرود.

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی رانگهدار

والسلام

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٢٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

سیدیحیی موسوی فرزند:سیدمصطفی

بسم الله الرحمن الرحیم

فضل الله المجاهدین باموالهم و انفسهم علی القاعدین

درجه خداوند متعال تلاشگران با مال و جان در راه خدا را از بازنشستگان ، بلندی و برتری داد. (سوره نساء آیه 95 )

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام و درود به حضرت ولی عصر  امام زمان (عج) و نائب بر حقش این بت شکن و این ابراهیم زمان و این مرد تقوا، حضرت امام خمینی و با سلام و درود به ارواح مقدس شهدای انقلاب اسلامی ایران و با سلام و درود بر شما امت شهیدپرور و حزب الله چند کلمه ای به عنوان وصیتنامه برایتان می نویسم برادران و خواهران حزب الله ، اول از هر چیز از شما می خواهم که یار و مددکار امام باشید ، این امام عزیزی که ما را از خواب غفلت بیدار کرد و ما را از باطل به در آورد و ما را به حق فرا خواند پس همیشه دعا گوی او باشید و به گفته ها و دستورات او عمل کنید مردم را به امر به معروف و نهی از منکر دعوت کنید و اگر کسی راه باطلی طی می کند او را به حق دعوت کنید . بر شماست ای ملت رزمنده که پیام آور خون شهیدان باشید شهیدانی که از بهترین افراد و مؤثرترین افراد و مؤمن ترین کسانی بودند که به این انقلاب عشق ورزیدند که پر و بالشان در کنار معشوقشان سوخت و چنین نقش بست بر زمین که ای دریای بیکران انسانها بپا خیزید که با یک دست قرآن و با دست دیگر سلاح برگیرید و از حق و رسالت انسانی و شرف خود دفاع کنید و حق خود را از ابرقدرتها و زورگویان تاریخ بگیرید امت حزب الله و شهیدپرور سعی کنید عدالت را در جامعه بر قرار کنید و با بی عدالتی مبارزه کنید ، عیوب خود را برطرف کنید و برای یکدیگر عیب جویی نکنید، سعی کنیدخودتان را اصلاح کنید به هیچ گروه و حزبی وابسته نباشید و از نفاق بپرهیزید و دنباله رو روحانیت مبارز باشید . جوانان عزیز جبهه ها را خالی نگذارید و سنگرها را پر کنید و اگر پرچمی از دست سلحشوری افتاد نگذارید به زمین بیفتد و پرچم او را به اهتزاز درآورید و انشاء الله با تکیه به خداوند و دستورات امام امت پرچم لااله الاالله را بر فراز گیتی به اهتزاز در خواهیم آورد و دست تمامی مزدوران را از سر مظلومین کوتاه خواهیم کرد. وسلام به تو ای پدر زحمت کشم ، در عزای من گریه و اشک نریز چون دشمنان ما مخصوصاً آمریکای جهانخوار خوشحال می شود و اما تو ای مادر مهربانم مانند فاطمه زهرا سلام الله علیه صبر داشته باش و به خدا سوگندت می دهم که آن شیری که به من دادی حلال کنی  اما تو برادر عزیز و گرامیم ، مادامیکه جبهه به تو نیاز نداشته باشد در سنگر مدرسه کوشا باش و فرهنگ ما را یاری کن ، و تا آنجا که  می توانی وابستگی ما را به ابرقدرتها کمتر کن تو ای خواهر زحمت کشم تو مانند زینب سلام الله علیه باش که از داغ 6 برادر خود صبر اختیار کرد. ضمناًدو ماه برایم روزه بگیرید و چهار ماه نماز قضا برایم بجا آورید که یک ماه آن نماز شکسته باشد

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید یحیی موسوی تاریخ 21/7/1363

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٢٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

سیدابوالفضل موسوی فرزند:سیداکبر

بسم الله الرحمن الرحیم

 و قاتلوهم حتی لاتکونوا فتنه

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 گمان مبرید آنانکه در راه خدا کشته شدند مردگانند بلکه زنده اندو در نزد خدای خود روزی می خورند بادرود و سلام بر پیشگاه بقیه اله الاعظم روحی و الرواح الفدابر منجی عالم بشریت حجه ابن الحسن العسکری و نائب برحق و ولایت فقیه زمان حضرت آیت العظمی الامام الخمینی و به امید آزادی کربلا وصیت نام خود را آغاز   می کنم . جوانها و آنانکه که می توانند به جبهه بیایند که فعلاً مسئله اصلی جنگ است که در لبه پیروزی هستیم احتیاج به نیرو است . پس هر چه زودتر به جبهه ها بیائید و مسئله جنگ را حل نمائید . الان که وصیت نامه خود را می نویسم چند ساعتی بیشتر به عملیات نمانده است اما تو ای مادر من هرگز لباس سیاه نپوش و هرگز در شهادت من گریه نکن که من امانتی بیش نیستم . فرض کن که اگر پولی از بانک گرفته ای و پس از مدتی پس خواستند ناراحت نمی شوی . ما نیز امانتی بیش نیستیم که صاحب آن امانت خود را از شما خواسته . آفرین بر شیرت که این چنین پاک بوده است اما شما ای برادران عابدین و حسن با درس خواندن خود را ه شهیدان ادامه دهید و صادق جان و باقر جان صبر پیشه کن که استقامت از بهترین کارهاست اما شما ای اقوام و ای دوستان ای آشنایان هر که از ما بدی را دیده است ما را ببخشد . عمه جان و خاله جان ، پسر خاله ها و پسر دائی و مخصوصاً دائی بزرگ حاجی سید مهدی که به عنوان پدر برای ما بوده اید. عموجان ، پسر عمو و دختر عموها تمام ما را ببخشید و ما را حلال کنید که به قول شاعر:

 اگر بار گران بودیم و رفتیم                               اگر نامهربان بودیم و رفتیم

اما دایی جان از تو چند خواهش دارم ، 150 تومان پول سیدنورالدین نذر کرده ام بپرداز یک ماه روزه و 2 سال نماز قضا دارم البته خوانده ام اما میترسم در دوران جوانی قبول نبوده باشد . وصیتهایی را داشته ام که تعداد چند چیزی که دارم به کسانی که وصیت کرده ام بپردازی اما شما ای معلمان آینده کشور ای دانشجویان مرکز تربیت معلم علی تحلمی . غافل نشوید که معلمی شغل نیست بلکه یک وظیفه بسیار سنگین است و باید پیامبرگونه عمل نمائید مخصوصاً معلمان سال اول که دو سال باهم بوده ایم اگر ناراحتی از ما دیده اید مار ببخشید  بین آبادی ، واعظی ، اقبال ، عبدالهی ، توکلی ، اسماعیل حیدری ، رضا ناصرحسینی ، میرزایی ، قاسمی ، مظفری ، محمودی ،  تاج آبادی ، کاظمی نسب ، سلیمی ، بمانی ، حسین مهدی ، کمالی و دیگر بچه ها که فرصت ذکر تمام اسامی آنها نیست و از بچه های هفتادر ، دو یا سه نفر مطمئن باشند که اگر توبه نکنند روز قیامت شرمنده خواهند شد و تو ای کوههای کردستان ، ای شهر بوکان ، ای استان خوزستان شاهد باشید ، ای قله های بلند سر دشت ، ای حجاج شهید شاهد باشید که تا آخرین نفس جنگیدم تا به شهادت رسیدم . دیگر بیشتر مزاحم وقت شریف شما نمی شوم و از تمام شما التماس دعا دارم

 اگر رفتم از این دنیا بدانید ای جهانداران         من از شوریده حالان سر کوی وفاهستم

     اگر غلامرضا پسر عمو مواظب رفیق من باش تا ببینی به قسمی که خورده وفا میکند یانه

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٢۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

مصطفی موسوی زاده فرزند:محمود

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسین الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدای خود روزی می خورند ( قرآن کریم )

 با درود به رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی وصیت نامه خود را شروع می کنم اکنون که به یاری حق قصد آن دارم تا آنجا که در خود تو آن رزمیدن را می بینم یعنی تا آن زمان که از نفسهای به شماره افتاده ام هنوز هم فریاد الله اکبر تیری آتشین بر قلب مزدوران کافر خواهد فرستاد در جبهه حق و دعوت از حق را که امروز حسین و زینب گونه های غرب و جنوب و یا کربلاهای ایران شنیده می شود با عزمی متکی به الله و با صدای محکم که با رگبار مسلسل خود و برادرانم در خواهد آمیخت لبیک گویم . برادران شهادت را آن زمان شیرین تر احساس خواهم کرد که پیروزی اسلام بر کفر تمام شود و اما چند کلمه ای با مردم ، ملت عزیز و شریف ایران شما دست از امام خمینی که به حق حسین زمان است دست بر ندارید به حرفهای او و به نصیحتهای او عمل کنید تا می توانید در نماز جمعه شرکت کنید که همین نماز جمعه هاست که اسلام را زنده نگه داشته است تا می توانی در دعای کمیل و توسل شرکت کنید که همین دعاهاست که اسلام و انقلاب را زنده نگه داشته است و چند کلمه ای با پدر و مادر ، مادر و پدرم در مرگ من گریه و زاری نکنید که دشمنان اسلام را شاد و من را عذاب می دهی در پشت سر جنازه من شیرینی و شربت به مردم بدهید که دشمنان اسلام بدانند ما برای چه شهید شده ایم . پدر و مادرم ممکن است که جسد من به دست شما نرسد ممکن هم است برسد اگر جسد من به دست شما نرسید ناراحت نباشید به فکر هزاران شهید باشید که هنوز معلوم نیست جسدهایشان کجاست.  برادرم شما هم در مرگم گریه و زاری نکنید و مثل کوه استوار و مقاوم باشید و غم و اندوه به خود را ندهید . برادرم ما درس شهادت از آموزگارمان حسین (ع) آموخته ایم که حسین (ع) می فرماید این مصیبتها و سختیها زود گذر و تمام شدنی است ولی به پاداش این جان فشانیها و فداکاریها به نعمتهای ابدی و بی پایان خداوندی خواهید رسید و بر سریر کرامت و بزرگواری تکیه خواهید زد خواهرم شما هم مانند زینب صبور و مقاوم و استوارباشید که خداوند با صابرین است در پایان از ملت شریف اردکان می خواهم که هر چه بدی از من دیده اند من را ببخشند( و چند کلمه هم در باره نماز و روزه ام ) مادرم به مدت 2 سال برای من نماز بخوان که من زیاد نمازها را قضا خواندم و یا بواسطه نجس بودن و به مدت یک سال برایم روزه بگیرید باز هم در آخر یاد آوری می کنم ای جوانان عزیز نکند که در رختخواب بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد حضورتان را در جبهه های حق علیه باطل ثابت نگهدارید ای مادران ،مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا  نمی توانید جواب زینب را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود

 والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا آمین یا رب العالمین مصطفی موسوی زاده تاریخ 16/11/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٢٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

   سیدعلی موسوی زاده فرزند:سید محمد

 بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تقولو المن بقتل فی سبیل الله اموات بل احیاولکن لا تشعرون و لنبلونکم  من الخوف والجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشرالصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون فالذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم و اوذوئا فی سبیلی و قاتلوا و قتلوا لاکفرن عنهم سیئاتهم و لادخلنهم جنات تجری من تحتهاالانهار- الهنا لا تکلنا الی انفسنا طرفه معین ابدا.

با سلام و درود و تحیات وافره و خالصه بر حضرت حجه بن الحسن العسکری(ارواحنا و ارواح العالمین تراب مقدمه الفدا)آن کشتی نجات و سراج منیر و ساحل نیلگون رهائی، و فروغ عالمتاب که شیفتگان بی تاب را آرامش می بخشد. و قلوب مشتاقان مهجور را اطمینان می دهد. و از آفاق نور یار و خاورستان تابناک فروغ ازلی هدایت طلوع می کند. و طلیعه خود را برضعفا ارض و حاکمان آتیه گیتی عیان و آشکار می سازد تا هر چه ظلم و بیداد و تجاوز فسق و فجور و هر آنچه در زمره اعمال و افعال شیطانی و اهریمنی است از دنیایی که در منجلاب فسادها و الحادها غوطه ور است محو و نابود سازد و این همان مصداق آیه شریفه

( ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین) است و نیز با سلام و درود بیکران بر نائب بر حق و شایسته ایشان امام امت این قلب تپنده ملت مظلوم جهان و نبضی که شریان اخلاص و خون جوشان و گرم ابا عبدالله الحسین در آن جاری است . پس از شهادت بر احدیت ذاتی خداوند قهار خدایی که هر اراده ای در زیر چتر اقتدار اوست و بالای دست او هیچ چیز و هیچ قدرت و قدرت نمایی نمی باشد نیز بعد از شهادت بر رسالت الهی و نبوت ازلی حضرت ختمی مرتبت رسول اکرم صلی الله علیه و اله و شهادت و گواهی بر امامت و ولایت علی بن ابیطالب و فرزندان معصوم وی جملاتی ناقص که بیش از این در قدرت کتابت و انشاءحقیرنمی باشد به عنوان وصیت ذکر می کنم شهادت موهبتی است الهی که نصیب هر فردی نمی شود به همین دلیل در خود شک دارم که آیا به آن مقام والاو آن درجه معنویت و اخلاص رسیده ام ولی چون یاس از (رحمه الله اشد الذنوب ) است امیدوارم که خدای باریتعالی با عفو و کرامتی که دارد و برهمگان انزال می نماید از معاصی و کجرویهای همگان و خصوصاً فرد عاصی مذنبی چون حقیر بگذرد. اما وظیفه ما درقبال این همه وقایع حوادث و مسائل روز برادران،خواهران امت مظلوم، ملت دلاور والله وظیفه سنگین است بخدا قسم آرمان و اهدافی که تمام خادمان اسلام و تمام حامیان قرآن از صدر اسلام تا انقلاب اسلامی داشتند به آن رسیدند و یا نرسیدند و بالاخره جان خود را در طبق اخلاص گذاشته به دیار عاشقان رفتند اگر در راه آنان و به سوی همان مقاصد حرکت نکنیم اگر نکو شیم که راه همانیکه در راه اسلام خدمت کردند ادامه دهیم و در این مسائل وظایف کوتاهی کنیم بخود ظلم کرده ایم خاک بر سرمان است والله مسئول و باید جوابگوی آنان باشیم  آری رجال صادق به عهد خود وفا کردند عده ای جان گذشته تعدادی دلباخته خدا و لقاء خدا و گروهی از شیر مردان و جوانمردان و آزاد مردان به پیمان خود صادق شدند و در کنار آنان گروهی هم منتظر و چشمها خیره امیدوارند تا به قافله آنها بپیوندندو دین خود را ادا کرده باشند.(من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا) شما مردم مصداق گروه دوم یعنی منتظران لقاالله باید باشید این وظیفه است چه وظیفه خطیری . مگر می شود در برابر این همه ظلم این همه ویرانی ،قتل نفس ، غارت اموال، چپاول شهرها، تجاوز به عفتها ، عصیانها ، طغیانها بر سر ملت مظلوم و غریبوار ایران و بر سر ملل مستضعف و به استثمار کشیده می آورند و در قبال همه و همه الحادها و نفاقها وظلمها سکوت کرد.اسلام اجازه نمی دهد وجدان فردی اقتضا نمی کند، بخدا قسم و به خون زمین ریخته شده شهدای اسلام قسم که سکوت در برابر ظالم و طلب صلح در مقابل متجاوز جائز نیست و ضربه ای بر شجره طیبه اسلام است. و اما دوستان، رفقا و کسانیکه به نحوی با من عاصی رابطه داشتید چون می دانم همیشه موجب ناراحتی و آزردگی خاطر شما بودم و هم اکنون که خورشید زندگی ام غروب می کند و حیات من در سرخی شفق به آخر می رود و امیدی به جبران اشتباهات و معاصی حقیر را شما عفو کنید تا خدای تبارک و تعالی هم بیامرزد. از خدای جبار پیروزی تائیدات وافره برای همگان مسئلت دارم. اما صحبتی که با والدین دلسوزم دارم ، والله خجالت می کشم در مقابل تلاش، همت و کوشش شما صحبت کنم هر گاه بیاد شما می افتم گناهان و آزارها و اذیت های من عاصی بر شما پدر و مادر عزیزم ، جلوی نظرم قرار می گیرد می دانم شدت عطوفت و محبت پدری و مادری که در قلب سلیم و دلسوز شماست ، در مرگ من گریان می شوید ولی نباید آن مقدار ناراحت و گریان باشید که خدای ناکرده از اجر جزیلی که خدای حق تعالی پاداش شما قرار داده کاسته شود که واقعاًحیف است یقین بدانید که اگر این میوه درخت پر حاصل شما به منجلاب فساد می افتید خجالت آور بود و درعوض زحمات شما برایتان چیزی جز عذاب الیم باقی نخواهد ماند و بدانید اکنون افتخاری نصیب شد تا درراه خدا کشته شوم و انشاالله که در زمره شهدا و مجاهدین قرار دهد. و با آخرین امید خود می خواهم که مرا حلال کنید و با دلسوزی که دارید آن نافرمانیها و دل آزردگیها فراموش نمائید در پایان از خواهران و برادران و تمام اقوام حلالیت می طلبم و امیدوارم خواهران و برادران عزیزم که نتوانستم حق خواهری و برادری را به جا آورم مرا ببخشند. خدایا اگر نتوانستم حق عبودیت تو را بجا آورم و غرق در ضلالت و گمراهی بودم اکنون چون عبد ذلیل و محتاج به درگاه تو آمدم تا کرم و عفوخود را بر من دریع نفرمایی. بارالها می دانم گناه و معصیت من زیاد است اما نمی تواند زیادتر از عفو و کرم بی انتهایت باشد پس کاری کن تا در مقابل تورو سفید باشم پروردگارا از تو می خواهم شهادت را بر کامم شیرین و گوارا سازی. دیگر عرضی ندارم همگان رابه خداوند متعال می سپارم و پیروزی و نصرت اسلام و مسلمین را خواستارم.                      

( والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته )

برادر حقیر شما سیدعلی موسوی زاده مورخ 10/3/1365

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٢٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

سید حسن موسوی فرزند:سیدعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

 بسم رب الشهدا والصدیقین

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عندربهم یرزقون

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام و درود بر یگانه ومنجی عالم بشریت آقایمان مهدی (ع) و بنام نیرو دهنده قلبهای ضعیفان و ای کسی که در قرآن وعده دادی و به وعده هایت وفا کردی و می کنی و ای آرام دهنده قلبهای مومنان به ما توفیق بندگی و بالاتر از همه توفیق شهادت در راه خودت عطا فرما و نام ما را در لیست شهدایت ثبت و ضبط بگردان و به ما توفیق بده تا بتوانیم در کنار رزمندگان خالص و از جان گذشته ات به نبرد با دشمنان اسلام و قرآنت بستیزیم. خدایا عقیده ما را صاف کن که واقع بین شویم و در برابر توطئه های منافقین همچون کوهی مقاوم و استوار بایستیم و به ما نیروی صبر و بردباری عطا کن که از دشمنی دشمنان اسلام خسته نشویم  باری ای حسین ای امام ما که در صحرای کربلا غریبی و در صحرای کربلا غریبانه به شهادت رسیدی و وقتی که همه یارانت به شهادت رسیده بودند صدا  می زدی هل من ناصر ینصرنی تا شاید کسی شما را یاری کند ولی کسی نبود که تو را یاری کند به غیراز طفل شش ماهه ات علی اصغر. ولی ای امام حسین الان برخیز و ببین که چگونه علی اکبرها و علی اصغرها و قاسمها و حبیب ابن مظاهرها دارند در اینجا نایب فرزندت مهدی امام خمینی را یاری می کنند و اگر آن روز کسی را نداشتی به تو یاری کند امروز جوانان عاشق شهادت و جهاد هستند امروز این عزیزان دارند به تلافی آن روز انتقام می گیرند. امام حسین ما را بپذیر و توفیق به ما بده تا بتوانیم در راه اسلام بجنگیم و عمر نا قابلمان و مرگمان را در راه خدا به اتمام برسانیم و همانطوری که جوانان ما رفتند من هم دوست دارم بروم  وصیت نامه از پدر و مادرم می خواهم تا در مرگ پرافتخار من اگر خدا قبول کند گریه وزاری نکنند و برای من سیاه نپوشند. چراکه چون اگر کسی سیاه پوش شد سیاه پوشی نشانه غمگینی است و من دوست ندارم برای شهادت من غمگین شوی و بدانید که اگر شما از نظر شهادت من از روی از دست دادن من گریه ناراحتی بکنید من ناراضی هستم و خواهم شد گریه بکنید خیلی زیاد که چرا دیگر فرزندانی زیاد ندارم که به جبهه بروند و راه سرخ این فرزندم را در پیش بگیرند. گریه کنی گریه خوشحالی و بدانید من امانتی هستم که خدا به شما داده و به موقع آن را خواهد گرفت مادرم از شما خواهش می کنم اگر گریه می کنی طوری گریه کن که گریه تو نشانگر گریه شوق باشد و پدر عزیزم من مطمئن هستم که شما گریه نمی کنی و اگر هم کردی گریه شوق می کنی پدرم راه من و شهید علی قاسمی و دیگر شهدای انقلاب را ادامه بده  ای برادر عزیزم می خواهم ناراحت نباشید و همدوش با پدرم به رزم خویش ادامه دهی  از خواهرانم می خواهم که صبر خود را همچون صبر زینب در روز عاشورا نشان بدهند و زاری که موجب طاقت فرسائی آنها می شود نکنند. از آنها می خواهم فرزندان خود را زینب گونه و حسین وار تربیت کنند و از همکلاسیهایم می خواهم که راه مرا ادامه دهند و مواظب باشند این راه راهی است که اگر ایمانشان ضعیف شد نمی توانند آن را ادامه دهند و از قافله عاشقان الله عقب می مانند از پدر و مادرم و مسئولین سپاه می خواهم مرا در آشتیانه به خاک بسپارند

سیدحسن موسوی 10/12/1363

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۱٩ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید 

محمدرضا مهدی زاده فرزند:حسین

 بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

الهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد

با سلام و درود به تنها منجی عالم بشریت امام زمان و با سلام و درود بر نائب بر حق او ، روشنگر زمان، امام امت خمینی بت شکن و با سلام و درود بی کران بر شهدای اسلام به خصوص شهدای انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و با سلام و درود بر پیروان راه حسین این سنگر نشینان جان بر کف که جان خود را فدای اسلام می کنند و با سلام و درود بر خانواده های شهداء و با سلام و درود به شهدای شهرمان ، اینجانب احمد مهدی زاده وصیت نامه خود را آغاز می کنم .چون بر هر فرد مسلمان واجب است وصیت نامه ای داشته باشد من این را یک وظیفه خود دانستم تا یک وصیتی را بنویسم حضور محترم کلیه مردم اردکان سالم عرض می کنم . نمی دانم از کجا شروع کنم ای برادران عزیز ای رهروان راه امام ، شماها همیشه به یاد رزمندگان باشید همیشه رزمندگان را از همه لحاظ تقویت کنید . مبادا یک موقع بشود که کوتاهی کنید و بگویید که مثلاً فرزندمان یک دفعه یا چند دفعه رفته است و نوبت دیگران است که نرفته اند . نه این طور نیست به خدا قسم که این فرزندان شما هستند که اسلام را زنده می کنند و اجر و ثواب آنها به کسانی که نمی روند نمی رسد و نکند که مانع فرزندان شما شود که خون شهدا پایمال شود . نمی دانید که خون چه کسانی در این جبهه ها ریخته شده است خون شهداء همچون سردار رشید اسلام شهید   عاصی زاده که 3 سال روزگار چه فعالیتی در جبهه داشت و شما که پس از شهادت او این عزیز را شناختی و درس شهامت از این سربازان خدا بجوئید همیشه به فکر رزمندگان اسلام باشید که خدا شما را یاد می کند. بار خدایا من در درگاه تو کوتاهی کردم امیدوارم که به حق خون ابا عبدالله الحسین مرا ببخشی و از سر تقصیرات من بگذری و باز ای مردم کشور مان شما امام مانند یک شئی در میانتان نگهدارید و قدر او را بدانید نکند یک موقعی خدای نکرده از حرفهای پر برکت او سرپیچی کنید و حرف او را که همانا حرفهای قرآن است گوش نکنید و از کلیه برادران عزیز اعم از پیر و جوان می خواهم اگر نمی توانند که به جبهه بیایند در پایگاه محل فعالیت کنند و همه کارها برای اسلام باشد و تمام کارهایتان برای خدا باشد . سر به مجروحین و جانبازان و خانواده شهداء بزنید مبادا در دعاهای توسل و کمیل کوتاهی فرمایید مبادا از رفتن به نماز جمعه و نماز جماعت کوتاهی کنید و در جلسات و سخنرانیها شرکت فعالانه داشته باشید و در دعاهایتان امام و رزمندگان را دعا کنید و درپایان از شما مردم اردکان می خواهم که اگر درمن بدی دیدند مرا ببخشند و از برادران مسئول و عضو پایگاه جنت آباد می خواهم که اگر از من بدی دیدند و یا آنها را ناراحت کردم مرا ببخشند  وصیتم به پدر و مادر عزیزم : می دانم که شما زحمات زیادی برای من کشیدی و من نتوانستم اینها را جبران بکنم ولی اجر شما با خدا باشد که انشاء الله در درگاه خداوند روسفید باشید و از برادرانم می خواهم همینطور که من راه شهیدان و برادر شهیدم احمد را ادامه دادم آنها هم راه شهیدان و برادرانشان ادامه دهند و از خواهرانم می خواهم که همچون زینب صبر و استقامت خود را به دشمنان نشان دهند و از تمام قومان و خویشان و استادم و همسایگان می خواهم که مرا ببخشند و تقاضای حلالیت می کنم و از تمام دوستان و رفیقان می خواهم که اگر من آنها را اذیت و آزار رسانده ام مرا ببخشند و از تمام کسانی که مرا می شناسند و از من بدی دیده اند تقاضای حلالیت می نمایم  

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۱۸ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

 احمد مهدیزاده فرزند:حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان مبرید کسانیکه در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند  

به نام خدا وصیتنامه ام را شروع می کنم خدایی که یاور ستمدیدگان و مظلومین است ، اکنون که این وصیتنامه را می نویسم عازم به جبهه های حق علیه باطل هستم و از خدا می خواهم که در این راه مرا یاری کند در راه خدا با کسانی که به دشمنی شما برخواسته اند جهاد کنید ولی ستمکار نباشید که خدا ستمکاران را دوست ندارد ، با کفار و مشرکین بجنگید و آنان را به قتل برسانید تا فتنه و فسادی باقی نماند و همه جا دین مخصوص خدا باشد. و مومنان باید در راه خدا با کسانی که زندگی مادی دنیا را بر آخرت ترجیح داده اند و برگزیده اند جنگ کنند و کسی که در راه خدا جهاد می کند اگر کشته شود یا پیروز گردد خدا به او پاداشی عظیم خواهد داداز مادرم می خواهم که در مرگ من گریه نکند و افتخار کند که فرزندش توانسته است به اسلام و قرآن کمکی کرده باشد و در این راه شهید شود و از پدرم   می خواهم که خود را نبازد و با صبر و استقامت خویش از روحانیون متعهد و ولایت فقیه پشتیبانی کند و از برادرم می خواهم که بعد از شهادت من پوینده و کوشنده این راه که همان دین اسلام و قرآن است باشد از خواهرم می خواهم که زینب وار در برابر این سختیها صبر و استقامت داشته باشدو از امت شهیدپرور ایران می خواهم که گوش به فرمان امام امت خمینی بت شکن باشند و دستورهای او را عمل کنند و در برابر این منافقان کوردل بایستند و با شرکت در نماز جمعه ها و راهپیمائیها مشت محکمی بر دهان امپریالیسم آمریکا بزنند و از روحانیون متعهد می خواهم که مردم جهان را به دین اسلام و قرآن دعوت کنند و مردم هم همبستگی و وحدت خود را حفظ کنند و در پایان از همه شما امت شهیدپرور ایران تشکر می کنم از پدر و مادرم می خواهم که  10 روز روزه و 6 ماه برایم نماز بخوانند       

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار                       

 احمد مهدیزاده

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۱٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

مهدی مهدی زاده فرزند:بمانعلی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله اموتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدای خویش روزی می خورند

ان الجهاد باب من من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیائه فمن ترکه رغبه عنه البسه الله ثوب الذل     علی(ع )

 جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند آن را به روی بندگان خاص خود گشوده است هر که از آن دوری کرده و آن را ترک کند خداوند جامه ذلت و خواری به او بپوشاند

به نام خداوند بخشنده مهربان و با درود بر پیامبر گرامی اسلام وائمه معصومین و با عرض سلام بر مهدی موعود(عج) و نایب بر حقش ، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران (امام خمینی) . شاید لحظه های آخرم باشد که وصیتم را می نویسم دیگر احساس
می کنم که مرگ مرا در می یابد. دنیا برای هر کس وسیله گذر است و آخرت با مردن می آید پس نباید به دنیای فانی و زودگذر دل بست و بایستی برای حرکت به جایگاه همیشگی و جاوید آماده شد. هر کس در این مدت ، عمر خود را به اعمال و اخلاق پسندیده گذراند و نفس خود را پاکیزه ساخت ، فردای قیامت در آن میدان امتحان ، سبقت می گیرد و بهشت راخریداری می کند از شما می خواهم که همیشه به یاد خدا باشید . نمازهایتان را بپا دارید کارهای خیر انجام دهید و در نماز جمعه شرکت کنید یک سفارش دارم به دوستان و همکلاسیهایم و اینکه همه کارهایتان فقط برای رضای خدا باشد و در همه حال چه راه رفتن ، چه درس خواندن ، چه صحبت کردن به یاد خدا باشید و از محرمات خدا دوری کنید و نفس خود را پاک کنید و برای طول عمر امام عزیزمان دعا کنید . برادران عزیزم امروز موقعیت حساسی است انقلاب ما مورد هجوم دشمنان قرار گرفته است و می خواهد اسلام را از ما بگیرد. می خواهد اسلام و قرآن را نابود کند ، کمر همت ببندید و به یاری خدا ، اگر می توانید به جبهه های جنگ بیائید و اگر نمی توانید در جامعه ، با هوشیاری تمام و در مدرسه با تحصیل علم و فراگیری دستورات اسلام این انقلاب را از تعرض ابرقدرتهای جهانخوار و دشمنان داخلی (منافقین) رهائی بخشید من در لحظات آخر عمرم به درگاه خداوند استغفار می طلبم ، از خدا مسئلت دارم که تمام گناهها و خطاکاریهایم را بیامرزد و مرا مورد رحمت بی کرانش قرار دهد و بهشت جاوید را جایگاهم سازد و مرا درجوار رحمت حق با شهیدان کربلا و انبیاء و اولیاء محشور سازداللهم ارزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک بارخدایا به ما توفیق شهادت در راهت عطا کن سخنی دارم با ملت عزیز کشورم و مردم مسلمان شهرم ، هرچند که من لیاقت سفارشات برای این ملت مسلمان و شهیدپرور را ندارم ولی از برادران و خواهرانم می خواهم که همیشه هوشیاری خود را حفظ کرده و در صحنه حاضر باشند تا دشمن خوار و ذلیل ، فرصت ضربه زدن به انقلاب اسلامیمان را پیدا نکند. تا جان دارید از این نهضت الهی که خداوند نصیبمان کرده پشتیبانی کنید و رهبرعزیزمان را یاری کرده و به حرفهای او گوش بدهید و او را تنها نگذارید. نکند کاری انجام دهید که قلب اماممان به درد آید سلام بر پدر و مادرمهربان و عزیزم که با زحمتهای طاقت فرسا مرا بزرگ کردند و به اینجا رساندند تا بتوانم راه خدا را بیابم و در این راه جهاد نمایم . از شما عزیزان می خواهم بعد از شهادتم گریه و زاری نکنید ، صبر را پیشه کنید که خداوند به شما اجری بزرگ می دهد . پدر و مادرم می دانم که برای شما مایه تاسف است که فرزندی را از دست داده اید ولی هیچ نگران نباشید که در راه خدا و برای یاری دین خدا بوده است . مادر جان من از علی اکبر حسین و قاسم ابن علی عزیزتر نیستم امیدوارم که خدا به شما صبر عنایت کند. مادر همچون حضرت زینب (ع) صبر داشته باش و به خواهر و برادرم نصیحت کن که در مرگم گریه نکنند و به آنها بگو که برادرتان جای دوری نرفته است او نزد خدا رفته و روزی می خورد . من از شما تمنا دارم بخوبی و مهربانی خودتان مرا ببخیشید و در لحظه های آخر مرا حلال کنید.

 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سرباز اسلام ، مهدی مهدی زاده

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۱٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

عباسعلی ملاحسینی فرزند:حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاًبل احیاء عند ربهم یرزقون

آنانکه در راه خدا کشته میشوند آنانرا مردگان مپندارید که آنان زنده اند و در نزد خدای خویش روزی میخورند

آه چقدر مشتاقم که هر چه زودتر به این جوانان شهید بپیوندم و با نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان وبا درود وسلام بیکران بر یگانه منجی عالم بشریت حضرت حجه ابن الحسن العسکری(عج) وبا درود و سلام بیکران برامام خمینی این آئینه زمان، محبوب قرن بت شکن عصر و با درود و سلام بیکران برارواح طیبه شهدای اسلام از صدرتاکنون، از کربلای حسین تا کربلای ایران وبا درود وسلام بیکران بر رزمندگان اسلام که در جبهه های حق علیه باطل مشغول نبردند وبا درود و سلام بیکران بر معلولین و مجروحین واسراء وبا درود و سلام بیکران بر امت شهید پرور ایران مخصوصاً مردم شریف اردکان و با درود و سلام بیکران خدمت پدر و مادر گرامیم که موفق به تربیت چنین فرزندی شده اند، وصیتنامه خود را آغاز می کنم. پس از تقدیم عرض سلام خدمت مردم شریف اردکان و والدین محترم، سلامتی و موفقیت شما را از درگاه ایزد منان خواهانم و خواستارم و امیدوارم که اگر روزی من به شما بد کرده ام و از اینکه نتوانسته ام دین خود را به شما ادا کنم طلب عفو و بخشش می نمایم و امیدوارم که مرا حلال کنید و از سر تقصیراتم در گذرید و امیدوارم که خداوند متعال همچون گذشته به شما توفیق شرکت در دعاها بالاخص دعای کمیل و توسل و ندبه بدهد چرا که به برکت همین دعاها بوده که این همه پیروزی نصیب ما گشته است و دیگر آنکه به قول پیامبر اکرم حضرت محمد بن عبدالله (ص)هیچ چیز نزد خدا گرامی تر از دعا نیست  ضمناً ای پدر و مادر گرامی از شما می خواهم آنگاه که در تشییع جنازه ام شرکت می کنید گریه و زاری نکنید تا دشمن همانند گذشته غمگین و دیوانه بماند و در مقابل آنان مفتخر و سر بلند باشید تا هرگز شاد نگردد هر چند که می دانم داغ فرزند سخت است و اگر جنازه ام برای شما نیاوردند هیچ غمگین نباشید و همانند خاندان وهب صبر کنید که وقتی جسد شهیدانشان را آوردند تحویل نگرفتند و گفتند ما سری را که در راه خدا داده ایم پس نخواهیم گرفت  دیگر آنکه برایم به مدت 3 روز روزه و 6 ماه برایم نماز قضا بخوانید و اما شما ای مردم شهید پرور اردکان همچنان در صحنه بمانید و امام را همچون نگین انگشتری در دستان مبارکتان نگه دارید و به او عشق ورزید و سعی کنید تا او را بهتر بشناسید و هر چه در توان دارید به رزمندگان اسلام کمک کنید تا هر چه سریعتر این صدام خائن نابود شود و پرچم پر افتخار اسلام در عراق به اهتزاز درآید. و شما ای مادران مبادا از رفتن فرزندان خود به جبهه جلوگیری کنید که فردای قیامت نمی توانید در محضر خدا جوابگوی زینب (س) باشید که داغ 72 شهید را تحمل نمود و ضمناً آنکه هر چند فرزند عزیز باشد عزیزتر از اسلام که نیست ، اما تو ای مادر آنگاه که بر مزارم می آیی به جای گریه و زاری طلب سلامت از خدای متعال برای رهبر کن  بیش از این مزاحم شما نمی شوم چرا که من کوچکتر از آنم که شما را وصیت کنم و این چند جمله به عنوان تذکر برای شما گفتم هر چند که می دانم شما بیشتر و بهتر از من می دانید ولی چه کنم که این وظیفه شرعی من بود

 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

     

                                عباسعلی ملاحسینی اردکانی

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۱٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید

 

 مصطفی معصومی فرزند:جواد

بسم رب الشهداء

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عندربهم یرزقون

گمان نکنید آنانکه در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه آنان زنده اند و نزد خدا روزی می خورند

با درود فراوان بر منجی انسانها حضرت مهدی (عج)حجه ابن الحسن و نایبش رهبر کبیر انقلاب امام امت و امید مستضعفان خمینی بت شکن و ملت قهرمان و شهید پرور ایران  

شهادت سرآغاز پایندگی است نترسم زمرگ، که خود زندگی است اولاً سلام گرم مرا بپذیرید پدر و مادر گرامیم بدانید که ما در راه شهادت و این راه مقدس گام گذاشته ایم یعنی شهادت واین راه را اماممان خمینی به ما نشان داد که در اصل راه خدا و قرآن است ای پدر عزیز امیدوارم که بعداز شهادت من برای این همه گستاخی که در عمر کوتاه خود در مقابل شما مرتکب شده ام مرا ببخشید. هیچوقت برای از دست دادن من غصه یا افسوس نخورید که شهادت حد نهایی تکامل یک انسان است و باز سلام بر تو ای مادر مهربانم ای کسیکه شبهای تاریک مرا در دامن میگذاردی و نوازش میکردی نکند که برای من گریه کنید قامتت بلند بگیر و ندای الله اکبر و خمینی رهبر سرده و سخن شهیدان راه خدا رابه مردم برسان که همانا پیروی کردن از قرآن و خدا می باشد نمی دانم چگونه بگویم که میدانم هیچوقت برایت فرزند خوبی که می خواستی نبودم امیدوارم که بتوانم در آن دنیا در پیش خدا برایتان فرزند خوبی باشم و بتوانم جواب مهر و محبت شما را بدهم مادرم از تو می خواهم که زینب وار زندگی کنی ودر مرگم هرگز قطره ای اشک نریزی که هدیه در راه خدا هیچگونه گریه وزاری و ماتمی ندارد اگر برایم اشک بریزی دشمن از اشک تو شاد خواهد شد اگر خواستی برای من اشک بریزی اشک شوق و شادی بریز . بعداز مرگم اسلحه مرا نگذارید که بر زمین بماند آنرا بردارید وبه دست دیگر برادرانم بدهید و آنان را تعلیم دهید و به میدان جنگ بفرستید که پیروزی نهائی از آن ماست. و انشاء الله در آینده راه کربلای حسین (ع) به یاری حق بدست رزمندگان ما باز می شود و وقتیکه به زیارت سرور شهیدان حسین ابن علی (ع) وائمه اطهار (ع) مشرف شدید سلام مراهم برسانید و شما ای برادران و خواهران عزیزم فرزندانتان را با عشق مهدی (عج) آشنا سازید و آنان را برای جهاد در راه آن حضرت همیشه نگه دارید پدر ومادرم اینجاست که هر خمپاره و توپی و هر گلوله ای که بر ما می بارد مقداری از گناهان ما هنگامیکه بدنمان می لرزد و قلبمان به تپش در می آید کاسته می شود و قدرت خدا و عظمت وی که در این مکان مقدس وجود دارد باعث تقرب و نزدیکی ما به او می شود پدرم
 در حدود 12 ماه برایم نماز بخوان و تقریباً 50 یا 60 روزه برایم بگیر. به امید پیروزی حق بر علیه باطل و شکست دشمنان اسلام از قول من به تمام قوم و خویشان و همسایگان و دوستانم سلام برسانید پدرومادرم امام را تا می توانی دعا کنید برای سلامتی و طول عمرش من کوچکتر از آنم که پیامی به ملت شهید پرور و خانواده های شهیدان بدهم اما یک نکته قابل تذکر این است که ناراحت نباشید فرزندانتان در راه خدا به شهادت رسیده اند آنها نزد خدا اجری عظیم دارند ما رزمندگان اسلام تا آخرین قطره خون خود با مزدوران بعثی می جنگیم و تا انتقام خون شهیدان را نگیریم از پای نخواهیم نشست  

خدایاخدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته

 مصطفی معصومی

 تاریخ وصیت نامه 4/2/1363 تاریخ شهادت 23/4/1364

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۱٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

حیدر معتقدی فرزند:محمدابراهیم

 انا لله و انا الیه راجعون

 همان مردن حق است و هر کس روزی می میرد . و چه خوب است که این مردن در راه حق و در راه افتخار و به ثمر رسیدن این انقلاب است و چه بسا این مردنها برای آزاد کردن انسانها باشد و ما نرفتیم که بر خاک ایران بیفزائیم ، ما هدفی جز نابود کردن کفا رنیست و ما هدفی جز یاری کردن از خون امام حسین (ع) و دین اسلام نیست ما باید به ندای هل من ناصر امام حسین (ع) لبیک بگوئیم و خون او را یاری دهیم و اسلحه ای که از دست او و یاران او در صحرای کربلا افتاد به دست گیریم و بر علیه همان کفار و اجداد همان کفار بجنگیم و نگذاریم که دیگر این دشمنان بر سر انسانها مسلط شوند و حق آنها را زیر پا له کنند . آیا یک انسان باید چنین غیرتی داشته باشد که یک متجاوز به کشورش حمله کند و یا یک خارجی هم وطنش رابا موشک بزند و خود در خانه باشد و یا چگونه می تواند ببیند یا بشنود که به کسی ظلم شده است . آیا مگر ما شرف و غیرت نداریم مگر کتابمان قرآن نیست مگر اماممان امام حسین نیست . آیا این شجاعت است کسی در خانه بنشیند و از هیچگونه مسائل دنیا سر بیرون نیاورد و آیا چگونه می تواند غیرت داشته باشد که کشورهای ابرقدرت به خاطراینکه ایران انقلاب کرده به او تجاوز کنند و او را مورد محاصره اقتصادی در آورند و با او بجنگند برادر و ای دوستان شما موظفید که خون این شهیدان را یاری دهید مگر شما و من از علی اکبر و علی اصغر و حبیب ابن مظاهرها و قاسمها عزیزتر هستیم ، درست است که دشمن به خانه شما حمله نکرده ولی اگر به شما تجاوز شود چه خواهید کرد مگر کمک نمی خواهید و وصیتی که برای خانواده خود دارم اول اینکه مادرم اگر توفیق شهادت پیدا کردم هر چه می خواهی گریه کن که نه خاطر من بلکه به خاطر امام حسین به خاطر طفل شش ماهه امام حسین (ع) ، به خاطر مظلومیت حضرت زهرا (س) و به خاطر پایمال شدن بدن امام حسین (ع) . و ای مادرم این را هم بدان من همان امانتی هستم نزد شما از طرف خداوند ، مبادا در پس دادن امانت کوتاهی کنی مبادا مقداری از امانت را پس بدهی که روز قیامت جلوی حضرت زهرا شرمنده شوی و مادرم ما باید کاری بکنیم که در جهان آخرت شرمنده نباشیم و باید به راهی برویم که امام حسین (ع) و یارانش رفتند و صدوقی و بهشتی رفت و غیره رفتند و ای پدر و ای مادرم و ای دوستان از مجلس روضه و نماز جماعت و دعاها و نماز جمعه ها دست بر ندارید که ما هر چه داریم از این اسلام است و ای پدر و مادرهایی که مانع رفتن بچه هایتان به جبهه می شوید . آیا انسان هر وقت که خودش بخواهد می میرد تا آنکه خداوند بخواهد، چه در زیر آتش گلوله باشد چه در زیر لحاف گرم باشد و چه در بیابان باشد همه می میرند و چه بهترکه این مرگ زودتر و در راه اسلام و قرآن باشد و چه بسا این مردن در راه به ثمر رسیدن اسلام به جهان باشد مگر فرزند تو و یا من از شماها عزیزترهستند. و خوشا به حال شما مادرها که چنین فرزندانی رابزرگ می کنید و آنها را تربیت میکنید واقعاً شما از زینب درس آموختید و ما اگر امروز می توانیم مسائل جهان را درک کنیم به خاطر خون شهیدان و دین اسلام است خوشا به حال شما مادرانی که همچون فرزندانی را یاری می کنید که به ندای امام لبیک بگویند و خوشا به حال شما که چنین کاری کردید و به ندای امام خود لبیک گفتید که چنین فرمود:" کسانی که من را یاری خواهند کرد هنوز در گهواره هستند ” چنین هم شد و دیگر اینکه پستیبان ولایت فقیه باشید و همیشه هوشیار و دانا باشید و نگذارید که بر شما ستم شود و همیشه سعی کنید که شعارهایی که می دهید با عمل همراه باشد و نکند حرفتان را گفته باشید و در آن عمل نباشد و من از تمام دوستانی که مرا می شناسند می خواهم که مرا حلال کنند و نیز من آنان را حلال می کنم و هرگز کارهای بدی که از من سر می زد به حساب مکتبم نیاورید چون من بودم بدی کردم نه دین و مکتبم و دوستان و آشنایان اگر ما را دوست دارید نگذارید که این اسلحه و این تجهیزات ما بر زمین بماند و شما آن را بردارید و اسلحه مرا برداشته و بر علیه کفار بجنگید که همانا بهترین کارهاست و همیشه با خدا باشید و هرگز به مادیات دنیا چشم ندوزید که بدترین گناه است . واقعاً این برایم آشکار شد که چقدر با خدا بودن ثواب دارد چقدر آدم درس ایثار و شهادت می آموزد و هر چه بگویم شاید باور نکنید و باور هم نخواهید کرد. ولی من هم در روایت شنیدم که گفته اند بنده خداوند یک قدم به طرف معبود و خدایش بردارد خداوند قدمهای زیادی به طرف او برمی دارد و من هم که در تمام عمرم گنهکار بودم اینک احساس راحتی می کنم و از او می خواهم که لحظه ای به خودم وامگذارد که در هم خواهید شد و از خدا دور خواهید شد

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

حسین معتقدی فرزند:علی

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 پاسداران حریص قرآن و مکتب اسلام که پیام آزادی اسلام را به تمامی گیتی گسترش می دهند اینجانب فرزند حقیرتان که خداوند متعال این سعادت را نصیبم نمود تا به جبهه حق بر باطل بیایم و جهاد در راه خدا را پیشه خود سازم و من این توفیق را شکرگزار خواهم بود . مادر عزیزم که بارها و سالها برای من مشقتها را تحمل نمودید و شما نیز ای پدر گرامی که برای خانواده ات و فرزندانت زحمت کشیدی تا ما را اسلام و مکتبی بپرورانی هم اکنون من کوچکتر از آنم که بتوانم وصیت نامه ای را عنوان کنم بلکه به عنوان وظیفه ای است که باید انجام دهم تادر عرصه تاریخ به تمام دشمنان قرآن و اسلام بفهمانیم که ما پیرو مکتبی جز مکتب حسینی نخواهیم بود و اما خواهران گرامیم می خواهم که زینب وار باحجاب خود بتوانید تمامی دشمنان اسلام و قدرتها را سرنگون سازید و من تقاضای دیگری از شما به غیراز اینها نخواهم داشت و پیامم به امت شهیدپرور این است که صحنه های نماز جمعه را هر چه با شکوهتر و مسجدها را سنگر اصلی خویش قرار دهند و خود را با مفاهیم قرآن آشنا سازند تا هیچ حیله و دسیسه دشمنان نتواند شما را از راه خویش و از خط رهبر خارج سازد و من به عنوان یک فرد ناقابل وظیفه خود می دانم که دوشادوش برادران بسیجی و سپاهی نبرد خویش را برعلیه مزدوران بعثی انجام دهم تا انشاء الله اگر توانستم که حتماً خواهیم توانست راه کربلا را بازکنیم و به قول امام عزیزمان این رهبر و امید تمامی مستضعفان در جهان که ایشان فرمودند راه قدس از کربلا خواهد گذشت . مانیز هیچ شکی در آن نداریم تا سخنان رهبرمان را به حقیقت گواهیش واضح سازیم و دیگر پیامی که از خویش دارم مقداری روزه امت که در ماه رمضان سال گذشته که در جبهه بودم و نتوانستم انجام دهم اگر به یاری خدا توفیق سعادت نصیبم شد . شما به جای من انجام دهید و نیز همواره در خط رهبر باشید زیرا امید آینده جهان به دست اوست و این را هم بدانید که این تبلیغات سوء دشمنان خائن به جز چیز پوچی چیز دیگری نخواهد بود و به مستحبات اسلام اهمیت بدهید و زیارت عاشورا را ترک مکنید به امید زیارت کربلا از شما التماس دعا دارم . والسلام

 الهی الهی حتی قیام المهدی احفظ لناالخمینی        حسین معتقدی

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۱٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

محمدرضا مصیبی فرزند:عباس

بسم الله الرحمن الرحیم

 ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل  الله فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقا

خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده آنها در راه خدا جهادمی کنند که دشمنان دین را به قتل رسانند و یا خودکشته شوند این وعده قطعی است بر خدا.

اکنون هنگامه جنگ است، جنگ است

                                           نشستن و خاموش بودن ننگ است ، ننگ است

 بـــدان ای شرق و غــرب ظلم گستر

                                     کـه ایـران عـرصه شیـــر و پلنــگ اسـت .

 بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان بنام او که جهان از اوست بنام او که فکر و بیان از اوست بنام آنکه هستی و نیستی از اوست و بنام آنکه بما فکر داد تا بتوانیم خودمان و خالقمان را خوب بشناسیم با درود به پیشگاه حجت بر حق ، بقیه الله الاعظم حضرت مهدی (عج)ذخیره الهی در روی زمین و باقیمانده امامت برای هدایت و راهنمائی بشر در سیر الی الله و با درود و سلام بر نایب بر حق حضرتش امام امت خمینی کبیر و رهبر بیدار و پر خروش میهن اسلامی ایران و بر شما خانواده های معظم شهدای عزیز و گرانقدر صدر اسلام و شهدای جمهوری اسلامی و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و باسلام بر شما ملت بیدار و غیور ایران بر شما مردمان شجاع و قهرمان پرور بر شما مردمی که باعث تقویت جبهه ها هستید و جبهه ها را گرم نگه داشته اید بر شما ملت درود که یاران و انصار ابی عبدالله هستید بر شمائی درود که رهبر خود را نادیده یاری و حمایت می کنید زیرا در زمان امام حسین (ع) مردم رهبر داشتند او را می دیدند و باز شاهدیم که چگونه از او کناره گرفتند و راه ظلمت و تباهی را پیشه خود کردند ملت شجاع و قهرمان ایران بویژه شما مردم اردکان اینک که صباحی چند برای دیدارمعشوقم باقی نمانده است در دل سنگر و در زیر نور چراغ فانوس نشسته ام و وصیت نامه ام را می نویسم باید عرض کنم که من خودم این راه را انتخاب نمودم و با چشم بصیرت دیدم و به جبهه عاشقانه آمدم نه زور باعث آمدنم شد ونه به خاطر ریاست و مقام به جبهه آمدم بلکه آمدم تا اینکه به ندای هل من ناصر حسین زمان خود لبیک گفته باشم و دین خدا را یاری کرده باشم من خود به جبهه آمدم تا اینکه با آمدنم به جهانیان و شرقیان و غربیان بفهمانم که ما جوانان غیور و شجاع ایران در هر لحظه و زمان گوش به فرمان اماممان هستیم و اگر با نثار جانمان هم که شده از حیثیت و ناموس خود دفاع خواهیم کرد. ملت قهرمان ایران ما با رزممان در سنگر و شما با بیداریتان در پشت سنگر و در شهرها باید دوتائی با هم چنان درسی به شاگردان مکتب یزید بدهیم که دیگر فکر حمله به یک کشور اسلامی را نکنند ما همچنان که تا بحال ثابت قدم ایستاده ایم و به دفاع مقدسمان ایستاده ایم و به دفاع مقدسمان ادامه داده ایم انشاء الله تا آخرین قطره خونمان به این کارمان ادامه خواهیم داد تا اینکه دیگر زمین از لوث این مفسدان و پلیدان و خونخواران پست فطرت پاک و زدوده شود خدا به ما لطف کرد و نعمتی چون اسلام و رهبری چو امام در اختیارمان گذاشت پس بر ما واجب و لازم است که از این دو دّر گران هر چند با قیمت جانمان هم تمام شده حفظ وحراست بکنیم چنانکه خدا درقرآن می فرماید: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم خدا سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان بخواهند. پس به مصداق آیه شریفه چون ما خودمان بلند شدیم و خواهان استقلال و آزادی شدیم خدا هم یاریمان کرد و ما را از چنگ ظالم ودوران نجاتمان داد و حال بر ماست که با حضورمان در جبهه های جنگ اگر برایمان امکان باشد و اگر امکان نباشد در پشت جبهه به هر نحوی که شده این انقلاب را تا پیروزی نهائی به پیش ببریم انشاء الله اما شما پدر و مادرم ، والدین عزیزم من خود این راه را انتخاب نمودم و خود به جبهه آمدم پدرم و مادرم دامادی و جشن عروسی من زمانی است که تیر دشمن قلب کوچکم را بدرد و نقل عیش من ندای تکبیر و یا حسین و یا زهرای مردم بر سر تابوتم می باشد و حجله من دل تاریک و گرم خاک می باشد و عروس من که نیکوترین عروسی هاست عروسی من یعنی خون شهادت می باشد. والدین عزیزم اگر توفیق شهادت نصیبم شد برای من زیاد گریه و بی قراری نکنید اگر هم اشک ریختید به یاد مظلومیت و بی کسی ابا عبدالله و یاران غریبش که در کربلای گرم و سوزان مظلومانه شهید شدند و تا آخرین قطره خون در راه استواری دین اسلام دادند و بر این جایگاه مقاوم ماندند بریزید. می دانم که در این دوران کوتاه عمر فرزند خوبی برای شما نبودم و نتوانستم آنطور که باید و شاید وظیفه فرزندی را نسبت به شما اداء کنم پس بهمین خاطر از شما می خواهم که حقیر را حلال بکنید و از تقصیرات من در گذرید که اگر شهادت نصیبم شد هیچ حقی بر گردنم نباشد و از طرف من از تمام اهالی شهر حلالیت بطلبید و اگر کسی حقی بر من دارد حق او را بدهید. در پایان امید ظهور امام زمان و سلامتی امام امت پیروزی رزمندگان اسلام و توفیق امت در کارهایشان را دارم

والسلام علیکم و رحمه اله و برکاته

 مورخ 19/11/1364 رضا مصیبی اردکانی

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۱۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

علیرضا مصیبی فرزند:اسماعیل

بسم رب الشهداء والصدیقین

انفرواخفافاً وجاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل الله ذالکم خیرلکم ان کنتم تعلمون

برای جنگ با کافران سبک بار و مجهز بیرون شوید و در راه خدا با مال و جان جهاد کنید این کار بسی بهتر خواهد بود اگر مردمی با فکر و دانش باشید. با سلام و درود بیکران به رهبر انقلاب و با درود وبا سلام به مردم پشت جبهه و با درود به خانواده شهدا وصیت من به خانواده خودم این است که در شهادت من گریه نکنند بلکه شادی کنند چون من به آرزویم رسیدم جشن بگیرید شیرینی پخش کنید و مادر هرگز نباید قطره ای اشک بر چشمان تو باشد چون گریه شما شادی دشمن را فراهم می کند هر قطره اشک شما مانند تیری است بر قلب ما چون وقتی شما ناراحت می شوید دشمن از ناراحتی شما سود برده و خوشحال می شود. مبادا بر شهادت من گریه کنید حتی یک قطره . مادر تو بایدخوشحال باشی که فرزندی را در راه خدا دادی و به آرزویت رسیدی که می خواستی مادر یک شهید باشی و دیگر آنکه از امام پیروی کنید و هرگز دعا به او یادتان نرود به حرفهای او گوش دهید وهمیشه و در همه حال پیرو ولایت فقیه باشید. مادر و پدر و خانواده خودم یک ماه روزه و سه ماه نماز من را بشوید. دیگر از همه شما حلالیت می خواهم مخصوصاً مامان و بابا و قاسم ومریم و محمد و اکرم و اعظم مرا حلال کنید. از دوستان و همسایگان و همکلاسیهایم بخواهید مرا حلال کنند بخصوص معلمین و دبیران مدرسه ام، که اگر از من بدی دیده اند که حتماً دیده اند مرا حلال کنند خلاصه از هر کسی که به او بدی کردم بگویید، مرا حلال کنند. پیام من برای مردم شهید پرور و در صحنه این است که امام را دعا کنند، و هرگز او را تنها نگذارند، و حرفهای او را گوش دهند، و پشتیبان ولایت فقیه باشید و از آنها پیروی کنید و در دعاهای توسل و کمیل شرکت کنید و در نماز جمعه و نماز جماعت شرکت کنید که این نماز جمعه ها و دعاها مشت کوبنده ای است بر دهان دشمنان اسلام . پیام من به مردم شهید پرور ایران خصوصاً مردم شهید پرور و غیور اردکان این است که از خون این شهیدان پاسداری کنند و نگذارند منافقین خون آنها را پایمال کنند پیام من به مادرها این است که اگر بچههای شما می خواهند به جبهه بیایند جلوی آنها را نگیرید اگر شما نگذارید فرزندانتان به جبهه بیایند آنها که در جبهه هستند خسته می شوند. وبعضی هم شهید میشوند و دیگر کسی در جبهه ها نیست ولی اشتباه نشود. جبهه ها هیچ وقت خالی نمی شود و پیام من به شما خواهران عزیز این است که حجاب خود را حفظ کنید که حجاب شما مشتی است بر دهان دشمنان اسلام.

والسلام

 به امید پیروزی حق علیه باطل. خدا حافظ دعا به امام یادتان نرود.

علیرضا مصیبی.



 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:۱٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

علی محمد مسعودی فرزند:محمد

 بسم الرب الشهداء والصالحین

ولا تحسبن الذین فی سبیل الله امواتاً بل احیاهم عند ربهم یرزقون اشرف الموت قتل الشهاده

شرافتمندترین مرگ شهادت است.                  پیامبر اکرم (ص)

 با درود و سلام فراوان به مهدی منجی عالم بشریت و نایب بر حقش فرمانده کل قوا خمینی روح خدا و با درود و سلام فراوان به رزمندگان اسلام و شهیدان به خون خفته دیارمان و سایر شهدا از صدر اسلام تا به حال و با سلام و درود به شهید مظلوم و همیشه زنده تاریخ شهید دکتر بهشتی می خواهم با زبان لکنت بار و ناتوان خود چند سخنی بگویم سلام - سلام بر مردم مقاوم و همیشه در سنگر عقدا و درود فراوان نثار خانواده شهدا امیدوارم که از فرسنگها راه دور از سرزمین خون و شهادت خوزستان عزیز سلام مرا بپذیرید باری رسول اکرم(ص)میفرماید شرافتمندانه ترین مرگ شهادت است پس چرا ما پیرو رسول خود نباشیم و راه او را ادامه ندهیم او کسی است که درس چگونه زیستن و چگونه مردن را به سرور شهیدان حسین ابن علی آموخت و ماهم این درس را از حسین ابن علی و حسین زمان خمینی کبیر آموختیم پس چه بهتر که به این درس جامع عمل بپوشانیم و ادامه دهنده راه سرور خود باشیم آری اگر ما حسین زمان را یاری نکنیم پس چه کسی او را یاری کند خدایا من عاصی گنهه کار را ببخش - خدایا استغفار می طلبم که برای من نباید آنروزی که در زیر شلاقهای دوزخ صدای یا رب ارحم ضعف بدنی سر دهم و در در گاه تو سیه رو باشم برادران وخواهران همیشه در سنگر امیدوارم که ادامه دهنده راه شهیدان باشیم و با نثار جان خود درخت اسلام را آبیاری و پربارتر سازیم برادران مبادا خدای نکرده امام را رها کنید از همه مهمتر اطاعت کامل از ولایت فقیه مبادا ولایت فقیه را رها کنید که در آن دیار عذاب خواهی شد و فقط سفارش من این است که پیوند خود را با ولایت فقیه محکمتر کرده و اطاعت کامل از او بکنیم که باری ولایت فقیه و امام یاری مهدی است و چند سخنی دارم با خواهران مجاهد و همیشه در سنگر - خواهرم حجاب تو جهاد تو است ای خواهری که این وصیت نامه را می شنوی دیگر لازم به توضیح نیست من آنرا توضیح بدهم و چند سخنی دارم با پدر و مادر عزیز و مهربان خود، سلام گرم من به تو ای پدر و مادر مقاوم و استوار امیدوارم که در موقع شنیدن خبر مرگ من هیچ ناراحت نشوید و خوشحال شوید که چنین فرزندی تربیت کرده اید تا در راه اسلام جانش را فدا کند ای مادر عزیزم که نام تو فاطمه است امیدوارم که مانند فاطمه زهرا مقاوم و استوار باشید و صبر داشته باشی که خدا با صابرین است ای پدر و مادر عزیز شما در روز قیامت در نزد رسول خدا و فاطمه زهرا (س) روسفید هستید و ای خواهران عزیزم شما هم زینب گونه باشید و مانند زینب در مرگ برادرتان گریه و زاری نکنید و چنان مقاوم و استوار باشید و امیدوارم که تمام برادران و خواهران ادامه دهنده راه شهیدان باشند و چند سخنی دارم با برادران خود- من حرفهای زیادی دارم درد دلهایی دارم نمی دانم چگونه این درد دلها را بنویسم نمی دانم از کجا شروع کنم و فقط این جمله را می گویم که برادران شما مسئولیت شرعی دارید چرا حرفی نمی زنید چرا به مسئولین بالاتر مراجعه نمی کنید به چه علت به مسجد حمله می کنند چرا برادران عقده ای یکی یکی از بسیج بیرون می آیند خرسندی شهید حرفهائی داشت من هم حرفهائی دارم که نمی توانم بزنم و از درگاه خداوند از آنها شکایت می کنم چرا حق کشی می شود چرا حق را به حق دار نمی دهند آخرین کلامم بسیج اصلاح شود و مقدار پولی که دارم کفاره روزه من بدهید و مقداری هم که مادرم می داند برای نماز بدهید که شاید نمازهای من در درگاه خداوند مورد قبول نباشد و بقیه را هر طور که صلاح می بینی در راه اسلام به مصرف برسانید.                             والسلام

اهواز - شهرک دارخوئن - محمدعلی مسعودی 22/3/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٠٩ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

مرتضی مروتی فرزند:علی

بسم الله الرحمن الرحیم

 انا لله و انا الیه راجعون

با عرض سلام خدمت امام عزیز و شما امت عزیز انشاءالله که تا کنون به حرفهای امام گوش کرده اید و تا آخر عمر به حرف این پیر جماران گوش کنید می خواستم چند کلمه ای وصیت نامه یا به عنوان تذکر عرض کنم ولی این یک حکمی است که خدا و قرآن فرموده است اول اینکه هر چه کردید شما امام را تنها نگذارید امامی که شما و ما را از لجنزار بیرون آورد و به گلزار آورد و هم اکنون من در آبهای هورالهویزه به عنوان یک سرباز امام که انشاء الله خدا قبول کند و انشاء الله امام زمام (عج) اینجور سربازی را پذیرا باشد که ما لایق آن نیستیم که سرباز امام زمان (عج) باشیم به خدمت مشغولم . و از اینکه شما را زحمت می دهم و نمی دانم در چه وقتی است آیا ظهر است گرما است، ببخشید می خواستم بگویم که شما در هر جایی هستید در هر حال خدا و قرآن را مد نظر داشته باشید. اگر مثلاً مسئولیتی چه کوچک چه بزرگ به عهده شما    گذاشته اند به خوبی خوب ادا نمائید و بهره برداری کنید. همیشه مظلومان و ستمدیدگان را کمک کنید نه آنانکه چه قبل از انقلاب و بعد از انقلاب همیشه و همه جا خوش بودند و خوش می گذرانند کمک کنید آنهائیکه چه قبل از انقلاب و چه بعد ازانقلاب هنوز در فقر و تنگدستی بسر می برند آنها را کمک کنید. اگر مثلاً یک مسئولیتی دارید که می توانید کار مردم را بدرستی راه اندازید آن را انجام دهید. خدای نکرده به خاطر این کار شکنی شما یا به خاطر این دور سر گردانیهای شما اگر کسی از انقلاب ، امام طرد شودخون این همه شهید و شهیدانی که قبل از انقلاب تا کنون ریخته است به گردن شما است چون یک فردی را طرد کردید که تا ابد، که انشاء الله اینجور نمی شودو خدا نکند تا می توانید در کارهایتان در شغلهایتان در پستهای حساستان همیشه خدا و قرآن را مد نظر داشته باشید من هم اکنون آن چیزی که می خواهم بگویم و شما هم می دانید که چیزی می خواهم بگویم نمی توانم خوب بیانش بکنم باید مرا ببخشید ، هیچ وقت از یاد جبهه و از یاد و از یاد رزمندگان غافل نشوید. اینها، ماکه هیچ ، با تمام خلوص نیت با تمام پاکی و اخلاص به سوی جبهه ها پر می کشند. از خانه ، زندگی ، سال ، مقام ، جاه و مقام ، اینها دست کشده اند و به دیار عاشقان شتافتند به یاد آنها باشید تا می توانید یا خودتان به جبهه بروید با کمک کنید که می دانم شما است قهرمان همیشه به یاد جبهه بودید و هستید اگر خدا این توفیق عظیم را نصیب ما کرد که انشاء الله ماهم جزو این شهداء قرار گیریم ، امیدوارم که شما امت قهرمان و هرکس که مرا می شناسد مرا بخشیده باشید یا ببخشید اگر اذیت و آزاری از من دیده است باید به بخشایندگی خودش مرا ببخشد از خانواده ام عذر خواهی  می کنم که آنها را تنها گذاشته ام . می دانم که داغ شهید سخت است ولی امام  حسین (ع) در صحرای کربلا فرزند را از دست داد، برادر از دست داد، هفتاد و دو تن از یارانش را از دست داد ولی صبر پیشه کرد ، زینب را به اسیری بردند صبر پیشه کرد شما که ببخشید ، بالاتر از آنها نیستید . زینب زا به اسیری گرفتند ولی به شما لطف مرحمت شد . ای برادران و خواهران شهید از دست داده صبر را پیشه خود سازیدان الله مع الصابرین  این دو روز دنیا را ننگرید دنیای دیگری هم در کار است آن دنیا را در نظر داشته باشید، این دنیا که هیچ نیست ، ماهم هیچ نیستیم یدوارم که مرا بخشیده باشید. از تمام شما امت قهرمان که در تشییع جنازه من شرکت کردید عذر   می خواهم . و امیدوارم که خداوند آن اجری که باید به شما بدهد ، بدهد و دیگرقدرت آنکه چیزی بگویم ندارم ، چون خیلی چیزها گفتنی نیست ولی من  نمی توانم آن را بیان کنم . فقط هر چه شما کردید دعای امام و رزمندگان و دعای ظهور حضرت مهدی (عج) اگر شما بعد از آزادی کربلا رفتید سلام ما را هم به امام حسین (ع) برسانید. وقتی که در پشت سر امام در کربلا به نماز می ایستید ما را هم دعا کنید که خداوند ما را هم ببخشد. انشاء الله که ما را بخشیده باشد و از تمام شما عذر می خواهم ( این وصیت نامه که توسط طلبه شهید مرتضی مروتی در قبل از عملیات قدس ضبط شده و ایشان در عملیات کربلای 5 به درجه رفیع شهادت رسیده است از نوار پیاده شده است)  

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٠٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

محمد حسین مروتی فرزند:علی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام بر ثار ا... سلام بر حضرت مهدی امام عصر (عج) سلام بر نائب برحقش خمینی امید مستضعفان، سلام بر ادامه دهندگان راه شهیدان ، سلام برخط خونین کربلای حسین سلام بر پدران و مادرا نی که اینچنین فرزندا نی از جان گذشته را پرورش داده و در طبق اخلاص نهاده و فدای اسلام میکنند.  به نام الله اسدار حرمت خون شهیدان ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا" بل احیاءً عند ربهم یرزقون چه کشته شویم  چه بکشیم پیروزیم (امام خمینی) بسی مایة افتخار است که ما در این موقعیت از زمان قرار گرفته ایم که ما رهبری همچون حسین و با ملتی همچون یاران حسین در یک عصر  عصری خونین زندگی میکنیم. ملتی که به تمام طاغوتهای زمان نه می گویند زندگی خونین و مرگی خونین خونین که متصل است  به خون جاری شده کربلای 61 و ما وارث خون شهدای صدر اسلام تا شهدای انقلاب اسلامی و ما نسل حاضر وارث خون این شهدا هستیم و وظیفه به انجام رسالت خون این شهدا هستیم و چه قدر پر مسئولیت  است.این وظیفه ما که به عنوان یک ادامه دهنده راه شهدای کربلا تا به حال هستیم توانائی مالی که بتوانیم این رسالت را به انجام برسانیم نداریم تنها راهی که بتوانیم این کوله پشتی سنگین پر از مسئولیت را به سر منزل مقصود برسانیم فدا کردن جان ناقابلمان  برای اهداف الهی اسلامی است و اکنون ما دوراه در پیش داریم یا اینکه بایستی شهید شویم تا آینده واسلام  زنده بماند یا بایستی زنده بمانیم تا در آینده شهید شویم و سخت است انتخاب راه دوم برای افرادی چون من که نه از مال بهره ای داریم و نه از علم و راه اول را انتخاب کردم و آمده ام در جبهه شوش در کنار حرم حضرت دا نیال پیغمبر خدا جانم را فدای اسلام و رهبری اسلام کنم تا شاید دینم را به این شهیدان ادا کنم و در آن دنیانزد شهدا رو سفید باشم  و شاید بتوانم مورد رحمت الهی واقع شوم چه کنم که لطف خدا شامل بندگان خاصش می شود و امید دارم به شما کسانی که این وصیت نامه را گوش میکنید من را دعا کنید که شاید با دعاهای شما لطفی از خدا هم شامل حال من بشود و ای آمریکای جهانخوار و روسیه متجاوز و ای صدام کافر آلت دست آمریکا بدان که تا قرآن و لایت فقیه در بین مسلمین است هیچ کاری از دستت ساخته نیست و هر نیرنگی به کار ببری جز رسوائی و غضب الهی حاصل دیگری برداشت نخواهی کرد زیرا که رنگ و پوست این جوانان با آیات قرآن و دستورات ولی فقیه ممزوج شده است. دیدیدکه وقتی شهید بهشتی را با 71 تن از یاران اماممان را در زیر آوار حاصل انفجار از بمب شهید کردی حتی آخرین لحظات هم فریاد مرگ بر آمریکا و الله اکبر را زمزمه میکردند. واگر چه شهید رجائی و باهنر را از ما گرفتید و اگر چه شهید محراب را از ما گرفتی و دستغیب را در راه نماز جمعه شهید کردی ملت ما بیدارتر شد.و خشم و غضبشان نسبت به شما بیشترشد چنانچه رهبرمان می فرماید که مارا بکشید ملت ما بیدارتر می شود که شد. ما هم را بکشید یارانمان را بکشید باز هم ملت ما بیدارتر می شود و وای به حال شما که سخت مورد غضب الهی واقع شده اید آخرین پیامم به امت اسلامی ایران ملتی که درس شهادت را از حسین و درس مقاومت را از زینب آموخته است این است که به قول امام پشتیبان ولایت فقیه باشید تا هیچ آسیبی به شما نرسد تا شما قرآن را در کنار دارید و به آن عمل می کنید تا شما جوانان از جان گذشته دارید بدانید که هیچ ابر قدرتی نمی تواند شما را تسلیم خواسته های شیطانی خود کند. دیگر جنگ برای ما و شما مسئله چندان مهمی نیست دیگر حصر اقتصادی برای شما مفهومی ندارد و اگر می خواهید مورد غضب الهی قرار نگیرید همیشه امیدتان به خدا باشد گوشتان به فرمان امام باشد.نگاهایتان به رحمت الهی باشد. صدایتان فریاد الله اکبر و مرگ برآمریکا باشد. گریه تان به خاطر مظلومیت حسین( ع) باشد. و قدمتان در راه رضای خدا باشد.وخوشحالیتان به خاطر پیروزی اسلام باشد و انتظارتان ظهور حضرت مهدی(عج ) باشدو عبادتتان فقط و فقط برای رضای خدا باشد و همیشه به یاد آخرت باشید. کوچکترین کارتان برای رضای الله باشد.و پیامم به خانواده ام این است که همیشه گوش به فرمان امام باشیم و از برادرانم می خواهم که بعد از شهادتم ادامه دهنده راهم باشند راهی که راهبر آن حسین و پیروانش اولیاا... هستند. صبر پیشه خود گیرند و هدیه دادن این وجود ناقابل فرزندتان به پیشگاه باری تعالی برای شما زیاد دردناک نباشد.بلکه مایه افتخار باشد. به برادرم محمد تقی سفارش میکنم که بعد از فارغ التحصیل شدن حتی برای یک سال در سپاه پاسداران خدمت به جامعه کند. از خواهرم می خواهم که فرزندانش را با راه من آشنا سازد.و آنها را زینب وار و حسین وار پرورش دهند. توجه بیشتری به عبادت بکنید. برایم سه مجلس دعای کمیل در هر موقع که مناسب است تدارک ببینید و مجلس را بر مزارم انتخاب کنید از خدا بخواهید که این قربانی را از شما بپذیرد. برادرم غلامرضا را سلام برسانید و او را دعوت به صبر کنید. در آخر می خواهم مرا ببخشید. همه دوستان و اقوام را سلام برسانید. همیشه دعا گوی امام باشید. خیلی دلم راضی نمیشد که وصیت نامه بنویسم زیرا هنوز آرزوی زیارت کربلای حسین را دارم و می ترسم که آرزویم را به گور ببرم. خلاصه در آخرین لحظات موقع شروع حمله با وجودی که فکرم مغشوش است  چند تا جمله بی سر وته نوشتم. ساعت 5/2 شب اول فروردین سال 61 وصیت را تمام کردم.

 

               والسلام  خداحافظ- محمد حسین مروتی  

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٠٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

کمال مروتی فرزند:علی

بسمه تعالی

 به نام خدا و برای خدا و به یاد خدا و بسوی خدا، از آن جهت که ( انا لله و انا الیه راجعون ) چون ما همه از او هستیم و بازگشتمان بسوی اوست وبه نام خدا ااز آن جهت که اوست بخشنده و مهربان و به یاد خدا از آن جهت که اوست که با یاد بودنش قلب آرامش پیدا می کند و برای خدا از آن جهت که تمام کارها بایست به خاطر رضای خدا باشد، حال چون وصیتنامه نوشتن را یک وظیفه شرعی می دانم وصیت نامه ام را بدین شرح آغاز می کنم. با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران ابراهیم بت شکن امام خمینی و با سلام بر شهیدان در خون طپیده تاریخ از صدر اسلام تا کنون و با درود بر رزمندگان اسلام در جبهه های حق بر علیه باطل که با ایثار جان و مال خود از این اسلام عزیز پشتیبانی می کنند و با سلام بر تمام امت شهیدپرور ایران و با سلام بر پدر و مادر وبرادران و خواهرانم امیدوارم که سلام فرزند خودشان را بپذیرند، پس از تقدیم عرض سلام امیدوارم که ای مادر ، شیری را که به من دادی حلالم کنی که واقعاً چه شیر پاکی بوده است که همچون جوانها را تربیت کردی که جان خود را فدای اسلام می کنند و خون خود را به اسلام می دهند تا اسلام زنده بماند و من از شما تقاضامندم هر کس که از من نارضای است او را به هرصورتی که شده است راضی کنید و ای امت شهیدپرور ، من حقیر از شما تقاضامندم که صبر داشته باشید هی نگوئید ای مملکت چه شد کجا شد صبر داشته باشید روزی می آید که در ناز و نعمت زندگی کنید چون اگر می خواهیدخدا با شما باشد ، صبر داشته باشید در آیه ای از سوره بقره داریم که

( یا ایها الذین آمنوا استعینوا بالصبر والصلوه ان الله مع الصابرین )

والسلام

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٠٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید :

فضل الله مروتی فرزند:نصرالله

بسم الله الرحمن الرحیم

 لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

 بادرود و سلام به رهبر کبیر انقلاب و بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی و با سلام و درود بر ارواح پر فتوح تمامی شهدا از صدر اسلام گرفته تا کنون و با درود بر تمامی رزمندگان در جبهه های نبرد ، وصیتنامه خود را آغاز می کنم ، وصیت من به مردم این است که هر چه در توان دارند در خدمت به جبهه دریغ نفرمایند اعم از مالی ، جنسی و جانی ، و وصیتم این است که سنگرهای دعاها و نماز جمعه ها را حفظ نمائید و هر چه با شکوهتر در این مراسم شرکت نمائید و همچنین خانواده گرامیم از اینکه من را از دست داده اید هیچگونه ناراحت نباشید که انا لله و انا الیه راجعون و اگر گریه می کنید برای این باشد که سربازی از اسلام کم شده است و سلام من به همسرم برسانید و بگوئید که او هم مانند بسیاری از همسرانی است که شوهرانشان را از دست داده اند و از برادرم می خواهم که راه من را ادامه دهد و نگذارد اسلحه من بر زمین بماند و بدانید که من آخرین شهید نیستم که تقدیم اسلام می شوم ، بلکه تا جنگ هست همیشه شهید است و ننه سکینه از شما نیز طلب صبر می کنم و از مادرم و پدرم می خواهم که از من راضی باشند اگرچه من نتوانستم زحماتشان را جبران کنم و اگر همسرم بچه دار شد اگر نوزادش پسر است فضل الله بگذارید تا یاد من همواره زنده بماند و تا می تواند در نماز دعا کنید برای طول عمر امام و پیروزی رزمندگان و برای من 2 ماه روزه و برای من 1 سال نماز بخوانید و نصف خانه را اسم زنم و نصف دیگر را اسم یگانه فرزندم بکنید. به امید باز شدن راه کربلا برادر حقیرتان فضل الله مروتی

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٠٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

عباس مروتی فرزند:محمود

 بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه

همانا خدا خرید از مومنان جانها و مالهای ایشان را که برای ایشان بهشت است  

پس از سلام و درود بی پایان بر منجی عالم بشریت فرزند زهرا، حضرت مهدی (عج) امام منتظر ارواحنا اله الفدا که دلهای همه مسلمین جهان برای دیدار و ظهور او به تپش در می آید تا با برقراری عدل اسلامی ریشه کفر را به کلی بسوزاند و جامعه عدل و قسط اسلامی را در جهان مستتر نماید و با سلام به نائب بر حقش امام خمینی (پیر جماران) این نا خدای کشتی انقلاب که هر موقعی که برای این انقلاب خطری پیش بیاید اعلام خطر می کند و مردم شهیدپرور را در جریان قرار می دهد و با سلام به امت شهیدپرور ایران که جوانان خود را مشتاقانه به جبهه های نبرد حق علیه باطل    می فرستند تا آنها حماسه بیافرینند و برای اسلام عزیز تلاش کنند و کاری را بدون رضایت خدا انجام نمی دهند و با سلام به پدر و مادرم که مرا بزرگ نمودند شاید این خون ناقابلم که برای اسلام دادم کمک به رشد نهال انقلاب بکند و آن را پربارتر سازد ، ما که مال و چیز دیگری نداریم که برای خدا بدهیم و برای اسلام عزیز بدهیم ، انشاء الله که این خون ناقابل که برای اسلام دادیم قبول کند وصیتنامه خود را با نام خدا شروع می کنم ، اینجانب از ملت شهیدپرور اردکان می خواهم که جوانان خود را بیشتر به جبهه های حق علیه باطل بفرستند تا برای اسلام عزیز کار کنند و در این جهاد مقدس شرکت کنند و کسانی که جلوی جوانان خود رابرای رفتن به جبهه ها می گیرند باید بدانند که جان عزیز فرزندانشان در دست خداست و تا وقتی که در سرنوشت آنها نوشته شده زنده خواهند ماند وگرنه جان فرزندانتان گرفته خواهد شد . پس شما از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری نکنید و از شما جوانان عزیز می خواهم که به  جبهه ها روی بیاورید و برای اسلام عزیز کار کنید و برای خدا به سوی جبهه ها حرکت کنید و در هر جا که هستی ، هرقدمی که بر می دارید در آن رضایت خدا باشد و وقتی که در راه خدا به سوی جبهه ها می آئید سعی کنید دچار وسوسه شیطان نشوید و عملی انجام ندهید که رضایت خدا در آن نباشد، برادران با افراد ناباب دوست و همنشین نشوید و اگر در شهرخود هم هستید به سوی مسجد و جلسات عمومی که برای خدا تشکیل می شود و رضایت خدا در آن هست بروید. از مادر و پدرم می خواهم که بعد از شهادت من صبوری پیش گیرند و بگویند همانا همه ما از خدا آمده ایم و به سوی خدا خواهیم رفت و جان دادن در راه خدا بی تابی ندارد.( الذین اذا اصابتهم مصیبته قالوا انا لله و انا الیه راجعون) آنانکه هر گاه پیشامدی به ایشان رسد گویند ما ازخدائیم و بسوی او خواهیم رفت  از شما می خواهم که 5/2 سال برای من نماز بخوانید . نماز خوانده ام اما به آن صورتی که باید خدا قبول کند نخوانده ام و  یک ماه روزه که امسال در ماه رمضان نبودم برای من بگیرید و از شما می خواهم که فقط برای اسلام عزیز کار کنید و احکام و مسائل اسلام را یاد بگیرید و ازبرادرم       می خواهم که بعد از من در جبهه حق علیه باطل شرکت کند و هر قدمی که بر می دارد فقط برای رضای خدا باشد . در آخر وصیتنامه ام از تمام جامعه شهیدپرور اردکان و شریف آباد حلال بودی می طلبم

والسلام به امید پیروزی اسلام بر کفر صدامی

عباس مروتی

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٠۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

 رضا مروتی فرزند:حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند بلکه زندگانند و در نزد پرورگارشان روزی می خورند  

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود بر امام زمان منجی عالم بشریت مهدی موعود(عج) و درود بیکران بر نایب بر حقش روشنگر خلق و آرامش دهنده قلبهای مسلمین و این ناخدای کشتی جمهوری اسلامی در امواج خطرناک پیر جماران بت شکن قرن امام خمینی و با درود بر شهیدان صدر اسلام تا کنون از هابیل تا 72 تن شهید کربلای حسین و از کربلای حسین تا 72 تن از شهدای حزب جمهوری و رجایی و باهنر و به خصوص شهدای جنگ تحمیلی که در جبهه ها تا آخرین قطره خون خود در راه خدا جهاد کردند و سر تاسر زندگیشان حماسه و جانبازی بوده است و درود بر رزمندگان سلحشور و غرور آفرین جبهه های حق علیه باطل که با حماسه و جانبازی خود پوزه تمام بعثیان را به خاک ذلت نشاندند و درود بر این امت قهرمان و شهیدپرور ایران که به سخنان گهربار امام لبیک می گویند وبا مال و جان خود ایثار می کنند و با شرکت خود در نماز جمعه ها و دعاها و عزاداریها مشت محکمی بر دهان منافقین کوردل و دو جهان خوار شرق و غرب (آمریکا و شوروی)می زنند و با درود بر شما مردم شهر و دیارم چند پیامی برای شما دارم با آنکه من کوچکتر از آنم که به شما مردم قهرمان پیام بدهم ،ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد و مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد و مبادا در بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین(ع) و با هدف شهید شد. ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید که تحمل دیدن شهادت 72 تن و این همه شکنجه ها را دیده پس جوانانتان را به جبهه بفرستید و حتی جسد آنها را نیز تحویل نگیرید چون چیزی را که در راه خدا دادید دیگر نباید پس گرفت و شما ای مردم شهید پرور استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین تسکین دهنده دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و یک قدم برای غیر از خدا بر ندارید و از روحانیت متعهد جدا نشوید که اگر اینطور شد روز بدبختی ما شروع می شود به رفتار امام امت خوب دقت کنید و به عظمت او پی ببرید و خود را تسلیم او کنید ، سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگوئید ما تا آخرین قطره خونمان سنگر را خالی نمی گذاریم تا هنگامیکه تمام احکام اسلام در زیر پرچم اسلامی امام زمان (عج) به اجرا در آید. در آخر از مردم شهیدپرورحلال بودی می طلبم و از خانواده ام که در بچه گی اذیتشان کردم می خواهم که مرا ببخشند چون ما نادان بودیم .دیگر آنکه از خانواده های شهدا می خواهم که صبر را پیشه کنند و پیرو خط شیرزن قهرمان زینب باشند.

( ضمناً دعای امام یادتان نرود )

خداحافظ

 رضا مروتی تاریخ 9/5/1362

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

                                                    از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٠٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

محمدجواد مرادی فرزند:حسین

بسم رب الشهداء و الصدیقین

 اقرار به وحدانیت و بی همتای خداوند متعال و یکصد و بیست و چهار هزار انبیاء، اول آنها حضرت آدم و آخر آنها خاتم النبیین صلواه الله علیه و جانشینان آن حضرت که اول آنها امام علی (ع) و آخر آنها حضرت مهدی (عج)و اعتقاد کامل به وظایف در رهبری قاعد الاعظم حضرت امام خمینی و منجی عالم بشریت وصیتنامه خویش را آغاز
می کنم آری ما فرزندانی هستیم که از دیار مولایمان حسین ابن علی(ع) که در راه قرآن و اسلام فرزند جوان خویش علی اکبر طفل شش ماهه اش وبرادر رشیدش ابوالفضل علمدار لشکرش ، قاسم نوجوان برادرش و خواهرش زینب(س) و مادرش زهرا (س)، برادرش حسن و تمامی فرزندان و خویشان را از دست داد برای اینکه اسلام زنده بماند قرآن پابرجا باشد. و تو ای پدر ای مرد میدان  ای حبیب ابن مظاهر فرزند خود را با رضای خویش که همان رضای خداست به میدان فرستادی تا اسلام و قرآن و ناموسش دفاع کند. پدر جان زحمت کشیدی چون جوان از من ساختی و روانه میدان کردی مانند آن لحظه ای که امام حسین (ع) اکبرش را سوار بر مرکب کرد شمشیر برهنه به دست او داد اما با قلبی مالامال از عشق به خدا به میدان فرستاد علی اکبرش به شهادت رسید شما هم حسین وار همانگونه که تا به حال زندگی کردید بعد از شهادتم نیز حسین وار باشید و اگر از این بنده نا پاک خدا بدی دیده ای عفوکنید که با علی اکبر در روز قیامت همنشین باشم و تو ای مادر ای رنج کشیده روزگار برای فرزند خویش زحمت زیادی کشیدی و مرا بر دو پایم استوار کردی طلب آمرزش می کنم چونکه قلم قادر به حرکت نیست تا رنج و محبت شما را به صفحه آورم . انشاء الله که شما در روز قیامت با فاطمه زهرا مادر پهلو شکسته حسین مشهور شوید. و شما ای برادرانم ای خواهرم ای الگو در زندگیم برایم سر مشق بودی و از من در طی این چند سال بدی دیدی مرا به بزرگواریتان ببخشید و از آن قلب رئوفی که حسن و حسین به هم داشتند و ماها درس گرفتیم و نسبت به همه مهر و وفا داشتیم در دلها همیشه زنده بماند. پدر جان بعد از شهادتم در باره این فرزند کوچک هر اقدامی کردید اختیار دارید و من کوچکترم که برای شما وصیت بنویسم و همه دارایی من به دست شما و در کار خیر از آن استفاده کنید در دعاها و مساجد شرکت کنید مثل همیشه قرآن بخوانید ودعا گوی رزمندگان باشید. پدرم عزیزم مادر مهربانم یک آرزو داشتم که آن هم در دلم ماند اشکال ندارد

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٠۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

رضا مذکوری فرزند:حسین

 بسم الله الرحمن الرحیم

 با درود و سلام به رهبر کبیرا نقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران و با سلام به تمام شهدای راه حق و حقیقت و شهدای عملیات آینده (والفجر) وصیت نامه ام را برای رضای خدا و به یاد خدا آغاز می کنم قبل از هر چیز باید بگویم که من یک وصیت نامه قبلاً نوشتم و قرار بود که در عملیات مقدماتی والفجر شرکت کنم که توفیق و این سعات نصیبمان نشد و الان که دارم وصیت نامه می نویسم دومین وصیت نامه من است یعنی در مجموع یکی است چون تذکراتی در وصیت نامه قبلی نداده بودم لذا در این وصیت نامه تذکر خواهم داد و باید بگویم که هر دووصیت نامه اگر به دستت رسید هر دو در مجموع یکی است اول از هر چیز باید بگویم که ای ملت قهرمان ایران و ای جوانان اردکانی اسلحه ام که از دست برادرت  می افتد بردار و بر سر ابرقدرتها (شرق و غرب ) بکوب و بر سر اسرائیل غصب بزن که اینچنین مردم بیگانه مستضعف را مورد تجاوز قرار داده است تذکر دیگر این است که در هر کاری صبر و استقامت داشته باشید چون الان در معرض امتحان خداقرار گرفته ایم و لحظه حساسی را پشت سر می گذاریم . تذکر دیگر همانطور که در قرآن آمده است امانت داری است . باید امانتدار باشیم و آن امانتی که من می گویم چیست ، آن امانت جمهوری اسلامی است خدای نکرده سستی نکنید . سستی از آن ضعیفان است و الان تمام ملت مستضعف دنیا چشم به این انقلاب ایران دوخته اند مسئله بعد که عرض می کنم جنگ است . مسئله جنگ همانطور که امام فرموده اند بر تمام کارها مقدمتر است و در زمانی ما واقع شدیم که جز جنگیدن چاره ای دیگر نداریم ای جوانان غیور اردکان جوانمردانه به جبهه حمله آورید . همانطور که تا به حال آمده اید و این ریشه فساد را از بین ببرید و هر چه زودتر انشاءالله این صدام را نابود کنیم و باید بگویم که صدام که نابود شد فکر می کنید آمریکا و شوروی دست از سر ما برمی دارند یا ما دست از سر آنها بر می داریم ، خیر چطور با این همه خون که ریخته شده این همه جوانان مردم شهید شده است آرام بگیریم و شرق و غرب هر غلطی که خواستند بکنند . باید اینقدر در دریای خون شناکنیم تا به ساحل خشکی برسیم یعنی زمینه را برای حضرت مهدی (عج) تعالی آماده سازیم در آخر سخنی چند با پدر و مادرم و خواهر و قوم و خویشان دارم ای پدر و مادر امیدوارم مرا ببخشید چون اگر پدر و مادری فرزندش را نبخشد خداوند هم او را نمی بخشد . تو ای برادر اسلحه ای که از دست من می افتد بردار و روانه جبهه شو . تو ای خواهر استقامت کن و در مرگ من گریه و زاری نکن چون کسی که اجر شهید را بداند دیگر گریه نمی کند بلکه می خندد و شادی می کند . سخنی هم با خانواده های شهدا دارم امروز خانواده های شهدا باید بدانند که فرزند آنها مرده نیست بلکه در کنار آنها هست و این احساس را باید تمام ملت ایران بکنند اگر از خانواده ای شهید داده هیچ فرقی با مردم دیگر ندارند آنها هم باید در مرگ فرندتان شریک باشند و هستند . ای خانواده های شهدا شما همانطور که در قرآن می فرماید: ولنبلونکم من الخوف و.... و بشر الصابرین قرآن مجید شما را به ترس گرسنگی ، مال ، جان ، نقصان اموال و کشت زراعت امتحان می کنید سعی کنید شما از این امتحان الهی خوب و سرافراز بیرون آئید در آخر چون در آن وصیت اسمی از نماز و روزه نبرده ام دقیقاً نمی دانم که چقدر نماز و روزه دارم و یادم نیست. از همه کسانی که در تشییع جنازه من شرکت کرده اند التماس دعا دارم . انشاء الله خداوند به همه شما صبر عنایت بفرماید از همه برادران سپاهی ، بسیجی ، ارتشی ، شهربانی ، ژاندارمری و تمام مردم تشکر می کنم . دوستان من و رفقای من ، همشهریان من ، امروز دو جبهه وجود دارد ، حسینی و یزیدی ، هر چه زودتر به جبهه حسینی بپیوندید حال که به جبهه می روم به خاطر کینه و بغض نیست ، بلکه به خاطر اسلام و صدور انقلاب و رضای خدا می باشد ، خداوندا به محمدت قسم و به خمینی امت قسم که چیزی گرانبهاتر از خونم ندارم ، آن هم در راه تو هدیه کنم از شما می خواهم که در برابر دشمنان اسلام طبق آیه( اشد علی الکفار ) برخورد نمائید . من می خواهم با خون خود درخت اسلام را آبیاری کنم . خدایا این قطره خون و جان ناقابل مرا برای گسترش اسلام به حضورت بپذیر و اگر جان ما آن ارزش را دارد برای اسلام فدا شود صد جان بده تا مبارزه کنیم

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی نگهدار

                                                  از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزای

آرزوئی که گور بردم دیدن امام امت است خیلی می خواستم امام را ببینم . مردم و
خانواده های شهدا شماها بروید و این امام را ببینید تا قلبتان آرام گیرد هرکس امام را ببیند دلش آرام می گیرد بروید و این دنیای روحانیت و عرفانیت یعنی امام خمینی را ببینید اگر کربلا رفتید سلام مرا به قبر شش گوشه امام حسین برسانی

شهدا شمع محفل بشریتند .( استاد مطهری )

 والسلام

 برادر کوچک شما رضا مذکوری

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

 ابوالقاسم مختاری فرزند:جلیل

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم رب الشهدا

ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون

 به آن دسته از کسانی که در راه خدا کشته می شوند مردگان نگوئید بلکه آنان  زنده اند ولکن شما نمی دانید

شهادت آرزوی من است و آرزوی هر مسلمان واقعی . ای خواهران و برادران عزیز و ای پدران و مادران عزیز سلام . شاید اکنون باور نکنید ولی من اکنون زنده و از این دنیای پست دور و با نشاطی غیر توصیف در پناه خدا بسر می برم و من اکنون در وصیت به آن عملی که خود درست از عهده بر نیامده ام . شما را توصیه می کنم و آن تقواست از پدر و مادر و برادرانم می خواهم که به جای گریه و عزاداری مجلس شادی راه بیندازند برادر عزیزم قبل از اینکه به این مکان مقدس (سپاه) بروم نمازهایم را همه خوانده ولی شاید مورد قبول باری تعالی نباشد می خواهم مدت 6 ماه نمازبرایم بخوان و در این رمضان گذشته که مریض شدم 7 روز روزه دارم که می خواهم برایم بگیری مبلغ 25000 ریال از سپاه تا کنون گرفته ام می خواهم که این مبلغ را به حساب 100 امام بریزید . موفقیت همگان را خواهانم  تقوارا ـ تقوارا ـ تقوارا نصب العین خود قرار دهید. (امام خمینی)

    شهیدان زنده اند الله اکبر                   به خون آغشته اند الله اکبر

 ابوالقاسم مختاری 20/8/1369

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٥٩ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

عبدالرضا محیطی فرزند:مهدی

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان مبرید کسانیکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه آنها زنده اند ودر نزد خدای خویش روزی می خورند

 با سلام و درود بر مهدی موعود (عج) و نایب بر حقش امام خمینی و باسلام و درو بر رزمندگان و ایثارگران و سلحشوران انقلاب اسلامی ایران و سلام و درود بر مجروح و معلولین و خانواده شهدا و مفقودین و اسیران و سلام و درود بر شهدای صدر اسلام تا حال، وصیت نامه خودم را آغازمی کنم. سلام بر توای مادر گرامیم که با رنج وزحمت مرا بزرگ کردی و به من اجازه دادی که بروم در جبهه حق علیه باطل بجنگم و سلام و درود بر توای مادر که شبها خواب را فراموش می کردی و بیاد فرزندان بودی و ای مادر جان اگر من به فیض شهادت نائل آمدم ناراحت نباشید و ای مادر جان من یک هدیه ای برای شما بودم و خداوند تبارک و تعالی این هدیه را از شما گرفت هیچ ناراحت نباشید و ای مادر جان اگر یک موقع من باشما تندی کردم مرا ببخشید چونکه کلید بهشت زیر پای مادران است و ای مادر جان هر چه کردید ناراحت نباشید وگریه و زاری برای من نکنید و مادر جان من نمی دانم که چطور این همه رنج و زحمت شما را جبران کنم چونکه  می دانم با چه زحمتی و با یتیمی مرا بزرگ کردی و شبها بی خوابی میکشیدید و کار می کردید برای من و حتی یک ذره از آن را هم جبران نکردم انشاء الله اگر به فیض شهادت نایل آمدم به آرزوی خود رسیدم. ای مادر جان با از دست دادن من ناراحت نباشید و مادر جان من می خواستم که شما را به مکه معظمه بفرستم ولی اگر شهید شدم سهمیه زمینهایم را بفروشند و شما را به مکه ببرند تا اینکه این آرزویم را به گور نبرده باشم. و ای خواهر و برادرانم اگر خبر شهادت من به شما رسید هیچ ناراحتی نداشته باشید وای خواهر و برادرانم شما از شهادت من خوشحال باشید اگر خدای نکرده ناراحت شوید من هم در آنجا ناراحت هستم و وقتی خبر شهادت من به شما رسید شیرینی بدهید و برایم جشن بگیرید و یک وصیتی هم برای شما دانش آموزان عزیز دارم البته من خیلی خیلی حقیر و کوچک از ان هستم که به شما پیام بدهم ولی برای تذکزچند سخنی می گویم،ای برادران دانش آموز از شما می خواهم که اگر در توان دارید
 در جبهه های حق علیه باطل شرکت نمائید و این رژیم بعثی کارش را یکسره نمائید و ریشه ظلم و فساد را ریشه کن نمائید تا اینکه دیگر به ما زور نگویند و اگر نتوانستید در جبهه ها شرکت نمائید در سنگر مدرسه به درس خود ادامه دهید تا این سرمایه داران جای شما را نگیرند و فردا یک قدرتی را به دست بگیرند و شما توسری خور آنها باشید و شماها هستید که این مملکت را اداره می کنید و آینده ساز مملکت اسلامی شما دانش آموزان هستید و شما دانش آموزان به دانشگاه بروید و به درس خود ادامه دهید تا بتوانید در آینده به مملکت خود خدمت کنید و چند سخنی برای شما مردم ایثارگر و همیشه در سنگر دارم که اولاً طلب حلالیت از شما می طلبم و دعای امام را فراموش نکنید و از شما می خواهم که در مجالس و دعاهای توسل و کمیل و در نماز جمعه شرکت فرمائید چونکه همینها هستند که ما را زنده نگه می دارند و ای مادر جان اگرمی خواهید فردای قیامت جوابگوی فاطمه زهرا و زینب کبری (ص)نباشید هیچ ناراحت نباشید و دعای امام را فراموش نکنید

التماس دعا

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٥۸ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

علی محمودی فرزند:محمود

بسم الله الرحمن الرحیم

الله اکبر ، الله اکبر ، اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان علیاً ولی الله

  به نام خداوندی که همه جانها در دست اوست بنام خداوندی که همه از او هستیم و بسوی او باز می گردیم و بنام خداوند شهداء و صدیقین سلام بر مهدی (عج) منجی و مصلح بشریت . سلام بر خمینی و پیروان باه خمینی سلام بر آنانکه سخاوتمندانه جان خود را در طبق اخلاص گذاشته و در راه خدا به شهادت رسیدندسلام بر پدران و مادرانی که ابراهیم وار اسماعیلهای خود را به قربانگاه فرستادندبر افراشته باد پرچم مکتبی که اینچنین فرزندانی مقاوم و شجاع را تربیت می کند قبل از هر چیز از شما والدین عزیز و گرامیم می خواهم که بخاطر آن همه زحمت و آزار و اذیتهایی که به شما رساندم مرا ببخشید . می دانم همانطور که در شهادت برادرم نشان دادید همچون کوه و بنیان مرصوص در برابر سختیها صبر خواهید کرد، اکنون که مشغول نوشتن وصیتنامه هستم نمی دانم که چگونه احساسات درونم را ابراز کنم . تا کسی تصور نکند که این راه را تقلیدی می پیمایم بلکه از روی آگاهی کامل است من از هیچ کسی نمی هراسم زیرا به بزرگی و قدرت حضرت حق تعالی ایمان دارم از هیچ کسی به غیر او نمی ترسم و مرا به کسی جز او امیدی نیست و از هر کسی نمی هراسم. این را بگویم که اگر به شهادت رسیدم بر من مگریید ، زیرا این آرزوی دیرینه من است و اگر مولایم مرا پذیرفت بر مرگم بخندید و بدانید این مقام بسیار عظیمی است زیرا هنگامیکه شمشیر بر فرق مولایم فرود آمد فرمود: " فزت ورب الکعبه” اگر شهادت چیز خوبی نبود خداوند به تمام اولیائش عطا نمی فرمود و امام نمی فرمود شهادت فخراولیاء است. اگر بدنها برای مردن خلق شده است بگذار تا در راه خدا قطعه قطعه گردد  و اگر دین محمد(ص) استوار نمی شود مگر با ریخته شدن خون ما پس ببارید ای خمپاره ها و ترکشها این را من نمی گویم بلکه مولایم حسین (ع) می گوید اگر قرار است این خون در رگهایم بخشکد بگذرار تا در راه خدا بر زمین ریزد. این است پیامم به همه دوستانم و هم رزمانم و ملت عزیز . اما یک پیام دیگر بر بر دشمنانم دارم، این را بدانید که اگر هزاران بار مرا بکشید ، قطعه قطعه ام کنید در آتشم بسوزانید، خاکسترم را بر باد کشید و یا دستهایم را ببرید، پاهایم را بشکنید ، زبانم را از پس گردن بیرون آورید ، چشمهایم را از حدقه در آورید باز شعارم لااله الالله است . اگر همه تجهیز شوید شاید بتوانید مرا به خاک و خون بکشید اما هرگز نمی توانید قلبم را تسخیر کنید و ایمانم رابگیرید . در آخر بار دیگر از پدر و مادر و همسر ، برادران و خواهرانم طلب عفو کرده از شما می خواهم با اینکه می دانم از دست دادن فرزند سخت است اما باید بدانید که مسئله مهمتر در پیش داریم که اگر همه عزیزانمان را هم قربانی کنیم ارزش دارد. تنها چیزی که مهم است عمل به وظیفه ، حال به هر قیمتی که باشد . من نمی دانم جنازه ام را چگونه خواهید یافت ، شاید قطعه قطعه بیابید یا خاکسترم را برای شما بیاورند . شاید جنازه ام زیر چرخ تانکها له کنند ، شاید همچون دیگر برادرانم جنازه ام زیر آفتاب داغ خوزستان یا هوای سرد کردستان بماند. اما بهر حال شما نباید نگران باشید چرا که من هر بار که از خانه خارج می شوم همه اینها را می دانم و با کمال میل به استقبال همه مشکلات می روم و همه بلاها را بجان می خرم تا اسلام بی بلا بماند و آخرین پیامم اینکه ای برادران و هموطنان از شما می خواهم که با جان و مال خویش از اسلام دفاع کنید و این را بدانید اگر جنازه ام بر زمین ماند، اگر بر پیگرم نماز نخواندید شما را خواهم بخشید اما اگر اسلحه ام بر زمین ماند اگر سنگرم را خالی گذاشتید ، اگر اسلام را یاری نکردید فردا جلوی راه شما را خواهم گرفت         علی محمودی

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٥٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

 احمد محمودی فرزند:محمود

 بسمه تعالی

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله اموتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

چنین مپندارید که آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدای خویش روزی می خورند

با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران وصیتنامه خود را اینطور شروع می کنم  والدین گرامیم که چندین سال زحمت کشیده اید تا مرا بزرگ کرده اید باید ببخشید که من نتوانستم وظیفه خودم را انجام دهم و زحمتهای شما را جبران کنم . پدرم من خیلی زیاد برای شما باعث دردسر شدم از شما می خواهم که دیگر آن اذیتهایم را به یاد نیاوری و ای مادرم مرا ببخش و خواهش می کنم که هیچکدام از شماها بعداز مرگم لباس مشکی نپوشید و هیگونه ناراحتی و غم و غصه ای نداشته باشید. چون دشمنان ما زمانی شکست می خورند که پدران و مادران شهدا را خوشحال ببینند بدنم را هر جا که خود دوست داشتید به خاک بسپارید و ای مادرم و پدرم برای من دعا کنید که خدا گناهانم را ببخشد . صبر و استقامت داشته باشید . پیرو خط امام امت خمینی بت شکن باشید و هیچگاه از روحانیون جدا نشوید وای دوستانم اگر روزی با شما بداخلاقی کردم مرا ببخشید.

والسلام

 احمد محمودی تاریخ جمعه 18/10/1360

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٥٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

حسن محمودزاده فرزند:غلامرضا

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند بخشنده مهربان

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان نبرید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه آنان زنده اند و در نزد خدایشان روزی می خورند

هرکس نامه یک تن سرباز رابه خانواده اش برساند همچنان باشد که بنده ای آزاد کرده است و در ثواب نبرد با آن سرباز نیز شریک خواهد بود. پیامبر(ص) وصیت نامه خود راشروع می کنم.  با درود و سلام بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران خمینی بت شکن و با درود و سلام بر روان پاک شهدای انقلاب اسلامی ایران و شهدای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران درود بر مادر و پدرم که چنین جوانی را در راه اسلام فدا کرده اند مادر و پدرم می خواهم بعد از شهادت من گریه نکنید که چون دشمن اشک چشم را می بیند حوشحال می شود . می خواهم گریه نکنید و می خواهم اگر من در خانه اذیت شما کرده ام و گوش به حرف شما داده ام مرا ببخشید و به برادر بزرگترم محمد علی سلام می رسانم که هر روز سر ننه پیر برود و مبادا او را تنها بگذارد. و به برادر کوچکترم حسین ، علی ، فاطمه سلام می رسانم که درس بخوانند و مبادا مدرسه را ترک کنند. با درود و سلام بر مردم شهید پرور اردکان که اینطور سلحشورانه جوانان خود را به جبهه ها می فرستند. درود بر شما مردم اردکان و درود بر خاتمی عزیز و امام جمعه عزیزمان حاج شیخ محمدحسین بهجتی . انشاء الله خدا حافظشان باشد درود بر معلمانم و مدیر مدرسه مان . می خواهم از شما معلم ها اگر من در مدرسه بداخلاقی کرده ام مرا ببخشید و درود بر هم شاگردانم و من می خواهم ، بچه ها سنگر مدرسه شان را حفظ کنند و درس بخوانند تا در آینده کمک به جامعه کنند و از پدر و مادرم می خواهم که روزه که تا واجبم شده است تمام روزه هایم شده ام و فقط می خواهم 6 ماه نماز برایم بخوانید و من دیگر هیچ عرضی ندارم .

 خداحافظ شعار خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

                                   و خدایا خدایا رزمندگان ما را پیروزشان بگردان

درهمه وقت بخوانید این وصیت نامه هر کس می خواند خیلی خیلی باید ببخشد چون بد خط و خط خوردگی دارد

وصیتنامه برادر کوچک شما حسن محمودزاده

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٥٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

 

ولی الله محمدی فرزند:شعبانعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کانهم بنیان مرصوص

 به درستیکه خدا دوست می دارد کسانی که در راهش چون دژهای استوار پیکار می کنند

معبودم الله ، مکتبم اسلام ، کتابم قرآن ، حزبم حزب الله ، رهبرم روح الله خداوند را سپاس می گویم که مرا در این برهه از زمان به دنیا آورد و به من توانائی داد تا در صف جندالله قرار گیرم . خمینی را درود می فرستم او را از صمیم قلب دوست دارم زیرا مرا آن چنان رهبری نمود تا به محبوبم الله رسیدم . آن گلوله را دوست می دارم که قلب را سوراخ سوراخ می کند و آن خمپاره و ترکش را دوست می دارم که پیکرم را پاره پاره می کند چرا که مرا از این خاکدان پست رهایی می بخشد و به لقاء الله پیوند می دهد پدر و مادر گرامی مرا ببخشید که من در راه خدا رفتم . سر خاک من گریه نکنید ، سیاه پوش نشوید. من یک ماه روزه و یک ماه نماز خدا از من طلب دارد برادرهایم مرا ببخشید ، دوستان و رفقای ارجمندم من عازم جبهه نبر حق علیه باطل هستم و به آرزوی فوز عظیم و زندگانی جاوید و همیشگی شهادت هستم و یقیناً در این سفر من شهید می شوم . پدر گرامی من 3400 تومان در بانک ملی اردکان     گذاشته ام 500 تومان آن به حسابی در جبهه های حق علیه باطل بریزید و بقیه آن خرج خودتان کنید برادر گرامی هر چه کردی خدا را فراموش نکنید دعای توسل و دعای کمیل را فراموش نکنید نماز اول وقت بخوانید و سر نماز دعای امام و دعای رزمندگان کنید  دیگر عرضی ندارم خدا حافظ .

 والسلام علیکم ولی الله محمدی تاریخ 29/4/1362

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٥۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

 ناصر محمدی فرزند:عبدالله

 بسم رب الشهداء و الصدیقین

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 مپندارید آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده جاویدانند و نزد پروردگارشان روزی می خورند

باسلام و درود فراوان بر امام زمان مهدی موعود و نایب بر حقش این یگانه قلب ملت ایران رهبر مستضعفان جهان خمینی بت شکن و با سلام و درود بی کران به روان پاک شهیدان به خون خفته که با ایثار خون خود اسلام را زنده نمودند و با سلام ودرود بر رزمندگان اسلام که بر علیه کفار می جنگند و مجروحین و معلولین که عضوی از بدن خود را نثار این اسلام عزیز نموده اند، وصیت نامه خود را آغاز می کنم،. پدر و مادر عزیزم می دانی که اسلام به خون ماجوانان نیازمند است و باید تا آخرین قطره خون حود فدای آن نمود . از شما می خواهم که اولاً بعد از شهادتم گریه و زاری نکنید و لباس سیاه نپوشید بلکه خوشحال باشید که فرزند خود را در راه خدا قربانی کردید . خداوند به شما صبر و بردباری عطا کند و این قربانی را از شما بپذیرد و اگر می خواهید گریه کنید برای شهید مظلوم بهشتی عزیز و شهید باهنر و رجائی و شهید حسین بن علی (ع) گریه کنید فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون فان البکاء علیه بحظ الذنوب العظام پس بر شخصی چون حسین باید که گریه کنندگان بگریند چرا که گریه برای او گناهان بزرگ را محو می کند پدر و مادر و خواهران و برادرانم از شما می خواهم که اگر نسبت به شما بدی نمودم مرا ببخشید و حلالم کنید از کلیه دوستانم می خواهم که راهم
 را که راه شهیدان است ادامه دهند و مرا ببخشند و امام عزیز را دعا کنند و همیشه یار و یاور او باشند . از تمام قوم و خویشان می خواهم که اگر خطائی از من دیده اند مرا ببخشند و از من راضی باشند خداحافظ

 بر قرار باد پرچم خونین اسلام در سراسر گیتی

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 ارادتمندشما ناصر محمدی         تاریخ 26/7/1361

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٥٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

محمود محمدی فرزند:محمدرضا

بسم الله الرحمن الرحیم

 ما همه از آن خدائیم و بسوی او باز می گردیم و چه بهتر از اینکه در وجود کسی شوق بازگشت بسوی خدا موجود باشد امت قهرمان همانطوری که می دانید یکی از عواملی که پیروزی انقلاب اسلامیمان را بوجود آورد وحدت بین اقشار مختلف این امت بوده و بدون شک برای پیشبرد انقلابمان نیارمند به این وحدت هستم چنانچه قرآن نیز توصیه می فرمایدکه " وعتصموا بحبل الله جمیعا" ولاتفرقوا"، و از پیروان قرآن می خواهد که به زنجیر الهی چنگ بیندازند و از متفرق شدن بپرهیزند . الحق که آن زنجیر الهی که ما مسلمانان باید هم اکنون به دور آن جمع شویم رهبر عظیم الشان انقلاب ، امام خمینی می باشد . پس به دامان او چنگ بیندازید تا از خدا دور نمانید . مسئله رهبری نیز یکی دیگراز مسئله ای بوده که در پیروزی و پیشبرد انقلابمان موثر بوده و هست و وظیفه هر مسلمانی است که در هویت مقام رهبری بکوشد چرا ما باید باآگاهیمان به ضد انقلاب و اهداف شومش اجازه ندهیم که این نایب بر حق امام را تضعیف کنند . بیائید ما مثل کسانی که به طرف پیغمبر خدا سنگ پرتاب می کردند نباشیم . بیائید ما مثل کسانی که حسین (ع) را در میدان جنگ تنها گذاشتند نباشیم . بیائید ما مثل کسانی که علی(ع) را از نا آگاهی آنها در چاه فریاد بر می آورد و ناله    می کرد نباشیم من از اینکه فرصتی برایم دست داده است که برای خدا خدمت کنم بسیار خشنودم و از اینکه فرصتی دارم که برای استقلال مملکت اسلامیم بکوشم بسیار خوشحالم و همچنین از اینکه برای خرد کردن بتهای جهانی شرق و غرب می جنگم بسیار مسرورم و بالاخره اگر در راه خدا کشته شوم کاملاً راضیم و اکنون چند کلامی درقلبم سنگینی می کند که به عرض پدر و مادر و برادران و خواهرانم و دیگر دوستان می رسانم ، به ویژه مادرم . در اینجا دست شما را می بوشم از اینکه نتوانسته ام حق فرزندی را به شما عطا کنم معذرت می خواهم . من خیلی به شما بی ادبی کردم دل دردمند و پیر شما را بدرد آوردم . مادر هر موقعی که من به عزم جبهه از خانه بیرون می آمدم برای این از شما خداحافظی نمیکردم که این خاطره ها در قلب پاک و پر دردتان نماند . مادر از شما می خواهم که مرا ببخشید. و اما ای پدر خوبم ای پدری که خوبی و محبتهایتان نسبت به من حس می کردم . بخصوص این ماههای آخر ولی وقتی به چشمان پر محبتهایتان نگاه می کردم از اینکه گاهی وقتها دل شما را بدرد آوردم و پسر خوبی برای شما نبودم ، معذرت می خواهم و از شما می خواهم که مرا ببخشید و از من راضی باشید . پدر و مادر عزیز، خواهران و برادران گرامی آیا شما جز خشنودی و خرسندی و سرور رضایت من چیز دیگر هم میخواستید و آن هم در صورتی که رضای خدا نیز بر آن واقع شود " مظمئناً خیر" پس در اینجا قسمتان می دهم به خون پاک شهیدان و باز هم قسمتان می دهم به نیت پاک شهیدان بخون خفته که از زاری کردن دست بردارید و از مصائب نهراسید و محکم پشت انقلاب اسلامیمان را داشته باشید . من تا جایی که خاطرم هست شما هر وقت می خواستید برای فرزندانتان دعا بکنید سعادت واقعی آنان را ازخداوند متعال طلب می کردید حال هم فرصتی دست داده است که ما به سعادت واقعی یعنی شهادت در راه حق نائل آئیم . پس شما را قسمتان می دهم به خون شهیدان بخون خفته و باز هم قسمتان می دهم به مادرانی که بر جوانانشان لباس رزم پوشیدند و به جبهه جنگ با کفر فرستادند که از شهادت من گریه و زاری نکنید و هرگز کسی مشکی نپوشد و شما نو بپوشید و اجر خود را که شهید داده اید ضایع نکنید و مطمئن باشید که اگر من هم خبر شهادت یکی از اعضای خانواده ام را می شنیدم حتی قطره ای اشک هم نمی ریختم و از شما می خواهم محکم پشت انقلاب اسلامیمان رابگیرید و از امام اطاعت کامل کرده و حتی لحظهای او را تنها نگذارید. در اینجا، یک یک دوستانم سلام می رسانم و می خواهم اگر امکان دارد بدن مرا در گلستان شهدای احمدآباد دفن کنید تا در میان دوستان و شماها باشم و از نزدیک هر روز صبحدم برشما و تمام دوستانم سلام می کنم و از تمامی دوستان وهمسایگان می خواهم مرا ببخشند ، حلال کنند در خاتمه یاد آور می شوم که ، بهشتی هاـ مطهریهاـ مفتحهاـ رجایی هاـ باهنرها و بسیاری از همرزمانشان را که به شهادت رسیده اند و یا خواهند رسید و بسیاری از جوانان ما که شهید شده اند و یا شهید خواهند شد و تمام کسانی که به خون این شهیدان وفادار خواهند ماند ایادی خدا هستند که توسط آنان مستضعفان بر زمین حاکم خواهند شد . باسلام و درود فراوان به امام امت ، تمام شما را بخدا می سپارم حداحافظ درحالی که حمیدیه و هویزه مظلوم آزاد شده و برای آزادی خرمشهر بسوی آن می رویم برای شما می نویسم.

والسلام مورخه 2/1/1360 و در تاریخ 18/2/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٤۸ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

محمود محمدی فرزند:حسن

 

 

ما همه از آن خدائیم و به سوی او باز می گردیم پس چه بهتر از اینکه در وجود کسی شوق بازگشت به سوی خدا موجود باشد. امت قهرمان همانطوری که می دانید یکی از مهمترین عوامل پیروزی انقلاب اسلامیمان که بوجود آمد ، وحدت بین اقشار مختلف این امت بود و بدون شک برای پیشبرد انقلابمان نیازمند به این وحدت هستیم، چنانچه قرآن نیز توصیه می فرماید که:( واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا )و از پیروان قرآن می خوانم که به زنجیر الله چنگ بیندازند و از متفرق شدن بپرهیزند . الحق که آن زنجیر الهی که ما مسلمانان باید هم اکنون به دور آن جمع شویم ، رهبر عظیم الشان انقلاب امام خمینی می باشد پس به دامان او چنگ بیندازید تا از خدا دور نمانید مسئله رهبری نیز یکی دیگر از مسائلی بود که در پیروزی و پیشبرد انقلابمان موثر بوده و هست و وظیفه هر مسلمانی است که در تقویت مقام رهبری بکوشید و اما باید با ناآگاهیمان به ضد انقلاب و اهداف شومش اجازه بدهیم که این نایب بر حق امام را تضعیف کنند. بیائید ما مثل کسانی که به طرف پیغمبر سنگ پرتاب می کرد نباشیم ، بیائید ما مثل کسانی که حسین (ع) را در میدان جنگ تنها گذاشتند نباشیم ، بیائید ما مثل کسانی که علی (ع) از نا آگاهی آنان در چاه فریاد بر میآورد و ناله می کرد نباشیم . من از اینکه فرصتی برایم دست داده است که برای خدا خدمت کنم بسیار خشنودم و از اینکه فرصتی دارم که برای استقلال مملکت اسلامی ام بکوشم بسیار خوشحالم و همچنین از اینکه در راه خرد کردن بتهای جهانی شرق و غرب می جنگم بسیار مسرورم و بالاخره اگر در راه خدا کشته شوم راضیم پدر و مادر عزیزم ، خواهران و برادران گرامی آیا شما جز خشنودی و خرسندی و سرور رضایت من چیز دیگری هم می خواستید و آن هم نیز در صورتی که رضای خدا نیز بر آن واقع شود ( مطمئناً ،نه ) پس در اینجا قسمتان می دهم به خون پاک شهیدان و بازهم قسمتان می دهم به نیت پاک شهیدان به خون خفته که از زاری کردن دست بر دارید و از مصائب نهراسید و محکم پشت انقلاب اسلامیمان را داشته باشید . من تا جایی که خاطرم هست شما هر وقت می خواستید برای فرزندانتان دعا کنید سعادت واقعی آنان را از خداوند متعال طلب می کردید حال هم فرصتی دست داده است تا ما به سعادت واقعی یعنی شهادت در راه حق نائل آئیم پس شما را قسمتان می دهم به خون پاک شهیدان به خون خفته و باز هم قسمتان می دهم به مادرانی که بر جوانانشان لباس رزم پوشیدند و به جبهه جنگ با کفر فرستادند ، از زاری کردن دست بردارید و اجر خود را که شهید داده اید ضایع نکنید و مطمئن باشید که اگر من هم خبر شهادت یکی از اعضای خانواده ام را می شنیدم حتی قطره ای اشک نمی ریختم . حال از شما می خواهم که از مصاطب نهراسید و محکم پشت انقلاب اسلامیمان را بگیرید . در خاتمه یادآور می شوم که بهشتیها ، مطهریها ، مفتح ها، رجائی ها ، باهنرها و بسیاری دیگر از هم رزمانشان که به شهادت رسیده اند و یا خواهند رسید و بسیاری ازجوانان ما که شهید شده اند و یا شهید خواهند شد و تمام کسانی که به خون این شهیدان وفادار خواهند ماند ایادی خدائید که توسط آنان مستضعفان بر زمین حاکم خواهند شد با سلام و درود فراوان به امام امت تمامی شما را به خدا می سپارم  

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٤٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

محمدرضا محمدی فرزند:حسینعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

قاتلوهم یعذبهم الله بایدیکم ویخزهم وینصرکم علیهم ویسف صدورهم قوم مومنین

 شما ای اهل ایمان با آن کافران به قتال وکارزار برخیند تا خدا آنها را به دست شما عذاب کند وشما برآنها منصور وغالب نماید و دلهای پر درد و غم اهل ایمان را به فتح وظفر شفا بخشد. بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود و سلام بر منجی عالم بشریت مهدی موعود و نایب برحقش امام خمینی و سلام به خانواده های شهدا،مجروحین ،معلولین ، و اسرای جنگ تحمیلی صحبت خود را شروع میکنم . الان که چند ساعتی به عملیات نمانده بر آن شدم تا چند کلمه ای به عنوان وصیت با پدر و مادر و خواهر و برادرانم و امت شهید پرور داشته باشم قبل از هر چیز خدایا تو شاهد باش که من هدفی جز تو ندارم واین راه را نیز آگاهانه و هشیارانه انتخاب کردم و غیر از تو پناهگاهی ندارم هر چند بنده ای معصیت کارم و با گناهم بردوشم سنگینی می کند اما از لطف و بخشش تو نا امید نیستم و به فضل و کرامتت چشم دوختم و عشقی جز شهادت در راه ترا ندارم وامیدوارم لطف و کرامتت شامل حقیر نیز شود و اما پدر ومادرم شما تنها کسانی هستید که بیش از همه بر گردن من حق دارید و  می دانم که در سوگ من خواهید نشست و بیادم خواهید بود البته می دانید که من عاشق حسین بوده و هستم و سالهاست در راه اسلام قدم بر می دارم همانطور که مطلع هستید امام فرموده اند وظیفه شرعی و عرفی خود را ادا کنید پس جان ناقابلم را به اسلام هدیه می کنم و امیدوارم شما ناراحت نباشید و برایم دعا کنید که شهید از دنیا رفته باشم زیرا امانتی بودم که به صاحبش برگردانیده می شوم . اما تو ای خواهرم انشاء الله که مرا عفو کرده و برای گناهانم طلب مغفرت می نمائید و بدانکه وظیفه سنگینی داری و باید چون زینب و زینبهای زمان پیام رسان خون شهدا باشی و با حفظ حجاب که مهمترین راه مبارزه شما با دشمنان است ادامه دهی و اما برادرانم بدانید که وظیفه سنگین تری بر عهده شماست شما باید درمیان جوانان جامعه تقوی رابا عمل خود تبلیغ کنید واسلحه بر زمین افتاده مرا برگیرید و راه مرا که راه انبیاء و اولیا بوده و هست ادامه دهید اما شما امت قهرمان، از شما می خواهم که در خط امام قدم بردارید و یاور امام باشید که امید مستضعفان جهان می باشد وجود امام سعادتی است که نصیبمان شده است و این امام امت است که تمام ابرقدرتها را به زانو در آورده وامیدوارم تا انقلاب مهدی پایدار بماند و انقلابش را باانقلاب مهدی موعود پیوند دهد در اینجا از تمام کسانی که به گردن من حقی دارند می خواهم که مرا عفو کرده و برای گناهانم طلب مغفرت نمائید. دیگر صحبتی ندارم .

 والسلام

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 محمدرضا محمدی

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٤٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

حسین محمدی فرزند:عبدالله

 بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 والدین گرامی و برادران عزیزم سلام عرض می کنم و پس از عرض سلام سلامتی و موفقیت روزافزون شما را در همه کارهایتان از خداوند بزرگ خواهانم والدین گرامی می دانم که من در طول زندگی برای شما مشکلات فراهم می آوردم که باید به بزرگواری خودتان ببخشید. و الدین گرامی و برادران عزیزم و قوم و خویشان محترم اگر روزی با شما بد اخلاقی و یا بدرفتاری کردم به بزرگواری خودتان مرا ببخشید اگر روزی خبر شهادت من به گوشتان رسید ناراحت نشوید چون دفاع از اسلام واجب است و کسی که در این راه کشته شود به میهمانی خدا می رود ملت غیور ایران و همشهریان عزیزم جبهه ها را خالی نکنید که پیروزی نزدیک است سنگرهای داخل شهرها و روستاها که همان مسجد است پر کنید و پیرو خط امام عزیز باشید و ازخداوند می خواهم که شما را در تمام کارهای خیرتان موفق و مؤید فرماید پدر و مادر و برادران گرامی و قوم و خویشان عزیزم همه شما را به خداوند تبارک و تعالی می سپارم                                                     وقاتلوهم حتی اتکون فتنه  

خداحافظ

 حسین محمدی تاریخ28/9/1365

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٤٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

حبیب الله محمدی فرزند:ابوطالب

 بسم الله الرحمن الرحیم

بنام او که به من جان داد تا در راه اسلام فدا کنم و خون داد تا در راه خدا بریزم                                      انا لله و انا الیه راجعون" - " اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک ”

 خدایا تو رئوفی تو مهربانی و من نامهربان و عصیانگر . خدایا تو بخشنده هستی و گناهان من زیاد است ولی تمام این گناهان از بخشش و لطف و رحمت تو زیادتر نیست . اللهم صل علی محمد و آل محمد" درود بر آخرین پیامبرت محمد(ص) و سلام بر مولایمان علی (ع) و یازده فرزندش و سلام گرم و جانسوز قلبی آتشین بر مهدی (عج) موعود ، بر پا دارنده حق و عدل در جهان هستی . سلام بر شهدای عزیز اسلام ، درود بر ایثارگران جبهه های نبرد حق علیه باطل و سلام بر مجاهدانی که تا فتح قدس عزیز و به اهتزاز در آمدن پرچم لااله الاالله  و محمداً رسول الله و علی ولی الله دست از مبارزه نخواهند کشید . با خون گرم خویش اسلام را یاری خواهند کرد . اینجانب حبیب الله محمدی فرزند ابوطالب شماره شناسنامه یک با ایمان به وحدانیت الله و اعتقاد به پیامبر محمدبن عبدالله(ص) و ولایت فقیه (امام خمینی) امام خوبش، و برای یاری الله، برای یاری حق سربازی ناقابل برای اسلام عزیز به جبهه های نبرد حق علیه باطل آمدم اگر زنده ماندم از خداوند می خواهم که به من حقیر توفیق خدمت به اسلام عنایت کند و اگر در این راه شهادت نصیبم شد الحمدالله رب العالمین  من سعید شهید یکی از رهروان سالار حسین ابن علی (ع) بوده ام که راه او را پیمودم همانطوریکه سرورم حسین (ع) در راه اسلام در صحرای کربلا بر علیه کفر ستیز کرد و شهید شد من هم افتخار می کنم که شهید شوم و از این موضوع خوشحالم چون شهادت در راه خدا چیز بدی نیست من با همه برنامه تنظیم شده زندگیم و با همه وابستگی به خانواده ام ، همه و همه را در یک جمله و آن هم اطاعت از امام معاوضه می کنم و امروز پس از گذشتن 16 سال سنم افتخار می کنم که لباس رزم برتن کردم و سلاح برداشتم و به میدان نبرد حق علیه باطل رفتم و سرانجام هم به پیش شتافتم . مردم مبارز ای برادران و ای خواهران قدر این ابر مرد تاریخ (امام) را بدانید از بیانات گهر بارش استفاده کنید ، زیرا حال که خداوند محبت عظیمی به ما داده و در این برهه از زمان و تاریخ چنان رهبری به ما اهداء فرموده است ، قدرش را بدانید که فردا در روز جزا در پیشگاه خداوند سرافکنده و شرمسار نباشیم . همیشه گوش به فرمان امام باشید و از این نعمت گرانبها که خداوند نصیب ما کرده است حداکثر استفاده را بنمائیم  پدر عزیزم به تو افتخار می کنم و همیشه مدیون شما هستم ، چونکه مرا به پروردگار نزدیکتر کردی و درود بر تو که چون ابراهیم (ع) فرزند خویش را به فرمان خدای بزرگ به قربانگاه فرستادی . بدان و آگاه باش که اسماعیل تو هرگز از فرمان خدا سرباز نمی زند . مرگ درراه خدا را چیزی جز سعادت نمی داند . پدرم راه امام را دنبال کن و پیرو خط امام باشد که امام نعمت خوبی است . مادر مهربانم درود بر تو که با احساس مادرانه ات پیروز شدی و فرزندت را به میدان نبرد حق علیه باطل فرستادی و گفتی ترا در راه خدا هدیه انقلاب اسلامی می کنم . من به وجود تو نیز افتخار می کنم و تو نیز افتخار کن که پسرت را به خدا هدیه کردی . باری ای برادران می روم به جبهه برای پیروزی و اگر در این راه شهادت بالهایش را گشود و مرا همراه خود به پرواز در آورد چه خوب و نیکوست و مادر به تو می گویم مادر از اینکه فرزندی در پیشگاه خدا تقدیم داشتی ، رنجور و غمگین نباش . مادر اشک را بر چشمت نباید هیچ کس ببیند زیرا هر قطره ای اشک ما دشمن را شادمان می کند . پدر و مادر و خواهر و برادر عزیزم می دانم موقعی که خبر کشته شدنم به شما می رسد ناراحت می شوید . ولی باید افتخار کنید که هدیه کوچکی را در راه خدا دادید . زیرا یک مسلمان واقعی باید در راه اسلام انفاق کند و خواهش می کنم که یک ماه روزه برایم بگیرید . دیگر وصیتی ندام .

 والسلام

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ۳:٤٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

عباسعلی گنجی فرزند:علیرضا

 

                                                       بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء ولکن لا تشعرون

                                               بنام خداوند بخشنده مهربان

کسی را که در راه خدا کشته شد مرده نپندارید بلکه او زنده جاوید است و لیکن شما این حقیقت را در نخواهید یافت                                                                                                      (سوره بقره آیه 154)

 

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان با درود به رهبر کبیر و بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران آن پیر جماران که ما را از ظلمت به سوی نور هدایت کرد و سلام بر شهیدان گلگون کفن بخصوص شهیدان راه جمهوری اسلامی ایران که با نثار جان خویش درخت سرخ انقلاب را آبیاری کرده اند و برای بارور شدن درخت انقلاب به چنین جوانانی احتیاج دارد و امام زمان با داشتن چنین سربازانی افتخار می کند و اینک وصیتنامه خویش را آغاز می کنم. ا میدوارم راهی را که انتخاب کرده ام مورد قبول خداوند و امام بزرگوارمان و امت شهیدپرورمان باشد و مورد قبول پدر بزرگوارم و مادر مهربانم باشد که نتوانستم ذره ای از محبتهای بی دریغ آنها را جبران کنم و آرزویم این بود که روزی امام بزرگوارم را از نزدیک زیارت کنم که افسوس این توفیق شامل حال من تا به حال نشده است ، که شاید لیاقت دیدن روح نورانی او را نداشته باشم و تنها سفارشم به این امت شهیدپرور این است که به حرفهای امام گوش دهند و امام را تنها نگذاشته همانگونه که ثابت کرده اید ما اهل کوفه نیستیم حسین تنها گذاریم و امام را تنها نگذاشتید. همانگونه که امت ما فریاد می زدند ای حسین اگر آن روز تو را تنها گذاشتند و یاریت نکردند و اهل و عیالت را به اسیری بردند ، امروز بیا ببین که چگونه فریاد تو را می زنند و از تو حمایت می کنند و به ندای امام لبیک می گویند ای حسین ای کاشک شما بودی و یاریت می کردیم و در کنار شما شهید می شدیم پدر بزرگوارم و مادر مهربانم امیدوارم که مرا ببخشی و تو ای مادر مهربان که زبانم توان سخن گفتن با تو را ندارد و نمی توانم ذره ای از رنجهایی که برای من کشیده ای قدردانی کنم .ای مادرمهربانم و ای پدر بزرگوارم من که در طول زندگی جز رنج و زحمت کاری برای شما نکرده ام و نمی توانم ذره ای از رنج و زحمتهای شما را قدردانی کنم . امیدوارم که مرا ببخشی که بهشت زیر پای مادران است و سفارشی از شما دارم که اگر خدا توفیق به من داد و شهید شدم برای من گریه نکیند و هر وقت که دلتان شکست برای امام حسین و اسیری زینب گریه کنید و از شما می خواهم که سیاه پوش نشوید و برای من گریه نکیند که من جز بنده گنهکاری نیستم و شیر پاکت را بر من حلال گردان برای من دعا کن شاید که خدا از گناهانم بگذرد "آمین یارب العالمین و امیدوارم که برادرانم و خواهرانم مرا ببخشند. و ای مادر عزیز از شما می خواهم که برادرانم طوری تربیت کنید علی وار باشند و خواهرانم مانند زینب ، در سختیها و رنجها زینب وار مقاومت کنند و اسلحه مرا نگذارید بر روی زمین بیافتد بردارید بر منافقین کور دل بتازید که خدا با شماست شما اگر بکشید پیروز هستید و اگر کشته شوید هم پیروز هستید و مرا درقبرستان بلیل و دوگان به خاک بسپارید مقدار کمی پولی که دارم برای جبهه بفرسیتد. به مدت دو ماه بریا من نماز قضا بخوانید و ده روز برای من روزه بگیرید که سه روزه آن کفاره دارد.

برای فتح کربلا پیش به سوی جبهه ها                                 

والسلام

 عباسعلی گنجی  

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٥۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

ولی الله گزستانی فرزند:عباس

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاًبل احیاء عند ربهم یرزقون

آنان که در راه خدا کشته می شوند گمان مپندارید که مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدایشان روزی میخورند

دوست دارم که در بستر نمیرم                    دوست دارم در دل سنگر بمیرم.

بار الهی دوست دارم همچون آقایم حسین(ع) سرم ازتنم جدا ببینم، دوست دارم همچونعباس دلاور سقای حسین، عاقبت دو دست خود را از بدن جدا ببینم، دوست دارم تا توان دارم با ارتش بعث عراق بجنگم و عاقبت همچون علی اکبر امام حسین(ع)فرقم را شکسته ببینم، بار الهی من نیامدم جبهه که شجاعت و بزرگی خودم را اعلام کنم، بار الها من نیامدم به جبهه که مقام خود را بالا ببرم و تو خود میدانی که تنها هدف من اسلام و پیروزی رزمندگان و لشکریان اسلام بر علیه کفر است و بس، خداوندا از تو یاری مطلبم که به من توان رزمیدن همچون علی اکبر امام حسین(ع)عطا فرمودی، بارالهی از تو یاری می طلبم که از خطاها و گناهان من چشم بپوشی و مرا عفو فرمایی. اللهم الرزقنی فی الدنیا زیارت الحسین و فی الاخره شفاعة الحسین سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگوئید تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد، با خداوند پیمان می بندم که در تمام عاشوراها و در تمام کربلاها با حسین(ع) همراه باشم و سنگر او را خالی نکنم تا هنگامیکه همه احکام اسلام در زیر پرچم اسلامی امام زمان(عج) به اجرا درآید،و ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضرخدا نمی توانید جواب زینب (س)را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود. شما ای ملت شهید پرور ایران همه جوانانتان را مثل خاندان وهب به جبهه های نبرد بفرستید و حتی جسدشان را هم تحویل نگیرید. زیرا مادر وهب فرمود سری که در راه خدا دادم پس نمیگیرم، از امت شهید پرور ایران می خواهم که دعا را فراموش نکنند که دعا بهترین تسکین برای هر دردی است. از خداوند طول عمر امام امت را تا انقلابمهدی حتی کنار مهدی خواهانم و از خداوند میخواهم که شما ملت را به صراط مستقیم هدایت فرماید،و تو ای مادرم و پدرم اگر بگویم که در زندگی شمارا اذیت و آزار نرسانیده ام حقیقت را نگفته ام با این حال می نویسم اذیت و آزار رسانیده ام ولی آن زمان زمانی بود که هنوز قدر و منزلت شما را نمی دانستم و پی به آن ارزشی که خداوند در قرآن مجید می فرماید نبرده بودم لکن اکنون دیگر بیدار گشتم و قدر و منزلت تو را تاحدودی پی به آن بردم و نیز در مقابل این قدر و منزلت شما شرمسارو خجالت زده می بینم و از گناهان و خطایای خوداز اعماق قلبم ابراز پشیمانی میکنم، پس مادر با تو است که در مقابل بزرگواری خودتان دیگر مرا حلال کنید . از تمام همسایگان و قوم و خویشان می خواهم که اگر گناهی از من سر زده به بزرگی خودشان مرا ببخشند. دیگر عرضی ندارم، به امید پیروزی لشکریان اسلام بر کفر جهانی

خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

التماس دعا

تاریخ 8/5/1362 ولی الله گزستانی

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٥٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

حسین گنجی فرزند:علیرضا

بسم الله الرحمن الرحیم

یاایتهاالنفس مطمئنه ارجعی الی ربک راضیهً مرضیهْ فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی

 این آیه خطاب به نفس انسان می کند که ای نفس تو مسافر هستی و در این سفر به خدای خودت می رسی . من احساس می کنم که یک مسافر هستم و هدف خود را شناختم و وقتی نداء پیامبر گونه امام را شنیدم لبیک گویان به سوی جبهه آمدم تا حق اسلامی و انسانی خود را اداء کنم یک انسان مسلمان و موحد آن کسی است که اطاعت خدا و رسول و امام کند. امام خمینی آن رهبر بزرگوار نائب امام زمان است و بر ما مردم واجب است که اوامر او را اطاعت کنیم و دراین تجارت عظمی شرکت کنیم و جان را به غیر از خالق هستی نفروشیم که جان باید به جان آفرین برسد . ای مردم عزیز ایران مواظب باشید که در این میدان مبارزه و امتحان شکست مخورید و از دنیا دل بکنید و حرف حسین وار گونه حسین زمان را گوش کنید تا زندگی اخروی جاوید نصیب شما شود ای پدر و مادر عزیزم سلام گرم از جنوب یعنی جایگاه شهداء تشنه به شما  می رسانم و ازته دل برای سلامتی و موفقیت شما دعا می کنم . ای پدر و مادر عزیزم مرا ببخشید که نسبت به شما شاید آن طور که باید حقوقتان اداء نکردم اما دعا می کنم که شفاعت پیامبر خدا و زهرا نصیب شما شود . ای پدر و مادرم در مجلس عزای من بگوئید که او هدف خود را آگاهانه و با شناخت دنبال کرد و شهید شد . او عاشق الله و روح الله بود او معشوق خود را یافته بود . ای برادران و خواهرانم تنها وصیت من به شما این است که با هم دوست باشید و راه اسلام عزیز که امام می فرماید انجام دهید و عشق خود را به الله زیاد کنید جنازه من را بعد از شهادت به زادگاه خود ببرید و در آنجا خاک کنید بچه های عزیزم ، صدیقه جان و سعید و محمدرضا شما نور چشمان من هستید این را خوب متوجه باشیدکه اگر چه من در بین شما نیستم اما روحم باشما است . صدیقه تو درست را خوب بخوان و حجاب داشته باش و در آینده سعی کن با قرآن انس بگیر و در نمازهایت برای طول عمر امام و رزمندگان دعا کن و سعید و محمدرضا اگر چه شما کوچک هستیدولی بعد از بزرگ شدنتان این وصیت را بخوانید که شما بایدخوب درس بخوانید و راه پدرتان را دنبال کنید و هر سه نفرتان نسبت به مادرتان که یار و دوست شما است کمک کنید و او را دوست بدارید ومحبت خود را نسبت به او زیاد کنید. ارزش مادرتان زیاد است او شهید هم بالاتر است ، زیرا شهید فقط جانش را می دهد ولی او سالهای طولانی در این مصیبت صبر می کند . همسرم از اینکه تو را در جوانی داغدار کردم به خاطر حفظ اسلام بود و حفظ اسلام بر هر مسلمانی واجب است . از تو می خواهم اگردر زندگی اشتباهاتی داشته ام من را ببخشید و بچه ها را طوری تربیت کنید که بدانند پدرشان در چه راهی رفته است  

به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار بر عمر ما بکاه بر عمر رهبر افزای

حسین گنجی تاریخ 4/2/1365

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٥٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

رضا کیکوئی فرزند:عباس

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتاً بل احیاء ولکن لا تشعرون

کسی که در راه خدا کشته شد مرده نپندارید بلکه او زنده جاوید است ولکن شما این حقیقت را درک نخواهید کرد

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود و سلام بر حضرت مهدی موعود (عج) و نایب بر حقش و با سلام بر تمامی امت شهیدپرور ایران به خصوص اردکان و آخرین سلام خدمت تمام شهیدان به خون غلطان راه حق و حقیقت ، وصیتنامه خود را آغاز می کنم  

سلام و درود بر شما امت حزب الله که فرزندان خود را در راه اسلام بدون هیچ ناراحتی فدا می سازید و برای نابود کردن کفر، آنها را می فرستید . من کوچکتر از آن هستم که خواسته باشم وصیتی کنم ولی می خواستم چند جمله ای بگویم ما باید امام عزیزمان را هرگز فراموش نکنیم . زیرا این امام بودند که مارا از ظلمت و تاریکیها بسوی نورآوردند و ما را از خواب غفلت انگیز بیدار ساختند و ما باید در همه حال و در همه جا اماممان را دعا کنیم و برای او آرزوی طول عمر نمائیم و ای جوانان عزیز شما هستید که آرزوی این ملت و این کشور اسلامی هستید . آری شما هستید که با خون گرمتان می توانید تمام کافران و جهانخواران را نابود سازید و ای امت حزب الله امیدوارم که هرگز دست از کوشش و فداکاری بر ندارید و هر آن برای فرستادن فرزندانتان برای جهاد فی سبیل الله آماده سازید تا هر چه زودتر این انقلاب باشکوه و خونین خودرا به پیروزی کامل برسانیم و امیدوارم که هرگز کمکهایتان فراموش نشود و فرزندانتان درجبهه و خودتان در پشت جبهه به اسلام خدمت کنید ، زیرا این نمازهای جمعه و این نمازهای شب و دعاهای شماست که پشت جهانخواران و دشمنان اسلام را می لرزاند و آنها را هلاک می کند و ای فرزندان انقلاب و جوانان عزیز امیدوارم که اسلحه ای از شهیدی بر زمین نیفتد و شما آن را بردارید ، زیرا هر قطره خون شهید ارزشی بیش از هر چه ما وصف کنیم دارد و وظیفه ما این است که حرمت خونشان را نگه داریم و پاسدار آن باشیم و این تکلیفی است که بر دوش ما گذاشته شد و باید جبهه هایمان محکم و قلبهایمان از همدیگر پاک و وحدتمان استوار بماند ، زیرا دشمن با وحدتمان از بین رفته و میرود. امیدوارم چنانکه فرزندان شما در جبهه ها برای اسلام می کوشند و جان فدا می کنند شما هم در پشت جبهه چون کوه در برابر این گروهکها و منافقین بایستید و سد راهشان باشید و همیشه سعیتان در این باشد که بهانه در دست این گروهکها ندهید زیرا آنها هر اشتباه کوچکی را تا آنجا که بتوانند بزرگ کرده و در بین ملتها منتشر سازند و ای مادرهای زحمت کش امیدوارم که از شهید شدن فرزندانتان هیچ ناراحت نشوید . مبادا کسی ازشما گریه کند زیراهر اشکی که از چشم شما خارج شود ضد انقلاب خوشحال تر می شود و نیرویی بیشتر می گیرد و چند کلمه دارم برای مادر خودم ، مادر عزیزم این آخرین نامه ای است که با دست خودم  می نویسم از اینکه این قدر برایم زحمت کشیدی و من نتوانستم یک ذره از آن را جبران کنم مرا ببخشید، مادر جان خودم که نتوانستم زحمات شما را جبران کنم ولی امیدوارم که در عوض به شما اجری عظیم دهد. مادر عزیزم مبادا که برای من یک اشک از چشمت خارج شود و امیدوارم که زینب وار با مادران دیگر صبر کنید و ای خواهران من امیدوارم که شما از من راضی باشید ، زیرا شماها هم خیلی به خاطر من زجر  کشیده اید از شما می خواهم که رهرو راه زینب باشید و راه زینب را فراموش نکنید و امیدوارم که همگی از من راضی باشید و مرا حلال کنید. در اینجا از کسانی که مرا    می شناسند خواهشمندم که اگر اشتباهی از من سرزده باید ببخشند و از من راضی باشند . نمی خواهم سر شما را درد آورم و شما را خسته کنم . ضمناً از معلمان ، همکلاسان خودم

 می خواهم که اگر از من اشتباهی دیده اند مرا هلال کنند دیگر حرفی ندارم .

 خداحافظ شما خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 رضا کیکوئی تاریخ 25/10/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

احمد کیانی فرزند:حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیا عند ربهم یرزقون              

(قرآن کریم)

با درود فراوان به رهبر انقلاب اسلامی ایران امام امت خمینی بت شکن ودرود فراوان به رزمندگان اسلام و سلام فراوان به شهیدان به خون خفته وصیت نامه خود را شروع
می کنم. الان که دارم این کلام را می نویسم نمی دانید از هیجان این که می خواهم خط مقدم جبهه حق و باطل بروم چقدر خوشحالم که من می خواهم به مادر و خواهرانم و برادرم از اینکه من به جبهه می روم ناراحت نباشند واگر هم شهید شدم گریه وزاری نکنید که من فرزنداسلام هستم و در راه خدا شهید شده ام و اگر گریه و زاری بکنید دشمنان اسلام خوشحال می شوند و این را بدانید که فرزندی را که در راه خدا شهید شد باعث سرافرازی است واسلام را با این خونها باید آراست. ما باید خون و خونها بدهیم تا بتوانیم. وحقانیت اسلام را ثابت کنیم و این آخرین پیام من برای خانواده و دیگر فامیلها و آشنایان است. هیچ وقت روحانیت مبارز را فراموش نکنید که اگر پشت روحانیت را خالی کنید روحانیت شکست می خورد و اگر روحانیت شکست خورد اسلام شکست می خورد و اگر اسلام شکست خورد فکر کنید چه مصیبتی به بار می آید. خدایا تو شاهدی که چیزی برتر از جانم ندارم تا فدای اسلام و قرآن کنم من پیروز شدم و به آرزوی خودم رسیدم. مادر هر وقت به یاد من افتادید و خواستید گریه کنید و یا بر سر قبرم بیایید آن لحظه به فکر حسین (ع) باش که در آن زمان چگونه با یزید برای آزادی مسلمانان از زیر سلطه خود و فرزندانش را دو دستی تقدیم حق تعالی نمود مادر عزیز لباسهای مرا بر میخهای دیوار آویزان کن چون که من نمرده ام بلکه زنده ام مادر امیدوارم که مرا راضی کنی چون شما خیلی حق بر گردن من دارید چون مرا به سن 20 سالگی رسانیدید امیدوارم همه دوستان - خواهران و برادران - فامیلها و هر کس مرا می شناسد مخصوصاً مرا ببخشند

والسلام

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

 ذبیح الله کوری فرزند:حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود و سلام خدمت ولی عصر زمان (عج) و نائب بر حقش امام خمینی و با درود به روان پاک شهدای اسلام ، خدایا می دانی که برای لقاء تو به جبهه آمدم و امید جز وصل تو نیست و تو دست رد بر سینه امیدواران نمی زنی و آنان را می خوانی خدایا می دانی که روسیه ام و از گذشته تلخم و ازصفات رذیله ام و از گناهان کثیره ام فقط تو آگاهی و خودت گفتی که برای توبه بیا، تو فرمودی که توابین را دوست میداری هم اکنون آمده ام و با نگاه امید به تو، می نگریم و می دانم قول تو حق است بار الها به درگاهت شکر می کنم که سعادت حقیقی را نصیبم کردی و با حسینیان همراه کردی و در جبهه راه دادی و هم نوای مجاهدان قرار دادی و مرا از تفکرات و تخیلات بیهوده راه نمودی و از ظلمت به نور رهنمون ساختی و از لهویات دنیا به انوار الهی سوق دادی . شربت عشقت را به من نوشاندی و در زمره کسانی که در راه تو نبرد میکنند قرار دادی پدر عزیز از اینکه بدون اجازه شما و خانواده راهی جبهه شدم پوزش می طلبم و امیدوارم مراببخشید زیرا در آن لحظه که تصمیم به رفتن گرفتم فقط مجذوب آن نیرویی بودم که مرا به طرف خود می کشید و به فکر چیز دیگری نبودم  و اما مادر جان پس از مرگ من که انشاء الله شهادت در راه خداست برای من بی تابی مکن و همین طور بعد ازخبر شهادت من غصه دار مشو. باری من دعا کنید که شدیداً به دعای شما محتاجم که شاید خداوند از سر تقصیراتم بگذرد و همچون دیگر( مادر شهید) صبر و شکیبائی خود را حفظ نما. مادرم از تو می خواهم که زینب وار زندگی کنید و در مرگم هرگز قطره ای اشک نریزید که هدیه دادن در راه خدا هیچ گونه گریه و زاری و ماتیم ندارد. اگر برایم اشک بریزید دشمن از اشک تو شاد خواهد شد. اگر خواستی برایم اشک بریزی اشک شوق و شادی بریز  و از تنها برادری که دارم از او حلالیت بطلبید.و از من راضی باشد و مرا دعا کند که شدیداً به دعای او احتیاج دارم. به امید پیروزی حق بر باطل  

طنین نقره ام بر پاست مــادر                        تفنگم بر زمین تنهاست مــادر

 غــــریبـــانه نمـــــردم                         در بیابان سرم بر دامن زهراست مادر

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

حسن کوه علی بیک فرزند:مهدی

بسم الله الرحمن الرحیم

” خدمت پدر و مادر عزیزم سلام ” پس از عرض سلام خدمت آقا امام زمان    سلام الله علیه و نائب بر حقش امام خمینی و سلام بر رزمندگان اسلام ورحمت خداوند بر شهدای صدر اسلام تا جمهوری اسلامی و سلام بر خانواده شهدا ، مفقودین و سلام گرم خودم که در آخرین لحظات عمرم و با آخرین لحظات تا عملیات به شما خانواده گرامی دهم قبول فرمائید و پدر جان از شما عاجزانه می خواهم که مرا ببخشید و مخصوصاً صبحها برایم سوره الرحمن بخوانید و برایم دعا کنید و سلام مرا به برادران کوچکم محمد جان ، دایی جان و جواد جان برسانید و بگوئید درسشان خوب بخوانید و وقتی که بزرگ شدند جبهه بیایند و اسلحه خونین و به زمین افتاده مرا بردارند و با دشمنان اسلام بجنگند و امیدوارم که برادرم حسین و اکبر راه مرا ادامه دهند که اگر هم شده یک دفعه به جبهه بیایند و در آخر از تمام قوم و خویشان و همسایگان حلالیت می طلبم به امید پیروزی رزمندگان اسلام در جبهه های نبرد حق علیه باطل و به امید زیارت کربلای حسینی دایی جان خیلی دوستت دارم به امید دیدار بهشت برین اعلی علیین و امام خمینی (ع) و بخاطر مسئولیتی که مسلمانان در مقابل جهاد فی سبیل الله دارد من به جبهه آمدم و خواهش می کنم بعد از شهادتم کاری نکنید که اجر خودتان بریزید و کاری نکنید که مرا در آن دنیا در عذاب روحی قرار دهید و از شما می خواهم هر روز صبحها به عشق امام خمینی و به یاد من زیارت عاشورا بخوانید و خواهش می کنم که هی جلو کسی نگوئید که فرزندم چه شد و ما پدر شهید و یا مادر شهید و یا برادر و خواهر شهید هستیم . همیشه صبر کنید و فقط به خداوند بگوئید که این قربانی از ما قبول کن و غم مرگ مرا نخورید زیرا انسان یک دفعه می میرد و همه هم باید بمیرند پس چه خوب است که مرگ با افتخار و عزت باشد و آن شهادت فی سبیل الله است و پدر جان چند وصیت دارم ، 6 ماه نماز برایم بخوانید و چون در جبهه بودم نتوانستم روزه بگیرم 40 روز برایم روزه بگیرید و خمس آن را دادم کفاره آن را دادم و 2 سکه طلا نوشتم بانک بازرگانی ، فیش آن توی کمدم است ، پیدا کنید و سکه را بگیرید و دیگر یاد ندارم از من طلب کار هست . اگر کسی طلب کاری کرد با نشانی ، وجه آن را بپردازید  این وصیت نامه که می نویسم الان ساعت 26/12 دقیقه ظهر است که در آخرلحظات عمرم است  

التماس دعا بنده حقیر حسن کوه علی بیک امروز پنج شنبه تاریخ19/11/1364

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

رضا کمالی فرزند:علی

بسمه تعالی

 یاایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه وادخلی فی عبادی وادخلی جنتی (قرآن کریم )

 اشهد ان لا اله الا لله و اشهدان محمد عبده و رسوله واشهد ان علیاً ولی الله

در قاموس شهادت واژه وحشت معنا ندارد(امام خمینی) پس از شهادت به وحدانیت و یگانگی رب جل و اعلی و رسول گرامی اسلام و حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام پدر و مادر گرامی الان که این رقعه را به عنوان وصیت نامه می نویسم شاید لحظاتی چند بیشتر در این دنیای فانی نباشم ، قلبم و تمام وجودم سراسر عشق و محبت به خدا شده تا حدی که همه چیز را فراموش کرده ام نمی دانم چه باید بنویسم. احساس کردم شاید حقی به گردن شما داشته باشم از این لحاظ گفتم چند خطی بنویسم پدر و مادر عزیزم اگر خدا من را لایق دانست و به سوی او رفتم فقط درخواستی که دارم این است که خیلی خودتان را کنترل کنید این را می دانم که خیلی برای من زحمت کشیدید و شاید آرزوهای دیگری را برایم داشتید ولی امروزه الگوی ما علی اصغر و علی اکبر هستند و امروز اگر اسلام را می خواهیم باید به آنها اقتدا کنیم پدر و مادر مقداری پول دارم که آنها را طبق وصیت در اختیار شما قرار می گیرد که انشاء الله در هر راهی که صلاح می دانید خرج شود. در پایان از خداوند متعال طلب بخشش و عفو و مغفرت را برای جمیع مسلمین و مومنین آرزو دارم  اللهم الجعل عواقب امورنا خیرا

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 رضا کمالی تاریخ 19/12/1363

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

حسین کمالی فرزند:حسن

 بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان نبرید آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه آنها زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند  

با درود و سلام فراوان به رهبر کبیر انقلاب حضرت نائب الامام خمینی و با سلام فراوان بر شهدای اسلام از صدر اسلام تا شهدای کربلا و از شهدای کربلا تا شهدای انقلاب اسلامی . وصیت نامه خود را می نویس خدمت پدر و مادر عزیزو مهربانم سلام . امیدوارم که حالتان خوب و هیچ گونه ناراحتی نداشته باشید و همیشه بتوانید در پناه خداوند حق تعالی به سلامتی زندگی کنیدما می دانیم که هر کسی وظیفه ای دارد و وظیفه ما جوانان نیز در این موقعیت حساس این است که به ندای رهبر خود لبیک بگوئیم و راهی جبهه های حق علیه باطل شویم پدر و مادر عزیزم باید بگویم که ممکن است شماها خیلی وقتها از دست من ناراحت شده باشید و من باعث ناراحتی شماها شده باشم امیدوارم که من را ببخشید و من را حلال کنید و همچنین ای خواهرانم وای برادرانم امیدوارم که اگر از دست من ناراحتی کشیده باشید و من شما را اذیت کرده باشم مرا ببخشید  و همچنین به دوستان و آشنایان و اقوام من بگوئید که هر کدام از دست من ناراحتی دیده باشند مرا ببخشند و باید بگویم که در حدود 600 تومان پول من در بانک است که این 600 تومان را بگیرید و برایم یک مقداری نماز و تعدادی روزه برایم بگیرید همچنین اگر شخصی آمد و از من طلبکاری کرد هر مقدار که خواست به او بدهید . پدر و مادر و خواهران و برادرانم باید به شماها بگویم که اگر خبر شهادت من را شنیدید هرگز گریه نکنید و خوشحال باشید که فرزند خودر ا در راه اسلام و در راه قرآن از دست داده اید و برای من شیرینی بدهید . خداوند انشاء الله من را و همه شماها را ببخشد و بیامرزد از اینجا همه شماها را به خداوند می سپارم و امیدوارم که همیشه خوشحال و صحیح و سالم در پناه خداوند متعال زندگی کنید  

خداحافظ

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار  

   حسین کمالی تاریخ 30/6/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

حسن کمالی فرزند:محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الذین آمنوا و الذین هاجرو و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم

 همانا کسانی که ایمان آوردند و در راه خدا هجرت نمودند اینان امید به رحمت خداوند دارند و خداوند بخشنده و مهربان است  

با سپاس و حمد بی کران به حضرت پروردگار و با سلام و درود بر پیامبران خصوصاً خاتم الانبیاء محمد مصطفی (ص) و بادرود و تهنیت بر یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود ارواحنا له الفدا و ضمن درود بر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نایب الامام خمینی وصیت نامه خود را شروع می کنم پروردگارا تو خود شاهد و گواهی که من برای یاری نمودن اسلام و قرآن و با توجه به ندای امام زمانمان خمینی بت شکن و جهت رضای تو قدم به میدان نبرد گذاشتم و همیشه و درهمه حال سعی و کوششم بر این بود که رضای ترا جلب نمایم ، خداوندا اگر نافرمانی کرده ام نه از روی دشمنی با تو بوده است بلکه به خاطر جهالت و ندانم کاری خودم بوده است . خداوندانافرمانی زیاد نموده ام ولی راه پاکی از گناه را در این یافتم که به جبهه بروم و مصداق این آیه شریفه شوم " فالذین هاجروا و اخرجوامن دیارهم و اوذوا فی سبیلی و قاتلوا و قتلوا لا کفرا"عنعم سیئاتهم ولادخلنهم جنات تجری من تحت الانهار ثوابا" من عندالله آنانکه از وطن هجرت نمودند و از دیار خویش بیرون شده و در راه خدا رنج کشیده و جهاد کرده و کشته شدند همانا گناهان ایشان را بپوشانید و آنها را به بهشتهایی در آوریم که زیردرختانش نهر جاری است این پاداش از جانب خداوند است پس پروردگارا گناهانم را بپوشان و خدایا خودت در قرآن گفتی که کسی که در راه خدا جنگ کند دارای اجری عظیم است خدایا ترا به عزتت قسمت می دهم که اجر اگر بناست به من بدهی این باشد که با پاکی از گناه از دنیا بروم و خدایا من در خود به هیچ وجه لیاقت شهادت نمی بینم ولی اگر کشته شدم از تو می خواهم نظر لطف و مرحمتی به این حقیر بیندازی و مرا جزء شهدا محشور بفرمایی. خداوندا اگر نافرمانی نموده ام توبه می کنم و از تو می خواهم که از سر تقصیرات من بگذری . خدایا رسولت فرمود:   ان الله تعالی یحب الشباب التواب " خداوند جوان توبه کار را دوست دارد. پروردگارا من توبه می کنم و از تو می خواهم که بار گناهانم را سبک و سبکتر نمائی تا بتوانم به سویت پر بکشم چرا که گناهان وقتی بر دوشم باشد سنگینی می کند و مانع از آن می شود که به سوی تو پر بکشم خدایا اگرتوبه ام قبول نمایی می توانم انشاء الله به سویت اگر مورد رضایت تو باشد پر بکشم  خداوندا من به تو عشق
می ورزم تو هم به عزتت به من عشق بورز و هرکسی هم به او عشق ورزیدی خدایا او را کشتی . بارالها به رحمانیتت قسم به من عشق بورز و مرا هم بکش و با آنها که به آنها عشق ورزیدی محشور بفرما خداوندا اگر بندگانت از دست من ناراضی هستند تو خودت آنها را راضی بفرما چرا که من دستم از این دنیا کوتاه شده و شاید نتوانسته باشم آنها را راضی نمایم . خدایا تو خودت آنها را راضی بفرما و ای مردم شریف شما هم در سهم خود مرا که جز اذیت و آزار کاری دیگر در این دنیا نکرده ام از سر تقصیراتم بگزری که  اگر خدای نا کرده از من رازی نباشی وا مصیبتا به خدا قسم ای آنکه از دست من رضایت نداری راضی شوی که از عقاب خداوند سخت می ترسم حلالم کنید . حلالم کنید ای کسانیکه اذیت از دست من دیده اید در پایان از والدینم می خواهم که چون کوه استقامت کنید و به خود هیچ اندوهی راه ندهند و بدانند که فرزند امانتی است از طرف الله که به سوی آنها به ودیه گذاشتم و هر خواست می گیرد . پس در این زمان خواستم که او را بگیرد اگر خدای ناکرده بگوید چرا ؟ مقابل خواست خدا گفته ای چرا که این از شما بدور است پروردگارا عمر امام را به طول عمر آفتاب بگردان و به ملت ما توفیق اطاعت از اوامرش عطا بفرما و از سر تقصیرات همه ماها بگذر

والسلام علیکم و رحمت الله برکاته

حسن کمالی 1/.11/1361

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٢٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

جلال کمالی فرزند:محمدرضا

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود و سلام به رهبر کبیر انقلاب و سلام به رزمندگان دلیر اسلام و درود و سلام به شهدای جنگ تحمیلی پدر و مادر عزیزم می دانید که من برای چه به جبهه رفته ام . وظیفه همه ماست که از خاک و وطن خود دفاع کنیم و دشمن متجاوز را از خاک خود بیرون کنیم و راه کربلا را باز کنیم تا همگی بر سر تربت پاک حسین (ع) نماز جماعت بخوانیم هم اکنون که من به جبهه های نبرد حق علیه باطل رفته و مشغول جنگیدن با دشمن بعثی یعنی عراق هستم تا از قرآن و دین و کشورمان پاسداری کنم و تا آخرین قطره خون در بدنمان از پا نخواهیم نشست و اگر هم در این راه کشته شدم دیگر همسنگرانم جای من را پر می کنند . مادر و پدر عزیزم از مرگ من گریه و زاری نکنید و سیاه نپوشید زیرا می دانید که من به چه راهی رفته ام . همانا که خداوند درقرآن کریم می فرماید: " گمان نکنید و نپندارید که کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.”امیدوارم که خداوند از همه گناهان ما در گذرد و مارا ببخشد و ما را به راه راست هدایت کند .

والسلام خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار جلال کمالی

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

اکبر کمالی فرزند:حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

فالذین هاجروا و اخرجو من دیارهم واوزو فی سبیلی و قاتلوا و قتلو لاکفرن عنهم سیئاتهم جنات تجری من تحتهاالانهار ثوابامن عندالله عنده حسن الثواب

پس آنانکه مهاجرت کردند وبیرون رفتند از دیارشان و رنجانیده شدند در راه من  کارزار کردند و کشته شدند از بدیهایشان در گذرم و در بهشت جائیکه نهرها درآن جاری است داخلشان می کنم و برایشان پاداشی بزرگ نزد خداست و خدا نیز خود پاداشی می باشد

پس از حمد وسپاس به درگاه احدیت که مارا لیاقت داد که درردیف سربازان الله وشیران روز و نهنگان شب قرار گرفته واز همه بالاتر توفیق آن را یافتم که به ندای   (هل من ناصر ینصرونی) حسین زمانم پاسخ بدهم  پدر ومادر عزیزم من با اجازه کامل شما به دانشگاه کربلا(جبهه) رفتم ولازم می دانم بگویم درود و سلام خدا بر توای پدرم که وقتی یک نفر با آمدن من مخالفت می کرد گفتی من افتخار می کنم پسرم به جبهه برود و درود و سلام خداوندی بر تو ای مادرم که ندا در دادی هر کس دین را دوست دارد فرزندش در کنارش باشد ولی در این موقع که اسلام احتیاج به آنها دارد بایستی آنها را روانه کارزار کرد و در آخر سلام و درود حضرت زینب سلام الله علیها برتو ای خواهرزینب گونه ام که گفتی: به قول امام مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد آری خواهرم عوض اینکه من آن را بگویم تو مرا یا آور شدی . و حال شما ای پدر ومادر وخواهرم هیچگاه آن موقع و آن زمان و مکان که با جمله های حسینی گونه تان مرا روانه ساختی فراموش نمی کنم آن را به عنوان بزرگترین خاطرات زندگیم در قلبم و در روحم ثبت می کنم . خدایا ترا شکر که مرا در همچون مقطع از زمانی قرار دادی که به کمک دینت بشتابم  وحال روی صحبتم به شما امت حزب الله است و لازم میدانم هدفم از رفتن به جبهه بگویم آری من چگونه می توانستم ندای امامم را نادیده بگیرم من چگونه می توانستم در کلاس با آرامش خاطر بنشینم در حالیکه جبهه ها احتیاج به نیرو داشتند ودر آخر چگونه می توانستم آرام بنشینم و طرح آزادسازی بغداد و قدس را بگوش بشنوم و اقدامی نکنم آری ای اسلام عزیز به تو قول می دهم تا سرحد جان از تو و قوانین تو دفاع کنم دست وپایم بشکند اگر روزی امام فرمانی دهد ومن اطاعت نکنم اماما فرمان بده که واقعاً فرمانده کل قوایی ای کاش زنده بودم فتح آزادی قدس عزیز را به چشم می دیدم و ظهور حضرت مهدی(عج) و آمدن حضرت مسیح از عرش و خواندن نماز صبح رزمندگان اسلام به امامت امام مهدی( عج ) رامی دیدم خدایا از تو می خواهم همانطوری که لیاقت جهاد را بمن دادی همانطور لیاقت شرکت در آزادی قدس و نماز خواندن به امامت امام مهدی را به من عطا کن  حال که در حال نوشتن وصیت می باشم مرگ و شهادت خود را در آینده ای نزدیک می بینم چرا که عملیات نزدیک است و خدا مرا به میهمانی خود دعوت کرده است . پدر و مادر عزیزم خیلی شما را اذیت و آزار داده ام و در خانه مزاحمی بیش نبودم از شما می خواهم مرا به خاطر خدا و مکتبم ببخشید انشاء الله خدا شما را اجر و مزد دهد. ای امت همیشه در سنگر چند سفارش دارم و البته این سفارش من نیست بلکه سفارش خدا و هزاران شهید و معلول است 1ـ یاور امام باشید 2- روحانیت را همراهی کنید 3- فرزندان و این نور چشمان را تنها به خاطر خدا روانه دانشگاه کربلا کنید که جبهه را واقعاً می توان از هر دانشگاهی بالاتر دانست و تلقی کرد و در آخریک سال من 9 عدد روزه بیش نشدم که حدوداً 21 روز دارم به اضافه یکی کفاره روزه

 خداحافظ اکبر کمالی

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٢٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

عبدالغفار کلانتری فرزند:علی

ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

 با سلام و درود بر حضرت ختمی مرتبت و با سلام و درود بر حضرت مهدی و نائب برحقش روح خدا خمینی بت شکن و با سلام و درود بر شهدای راه حق و فضیلت و خانواده شهدا و سلام و درود بر ملت قهرمان و شهید پرور ایران وصیت نامه ام را شروع می کنم  

ای اسلام عزیز که مکتبم و ای قرآن که قانونم و ای شهادت که هدفم هستی نمی دانم تا چقدر لیاقت خدمت به اسلام و عمل به قرآن و شوق رسیدن به شهادت داشته باشم در صورتی که امروز دیگر مسئله شهادت برای ما بسیار روشن و واضح است زیرا که اسلام بار دیگر به خروش آمده و ندای قرآن را طنین انداز نموده و در کنار آن چه خونهایی به جوشش آمده که هر انسان با انصافی نمی تواند این همه عظمت را نادیده بگیرد.ای انسانها و ای وجدانهای بیدار بیائید و حرکت اسلام را مشاهده کنید و ببینید چه کسانی برای اسلام جانبازی می کنند و عمر خود را وقف اسلام نمودند. آیا روحانیت نیستند آگر نیستند چرا دشمن بهشتیها ، رجائیها ، باهنر، مدنی و دستغیب و صدوقیها را به شهادت می رسانند این خود دلیل واضحی بر جوشش اسلام و روحانیت است و من الله را در نظر گرفتم و به مقابله با کفار رفتم تا دین خود را نسبت به اسلام و خون شهدا ادا کرده و از این فیض عظما که شهادت است نصیبی ببرم و هیچ ترسی از مرگ ندارم زیرا دیر یا زود مرگ که بر حق است به سراغ انسان می آید . پس چه بهتر که قبل از آن مرگی که رضایت ما در آن است در آغوش بگیریم و این دنیا را برای صاحبانش رها سازیم و بدانیم هر چه از عمرمان می گذرد مسئولیتمان سنگینتر
می شود و از شما ملت مسلمان خواهانم امام را که مانند کوهی از تقوا مقابل تمام مستکبران و ستمگران ایستاده و از هیچ کس و هیچ چیز خوفی ندارد و همچنین از روحانیت اصیل که با رهنمودهایش ما را از آتش دوزخ نجات داد اطاعت نمایید و خودسرانه عمل ننمایید و هر کجا خودسرانه عمل کردیم ضربه ای خوردیم که باید جواب بدهیم و این را هم بدانیم که اطاعت از روحانیت پاسداری از خون شهیدان است همچنین کسانی که مایلند قدرت الله را مشاهده کنند بیایند در جبهه و این معجزات را ببینند و بار خدایا با مشاهده این معجزاتت به قدرتت پی بردم و از تو می خواهم که با عفوت با من برخورد نمایی . زیرا طاقت آتش جهنم ندارم که با عدلت برخورد نمایی و در ضمن از پدر و مادر و برادران
 و خواهرانم طلب حلالیت می نمایم و امیدوارم که پس از شهادتم هیچگونه ناراحت نباشید زیرا امانت خدا را به صاحبش برگرداندی و در موقعیکه به مزار من می آیی اول به سراغ قبر شهدای روستایمان بروی و بعد سر قبر من بیایی و در آنجا هم به یاد شهید مظلوم بهشتی و شهدای محراب باشی و در آخر با تمام همرزمان ، همکاران و دوستان عزیزم و اهالی مزرعه نو خداحافظی نموده و توفیق همگان را در راه خدمت به اسلام و مسلمین خواهانم به امید بر افراشته شدن پرچم اسلام در تمام نقاط جهان بدست توانای شما

برادر کوچک شما عبدالغفارکلانتری

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

حسینعلی کلانتری فرزند:محمود

 بسم الله الرحمن الرحیم

 آنان که گفتند محققاً پروردگار ، خداست و بر این ایمان پایدار ماندند فرشتگان بر آنان نازل شوند و مژده بدهید که دیگر هیچ ترسی و حزن و اندوهی از گذشته خود ندارید و شما را به همان هشتی که انبیاء وعده دادند بشارت باد
( قرآن مجید30-41 ) حمد و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است او که ما را آفرید و ما را هدایت نمود و ما را آزاد گذاشت که از راه حق و باطل هر کدام را که خواستیم انتخاب کنیم و سپاس خدای را که به ما اسلام و پیامبر و قرآن را عطا نمود و ائمه اطهار را برای ما نجات بخش قرار داد. وما را از خانواده شیعه متولد ساخت و به ما امام و انقلاب و امتی بیدار دل عنایت نمود و حمد خداوند بزرگ را که به توفیق جهاد در راه خودش عطا نمود. و اکنون که رزمندگان اسلام می روند تا ضربه ای کاری و به خواست خداوند بزرگ ضربه آخرین را بر کفار بعثی بزنند و من هم در صف آنها هستم و شاید خداوند خریدار جان این حقیر هم باشد وصیت نامه خود را شروع می کنم اولاً امت اسلامی ایران خصوصاً امت حزب الله و خصوصاً شما که در تشییع جنازه من شرکت نمودید خوب آگاهید که خداوند بزرگ برشما منت نهاده است و بزگترین نعمت ها را که حکومت عدل اسلامی باشد به شما عطا کرده است و امت اسلامی ایران به سپاس این نعمت بزرگ در راه آن جان فشانی کرده و همواره خون خود را برای آبیاری این درخت مخلصانه اهدا کرده است .ولی همه می دانید که تداوم این انقلاب همواره به ایثار نیازمند است و ایثار و از خود گذشتگی بدست نمی آید مگر در سایه شناخت راهی که باید بپیمائیم آنگاه که راه را شناختیم دیگر جان خود را برای فدا کردن آن آماده می کنم و آن راه چیست و آن راه فقط در جمله ای خلاصه می شود که پیامبر اسلام فرموده است ( الدنیا دارالممر ولا دارالقمر) دنیا جای رفتن است نه جای ماندن آری دنیا جایگاهی نیست که ما بر روی آن به استراحت بپردازیم . دنیا منزلی نیست که ما در آن بمانیم بلکه جایگاهی موقت و زودگذر است و هرآن کس که فهمید که نباید خود را برای دنیا بسازد او می تواند از همه چیز بگذرد . ای مردم انقلاب ایران همه آماده هستید ولی آماده تر شوید آماده شوید که باید خیلی زود بار خود را جمع کنید و از این دنیای کوچک و زودگذر به دنیای بزرگتر هجرت کنند و هرکس علاقه اش به متاع دنیویش بیشتر باشد رفتنش سخت تر و دردناکتر و پس از مرگ هم چیزی نخواهد داشت و هر آن کس که عملش بیشتر باشد رفتنش آسان تر و پس از مرگ صاحب همه چیز خواهد شدای مردم مسلمان متعهد هر چه کردید امام عزیز و علمای متعهد اسلام و هرچه کردید دستورات اسلام را به نحواحسن اجرا کنید تا موفق باشید ای مردم هرگز نماز جماعت ، نماز جمعه و دعاهای مرسوم بین مردم را با چیز دیگر عوض نکنید و همیشه کارهای صالح انجام دهید و صبور و بردبار باشید که خداوند کسانی را که کارهای صالح انجام می دهند و صبورند دوست می دارد. من باز هم از شمامی خواهم که حضورخود را در همه صحنه های انقلاب اسلامی حفظ کنید و آماده جهاد و شهادت باشید و هرگز متفرق نشوید و منتظر فرج حجه ابن الحسن العسکری (عج) باشید. که بزودی خواهد آمد و انتقام تمام خونهای ناحق را از کفار خواهد گرفت به امید رضایت پروردگار در همه کارهای ما و به امید فتح کربلا و قدس وچند کلام وصیت به خانواده گرامی ، شما که عمری زحمت کشیدید و مرا بزرگ کردید و مرا آماده کردید که الان در جبهه حق شربت گوارای شهادت را بنوشم  شما به خوبی توانستید که امانت الهی را به او تحویل دهید و هرگز هیچ حزن و اندوهی به دل راه ندهید که این راهی است که باید همه برویم پس چه بهتر که در این زمان خداوند توفیق چنین مرگی نصیب من کرد و شما هم آماده باشید که بزودی خواهید آمد. و کسانی که بعد از مرگ هیچ حزنی ندارند که برای خود عملی پس انداز کرده باشند و اگر شما بر فراق من صبر کنید و از این آزمایش الهی موفق بیرون آئید فردا بهترین اعمال را در نزد خدای بزرگ خواهید داشت و هرگز در فراق من در جمع مردم گریه و زاری نکنید که می ترسم باعث ضعف روحیه مردم انقلابی بشود. من شما را وصیت می کنم که دستورات اسلام را بخوبی انجام دهید و همیشه یار و پیرو خط ولایت فقیه باشید که رستگاری بزرگ در دنیا و آخرت هم همین است  به امید پیروزی حق و به امید آن که فردای قیامت خداوند از ما راضی و خشنود باش.

 والسلام

 فرزند حقیر شما حسین کلانتری -

 شهر خون و حماسه خرمشهر تاریخ 11/11/1364

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٢٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

مهدی کریمی فرزند:شعبانعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

 ان الذین آمنوا والذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم .                                                                     (سوره بقره آیه 217 )

همانا آنان که ایمان آوردند و آنان که هجرت کردند و جهاد کردند در راه خدا امیدوارند به رحمت خدا و خداست آمرزندة مهربان

انشاء الله خدا ما را بیامرزد ، من وظیفه شرعی خود دانستم که یک وصیت نامه ای از خود به جا بگذارم وصیتی که برای امت اسلامی دارم این است که شما چون پروانه دور امام را بگیرید و لحظه ای از یاری امام و انقلاب دست برندارید وامام را دعا کنید و از خدا بخواهید که فرج امام زمان (عج) را نزدیک کند، ای مردم شهید پرور ایران دعا برای رزمندگان یادتان نرود که آنها امید انقلاب هستند، من یک پیام و صحبت برادرانه با شمادارم و آن این است که ای مردم عزیز این انقلاب با خون هزاران شهید بدست شما رسیده و خوب از این انقلاب نگهداری کنید و مسئولیتی که بر دوش شما گذاشته شده خیلی مسئولیت بزرگی است پس شما تا توان دارید کار و کوشش کنید و نگذارید این منافقان ضربه ای به انقلابمان بزنند و در صف واحد مسلمانان رخنه ای ایجاد کنند پس شما هیچ وقت نماز دشمن شکن جمعه را از یاد نبرید همانطور که در مساجد دعا می کنید دعا کنید تا خدا رزمندگان را نصرت و یاری دهد و این دعاهاست که ما را به پیروزی می رساند و شما خیلی تکیه بر دعاها داشته باشید، زیرا که رزمندگان چندین بار در دعاهای توسل امام زمان را دیدند و دیده اند که امام زمان خودش گفته است که پیروز هستید و همه شما سرباز من هستید و مادرانتان شما را به دست من سپرده است  یا ایها الذین آمنوا لاتلهکم اموالکم و لااولادکم عن ذکرالله و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون پس ای مادر تو هم چون فرزندت را در این راه دادی خوشحال باش زیرا که امانتی را تحویل دادی که بالاخره می بایست تحویل می دادی  ای مادر زحماتی که برای من کشیدی اجر و پاداش آن را از الله خواهی گرفت و ای مادر تو بودی که به من گفتی به جبهه برو و در این راه با تمام وجودت زحمت بکش و به خاطر رضایتی که نسبت به رفتن من داشتی خدا هم از تو راضی خواهد بود. ای پدر تو در تمام سختیهای زندگی بردباریت را به حد کمال نشان دادی و انشاء الله که اجر و پاداش آن زحمتها که برای من کشیدی از الله خواهی وگرفت برادرانم ، خواهرانم شما هم چون برادرتان را از دست دادید ناراحت نباشید چون که من در راه خدا کشته شدم و تنها   ره سعادت به آغوش کشیدن عروس شهادت است و مبادا هیچ کدام از شما به خاطر از دست دادن من منتی بر کسی گذارید و از انقلاب انتظار داشته باشید چون من در راه خدا شهید شدم و همیشه این آیه را بیاد داشته باشید، انا لله و انا الیه راجعون از همه شما التماس دعا دارم تا می توانید برای من دعا کنید تا خدا مرا ببخشد

خدا حافظ

 مهدی کریمی تاریخ 24/10/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

حسین کریمی فرزند:علی

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان مکنید که شهیدان مرده اند بلکه زنده و نزد پروردگار متنعم خواهند شد وصیتنامه خود را آغاز می کنم.

 با درود فراوان بر مهدی موعود یگانه منجی عالم بشریت و نایب بر حقش امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی و فرمانده کل قوا وسلام و درود به تمام رزمندگانی که در جبهه های حق علیه کفر و تمام استکبار جهانی می جنگند و سلام و درود به تمام شهدا از صدر اسلام ، از هابیل تا شهدای کربلای ایران که با خون سرخ خود درخت تنومند اسلام را آبیاری کردند خدمت پدر عزیز و مادرگرامی خود سلام عرض می کنم و پس از تقدیم عرض سلام سلامتی شما را از درگاه ایزد متعال خواستارم و خواهانم و امیدوارم که صحیح و سالم بوده باشید پدر جان می دانی که تمام دشمنان اسلام دست به دست یکدیگر دادند این انقلاب اسلامی را که با خون هزاران شهید و مجروح و معلول که به دست ما رسیده می خواهند سرکوب کنند و اسلام را از میان ما بردارند ولی با رهبر هشیاری که در میان بود تمام توطئه دشمنان اسلام را خنثی کرد و باید قدر این امام داشته باشید و هر چه می گوید از دل و جان گوش کنید که راه مستقیم اسلام را به ما یاد داد . آن امامی که اوایل انقلاب که رژیم طاغوتی ، حکومت نظامی را اعلام کرده بود که از خانه ها بیرون نیائید ولی امام گفت از خانه بیرون بیائید و مثل هر روز رفت و آمد کنید که مرحوم طالقانی به امام تلفن کردند ، امام رژیم تانک و تیربار و سلاحهای دیگر در خیابان مستقر کردند ، اگر مردم بیرون بیایند همه آنها قتل عام می شوند ، اما امام گفت باید بیرون بروند باز آن مرحوم تکرار کرد ، امام می دانی چه گفت ؟ گفت اگر دستورخود مهدی باشد شما چه می گویید . مرحوم طالقانی گوشی تلفن را به زمین گذاشت و گریه می کرد آن امام دارید شما باید جان فدایش کنید و ای پدر می دانم پسر خوبی برای شما نبوده و کاری نتوانستم برای شما انجام دهم بجز زحمت و امیدوارم این فرزند حقیر شما اگر خداوند توفیق شهادت نصیبش کرد شما او را ببخشید که دیگر چاره ای ندارد و ای مادرم امیدوارم امیدوارم که مرا ببخشید مادرجان می دانم فرزندی خوبی برای شما نبودم و جز زحمت و ناراحتی برای شما بودم مادرجان چه بگویم که زحمتهای شما نتوانستم جبران کنم و نمی توانم جبران کنم امیدوارم که اگرتوفیق شهادت نصیب فرزند حقیر شما شد امیدوارم در مرگ من زیاد گریه و زاری نکنی و آن چنان مقاوم باشی که دشمنان اسلام نتوانند سوء استفاده کنند و این امانتی بوده است که خدا به شما داده بود و دوباره گرفت و چون مادر وقت خیلی کم دارم و نمی توانم زیاد با شما صحبت کنم خیلی معذرت می خواهم و ای خواهران سفارش من این است که در مرگ من اصلاً گریه و زاری نکنید چون گریه کردن شما باعث خوشحالی دشمن می شود و از شما می خواهم زینب وار صبر کنی و هر چه شما کردید سنگر مدرسه را خالی نگذارید و حجاب اسلامی را کاملاً رعایت کنید تا دیگران هم ازشما یاد بگیرند و به دوستان و رفیقان بگوئید که پیرو ولایت فقیه باشند و ای برادرم حسن و محمد امیدوارم که این برادر حقیر خود را ببخشید که نتوانستم برادری خوبی برای شما بوده باشم و ای برادرم محمد هر چه کردی مدرسه مبادا مدرسه را ترک کنی و این چند کلمه ای با خانواده ام صحبت می کنم ، خدمت همسر مهربانم سلام عرض میکنم و پس از عرض سلام سلامتی شما را از درگاه ایزد متعال خواستار و خواهانم . همسرم می دانم برای تو همسر خوبی نبودم امیدوارم مرا ببخشید و چیزی که از تو می خواهم، هر چه کردی فرزندانم جواد و زینب و زهره ، هر چه شما کردی برای تربیت فرزندانم بکوشی تا در راه اسلام تربیت کنی و اگر توفیق شهادت نصیب ما شد از شهادت من هیچ نگران نباشی و گریه و زاری نکنی و فرزندانم درس بخوانند که آینده این مملکت خواهند بود و هر کس از ما ادعای طلب کرد بدهید و پول خمس باید بدهم . تو دفتر نوشته ام حدود 6200 تومان است و به علی محمودی بگوئید که پول فرز که بوشهر از شیخ خریده بودم از سنگبری استاد حسن سئوال و پول این فرز را بدهید و پول به او دهید . فقط وقت ندارم که وصیتنامه راکامل کنم دو ساعت دیگر به حمله مانده . خداحافظ

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

حسین کارگران فرزند:نوروزعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

فالذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم و اوذو فی سبیلی و قاتلوا و قتلوا لااکفرن عنهم سیئاتهم و لادخلنهم جنات تجری من تحتها الانهار ثواباً من عند الله و الله عنده حسن الثواب  

پس آنان که از وطن خود مهاجرت و از دیار خود بیرون شدند و در راه من اذیت شدند و رنج کشیدند و کشتند و کشته شدند پس من هر آینه گناهان آنها را خواهم پوشانید  در پرده لطف خود و آنها را به بهشتهایی که در زیر درختهای آن نهرهای آب جاری است در آوردیم این پاداشی است از جانب خداوند و نزد خداست پاداش و اجر نیکو به نام الله پاسدارنده بهای خون شهیدان به نام الله یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود حضرت بقیه الله فی الارضین و بعون و یاری خداوند یکتا وصیت نامه خود را شروع می کنم . درابتدا تذکری به ملت عزیز و از جان گذشته ، مخصوصاً برادران و خواهران اردکانی هر چه شما کردید و این رهبر عظیم الشان و بزرگوار هر چه شما کردید این سید اولاد علی هر چه شما کردید خمینی بت شکن اگر که این پدر دلسوز و مهربان و دست از جان شسته اگردر میان ملت ایران نبود ما الان در فلاکت و جهل مطلق بودیم. در نهایت امکان داشت که ما بدین وسیله دنیا و آخرت خود را به تباهی بکشانیم . ملت عزیز اگر الان شما با آزادی و سرافرازی زندگی می کنید و سررشته تمام امور خود را بدست گرفته اید و اگر که الان اسوه و الگو برای تمامی ممالک اسلامی هستید و اگر که الان قدرت سیلی زدن به صدام را دارید به طوری که امام عزیز هم فرمودند دارید و اگر که الان مثل یک برادری با هم هستید، همه به برکت وجود این اسطوره ایمان و فرزندی از آل علی (ع) می باشد که شما تا بحال چنین افتخاراتی را کسب نمودید و اگر که رزمندگانی را تربیت کرده اید که با دل و جان با اشتیاق به استقبال کارزار می روند به برکت سخنان گهر بار علی گونه این رهبر است . پس کاملاً ای برادران و خواهران گوش به فرمان رهبر خود باشید که کشورهای اسلامی انتظار یک چنین رهبری را می کشند و محرومند . دوم اینکه وحدت خود را حفظ کنید که شما به همین حفظ کردن وحدتتان توانسته اید پوزه کثیف آمریکا و جنایتکارانش را به خاک بمالید. و از جای خود بجوشید ای فرزندان این ملت عزیز و همیشه در صحنه درس و دانش را فرا بگیرید که جهل مایه بدبختی مومن است . گرچه من خود به آن صورت که باید و شاید درس نخواندم ولی می دانم که خدا شاهد است انسان با درس خواندن وفقیه در دینش می تواند یک عقیده استوار و دژ پولادین داشته باشد که با هیچ سلاحی قابل مقایسه نباشد اما چند کلمه به برادران و رفیقان و خویشان ، برادران من اگر چه با شما مثل یک برادر خوب نبودم و به وظایفی که در مقابل شماها داشتم عمل نکردم و در حقتان ظلم کردم ولی می دانم که انشاء الله این برادر کوچک خود را عفو خواهید کرد که خدای ناکرده کار ما به محضر مقدس الهی کشیده نشود که وامصیبتا از آن روز و حق الناس ، پس انشاء الله که این حقیر را عفو خواهید کرد و هر کس که حقی از او در نزد من بوده است و من از خاطر برده ام می تواند به خانواده من مراجعه کند و تحویل بگیرد و اما معلمین عزیز من که واقعاً حق عظیمی بر گردن من دارند و واقعاً آنها زحمتی بس فراوان برای من کشیدند. انشاء الله که از این شاگرد حقیر خود راضی خواهند شد. و اما پدر و مادرم می دانم که من هرگز و به هیچ وجه حق شماها و خواسته های شماها را رعایت نکردم و به جا نیاوردم ولی باز به گذشت و بخشش شماها امیدوارم که انشاءالله فرزند خود را هلال خواهید نمود و اگر این کار را نکنید من چگونه در روز حساب چشم به شما بیندازم و چگونه می توانم از دادگاه الهی موفق و پیروز بیرون بیایم . پس هر چه شما کردید فرزند عاصی و سراپا خطای خود . طاعات و نماز و روزه خود را هم که انشاء الله به جا آورده ام به امید اینکه انشاء الله مورد قبول الهی واقع شود و از این لحاظ هیچ درخواست و مزاحمتی از شما ندارم

فرزند کوچک شما حسین کارگران تاریخ 15/10/1365

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

عباسعلی کارگر فرزند:محمدحسن

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

هرگز مپندارید آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدایشان روزی می خورند

با سلام و درود بر پیامبران و امامان و عالمان و با سلام و درود بر شهیدان از صدر اسلام تا به امروز و با سلام و درود بر سرور شهیدان و سید مظلومان حسین (ع) و با سلام و درود بر مولای شهیدان علی (ع) و باسلام و درود بر شهیدان عصرمان چه در انقلاب و حال در جنگ تحمیلی آمریکا بر ایران و درود بر شهیدان محراب و در خاتمه سلام و درود بر سید مظلومان عصرمان و شهید بزرگوارمان حضرت آیت الله سیدمحمد حسینی بهشتی ( روحش شاد ) و دیگر شهیدان عزیزی چون مطهری ، مفتح ،و شهیدان سربازی چون تیمسار قرنی ، فلاحی ، فکوری ، نامجو، کلاهدوز، دکتر چمکران ، شهید خلبان کشوری و تمامی شهیدان عزیزی که در راه هدف مقدس خودیعنی اسلام و قرآن عزیز جان خود را به جان آفرین تقدیم کردند و حال سلام و درود خداوند بر ملت بزرگ اسلام بر نائب بحق امام زمان و فرزند فاطمه و بت شکن عصرمان نائب الامام روح الله الموسوی الخمینی و به شما مردم مسلمان ایران و بخصوص اردکان و شریف آباد و کلاً هر مسلمانی که صدای ضعیف مرا در این وصیت نامه می شنوید، من به عنوان فرزند کوچکی از شما می گویم هر چه شما کردید امام عزیز ، این حسین زمانه را مثل چشمان و بلکه مثل جان خودتان و بلکه بهتر باید او را نگه داشت و گوش به فرامین او باشید و دعا برایش فراموش نکنید و با سلام و درود خداوند بر ملت شهیدپرور و قهرمان ایران به خصوص مردم منطقه کویر ولی مومن و صبور خودمان و حال سلام و درود بر شما ای پدر مهربان ، مادر گرامی ، همسر عزیز ، من می دانم که شما را اذیت کردم . امیدوارم به خاطر رضای خدا مرا ببخشید و حلالم کیند مخصوصاً تو مادر اگر تو از من نگذری خدا هم از من نخواهد گذشت . و همسرعزیز شما هم همینطور و اگر خداوند به من منت نهاد و مرا به فیض شهادت که برای هر مسلمان افتخاری است قرار بدهد امیدوارم که اصلاً ناراحت نشوید بلکه خوشحال هم بشوید که خداوند خیلی شماها را دوست داشته که همچون فرزندی داشته باشید و برای اسلام فدا کنید و باسلام و درود بر شما برادران و خواهرانم امیدوارم که در پیشبرد انقلاب اسلام و راه شهیدان ادامه داده کوشا باشید و سلام من به همه فامیلها یک بیک برسانید و از همه ایشان حلال بودی بطلبیدکه خدای نا کرده به خاطر بعضی از مسائل شاید از دست من دلخور شده باشند و خیلی می خواستم همه را ببینم و خداحافظی کنم ولی خوب توفیق حاصل نشد ولی از خاک گرم خوزستان سلام می رسانم برای همه شماها، جائی که هزارها خون پاک جوانان ما هنوز بر روی زمینش می جوشد و دیگر اینکه خواهر بزرگم چند وقت است ندیده ام از طرف من سلام به او برسانید و بگوئید صبور باشد. در این جامعه اسلامی سعی کند که فرزندان خوبی تربیت کند . سمیه عزیز و فرزند آینده اش را سلام می رسانم و دیگر اینکه خیلی باید صبور باشید و دعا برای امام و رزمندگان را هیچ موقع فراموش نکیند و خوشحال هم باشید که همچون فرزندی را داشتید در راه خدا هدیه کنید و من می گویم که پدر و مادر ، من آگاهانه و دانسته با پیام بزرگ مرد تاریخ ، مرجع عالیقدر پا به جبهه جنگ گذاشتم و خود خواهان شهادت هم بودم مگر خون ما جوانها از خون سید الشهدا و شهید محراب حضرت علی (ع) بهتر است هزاران هزار جوانهای ما فدای یک تار مویشان فقط نصیحت به برادرانم که در راه اسلام قدم بزنید و راه هر شهیدی را ادامه دهید پس در خاتمه وصیت ، پدرجان اگر به فیض شهادت نائل آمدم امیدوارم مرا با لباسی که در تن دارم به خاک بسپارید که این لباس شرف و خیلی با ارزش است و در پایان پدر و مادر عزیز که کلمات آخرم را می گویم درارث بچه ها هرچه کوشا باشید. انشاء الله شماها را یاری خواهد کرد دعای همیشگی امام .

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار والسلام .

 خداحافظ فرزند کوچکی از شما .

 عباسعلی کارگر تاریخ 30/4/1361

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

محمدحسین قربان زاده فرزند: رضا

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عندربهم یرزقون

 کسی را که درراه خدا کشته شده مرده نپندارید بلکه او زنده وجاوید است ولیکن شما این حقیقت را در نخواهید یافت.

به نام خدا و با سلام به حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداء و نائب بر حقش حضرت امام خمینی و امید مستضعفان جهان و باسلام و درود بیکران خدا بر همه شهیدان مظلوم و گلگون کفن که با خونشان نهال نو رسیده اسلام را آبیاری کردند. خدمت مردم شهیدپرور اردکان و شریف آباد سلام عرض می کنم . من کوچکتر از آنم که به شما مردم قهرمان وصیت کنم ولی چه کنم که وظیفه است من باب تذکر چند جمله خدمت شما عرض می کنم در این موقعیت بحرانی که دشمنان اسلام از هر طرف براسلام و مسلمین هجوم آورده اند و می خواهد ریشه اسلام و انقلاب اسلامی را از بیخ بر کنند بر ماست که بکوشیم و از اسلام و مسلمین پاسداری کنیم و گفتار و کلام امام عزیزمان این امید مستضعفان جهان را به گوش جان بشنویم و به مرحله عمل در آوریم . و همچون گذشته که با حضورخود در جبهه حق علیه باطل ثابت کردید به ندایش فریاد برآوریم و بگوئیم لبیک یا روح الله سعی کنید در همه صحنه های انقلاب اسلامی شرکت کرده و وحدت اسلامی را حفظ کنید مخصوصاً به نماز جماعت و   نماز جمعه که این جماعت هاست که انقلاب و اسلام را حفظ کرده و دشمنان اسلام را کور کرده و آنها را به زانو درآورده پس چه بهتر که درتداوم انقلاب و انجام واجبات بکوشیم و دیگراینکه بر شماست که همانطوری که قبلاً به جبهه ها و رزمندگان کمک می کردید همچنان به یاریشان بشتابید، چون رزمندگان و فرزندان شما قرار است امشب با دلی مملو از ایمان و عشق به خدا و با پشتگرمی به دعای خیر شما امت شهیدپرور راه بسته شده کربلای حسینی راباز نمایند (انشاء الله ) شما با صبر و مقاومت خود دشمنان اسلام را نا امید کنید به امید آن روزی که در صحن و بارگاه امام حسین (ع) نماز جمعه را به امامت امام شهیدان آیت الله العظمی خمینی اقامه کنیم . والسلام مخصوص خانواده خدمت پدر و مادر گرامیم و برادران و خواهرم سلام عرض می کنم و امیدوارم که بتوانید صبر و استقامت از خود نشان دهید و برای من گریه و زاری نکنید . مادر جان خیلی تو را اذیت کردم امیدوارم که با بزرگی خودت مرا ببخشی و مرا حلال کنی . پدر جان از شما معذرت می خواهم که به حرفهای شما گوش نکردم شما هم مرا حلال کنید. برادرانم را یک به یک از دور می بوسم و حلالیت می خواهم اگر در برابرتان صدایم را بلند کردم مرا ببخشید. خواهرم را نیز وصیت می کنم که حجابش را حفظ کند و زینب وار زندگی کند دیگر از تمامی خویشان و قومان ، همسایگان و دوستان حلالیت می طلبم و امیدوارم که مرا ببخشید پدر جان پولی که دربانک دارم بگیرید و خرج کفن و دفنم کنید. دیگرعرضی ندارم  

خداحافظ محمدحسین قربانزاده

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

محمد قانعی فرزند:علی محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام به یگانه منجی عالم بشریت که افسرده دلان تاریخ با شنیدن نامش بر فراز کوهها و دره ها فریاد عشق سر می دهند و با سلام به رزمندگان دلیر جبهه های نبرد و به خدایی که نامش داروی دردمندان یادش شفای سوختگان وطاعتش ثروت بی کران وبندگیش عزت جاودان است براین تهیدست خسته دل ببخش بینوائی که سرمایه ای جز امید و دست افزاری جز گریه ندارد و بگیر دست رزمنده ای که برای تو به جهاد برخاست خودت با همان بزرگیت آنان را حفظ و نگهداری فرما. پس از تقدیم صمیمانه ترین سلام و درودهای گرم خود به پیشگاه امام زمان و نائب برحقش و به امید پیروزی نهایی رزمندگان اسلام و با سلام خدمت شما امیدوارم که گل وجودت در بوستان سعادت به دست باغبان طبیعت طراوت یافته باشد و انشاالله که خداوند این گلهای خوب و معطر را برای اسلام و ما حفظ نماید پدر جان بایستی مرا ببخشید که با آمدنم به اینجا مایه ناراحتی و نارضایتی شما را فراهم آوردم ولی بایستی بدانید که مسولیتی سنگین برعهده من بود که بایستی آنرا با جبهه آمدن و ادای وظیفه شرعی و دینی خود به پایان برسانم ما نبایستی چند روز دنیا را در نظر بگیریم و از آخرت غافل باشیم ما نباید به بهانه های مختلف از جبهه رفتن و از وظیفه خود سرباززنیم چرا که فرد فرد ما درقیامت در برابر خون شهدا مسئولیم و باید جواب گوی پیامبر ، امام حسین و شهیدان باشیم و وای به حال ما اگر در آن روز شرمسار و سرافکنده باشیم امیدوارم که مرا مورد عفو قرار دهید و با رضایت خود خشنودی خدا وامام زمان را فراهم آورید و بدانید که اجر شما با خداوند کریم است وظیفه خود را انجام داده ای و امانتی که خدا به شما داده است هر وقت که بخواهد از شما می گیرد حال چه اگر ما در خانه و مدرسه باشیم و چه درجبهه خط مقدم . وهر چه قسمت و قضا و قدر خداوند است آن خواهد شد و ما نبایستی از مرگ گریزان باشیم چرا که مرگ حق است و آخر سراغ هر کس می آید و البته هر چه زودتر بهتر چرا که بار گناهان ما سبکتر می شود

 به امید پیروزی رزمندگان دلیر اسلام انشاالله

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٤٦ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

محمدعلی قانعی فرزند:حسن

 بسم الله الرحمن الرحیم

 قال الله الحکیم فی القرآن الکریم

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

فرحین بما ایتهم الله من فضله و یستبشر بالذین یحملوا بهم من خلفهم الاخوف علیهم ولا هم یحزنون

 نپندارید آنانکه در راه خدا کشته شدند مردگانند بلکه از زندگانند و در نزد خدای خویش روزی می خورند و شادند به آنچه که خدا از فضل خود به ایشان ارزانی داشته است و به آن مومنان که هنوز به آنها نپیوسته اندو روز برزخ آنان به آخرت خواهند شتافت مژده می دهند که هیچ بیم و ترسی نداشته اند و اندوگین مباشید  

با نام خدا و با یاد اولیاء و انبیائش و با سلام بر رهبر کبیر انقلاب ناجی امت اسلامی و با سلام بر حافظان انقلابش رزمندگان اسلام و سلام بر ارواح طیبه شهدا و شهیدان زنده   ( معلولین انقلاب ). اینک قلم در دستم روی کاغذ می لغزد و یاد دارم با دعا قلم را در دست گرفتم و بر روی کاغذ لغزاندم و وصیت نامه ام را نوشتم به این امید که دیگر زنده باز نگردم ولی چه کنم سعادتش نصیبم نگشت . هم اکنون امیدوارم که خداوند توفیق شهادت در راهش را نصیبم گرداند انشاء الله ای خدا ما را ببخش به خاطر شاکر نبودنمان و ما را ببخش به خاطر قدردانی نکردن از نعمت هایت و ببخش ما را به خاطر بی اعتنائی به احکام و دستوراتت و ما را ببخش به خاطر فراموش کردن خودمان که چه بودیم و چه شدیم و چه خواهد شد. سخنی با پدر و مادر عزیز و مهربانم . امیدوارم که سلام ناقابل فرزندتان را بپذیرید و از اینکه سالهاست که باعث رنج و زحمت شما شده است او را می بخشید و اینجا اعتراف می کنم که من نتوانستم حقوق شما را ادا نمایم و امیدوارم که مرا حلال نمائید ولی به شما اطمینان می دهم که تحمل این امر خود یکی از بزرگترین عبادات است و انشاء الله تلاش نمایید که هر چه در توان دارید در راه این انقلاب و امام و اسلام هدیه نمائید که معلوم نیست این توفیق برای همیشه در نزد امت ما باشد. با جان و مال و دادن فرزند خود را در این اجر عظیم الهی شرکت بدهید و این توصیه را به همه بنمائید. پدر عزیزم از اینکه تربیت تو مرا به اسلام و قرآن کشاند و عاقبت مرا به عاقبتی خیر گرداند از شما بسیار متشکرم و امیدوارم که خداوند شمارا در ثواب شهیدان راهش شریک و به بهشت جاویدانش واصل بگرداند و تو ای پدر و مادرم که زحمات بسیار زیادی برای من از بدو تولد تا بحال متحمل شده ای که من این را در هیچ شرایطی فراموش نمی کنم و تو مشوق خوبی برای راه یافتن به مسجد و اسلام و قرآن برای من بودی . خداوند این زحمات را فراموش نمی کند وحتماً تو را در ثواب جهادگران راهش شریک می داند لکن من هم به سهم خود از شما خیلی متشکرم و از شما می خواهم برای آمرزش و مغفرت همه مومنین من جمله حقیر و همچنین سلامت امام و پیروزی رزمندگان دعا کنید که خیلی پر فایده است ای خواهرانم امیدوارم که از شهادت من ناراحت نباشید و هرگز گریه نکنید که گریه شما باعث شادی دشمنان اسلام می شود . سخنی چند با دوستان . ای دوستانم و ای همکلاسیهایم امیدوارم که از من راضی باشید و همیشه در نماز جماعت شرکت کنید و هرگز مسجد را خالی نگذارید و با شرکت همه جانبه خود در مساجد دین خود را با خدا ادا کنید .

 والسلام محمدعلی قانعی مورخ30/10/1363

 

 ش

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٤٥ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

حسن قانعی فرزند:محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

 انا فتحنا لک فتحاً مبینا

 همانا فتح و پیروزی نزدیک است

ان الله الشتری من المومنین باموالهم و انفسهم بانه لهم الجنه و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و  نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشرالصابرین              ( قرآن کریم)

از خدا بخواهید که شما را توفیق دهد توفیق شهادت بدهد ، توفیق عزت بدهد شهادت عزت است اینک با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (مدظله العالی) و با درود فراوان به همه رزمندگان حق علیه باطل و سلام تحیات خداوندی بر همه شهدای صدر اسلام و از شهدای صدر اسلام تا شهدای کربلای حسینی و از شهدای کربلای حسینی تا کربلای خمینی و تا شهدای بیت المقدس که بنام علی ابن ابیطالب(ع)آغاز شد و تا مرز پیروزی ایران و عراق رسید بر فرض و لازم دیدم که چند کلمه ای به عنوان وصیت نامه برای خانواده خودم بنویسم و وصیت نامه خود را با دو آیه از قرآن کریم شروع می کنم آیه اول خدا در قرآن می فرماید: جان و مال مومن از آن خودش نیست و مالک هستی هر چیز خدا می باشد پس موقعیکه مصلحت خدا ایجاب کند یا دین خدا در معرض خطر باشد ما باید با کمال میل با مال و جان دین خدا را محافظت و آبیاری کنیم و خدا هم در مقابل جان و مال ما بهشت جاودان وعده داده است یا وفادارتر از خدا کیست؟ پس بنابر این مالی نداشتم که در راه رضای خدا به انقلاب اسلامی ایران کمک کنم تا اینکه ذره ای از دین خود را به این انقلاب که ثمره خون صد هزار شهید پاکباخته و سوخته و شیفته راه الله و بیش ازصد هزار مجروح و معلول که آنان نیز شهید زنده اند بدست مارسیده است اداء نمایم. پس این جان ناقابل خود را مخلصانه بر کف دست گذاشته و به جنگ بعثیان پرداخته ام و تا جان در بدن و خون در رگهایم جریان دارد از جنگ با دشمن باز نخواهم ایستاد و در آیه دوم (خدا انسانها را امتحان می کند به ترس و گرسنگی و کمی مال و جان و ثمرات و معنی ثمرات اینجا شاید فرزند و میوة دل باشد) و کسی که از عهده این امتحانات بر آمد از جمله صابران است. خدا ما را از جمله صابران قرار دهد انشاء الله و موقعیکه از طرف خدا مصیبتی به اشخاص می رسد آن اشخاص باید بگویند ما از خودمان نیستیم ، از خدا آمده ایم و برای خدا هستیم و برای خدا می میریم پس بنا بر این شکر خدائی را که ما را مسلمان آفرید و مسلمان زیستن را هم برای ما فراهم کرد و توفیق آن داد که مسلمان همبمیریم که بهترین نعمت خدا داده است ای همسرم ای همشیرگانم و ای بستگانم به همه شما سفارش می کنم که اگر اینجانب در راه جهاد فی سبیل الله کشته شدم که اینگونه کشته شدن که شهید شدن است در خود نمی بینم اگر هدا مرا به این فوز عظیم نائل گردانید از همه شما عزیزان می خواهم که برای مرگ من گریه و زاری نکنید و به جای مجلس و سوگواری مجلس شادی بر پا کنید به یاد سرور شهیدان و سید مظلومان حسین ابن علی علیه السلام و یاوران و اصحاب از جان گذشته اش که برای بر پائی دین خدا به فیض شهادت نائل آمده اند مجلس عزا و سوگواری برگزار کنید که سزاوارتر است. از خداوند متعال برای شما صبری عظیم و اجری بزرگ قرار دهد و هرگاه کهخواستی سر قبرم بیائید به یاد سرور شهیدان ابا عبدالله الحسین و اصحاب با وفایش بوده باشید . باشد که ما را یکی از کوچکترین اصحاب دنباله رو آن حضرت قرار دهد انشاء الله . ای همسر عزیزم همانطور که با عشق به الله و دین خدا و برقراری حکومت عدل اسلام به این حقیر اجازه رفتن به جبهه را با کمال میل دادی با خالص ترین نیت مراحل طی نمائید که خدای بزرگ تو را یار و یاور باشد ای همسرگرامی از شما میخواهم که 2 سال نماز قضا و 60 روز روزه و هر چقدر خمس و سهم امام بهاینجانب تعلق گرفت بدهید و صبر و شکیبایی پیشه خود سازی مبادا که خدای نخواسته کاری بکنی که دل دشمنان اسلام شاد کنی . از شما می خواهم هم چون کوه ایستادگی از خودت نشان دهی و نیز از شما می خواهم ای همسر عزیز که یگانه دخترم معصومه خانم قانعی را به مدرسه ببرید تا آنجا که توان دارید باشد که روزی دردی از جامعه مستضعف و تهی دست دوا کند. ای همشیرگانم از شما می خواهم که زینب وار در مقابل یاوه گویان و شایعه پراکنان که اینها به زبان قرآن منافقین و یا به زبان امروز ستون پنجم هستند با بیان کوبنده مشت محکمی بر دهانشان بزنید که دیگر به خود اجازه ندهند که بر ضد اسلام و بر ضد انقلاب اسلامی کوچکترین حرکتی از خود نشان بدهند و تا آنجا که در توان داری پیام خونم را به جهانیان برسانید همانطور زینب سلام الله علیها پیام خون برادرش با خطبه ای که در دارالاماره در حضور عبیدالله ابن زیاد خواند حقانیت خون برادش را ثابت کرد. از همرزمانم می خواهم که بعد از شهادتم نگذراند سنگرم خالی بماند . از همشهریانم می خواهم که اسماعیل ها را در دامان خود پرورانده و به قربانگاه اسلام بفرستند تا اسلام جاویدان بماند در خاتمه از همه مردم قهرمان و شهیدپرور می خواهم که امام از دعای خیر خود فراموش نکنید و پروانه وار دور چراغ عمرش بچرخند تا انقلاب را به صاحب انقلاب حضرت صاحب الزمان تحویل دهند  

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 حسن قانعی اردکانی

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٤٤ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

حسن قانعی فرزند:علی

 بسم رب الشهداء و الصدیقین

 انا لله و انا الیه راجعون

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی جهان و باسلام به خانواده های شهداء وصیت نامه خود را آغاز می کنم . و بعد خدمت پدر و مادر بزرگوارم سلام عرض  می کنم این پدر و مادر عزیزی که سالهای سال زحمت مرا کشیدید و مرا این چنین پروراندید ای پدر و مادر عزیزم اگر من لیاقت و توفیق پیدا نمودم که شهادت نصیبم شود و شما ناراحت و اندوهگین نباشید بلکه خوشحال و خندان باشید که فرزندتان در راه خدا کشته شده و من چند وصیت دارم که به آنها عمل نمائید . اولاً موتور سیکلت مرا و وسایل نقاشی مرا بفروشید و شخصی را اجیر نمائید تا برای من یک ماه روزه بگیرد

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

حسن قانعی تاریخ8/2/1361

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٤۳ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

 

 محمدرضا قاسمی فرزند:رجبعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون     (قرآن کریم)

گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدای خود روزی می خورند

نام پاسدار حرمت خون شهیدان و یاری دهنده مستضعفان و درهم کوبنده ستمگران . با درود و سلام بر مهدی موعود و نائب بر حقش خمینی کبیر و با سلام و درود بررزمندگان جبهه های علیه ظلمت و با سلام و درود بر ارواح طیبه شهدا در راه حق و حقیقت و با سلام خدمت مردم قهرمان ایران ، خصوصاً شما مردم قهرمان و شهیدپرور اردکان، برادران و خواهران عزیز اجازه بدهید چند کلمه ای با شما صحبت کنم  ما که رفتیم این شما هستید که از قافله عقب ماندید و بدانید که نزدیکترین راه به بهشت سرخ شهادت است و برای پیدا کردن این راه کوشا باشید و امیدوارم این اسلحه پر از خون که از دستمان افتاده آن را بردارید و با این دشمنان اسلام بجنگید که پیروزی از آن شماست . قبل از هر چیز چند کلمه ای با پدرگرامیم می گویم  پدر جان می دانم که از دست دادن فرزند خیلی سخت است ولی شما می دانید که من شهید شده ام نمرده ام و می دانید که شهادت نصیب همه کس نمی شود و شهادت فقط مخصوص بندگان خالص خدا است پدرم بعد از شهادت دستهایت را سوی خدا بلند کن و از خدا بخواه که تمام فرزندانت دراین راه دهد و این را بدانید که ثواب شما والدینم و تمام پدر و مادر شهدا بیشتر از ثواب شهداست چون شهید ثواب این را دراد که مرگش فقط در راه خدا بوده است ولی شما توانستید چنین فرزندانی را تربیت کنید که با چنین شور و شوقی در راه خدا قدم بردارند. چندجمله ای با مادر گرامیم . مادر می دانم که از دست دادن فرزند خیلی سخت است ولی امیدوارم که شیرت بر من حلال کنی و مرا ببخشی و امیدوارم که اگر نافرمانی در خانه کردم و ناراحتی برای شما ایجاد کرده ام مرا ببخشید که خدا هم مرا ببخشید مادرجان ناراحت نباش من شهید شدم جون ما با خون خود جلوی این مزدوران گرفته ایم تا که شما راحت زندگی کنید. در پایان صحبتی دارم با برادران و خواهرانم ، امیدوارم که بعد از شهادت من ناراحت نباشید که در خانه شما را اذیت کرده ام باعث ناراحتی شما شده است مرا ببخشید برای اینکه اگر شما پدر و مادر و برادرانم و خواهرانم مرا نبخشید خدا هم مرا نمی بخشد و امیدوارم که بعد از شهادتم برادرم اسلحه مرا برگیری و بر سینه دشمن بتازید و از شما خواهرانم می خواهم که همچون زینب در راه خدا بکوشید و با دشمنان داخلی و خارجی مبارزه کنید و ای پدر و مادرم برای دفن کردن من هیچ جائی برای من فرقی ندارد و هرجائی که می خواهید دفن کنید پدر و مادرم سر قبر من اگر می خواهید گریه بکنید ، بکنید ولی برای امام حسین گریه کنید ولی این را بدانید که اگر شهید شدم حسین (ع) را می بینم و اگر زنده ماندم قبر او را زیارت کنم                                                والسلام

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٤۳ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

علی قاسمی فرزند:قدرت الله

بسم رب الشهداء و الصدیقین

”این وصیت نامه هاست که انسان را می لرزاند و بیدار میکند”

ستایش می کنم خداوند رحمان را که به لطف ولی امت خویش مرا هدایت نمود و راه سعادت را به من نشان داد و در پیمودن آن مرا یاری نمود . هر چند که با وجود این همه لطف و مرحمت او باز بیشتر اوقات سربه نا فرمانی او گذاشتم . ولی با وجود این او مرا هدایت نمود. خداوندا تنها آرزوی من این است که پدر و مادرم و دیگر مومنان را آمرزیده و توفیق شهادت در راه خودت را نصیبم کنی . چه اینکه مرگ در بستر را ننگ می دانم . خداوندا تو خوب می دانی که برای چه به اینجا آمده ام ؟ من آمده ام تا فرمان امامم را پاسخ گویم ، آمده ام تا اسلحه خون آلود دبستان عزیزم که به خون خویش علطیدندو تا آخرین لحظات صدا می زدند "حسین جان کربلا" اسلحه ام را بردارم و به جنگ بااهریمن خون آشام بروم . بارالهاخوب می دانم که مرگ همه را در می یابد ، و راهی است که همه باید بروند ، پس می خواهم که مرگ سرخ را در راه خودت نصیبم کنی انشاء الله می خواهم چند کلامی برای هموطنان عزیزم بنویسم ، هموطنان عزیز  بی شک همه باور داریم که ملت ایران مقاومترین ملتها و ایثارگرترین امتهاست . چه اینکه صبر و مقاومت و ایثار و از خود گذشتگی را از مولای متقیان حسین بن علی (ع) مظلوم کربلا یاد گرفته اند و حال ، همه بسیج شده اند تا راه بسته شده کربلا را بازکنند. ای خوش آن روز که ملت ما به آرزوی خود برسد و خانواده های شهداء ، مفقودین و دیگر اقشار ملت ایران به امامت امام امت در کربلای حسین نماز گذارند . امیدواریم ما را نیز فراموش نکنید . هموطنان عزیز همچون گذشته صبر و مقاومت و تقوی را در هر برهه ای از زمان پیشه سازید و مطیع امر رهبری و ولایت فقیه باشید . چون این اسلام است که دارد ثمره خون شهدا را با پیروزی بر کفر می دهند . اتحاد این رمز پیروزی را همچنان حفظ نموده از بازگو نمودن شایعات که دسیسه منافقین است بپرهیزید در آخر از تمامی شما التماس دعا دارم از تمامی معلمان و مربیان خود که در کسب علم مرا از دبستان تا کنون کمک نمودند تشکر می کنم . از پدر و مادرعزیز و مهربانم و خواهران و برادران بزرگوارم تنها درخواستی که دارم این است که خطاهای مرا بخشیده و در مرگم گریه نکنند و برای مصیبتهای  حسین بن علی (ع) گریه کنند چون که لا یوم کیومک یا ابا عبدالله  

جنگ چنگ تا پیروزی خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

التماس دعا علی قاسمی چفته تاریخ 12/9/1366

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٤٢ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

حسین فضلی فرزند:محمود

بسم الله الرحمن الرحیم

 سلام همسر عزیزم ، امیدوارم حالت خوب باشد حال فرزندمان فاطمه هم خوب باشد. امشب که دارم این چند کلام برایت می نویسم ساعت 45/9 دقیقه است و شاید یک ساعت هم به شروع عملیات باقی نمانده باشد و هر لحظه آماده انجام وظیفه می باشم و تعدادی ازبرادران به خواب رفته اند و من تصمیم گرفتم چند کلامی برایت بنویسم اکنون که معلوم نیست در این عملیات زنده بمانم یا نه ، از تو درخواست می کنم این مدتی که با هم زندگی کردیم اگر در زندگی کوتاهی یا رفتار تندی از من سر زده به بزرگی خود مرا ببخشی ، من که از تو راضیم و در این مدت یک سال و خرده ای که با هم بودیم بسیار زندگی خوشی داشتیم ، به جز مواردی که دخالتهای بیجا شاید ما را ناراحت می کرد و این هم از صبر تو ، اگر قرار بود آتشی روشن شود خاموش می شد. روی هم رفته به هر دومان خوش می گذشت و می دانم که برایت تحمل آن مشکل است ، یعنی تحمل جدائی ، ولی امیدوارم به خاطر آنکه من و هزاران شهید و اسیر و مفقود و مجروح ، به خصوص دایی عزیزت محمد دوست گرامی من صبر و تحمل نمائی که خداوند با صابران است. از پدر و مادرم و پدر و مادرت ، از اینکه بسیار به آنها زحمت دادم عذر خواهی کن و بگو مرا ببخشند و اگر کاری ، گرفتاری داشتی به برادرم علی بگو ، گرچه کار دارد ولی انجام می دهد و ما سه برادر جدائی همدیگر نمی توانستیم تحمل کنیم و در نزدیکیهای حمله با من با هم بودیم و با دایی علی و دیگر برادران احمدآبادی با هم بودیم و به من خیلی خوش می گذشت و امشب، شب سه شنبه تاریخ 20/12/1363 می باشد . امیدوارم اگر من کربلا را زیارت نکردم . شما به این آرزو برسید و این آرزوی بزرگی که هزاران شهید به راهش رفته اند و به حضرت سیدالشهدا پیوستند . از دایی حسن و حسین و حاجی غلامرضا و همسرش و علی و کلیه اقوام عذر مرا بخواه ، بخصوص برادرانم و خواهرم که در طول عمرم بسیار به من محبت کردند و پدر و مادرم که برایم زحمت فراوان کشیدند از همگی طلب عفو می کنم از اقوام ، همسایگان ، دوستان آنهائیکه حق بر گردن ما دارند اگر کسی طلبی از ما داشت پرداخت کنید که کارمان در آخرت زار نشود. خودت همسر خوبی بودی و باشی ، نمی خواهم یک دفعه نا محرم تو را ببیند و واجبات را خوب انجام ده ، کارهایی که اسلام و خدا می پسندند انجام ده و از غیر آن پرهیز کن و هر چه کردی فرزندم فاطمه را مواظبت و به راه اسلام تربیت کن و پیام خون من و هزاران شهید را به او برسان . در خاتمه 30000 تومان در وجه ماشین چک در کمد است 12 هزار تومان در بانک احمدآباد 6500 تومان در تیپ الغدیر که می فرستند و 2500 تومان در بانک اسلامی اردکان و حقوقی که از سپاه طلبکارم هر چه تو کردی وآخرت وزندگی تو بعد از من به اختیار خودت مورد رضایت خداوند و هر چه کردی فاطمه و با پدر و مادرم هر طور هست با هم مهربان باشید. و هروقت زیاد دلت برایم تنگ شد یاد بیاور بچه های یتیم فضل الله و رشیدی و همسر جوان ناکام دوست شهیدم حسنی را ، من از اینکه از قافله آنان عقب ماندم خجالت میکشم و تاسف می خورم و با دیگر خانواده های شهدا رفت و آمد داشته باش با مردم هرزه سر و کار پیدا نکن و به مادرت و مادرم کمک کن و راه زینب را بعد از شهادت اباعبدالله بپیمایی و پیام رسان خون شهدای انقلاب باش و من هر لحظه ای که به عملیات نزدیکترمی شود خوشحالتر می شوم و امیدوارم در آخرت در بهشت همدیگر را ملاقات نمائیم و با دایی محمد چون در کلاس درس در بهشت با هم باشیم و من امیدوارم که در این عملیات جواب موشکها و بمبها و انتقام خونهای ناحق ریخته را بگیریم که دل   خانواده های شهدا را شاد کنیم و در همین جا ترا بخدا می سپارم .

والسلام

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۳۸ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

تقی فضلی فرزند:رضا

 بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 مپندارید آنهایی که در راه خدا کشته شده اند مردگانند بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند

با درود فراوان به مهدی موعود و نایب بر حقش امام خمینی و با درود به تمام زرمندگان اسلام . با سلام به تمام شهدا که جان خود را برای اسلام و قرآن هدیه نمودند و درخت اسلام را آبیاری نمودند و با سلام به تمام خانواده شهدا که فرزندان خود را مانند امام حسین (ع) که علی اکبر خود رابه میدان جنگ فرستاد می فرستند تا هر چه زودتر صدام و صدامیان و کافران را به درک واصل کنند اینجانب تقی فضلی فرزند رضا متولد1346 ساکن احمد آباد نکاتی رابه عنوان وصیت نامه می نویسم : اول از خدای عز و جل طلب آمرزش و بخشش می کنم چون نتوانستم مسئولیتهای انسان بودن خویش را ادا کنم . دوم از خدای بزرگ طلب آمرزش و بخشش می کنم چون از دستورات اسلام و قرآن و پدر و مادر خویش نافرمانی کردم و از خدای متعال سپاسگزارم که توفیق به ما عطا فرمود تا در این موقع حساس بتوانم به جبهه بیایم و بتوانم برای اسلام و مکتبم خدمتی انجام دهم و مسئولیتی که خداوند به دوش ما و تمام مسلمین گذاشته بود انجام دهم و این جهاد را یک واجب شرعی می دانم و کسی که از این واجب سر پیچی کند خیانت به اسلام کرده است . امیدوارم پس از شهادت من به راه انبیاء و راه امام حسین (ع) که راه ما و تمام مسلمین است بیایید و مردم را هم به این راه دعوت کنید که خدا در آیه شریفه قرآن می فرماید : (کونوا دعاه اناس باخیر و بغیر استتکم ) دعوت کنید مردم را به راه راست نه فقط به زبان بلکه با عمل باشد و آن هم وبا عملهای خوب اینک در این موقع که خدا توفیق به شما عطا فرموده جهاد در راه خدا بر خود شما واجب است که برای دیگران هم این واجب را گوشزد کنید و مردم را در این راه پر افتخار دعوت کنید در آخر اگر خدا بندگانش را دوست داشته باشد که به فوز عظیم و بزرگی می رساند که آن شهادت است همان شهادتی که خدا تمام پیامبرانش را به این فوز عظیم دعوت کرد و ماهم پیروان آن پیامبران هستیم. با ید در راه خدا سختی و هرگونه ناراحتی تحمل کنیم و احساس مسئولیت کنیم مانند پیامبر اکرم که 13 سال در مکه خدمت کرد تا توانست افرادهایی را نمونه بسازد تا ما از آنها سر مشق بگیریم ولی ای پدر و مادر عزیز شما زحمتهایی برای ما کشیدید که ما نتوانستیم جبران آن را بکنیم و با قابلیت آن را نداشتیم . امیدوارم خدا شهادت مرا با شهیدان صدر اسلام یکتا بگرداند تا به اثر ایثار خون ما خدمتی برای اسلام و تمام مسلمین کرده باشد و امیدوارم خدا توفیق به تمام مسلمین بدهد که سربازان امام زمان (عج) باشیم و دعا همیشگی ما این باشد که هر چه زودتر فرج امام زمان زا نزدیک بفرماید تا بتوانید در رکاب آن حضرت بجنگیم و در آخر از دوستان طلب عفو و بخشش می کنم چون گاه و ناگاهی اگر از ما بداخلاقی دیده و یا رفتاری چند خوبی برای شما نداشتیم و ما بعضی انسانها هنوز که هنوز چندان اخلاق اسلامی نداریم . انشاء الله در آینده اخلاقی خوب و اسلامی داشته باشید تا کور دلان و منافقان اخلاقهای شما را ببینند و ایثار شما را که حتی اگر خون خود هم باشد فدای اسلام   می کنید ببینند و افسوس بخورند که خدا چنین توفیقی نسبت به ایشان نصیبی نفرموده بلکه خدا نصیب ایشان هم فرموده ولی آنان آن توفیق را یک توفیق نمی دانستند و پیام بی قابل مرا که شاید کوچکتر از آن باشم که این پیامی بدهم ولی به عنوان تذکر این کلمه را که بارها گفته شده است تکرار می کنم . خصوصاً برای رزمندگان عزیز که اخلاق اسلامی را فراموش نکنید و نماز شب را فراموش نکنید و دعای امام را فراموش نکنید و دست از دعا و نیایش بر ندارید که این همه پیروزیهای ما به خاطر دعاهای همین رزمندگان و آه شما برادران که همچنان در پشت جبهه به کمکهای بی دریغ خود ادامه می دهید انشاء الله دیگر بیش از این مزاحم شما برادران نمی شوم و شما را به خدای بزرگ و متعال می سپارم.

 والسلام 

امام را دعا کنید اگر زود دستتان رسید سر قبرم بخوانید

تقی فضلی مورخ 24/10/1361

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۳٧ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

سید محمد فضائل فرزند:سید حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل حیاء عند ربهم یرزقون

گمان نکنید کسانیکه در راه خدا کشته می شوند مرده اند ، بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند

کمال هرآدمی وابسته به خدا شناسی او است و هر کس خداشناس شد سراپای وجود خود را از آن خدا می داند و هر لحظه خواهان آن است که وجود خود را به آن خالقی که او را آفریده است تسلیم نماید در حالی که در کوشش جهاد باشد سرانجام آن شهادت است  درود فراوان بر خاتم پیامبران محمد(ص) و حضرت ولی عصر نائب بر حقش و درود فراوان بر رزمندگان که کوشیدند اسلام را یاری نمایند و رحمت خداوند بر شهدای به خون خفته اسلام و درود خداوند بر بازماندگان محترم شهدا و معلولین و مجروحین و مفقودین و اسرا وصیت نامه خود را آغاز می کنم (الهی رضم به رضائک) پروردگارا راضی هستم به رضای تو خداوندا هم اکنون که به من توفیق دادی که در نبرد با کفار شرکت کنم شکر گزارم اگر سالم به خانه بازگشتم به من توفیق ادامه راه شهدا عطافرما و اگر به فیض شهادت رسیدم مرا در ردیف شهدا قرار ده که تمام امیدم به فضل و رحمت وتوست از امت شهید پرور عاجزانه درخواست می کنم خدا را از یاد نبرند و دعای امام را فراموش نکنند  پیروزیهای رزمندگان اسلام را از آن خدابدانند که ما هیچ چیز و هیچ نیرویی بجز نیروی خداوند نداریم که ما بنده ضعیف و ذلیلی هستیم . دعای کمیل و جلسات قرآن و نماز جماعت و حمایت از روحانیت از یاد نبریید. پدر و مادر و خواهران و برادران و بستگانم سلام من بر شما باد مدتی که در کنار شما زندگی کردم شاید یک وقت شما را ناراحت کرده ام از شما می خواهم که اگر به شهادت رسیدم در حقم دعا کنید که خداوند مرا در ردیف شهدا قرار دهد و یک وصیت شرعی هم دارم که از شما می خواهم آن را بجای آورید نماز قضا گردنم هست ولی دقیق نمی دانم تقریباً سه ماه برایم نماز بخوانید و 25 روزه قضا هم دارم که آن را هم برایم بگیرید امیدوارم بتوانم در آخرت شما را شفاعت نمایم

 (اللهم الرزقنا فی الدنیا زیاره الحسین و فی الاخره شفاعه الحسین)    

                            خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خهمینی را نگهدار والسلام

 سید باقر فضائل

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۳٦ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

غلامرضا فدوی فرزند:محمود

 بسم رب الشهداء و الصالحین

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقاً فی التوراته والانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا بعیکم الذی بایعتم به و ذالک هوالفوز العظیم                  

 

خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده آنها در راه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را به قتل رسانید و یا خود کشته شوند این وعده حقی است بر خدا و عهدیست که در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده و از خدا با وفاتر به عهد کیست ای اهل ایمان شما به خود در این معامله بشارت دهید که این معامله با خدا به حقیقت سعادت و پیروزی بزرگی است . حمد و سپاس خدای بزرگ را که به ما جان بخشید و به ما حیات و ممات داد معبودی که ما را مختار از بین دو مسیر حق و باطل راه سعادت و رسیدن به خدا انتخاب نمائیم بنام خدائی که تمامی وسائل و امکانات آسایش را برای ما مهیا و آماده نمود و انواع نعمتها و رحمتهای خود را بر ما ارزانی بخشید که او را عبادت کنیم و بنده خالص او باشیم و با درود و سلام بر ائمه و پیامبران که در راه تثبیت و اجرای برنامه های سازنده و رهائی بخش اسلام زحمات و رنجها را تحمل نمودند و تا مرز جان پیش رفتند که اسلام زنده و پویا بماند و به دست ما پیروان و مقلدان آنها برسد و با درود و سلام بر آخرین ذخیره الهی حضرت بقیه اله الاعظم امام زمان (عج) و نائب بر حق ایشان رهبر و بنیانگزار جمهوری اسلام ایران نور چشم و امید تمامی مستضعفان و مسلمانان جهان رحمتی که خداوند بر ما نازل نمود تا در تحت فرامین و نصیحتهای پیامبر گونه او بتوانیم از راههای زلالت و گمراهی نجات یابیم و به سعادت و رستگاری برسیم و با درود و سلام به ارواح مطهر شهدای در راه حق و فضیلت عزیزانی که بهترین گوهر وجودی خویش را در راه تداوم و ترویج دست آوردها و مبانی اسلام عزیز حاضر شدند جان خود را نثار نمایند تا اسلام زنده بماند و ملتهای مستضعف و مسلمان جهان بتوانند در تحت لوای آن هدایت و رهبری شوند بار خدایا تو خود هستی و می دانی که الان من تمام وجودم را به تو سپرده ام و قصدکرده ام چند کلامی به عنوان وصیت عرضه دارم خدایا دنیا را با تمامی زرق و برقها و اشکال فریبناکش به دور ریخته ام و می خواهم به سوی تو آیم و با اولیاء و مقربان درگاهت محشور شوم خدایا من آلوده ام و می خواهم پاک به سوی تو آیم از تو می خواهم مرا در این راه و رسیدن به این هدف مقدس توفیق عنایت فرمائی . خدایا تو خود شاهد هستی تنها هدف من از آمدن به این مکان مقدس و نورانی جبهه یاری کردن و حمایت از اسلام عزیز تو می باشد و تنها برای رضای خاطر تو از همه چیز خود گذشتم و راهی دیار عاشقان شدم  خدایا از تو می خواهم که از تمامی گناهان و خطاهائی که در این مدت از عمرم مرتکب شده ام همه راعفو نمائی و مرا با افراد نیک و صالح خود محشور گردانی و اما ای ملت مسلمان و شهیدپرور ایران آگاه باشید که الان موقعیت خیلی حساس است امروز تاریخ به وضوح شاهد است که صحنه خونبار کربلای آقا حسین (ع) تکرار شده است و امام حسین زمانمان شروع به آوای( هل من ناصر ینصرنی و هل من معین یعیننی) کرده است و با صورتهائی و لحنهائی گوناگون می فرماید امروز حضور در جبهه و شرکت کردن در جنگ از فروع دین واجبتر است و یا اینکه امروز بر همه ملت مسلمان واجب کفائی است که در جبهه حضور پیدا کنند . اگر انسان تا حدودی در این مطالب امام عزیز تامل نماید به این نکته می رسد که امام می فرماید من احتیاج به یاری شما عزیزان دارم من هم به عنوان یک مسلمان وظیفه خود دانستم که ندای او را لبیک گویم و به یاریش بشتابم و عرض کنم حسین جان اگر در روز عاشورا نبودم که به ندای غریبانه و مظلومانه تو لبیک گویم الان به یاری فرزند برومند شما پرداختم و به حمایت و یاری از دین اسلام پرداختم امروز تاریخ به وضوح تکرار شده است و مشتاقان و عاشقان به الله با آغوش باز به سوی خدا پرواز می کنند و با این معامله ای که با معشوق خود نموده اند رازی و خشنود هستند . خدایا من در مقابل جلال و عظمت بی انتهای تو پوچ و بی مقدار هستم و تمام امید و آرزویم به سوی توست چون خودت در آیات و روایات گوناگون فرموده ای که هر کس در راه خدا به جهد بپردازد مقرب و محب درگاه الهی است خودت فرمودی که(ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیل الله صفاً کانهم بنیان مرصوص)من هم دوست دارم مورد لطف و رحم تو قرار گیرم و تو مرا بپذیری پس ای خدا مرا از درگاهت دور مفرما اگر دور کنی آن روز ، روز هلاکت و بیچارگی من است و در این راه اگر اشک چشمم خشک شود و اشکهایم تمام شود خون گریه می کنم تا مگر مرا قبول نمائی و دست گدائیم را از درگاهت رد نکنی و می خواهم با تو معامله ای کنم که خودت وعده بشارت فرمو ده ای که در مقابل جان بهشت را به شما میدهم و از تو می خواهم مرا لایق این معامله کنی و جانم را تقدیم درگاهت می کنم و بر این معامله با تو رازی و خشنود هستم و با اهداء این جان ناقابلم که باز آن را خودت به من عطا فرموده ای تقدیم درگاه ربوبیت تو کنم که شاید مرا بیامرزی و از سر تقصیراتم درگذری . اما ای پدر و مادر عزیزم معلوم نیست که من دیگر بتوانم شما را ملاقات کنم و در کنار محبتهای گرم  و صمیمی شما باشم و از شما می خواهم اگر همدیگر را ندیدیم عاجزانه از شما تقاضا دارم که مرا مورد عفو و بخشش خود قرار دهی هرچند که من در این مدت از عمرم فرزند لایق و شایسته ای برای شما نبودم و نتوانستم حق شما را در مقابل آن رنجها و آزار و اذیتهائی که در رشد و پرورش من تحمل نموده ای ادا کنم بالاخره شما با آن لطف و عنایتی که دارید مرا هلال نمائید و سلام گرم و صمیمی مرا خدمت اقوام و خویشان و دوستان و آشنایان برسانید و از طرف من از آنها حلالیت بطلبید و از آنها بخواهید که اگر در این عمر کوتاه هم نتوانستم حق خویشاوندی خود را نسبت به شما اداء کنم عاجزانه تقاضای عفو و بخشش دارم و از شما می خواهم که مرا درهمین دنیا ببخشید چون در روز قیامت طاقت و توان جوابگوئی به آنها را ندارم و اما ای پدر و مادر عزیز و گرامیم من خیلی دوست داشتم و مشتاق بودم در کنار شما باشم و باشما زندگی خوشی داشته باشم ولی بنا بر موقعیت حساسی که پیش آمده و جنگ به این مرحله حساس خود رسیده است بر خود دیدم که به جبهه بیایم و مسئولیت سنگینی که اسلام بر دوشم نهاده است اداء کنم و به یاری دین خدا بپردازم و از شما عزیزانی که وصیت بنده حقیر را می شنوید درخواست می کنم که پشتیبان این امام عزیز باشید و نگذارید که او تنها بماند و خدا ناکرده دشمنان او شاد شوند پس همیشه سراپا گوش به فرامین و نصیحتهای او بدهید که فرمان و نصیحتها به سود و سعادت همه ماست و ما را به رستگاری و خوشبختی عظیم می رساند و از شما ملت عزیز و شهیدپرور ایران می خواهم که آنچنان که ثابت کردید ما ملت مقاوم و قوی هستیم و در مقابل هیچ توطئه و نیرنگی عقب نشینی نمی کنیم از شما تقاضا دارم همچنان در صحنه انقلاب باشید و با حضور فعالانه خود در جبهه به دشمنان و منافقان کوردل ثابت کنید که ما ملتی مقاوم و شکست ناپذیر هستیم و اگر خون تمام ما را بریزید ملت ما مقاوم و مستحکمتر در مقابل توطئه ها و نیرنگهای شما می ایستد و آنها را رسواتر می کند و تقاضای دیگری که از شما ملت عزیز ایران دارم این است که در غم و شادی خانواده های شهدا و اسرا و مفقودین شریک باشید و با اعمال خالصانه خود به آنها بگوئید که نخواهیم گذارد خون عزیزان شما پایمال شود و به حمایت و پاسداری از خون آنها می پردازیم بارخدایا بر محمد و آل او رحمت فرست و ما را از مقربان و بندگان نیک خود قرار ده و این رهبر بزرگوار و بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران را تاانقلاب حضرت مهدی(عج) محافظت بفرما و رزمندگان دلیر و غیور اسلام را در نبرد با کفر جهانی پیروز و موفق بدار در ضمن من مدت 45 روز روزه قضا و مدت یک سال نماز قضا بدهکارم که شما پدر و مادر عزیزم تقاضا دارم که اقدامات لازم را دز این مورد مبذول فرائید در خاتمه همه شما را به خدای قادر و متعال می سپارم . التماس دعا

 فرزند حقیر شما غلامرضا فدوی

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

                                                    ازعمر ما بکاه و بر عمر رهبرافزای  رزمــــندگان اســـلام نصرت عطا بــفرمـــــا

                                         زیــارت کــــربلا نصیب مــــا بگردان

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۳٥ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

محمدعلی فتوحی فرزند:حسین

 بسم رب الشهداء و الصدیقین

انا لله و انا الیه راجعون

 با درود و سلام بر حضرت مهدی (عج) و نایب بر حقش خمینی بت شکن ، آنکس که با انقلاب خونین خود ملت ایران را زیر یوغ استعمار بیرون آورد و پرچم جمهوری اسلامی را در کشورایران بر افراشت و با سخنان کوبنده خود مشت محکمی بر دهان شرق و غرب زد و با پیام خود به ملت ایران گفت که اگر ما در جنگ کشته شویم پیروزیم و اگر هم بکشیم پیروزیم و بعد یک پیام خیلی کوبنده داد که گفت ، آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و این پیامها بود که لرزه به پشت ابر قدرتها انداخت و پیام این ابرمرد تاریخ بود که لرزه بر اندام بت وابستگیها انداخت و با سلام و درود بر شهیدان صدر اسلام از انقلاب حسینی تا انقلاب خمینی و شهدای 17 شهریور با هنر و رجائی و شهدای جنگ تحمیلی که با خون خود درخت سرخ انقلاب را آبیاری نمودند و با درود و سلام به خانواده شهدا و معلولین و مجروحین جنگ تحمیلی و ملت شهیدپرور ایران که این چنین جوانان پاکدامنی را فدائی اسلام کرده اند که علی گونه جنگیدند و حسین وار به درجه شهادت نایل گردید که اینچنین عاشق الله و دین محمد رسول الله بودند و جنگیدند تا به بهشت جاویدان که رسول خدا وعده به پیروان خود داده بود رسیدند و با درود وسلام به جنگ زدگان که از خانه و کاشانه خود آواره گشته و در شهرها با کمک ملت ایران یاری می شوند و خلاصه من چند کلمه با پدر و مادر و دوستان و خویشان خود وصیت دارم که مگذارید سنگر من خالی بماند و از شما برادرانم می خواهم که از خدا بخواهید که توفیق به شما بدهد که بتوانی در سنگر نبرد حق علیه باطل شرکت کنی و نگذارید سنگر من خالی بماند و از شما می خواهم در مجالس دعا و مسائل دینی شرکت کنید و دین اسلام را استوار نگهدارید و بعد از دعاها ، دعای امام را فراموش نکنید که این امام است که نمی گذارد شما زیر یوغ استعمار بروید و دیگر وصیتم این است که برای من گریه و زاری نکنید و در عزای من شاد باشید و نگذارید این منافقان کوردل شاد شوند و شما در عزای من شاد باشید و افتخار کنی که جوانتان به درجه شهادت نایل گردیده . این یک مشت محکمی است که بر دهان این یاوه گویان می زنید که این منافقین کوردل بدانند که با کشته شدن شهدای محراب و 7 تیر و8 شهریور و 17 شهریور و دیگر یاران امام هرگز این انقلاب از پای نخواهد افتاد و بدانید که همیشه حق علیه باطل پیروز است چه کشته شوند و چه بکشند پیروز هستند (تا زنده هستم نخوانید)

 فرزند شما محمدعلی فتوحی

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۳٤ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

محمدرضا فتوحی فرزند:حیدر

بسمه تعالی

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

با درود و سلام بیکران بر مهدی موعود (عج) و با درود و سلام بیکران بر رهبر کبیرانقلاب اسلامی ایران و با درود و سلام بیکران بر مردم شهیدپرور ایران مخصوصاً مردم اردکان . امیدوارم که از این شهید دادنها خسته نشوید و مثل کوه در برابر دشمن بایستید . ای مردم شما مانند کوهی هستید که با ضربه دیدن کم کم از بین می رود و شما هم حالا مانند کوه محکم هستید و تا خون می ریزید شما محکم تر می شوید . پدر و مادر عزیزم امیدوارم که اگر من لیاقت آن را داشتم که در راه خدا شهید شوم محزون نشوید مادر گرامیم تو مانند زینب هستید . مادر مانند گل محمدی همیشه بِبُو که دشمن از این بوهای گل می ترسد . پدرم خوشحال باش که همچون فرزندی داشتید . ما همه خلق شده از خدا هستیم و دوباره نیز خواهیم رفت . پدر و مادرم و تمامی پدر و مادرهایی که جوانانتان را از دست داده اید . هیچ وقت غرور نگیرید که من پدر با مادر شهید هستم که اجر خود را از دست می دهید . ای جوانان ای همکلاسیهای من مانند من در سنگر مدرسه بجنگید اما اگر در مدرسه بمانی ولی درس نخوانید حرام است درمدرسه ماندن . میوه وقتی سر درخت رسید بعد از رسیده شدنش خودش می افتد

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۳٤ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه  شهید

غلامرضا فتوحی فرزند:مهدی

بسم رب الشهدا

اینها زیباترین و شکوهمندترین چهره های زندگی ، یعنی شهادت را برگزیده و به قول استاد مطهری : شهیدان شمع محفل بشریتند و با شهادت خود خون تازه ای در شریانهای جامعه جاری ساختند. شهید غلامرضا فتوحی فرزند مهدی در سال 1337 در خانواده ای زحمتکش به دنیا آمد از آغار زندگی، درس تامل و بردباری را به خود تعلیم داد و از کارهای بیهوده پرهیز می کرد و از نظر اخلاق و رفتار می توان گفت که او به دست خودش ستونهای اخلاق خود را بنا نهاد و چنان دارای حسن و خلقی شد که در افراد دیگر کم نظیر بود. در هفت سالگی به مدرسه رفت و تحصیلات ابتدائی خود را با موفقیت گذراند و در سال اول راهنمائی بنا به دلایلی مجبور به ترک تحصیل شد و برای پیدا کردن کسبی به راه افتاد تااینکه مشغول کار بنائی شد و مدتی در تهران و اطراف گذراند تا اینکه در این شغل مهارتی به دست آورد. در ابتدا آشنائی زیادی با انقلاب داشته و اسلام حقیقی را درک کرده بود . چرا که وقتی امام از پاریس دستور  می دهد که سربازها پادگانها را رها کنند و به مردم بپیوندند غلامرضا در صدد بر آمد که هر چه زودتر به فرمان امامش جامع عمل بپوشاند و به دنبال وقت مناسبی می گردد که این امر را عملی کند و موفق به انجام آن هم شد و بعد به سنت حضرت رسول جامعه عمل پوشید و اقدام به ازدواج کرد و یک فرزند نیز دارد . بعد از خدمت سربازی چند روزی در اردوگاه نیشابور بسر برد و هنگام بازگشت در سپاه ثبت نام کرد و به عضویت سپاه درآمد و چون عشق و علاقه زیادی به جبهه داشت و بر اثر نیاز زیاد بسیج به نیرو ، غلامرضا در بسیج ثبت نام کرد و آموزشهای لازم در رابطه با کارش دید و اما توصیه های او به خانواده و رفقا این بود که امام را تنها نگذارید و فرزندم را به او تعلیم دهید و تا آنجا که خواست درس بخواند . جلوی او ( فرزندم ) را نگیرید نماز جمعه را فراموش نکیند. خلاصه بعد از دوره دیدن ، غلامرضا به جبهه اعزام شد 45 روزدر جبهه های حق علیه باطل بر علیه صدامیان می جنگد تا اینکه در تاریخ 14/2/1361 در جبهه آبادان کبوتر وار با پرهای خونین بال گشود و به سوی معبودش پرکشید و به فیض شهادت نایل آمد روحش شاد و راهش پر رهرو باد

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۳۳ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

 اسماعیل فتوحی فرزند:محمد

 بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایهاالذین آمنوا مالکم اذا قیل لکم انفروا فی سبیل الله انا قلتم الی الارض ارضیتم بالحیوه الدنیا من الاخره

به نام خداوند بخشنده مهربان ، ای افراد با ایمان شما را چه شده که وقتی به شما گفته شود در راه خدا برای مبارزه با دشمنان حق و عدالت حرکت کنید به زمین سنگینی می کنید، آیا زندگی دنیا را بر حیات جاوید ترجیح می دهید بدانید که لذت دنیا در برابر خوشیهای آخرت اندکی بیش نیست ( قرآن کریم سوره توبه آیه 38)

 با سلام و درود فراوان بر امام عصر (عج) این منجی عالم بشریت و با درود به امام امت این نائب به حق امام زمان (عج) و با سلام بر ارواح شهدای اسلام از صدر اسلام تا کنون چون وظیفه هر مسلمانی است که در همه حال وصیتنامه ای داشته باشد اینجانب اسماعیل فتوحی فرزند محمد دارای شماره شناسنامه 245 اردکان هم بنا بر وظیفه ای که داشتم چند جمله ای را بر روی کاغذ هر چند پر نقص می نویسم .ای امت شهیدپرور و قهرمان یاری کنید دین اسلام تا هم دراین دنیا و هم در آخرت عزت داشته باشید چنانچه قرآن کریم می فرماید " ولله العزه و لرسوله و للمومنین ” درهر زمانی که هستید چه زمان پیری و چه زمان جوانی ، چه در سرما و چه در فصل گرما شماها اگر جهاد این امر مهم اسلام را خدای نکرده به علتی شانه از آن خالی کردید که انشاء الله نمی کنید و اگر خدای ناخواسته شانه از زیر آن خالی کردید منتظر عذاب خداوند باشید ، نگوئید من چرا بروم ، فلانی نرود . همه باید بروند و اگر کسی هم نرفت شماها وظیفه دارید و باید به وظیفه خودتان عمل کنید مگرنمی دانید که اهل کوفه که نامه برای حضرت امام حسین (ع) نوشتند باز همان مردم یا عده ای از همان مردم برای کشتن آن حضرت در سپاه یزید بودند و فقط همان حبیب و مسلم آن یاران وفادار امام رفتند ، آنها کار نداشتند که آن مردم برای امام نامه نوشته اند و الان آن حضرت را یاری نمی کنند از شماها تقاضا دارم گوش به فرمان رهبران اسلام که همان روحانیت مبارز هستند باشید که در راس همه آنها امام امت است موقعی که ماه رمضان آن ماه پر برکت به شب عید فطر می رسد لحظه ای فکر کنید عده ای خوشحال که خداوند توفیق روزه گرفتن داده و آن عده ای که روزه نگرفته اند پشیمان و غمگین ولی هر چه بخواهند که دوباره ماه رمضان بیاید و آنها هم از آن ماه بهره بگیرند ، دیگر رفت تا سال دیگر و معلوم نیست که آیا زنده باشند یا نه ، حالا شما هم همچنینید ، مرگ می رسد همه می میرند حال خوش به حال آنها که برای آخرت چیزی فرستادند ای امت شهیدپرور روزی بک بار هم که شده با خود فکر کنید که اگرالان قافله مرگ برسد شماها چه باری دارید. ای پدر و مادر گرامی می دانیم که چه زحمتهایی برای من کشیدید ولی اگر خداوند توفیق آن مرگ سرخ را به من داد، غمگین نشوید و اگر هم خواستید گریه کنید گریه برای امام حسین (ع) بکنید. من 7 ماه نماز قضا و یک ماه روزه و 18 کفاره روزه دارم که برای رضای خدا برایم انجام دهید. اگر زمانی هم جسد مرا نیاوردند باز هم شماها را به صبر دعوت می کنم و باید شما به یاد آن شهیدان گمنام که از اول اسلام تا کنون معلوم نیست که جسد مطهرشان در کجاست باشید در پایان از تمامی مردم التماس دعا دارم و از همه عزیزان می خواهم که با رفتن به جبهه، نماز جمعه و دیگر عبادتها از قبیل دعای کمیل و ندبه در همه حال خدا را در نظر داشته باشند امام امت و روحانیت مجاهد اسلام را دعا کنید و باز از همه امت شهیدپرورمی خواهم که نماز جمعه و دعاها را ترک نکرده که این دعاهاست که لشکر اسلام را پیروز میکند در ضمن دعای امام را فراموش نکنید.

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار ، آمین

 اسماعیل فتوحی تاریخ 31/4/1362

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۳٢ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

 حسین فتاحیان فرزند:محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

 با حمد و سپاس محضر باری تعالی و سلام به همگی بندگان مخلص خدا سلام به پدر و مادر گرامی و اقوام در واپسین لحظات عمر خود چند کلمهای به شما توصیه می کنم ، 1ـ تقوی را پیشه کنید و خدا را همیشه به یاد داشته باشید 2ـ بعد از مرگ من صبر را پیشه کنید که این شیوه مردان خدا و متقین است3ـ برای پیشرفت انقلاب بکوشید و بچه ها را خوب تربیت کنید که امید آینده اسلام هستند و بتوانید مفید برای اسلام و جامعه باشند 4ـ از شما که نتوانستم فرزند خوبی باشم و همه اقوام حلالیت می طلبم و امیدوارم که سعه صدر خود مرا عفو کنید 5 ـ 37 روز روزه قضا دارم برایم بگیرید 6ـ کتابها و وسایلم را به صلاح مملکت اسلامی بکار گیرید تا اگر خودم برای جامعه مفید نبودم اینها باشد 7ـ  بعد از شهادتم رسالت خون مرا آنچنان به مقصد رسانید که خونم بتواند وسیله خوبی برای آبیاری درخت اسلام و انقلاب باشد 8 ـ دعای امام را فراموش نکنید که همه چیز ما از اوست و بار دیگر صبر را پیشه کنید حسین فتاحیان تاریخ 24/10/1366 ساعت 15/3

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۳۱ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

محمدعلی فتاحی فرزند: ابوطالب

بسم الله الرحمن الرحیم

شهدا شمع محفل بشریتند             ( آیت الله شهید مطهری )

 ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند     ( آیت الله شهید دکتر بهشتی )

 هنرجوی عزیز شهید محمدعلی فتاحی که در دوران 4 ساله هنرستان بیش از  28 ماه عمر پر برکتش را در جبهه ها سپری و در بیش از 10 عملیات شرکت نموده و با توجه به اینکه در رشته صنایع فلزی تحصیل می کرد . در خرداد ماه 65 در رشته مهندسی الکترونیک قبول گردید ولی بدون اینکه در دانشگاه ثبت نام نماید مجدداً عازم جبهه های نور شد و عاقبت در عملیات کربلای 5 به آرزوی دیرینه خود رسید و به لقاء الله پیوست. یادش گرامی و
 روحش شاد و راهش پر رهرو باد  ( هنرستان فنی شهیدمطهری)

 بسم الله القاسم الجبارین و بسم رب الشهداء و الصدیقین

(ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون )                                  

خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده آنها در راه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را به قتل برسانند و یا خود کشته شوند.

( سوره توبه آیه11)

حمد و سپاس بر خداوند جهانیان که رحمن و رحیم است و درود بر رزم آوران
جبهه های حق علیه باطل در تمامی جریان و درود بر امام عظیم الشان امت روح الله الموسوی الخمینی و درود بی کران بر ارواح طیبه شهداء از صدر اسلام تا کربلای حسین (ع) و از کربلای حسینی تا به کربلای غرب و جنوب این کشور اسلامی و شهدای محراب ( مرگ عادت است و شهادت کرامت ما ) جملاتی چند به عنوان وصیت با شما امت حزب الله و خانواده محترمم . انسان باید راهی را طی کند و قدم بر دارد که سعادتش در آن خط باشد و به الله سوگند که من سعادت خویش را نمی یابم مگر در نوردیدن خط خونین اباعبدالله الحسین (ع) و این جهاد به جاودانه بودن فرد منتهی می گردد . جهاد در راه خدا گذشتن از علائق نفسانی و حسین وار شدن به حسین گونه شدن است به مکانی خواهیم رفت که تا نفوس تکمیل و روانها تطهیر و قلبی خالص نباشد کسی نمی تواند به این منزلگه دسترسی پیدا کند . خداوند در سوره بقره آیه 190 می فرماید : بکشیدشان هر جا بیابیدشان و بیرونشان کنید از آنجائی که شما را بیرون کردند و فتنه سخت از قتل است . ما با فرمان امام به جبهه می رویم . آری ما به جبهه می رویم تا به گفته صریح قرآن عمل کنیم و تا کربلا به پیش خواهیم رفت و بر سر قبر حسین (ع) گرد می آئیم و به او می گوئیم که حسین جان ما به ندای ( هل من ناصرینصرنی) تو لبیک گفتیم و آنقدر در راه فرزندت روح الله می جنگیم تا آنجا که این جان نا قابل خود را در راه خدای تو تقدیم کنیم و به سرای حق تعالی بشتابیم ملت مسلمان و شهیدپرور بدانید که این انقلاب زمینه ساز حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) خواهد بود و خداوند وعده داده است که محرومان و مستضعفان جهان را به جانشینی خود در زمین قرار دهد و باید دانست که عمر همه ابر قدرتها و کشورهای سلطه گر به پایان رسیده است . آری وعده خدا حق است و باید از باری تعالی بخواهیم که ما را یاری کند تا بتوانیم به یاری دینش بپا خیزیم .(یا ایهاالذین آمنوا تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم ) ای کسانی که ایمان آورده اید اگر خدا را یاری کنیدخدا نیز شما را یاری می کند و قدمهای شما را استوار می گرداند .( اما شما  خانواده ام ) سلام بر تو ای مادرم . ای که همچون پدری مهربان و همچون مادری دلسوز برای من و سایه سر من بودی خجالت می کشم که این چیزها را می نویسم و چرا که نتوانستم ذره ای زحمات شبانه روزی تو را جبران کنم و پاداش تلاشهایت را بدهم . نمی دانم مادرجان چطور خبر شهادتم را به تو دادند ولی می دانم که آخر پیری آرزوئی داشتی، که ثمره 19 سال تلاش خود را ببینی و یگانه پسرت را در حجله دامادی نظاره گر باشی. مسئله ای نیست همین حجله ای که با پارچه های قرمز و سیاه تزئین کرده اند لباس دامادی و حجله عروسی من است . از تومی خواهم هنگامیکه خبر شهادتم به تو رسید ناراحت نباشی و شیرینی و شربت پخش کنی باید خوشحال باشی که توانستی امانتی که خداوند به تو سپرده بود به او بازگردانی و چه امانت داری . خوشا به سعادتت امیدوارم که خداوند از شما قبول کند. اما شما ای خواهرانم ، می دانم که من برادری خوب و شایسته برای شما ها نبودم ولی باید بدانید که ظلم و ستم فنا پذیر است و شماها باید زینب گونه عمل کنی و پیام خون شهدا را به گوش جهانیان برسانید به شما توصیه می کنم فرزندان خود را به گونه ای تربیت کنی که آینده سازان خوبی برای اسلام و این مملکت باشندای مادرم و ای خواهرانم از شماها  می خواهم که برای من گریه نکنید زیرا باعث خجل شدن من وشما نزد حضرت فاطمه  زهرا (س) خواهید شد هر کس طلبی از من دارد از مادرم بگیرد .ای آموزگاران و دبیران که برای من زحمت کشیدید از شما عاجزانه می خواهم که مرا عفو کنید در پایان هرچه کردید از دستورات امام فرمانبرداری کنید که این پیر مرشد، خیلی حق برگردن ماها دارد .چرا که ما را از خواب غفلت بیدار نمود و به راه راست رهنمون کرد.

 ( دعا برای سلامتی امام )

 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

فرزند حقیرتان محمدعلی فتاحی اردکانی مورخه 1/9/1365

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۳٠ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

علیرضا فتاحی فرزند: محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

ای اهل ایمان با کافران از هر که با شما نزدیکتر است شروع به جهاد کنید و باید کفار در شما درشتی و نیرومندی و قوت و پایداری حس کنند تا از سپاه اسلام بیمناک شوند و شما مومنان هیچگاه نترسید و بدانید که خدا همیشه یار پرهیزکاران است. باسلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، و با سلام به رزمندگان دلیر ایران، و با درود به شهیدان در راه خدا از قبل تا کنون و با سلام بر مردم شهید پرور ایران ، خدایا همه ما را به راه راست هدایت کند و به ما توفیق عبادت در راه خود عطا کند . من خیلی کوچکتر از آن هستم که شما را وصیت کنم و خدایا مرا ببخش از اینکه:

1ـ غیبت کردم و از دیگران بدی گفتم و خودم را نیک جلوه دادم  2ـ از اینکه به والدینم احترام نگذاشتم  3ـ از اینکه تعهد هایی را که با خدای خویش بستم شکستم   4 ـ از اینکه سنجیده و حساب شده و با فکر سخن نگفتم  5ـ از اینکه حاضر نشدم به خاطر آسایش دیگران خود را بسختی اندازم  

مردم شهید پرور اگر این جنگ ما تا اینجا به پیروزی رسید به خاطر این دعاهای شما و این دعاهای سنگر نشینان در دل شب بوده است و این ایمان آنهائیست که این جنگ ما را به پیروزی مکرر رساندند و اینها از معجزه خداوند می خواهد که این ظالمان به دست شما مومنان نابود شوند و خداوند شما افراد مومن را دارد آزمایش می کند تا ببیند ایمان و صبر و استقامت شما تا چه اندازه است. و ای مادر و ای مادران شهیدان در سوگ پسران خود نگریید. چون این منافقین و این مزدوران می خواهند شما را از این انقلاب اسلامی دور کنند و اگر تمام کشورهای مزدور و دست نشانده شیطانها، اگرجمع بشوند نمی توانند این انقلاب اسلامی را شکست دهند و خداوند ما را از همه گزندها محفوظ می دارد ای مادر اگر کسی از من راضی نیست ، راضیش کنید چون عذاب خداوند سخت است. ای مردم مرا ببخشید چون نمی توانم در پیشگاه خداوند جوابگو باشم خداوند به شما قدرت و نیروی ایمان و صبر و استقامت عطا کند.                               والسلام علیرضا فتاحی.

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۳٠ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

داود فتاحی فرزند:محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شده اندمرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند

با سلام بر یگانه منجی عالم بشریت آقا صاحب الزمان(عج)وبا درود بر یگانه رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی و با سلام و درود بر شهیدان اسلام از کربلای حسین تا کربلای غرب و جنوب کشورمان ایران. و همانا رحیما، قلبم از انبوهی گناه سیاه شده و کمرم از سنگینی گناهانم خم گشته، تنها از تو طلب عفو و بخشش دارم. معبودا،از اینکه این توفیق را نصیبم کردی تا در راه تو قدم بردارم و به خاطر رضای تو با دشمنان اسلام جهاد کنم تو را سپاس می گویم. بارالها،چه نعمتهای فراوانی که به من عطا نمودی و من کفران نعمتهایت کردم . هم اکنون تو را به محمد وآل محمد (ص) قسمت می دهم که از سر تقصیرات این بنده حقیر بگذری و قلم عفو بر گناهانم بکشی. بارالها امیدوارم که این اندک خدمتی که در راه تو به خاطر تو انجام داده ام به لطف و کرمت مورد قبول درگهت قرار دهی . آمین یارب العالمین واینک چند کلامی برای خانواده ام وامت حزب الله می نویسم . پدر ومادر عزیزم خدای را شکر کنید که توانستید فرزندی را بزرگ کرده در راه خداوند به جبهه بفرستید و از اینکه فرزندتان را از دست داده اید ناراحت نباشید چرا که ما همگی اماناتی هستیم که خداوند به شما عطا فرموده و روزی این امانات را از شما پس می گیرد پس چه بهتر این امانت الهی را در راه خودش به او باز گردانید. پدران و مادرانی که از رفتن فرزندانشان به جبهه خوداری می کنند فکر نکنند که فرزندانشان تا ابد زنده خواهند ماند زیرا مرگ به سراغ آنها خواهد آمد اگر این مرگ شهادت در راه خدا باشد فرزندشان به سعادت رسیده است و اگر مرگ ذلت بار نصیب فرزندشان گردد و در جامعه کنونی ما فرزندشان در بستر مرگ یا در خیابانها بمیرد چیزی جز ذلت و خواری نصیبشان نخواهد شد در پایان از زحمات فراوانی که پدر و مادر عزیزم در راه بزرگ کردن من کشیدند و من هم قدر آن زحمات را ندانستم عاجزانه تشکر می کنم و از آنها طلب عفو بخشش دارم و حلال بودی می طلبم دران و خواهران عزیزم از اینکه در مراحل مختلف زندگی به شما آزار و اذیت فراوان رسانده ام و از شما عذر خواهی می کنم واز همگی حلالیت می طلبم و از خواهرانم می خواهم که هر چه بهتر درس خواندنشان ادامه دهند و زینب وار پیام رسان خون شهیدان باشند . از امت حزب الله می خواهم که همیشه در صحنه حضور داشته باشید در تظاهرات و راهپیمائیها شرکت کنید نمازهایتان رابه جماعت بخوانید در نماز جمعه و دعاهای کمیل وندبه و توسل حضور بهمرسانید که موجب پاکی و صفای دل می شود هرچه کردید شما و امام عزیزمان دائماً پیرو او باشید و برای سلامتی و طول عمر او دعا کنید و حرفها وسخنانش را از جان و دل گوش دهید و اطاعت کنید. واز مردم شهید پرور می خواهم که با مهربانی با هم برخورد کنند و از غیبت و تهمت جداً خودداری کنند و یکدیگر را با نامهای ناخوشایند صدا نکنند و از خود گذشتگی نشان دهید. در پایان از کلیه دوستان و آشنایان حلال بودی می طلبم  والسلام

خدایاخدایاتاانقلاب مهدی خمینی رانگهدار از عمر ما بکاه و بر عمر رهبرافزای

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٢٩ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

حسین فتاحی فرزند:عبدالحسین

 بسم رب الشهداء والصدیقین

نصرو من الله وفتح القریب

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

  سلام بر رهبر کبیر انقلابمان که یک ملت را از خواب غفلت بیدار نمود . سلام بر امت مبارز و قهرمان ایران که به سخنان امام امت گوش داده و به آن عمل می نمایند. سلام بر پدر و مادر مهربانم که مرا در این راه هدایت نمودند وبا شیر پاکش مرا در خانواده مسلمان هدایت کردند. سلام بر پدر و مادر مهربانم که با دست های پینه کرده اش کار می کند و غذای پاک و حلال برای من می آورد و مرا پیرو خانواده پیامبران کردای پدر و مادرمهربان من دعایم از خداوند تبارک و تعالی این است که طول عمر به شما بیفزاید و از شما می خواهم که در هر موقع نماز امام را دعا کنی که خداوند طول عمر به این رهبر عزیز ایران که ما را بلکه مسلمانان جهان را بیدار کرد بیفزاید و ای پدر و مادر عزیز که اینقدر به من صحبت کرده اید اگر خداوند توفیق شهادت را به من داد فقط از شما می خواهم که صبر پیشه خود قرار دهید و گریه و زاری نکنید. خوشحال باشید و به مردم شیرینی بدهید و افتخار کنید که فرزندتان در راه خدا یرای نجات اسلام و قرآن قربانی شده است و فقط صبر داشته باشید که پیروزی از آن ماست. ای پدر و مادر عزیز من نمازم را در حدود یکسال شاید درست نخوانده باشم و اگر می توانید این نماز را بخوانید و در حدود 3 ماه روزه نگرفته ام و این زحمات را شما بکشید اگر می توانید و هر کس که آمد طلبکار من است پولش را بدهید. پولی که به خودتان دادم برای خودتان باشد

خدا حافظ - دیدار در آخرت (دنیای ابدی)

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٢۸ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

حسنعلی فتاحی فرزند:محمد

 بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا" بل احیاء عند ربهم یرزقون

و گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و درنزد خدای خود روزی می خورند.

کم کم که آفتاب عمرم کمرنگ و کمرنگ تر شده و می شود و احساس می کنم که وصیتنامه خود را بنویسم با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذاراین نهضت خونبار امام خمینی و سلام بر شهیدان به خون خفته که با نثار خون خود نهال انقلاب را آبیاری کرده و می کنند و درود و سلام بر شهیدان زندة مان این جانبازان انقلاب که با نثارکردن بعضی از اعضای بدن خود این انقلاب را یاری کرده و می کنند و درود فراوان به ملت شهیدپرور ایران که با تحمل سختیها و گرفتاریها این انقلاب را یاری کرده و می کنند. ملت شهیدپرور شما الان در معرض آزمایش خداوندی هستید که خداوند می فرماید ”ولیبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشرالصابرین. " الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون ” خداوند در این آیه شریفه می گوید شما را آزمایش می کنم به چیزهایی از قبیل ترس ، گرسنگی ، کاهش مال و جانها و در آخر می گوید این آزمایشها از آن صبر کنندگان است و بقیه آیه می فرماید هر گاه پیش آمدی به شما آید بگوئید ما از خدائیم و بازگشت ما به سوی اوست ای حسین اگر نبودیم در صحرای کربلا به صدای هل من ناصر ینصرنی تو پاسخ بگوئیم و حالا در این زمان به صدای هل من ناصر ینصرنی امام بزرگ لبیک گفته که همان فرزند و رهرو توست و صدای توست که از حلقوم او بیرون می آید. و ای ملت شهیدپرور شما هم باید به تمام حرفهای امام گوش فرا داده و تمام فرمایشهای او را به مرحله اجرا در آوری وگرنه گمراه خواهی شد . ای ملت شهیدپرور من که در زنده ماندنم نتوانستم کاری برای شما بکنم بلکه بتوانم با ریختن قطره قطره خون خود را به انقلاب ادا کنم نصرو من الله و فتح قریب حضور پدر و مادر گرامی پدر و مادر عزیز سلام . سلام آخر مرا بپذیر که از اعماق قلبم بر می خیزد . ای مادر و پدر عزیز مرا ببخشی اگر در دوران کودکی به حرف شما گوش نداده و سر پیچی کردم ای مادر و پدر عزیز از مرگ من متاسف نشوی و در مرگ من نگوئید و صبر کنید که خداوند کریم با انسانهای صابر است . گره هر مشکلی در زندگی با صبر حل می شود به خصوص این مشکلات چند روز روزه برایم بگیری چون نمی دانم چند روز دقیق روزه دارم که باید بشوم هرچه کردی راهم را ادامه دهی و رضایتم را از همسایه ها بگیری . فقط و فقط در مرگ نگوئید که باید اجر داشته باشید

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٢۸ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

حسن فتاحی فرزند:غلامرضا

 بسم الله الرحمن الرحیم

 انا لله و انا الیه راجعون

 بنام خداوند بخشنده مهربان

 من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا بتدیلاً ( قرآن مجید سوره الاحزاب آیه 23 )

 از مومنین مردانی هستند که صادقانه به آنچه با خدای خویش عهد بسته بودند وفا کردن پس برخی از آنان شربت شهادت نوشیدند و شهید شدند و برخی دیگر در انتظار (شهادت و لقاء ا...) هستند و تغییر رای و عهد ندادند و اما من خدا را سپاس می کنم که ابتدای کار ما با سعادت شروع شد و کار ما به شهادت و فداکاری در راه خدا پایان یافت پس هر مسلمانی بر خود وظیفه می داند که از خود وصیت نامه باقی بگذارد من به وظیفه ای که داشتم چند کلمه ای با مردم مسلمان و جوانان عزیز دارم، ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد . ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد. ای جوانان مبادا در خیابان با تصادف بمیرید که جوانهای ما در کربلای جنوب و غرب کشور شهید می شوند من از جوانها انتظار دارم که راه ما را ادامه دهید . برادران سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگوئید تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد . با خداوند پیمان      می بندم که در تمام عاشوراها و در تمام کربلاها با حسین (ع) همراه باشم و سنگر او را خالی نکنم تا هنگامیکه همه احکام اسلام در زیر پرچم اسلام و امام زمان (عج) به اجرا درآید. من از شما مردم می خواهم همیشه به یاد خدا باشید و عمل خوب و عملی که مورد رضای خداست انجام دهید . هیچ وقت خدا را از یاد نبرید، ” وجدوا ما عملوا حاضر" هر عملی که در دنیا انجام داده اند در آنجا حاضر می بینید پس چه بهتر که کارهای خوب انجام دهید که هر چه در این دنیا انجام داده اید در عالم آخرت برداشت می کنید ، مردم این دنیا مانند مزرعه می ماند هر چه بکارید برداشت می کنید و چند کلمه ای به پدر و مادر گرامیم . پدر و مادر می دانم که چه زحمتهایی برایم کشیدید  می دانم ، ولی پدر و مادر می دانید که صدای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان بلند است امیدوارم برای شهادت من ناراحت نباشید. می دانید که دنیا چند روزی بیش نیست و چه بهتر که در راه خدا شهید شوم . و برای من گریه نکنید و اگرخواستید برای من گریه کنید به یاد علی اکبر حسین و برای امام حسین گریه کنید چون من هم در راه آنها شهید شدم . امیدوارم که بتوانم در روز قیامت شفاعت شما را بکنم و چندکلمه در باره رهبر بگویم . رهبر را تنها نگذارید و پشت سر رهبر حرکت کنید که ما هر چه داریم از این رهبر داریم و همیشه پشتیبان روحانیت باشید امیدوارم که خداوند به همه ما اجر عنایت فرماید می خواهم که 30 عدد روزه و 5 عدد روزه با کفاره برایم بگیرید و یک ماه نماز به نیت ما فی الذمه . یادآور می شوم که 30 عدد روزه مال سال 1362 است اگر سال گذشت با کفاره می شود

به امید پیروزی رزمندگان  خدانگهدار همه شماها

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 حسن فتاحی تاریخ 22/8/1362

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٢٦ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

حسن فتاحی اردکانی فرزند:علی

بسم رب الشهداوالصدیقین

نصرومن الله وفتح القریب

 ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

 

 

پدر و مادر عزیزم راهی من انتخاب کرده ام با آگاهی است راهی است که بروی شهیدان حسین (ع) در آن راه به شهادت رسید در این راه باید برای استحکام بخشیدن به نظام جمهوری اسلامی از جان دل مایه گذاشت و اگر در این راه به شهادت رسیدم آرزویم است آرزویی که مدتها در انتظارش ثانیه شماری می کردم دوستان عزیزم امروز روزی است که خداوند تبارک و تعالی از ما مردم مسلمان امتحان می گیرد بیائید دست در دست هم و از این فرصت استفاده کنیم و ای امت مسلمان ایران قدر این امام بزرگوار را بدانید و تا آخرین قطره خون او را تنها نگذارید و مادر گرامی من می خواهم چند لحظه ای که در این دنیا بوده ام شاید نمازهای قضا داشته باشم و می خواهم چند ماهی برایم نماز و دو ماه روزه بگیریدو مادر عزیزاگر من شهید شدم گریه نکنید اگر گریه کنید دشمن شاد می شود خواهش من اینست که گریه نکنید.

 

وسلام

 

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٢٦ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

 

حبیب فتاحی فرزند:علی                   

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 به کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده نگوئید بلکه آنها زنده اند و در نزد خدای خود روزی می خورند  

وصیت نامه خود را با نام خدای بزرگ شروع می کنم . من ندای امام حسین (ع) جواب دادم ، در آن هنگام که امام حسین (ع) در آخرین لحظات ندای تاریخی ” هل من ناصر ینصرنی " آیا کسی هست که مرا یاری کند سر داد کسی به این ندای او پاسخی نداد و حالا می بینم چه کسانی به ندای او لبیک می گویند و در راه حسین (ع) می روند ، در این زمان نوجوانان 13 ساله و پیر مردهای 50 و 60 ساله و علی اصغرها ، حبیب ابن مظاهرها به ندای حسین زمانشان یعنی امام خمینی جواب می دهند. مادرجان و خانواده عزیز نمی خواهم که در رختخواب ذلت بمیرم زیرا که حسین در میدان جنگ شهید شد نمی خواهم در غفلت بمیرم که علی در محراب شهید شد، ای جوانان مبادا با بی تقاوتی بمیرد که علی اکبر حسین در راه حسین (ع) شهید شد ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود مادرجان و خانواده عزیز حال که من شهید شدم در پیش زینب (س) سر بلند هستید فرزندانم بشیر و یاسر و میثم شماها در پیش حسین سربلند هستید زیرا که پدرتان راه حسین را پیمود و اعظم دخترم تو در پیش زینب سربلند هستی ، مادرجان و خانواده عزیز از شما هم توقع دارم که فرزندانم را تربیت اسلامی کنید و راه راست به ایشان نشان دهید و مواظب بچه هایم باشید، خانواده عزیز از اینکه نتوانستم وضع شما را روبراه کنم . مرا ببخشید و اگر نبخشید من شهید نیستم ، مادر مرا ببخش از اینکه حرفهایت را گوش نکردم مادرجان و خانواده عزیز و خواهران و برادرانم من از شماها گریه نمی خواهم از شماها خنده می خواهم . یک وقت نکند که سر قبر من بیائید و گریه کنید ، می دانید چه کسانی هستند که از این گریه شما خوشحال می شوند ، آنان دشمنان اسلام هستند ، دشمن از گریه شماها و خانواده شهدا لذت می برد ، بعضی از اشخاص هم هستند که می گویند کور شود که به جبهه نرود تا کشته شود و حال مادرش گریه کند، اما من از شماها می خواهم که به شایعه ها ترتیب اثر ندهید هرچه شماها کردی فرزندانم ، اگر عمرشان باقی ماند و بزرگ شدند بگوئید که پدرتان در چه راهی کشته شده است و بگوئید شماها باید راه پدرتان را دنبال کنید. شما ای دوستان و رفیقان نگذارید اسلحه من روی زمین افتاده باشد و دشمن بردارد و با اسلام بجنگد ، باید اسلحه مرا از زمین بردارید، ای دوستان و رفیقان و قوم و خویشان و همسایه ها ، کوچگ و بزرگ ، پیر و جوان اگر از من چیزی دیدید یا حرفی از من شنیدید مرا عفو کنید و مرا ببخشید.

والسلام

 من الله التوفیق حبیب فتاحی در سقز تاریخ 4/5/1362

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٢٥ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

محمدرضا غلام نیا فرزند:شعبانعلی

انا لله و انا الیه راجعون

 با درود و سلام به مهدی موعود و بائب بر حقش امام خمینی ، اینجانب محمدرضا غلام نیا وصیت نامه خود را شروع می کنم . دراول هیچ چیز بهتر از آن نیست که پدر و مادر مرا ببخشند و از من خشنود باشند که خشنودی خدا در خشنودی پدر و مادر است ثانیاً از خواهران و برادران عزیزم تقاضا دارم که اگر در خانه یا در هر جای دیگر برخوردی داشتم مرا ببخشند و از پدر و مادر خواهش می کنم که از اقوام و قوم و خویش حرفی بوده است پدر و مادر به آنها بگویند که مرا ببخشند . در قیامت که پایان کار همه آنجا خواهد بود دیگر عذر و گناهی نداشته باشیم و از پدر و مادر عزیز در خواست می کنم که از بچه ها انسانی بوجود آورند که موجب سرافرازی آنها باشد و از برادران و خواهرانم در خواست دارم که درس را خوب بخوانند تا سنگر مدرسه حفظ باشد و شهید بر گردن آنان حقی نداشته باشد .

 والسلام

به امید پیروزی رزمندگان اسلام و ظهور هر چه سریع تر حضرت مهدی (ع)

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٢٤ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

میرزا مهدی علیمحمدی فرزند:رمضانعلی

 بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم ارزقنا توفیقالشهادت فی سبیلک ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا  (سوره توبه آیه 111)

 

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام و درود بیکران خدمت یوسف زهرا(س)حضرت حجه ابن الحسن العسکری (عج) ارواحنا وارواح العالمین له الفداء و نائب برحقش امام امت خمینی کبیر . حمد و سپاس بیکران پروردگار متعال را که ما را در این برهه از زمان قرار داد و به ما توفیق جهاد در راه خودش را داد. خدایا تو شاهدی که چگونه نو گلان ما بدست جنایتکاران زمان پرپر می شوند و تو شاهدی که ما مظلومیم و فقط تو را داریم و ما را همین بس است . خدایا از روی لطف و کرمت توفیق جهاد و پیروزی و در نهایت شهادت در راه خودت را نصیب ما بگردان واما برادران عزیز و گرامی چه خوش و زیباست لحظه ای که جوانی در حجله خونین سنگر و بالباس غرق به خون شاهد دیدار معشوق حقیقی خود میشود وچه عارفانه است لحظاتی که جوانی پاکباخته سلحشور بالبانی که در حال حمد وثنای پروردگار خویش است و در راه رضای او و برای سرافرازی دین خویش به سوی خصم می تازد و شربت شیرین و گوارای شهادت می نوشد و روحش در ملکوت اعلی به پرواز درمی آید. بارالها از روی لطف و کرم بی شمارت این لحظات با معنویت و عرفانی را نصیب مابگردان. اما برادران عزیز این حقیر کوچکتر از آنم که چیزی بگویم ولی چند نکته ای را متذکر می شوم. برادران مطیع محض اوامر امام امت باشید که یاری او، یاری حسین(ع) است و قدر این رهبر کبیر را بدانید که ای کاش هزاران جان می داشتم و در پای مقدم مبارکش فدا می کردم و خلاصه اینکه مانند پروانه دور شمع وجود رهبر بچرخید و هرگز دست از او بر ندارید.

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٢۳ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

 محمد علی عسکری فرزند:غلامرضا

بسم الله الرحمن الرحیم

 ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان الهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون                                   

بدرستیکه خداوند مشتری جانها و مالهای مومنین که در راه خدا می کشند و کشته می شوند به بهای بهشت است .

مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد.                         ( امام خمینی )

پس چه زیباست شهادت و چقدر خوب است که انسان جان و مال خودش را در راه خدا به خداوند بفروشد به نام خداوند درهم کوبنده ستمگران و سلام بر امام زمان مهدی موعود(عج) و با درود و سلام به رهبر کبیرانقلاب اسلامی ایران و سلام بر مادران و پدران شهیدپرور و سلام برپاسداران این شهیدان زنده و سلام بر امت اسلامی ایران و در آخر سلام بر تو ای مادر و پدر که سالها خون جگر خورده تا من را به چنین روزی رسانده این هم بعد از مدتی به خاطر گناهان زیادی که در دنیا داشته بی هدف و بی نتیجه بمیرد و به خاطر گناهان هیچ توشه ای برای آخرت ندارد اما بسیار امیدوارم که خداوند توبه پذیر است و شاید توبه ما را هم قبول کند و همچنین که در قرآن کریم می گوید ثم یتوب الله من بعد ذالک علی من یشاء و الله غفور رحیم ( آیه 27 سوره توبه ) یعنی پس توبه می پذیرد خدا از هرکه می خواهد و خدا آمرزنده و مهربان است و در اینجا شاید خداوند نظر لطفی هم به ما بکند و گناهان ما را بریزد و این قلب سیاه گناهکار را به سفیدی مبدل سازد و در آخر از شما پدر و مادر وخواهران و برادرانم می خواهم که سلام مرا بپذیرید و مرا حلال کنید و مرا ببخشید و مبادا شماها در فقدان من گریه کنی و شما افتخار کنید که تنها فرزندتان را در راه الله و اسلام زیز دادی و این سعادت بزرگی است که نصیب من و شما شده است و من آنقدر می جنگم تا اینکه به کربلا برسم یا به شهادت و ضمناً یک سال برایم نماز بخوانید و 20 روز زوره گیرید و برای آخرین بار از همه برادران و خواهران تقاضا می کنم که پیرو خط امام باشید و امام را تنها نگذارید و از رهبریهای خردمندانه آن رهبر عظیم الشان بهره گیرید و به حرفهای ضد انقلابیون گوش ندهید و راه امام، راه حسین است و همیشه دنباله رو روحانیت مبارز متعهد باشید نه دنباله رو مشتی روشنفکرغرب زده و همیشه همراه روحانیت باشید و در دعاهایتان امام را فراموش نکنید وطول عمر او را تا ظهور صاحب الزمان از خدا بخواهید چون که او بود که ما را از خواب غفلت بیدار کرد پیامی که برای شما دارم دعاهای کمیل و توسل را به خوبی برگزار کنید که در این دعاها است که خداوند گناهان ما را می بخشد و اگر در این دعاها دلت شکست بدان که خدا نظر لطفی به تو کرده است و خیلی التماس دعادارم و در پایان من گناهکار را ببخشید وحلالم کنید والسلام

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

                                                      از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزای از همه شما التماس دعا دارم

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٢٢ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

محمدرضا عزیزی فرزند:عباس

بسمه تعالی

 ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون                                  

خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده . آنهایی که در راه خدا کارزار می کنند پس می کشند و کشته می شوند

با درود و با سلام به منجی عالم بشریت مهدی (عج) و نایب بر حقش امام خمینی و با سلام به شما ملت شهید پرور اردکان که در این جنگ کفر بر حق سهم به سزایی داشتید که پاره پارههای جگر خود به جبهه می فرستید و در اه خدا به شهادت می رسند اینجانب محمدرضا عزیزی برادر حقیر شما وصیت خود را شروع می کنم  من در سنگر مدرسه درس را
 می خواندم که شاید در آینده برای دین اسلام خدمت گذار باشم ولی وقتی پیام دشمن شکن امام امت را شنیده ام که درس خواندن مستحب و جبهه رفتن واجب کفائی است مسئولیت رابه دوش خود دیدم و روانه جبهه گشتم و دیگر وقتی که پیکرهای خونی شهدا را می دیدم و در تشییع جنازه پر شکوه آنها شرکت می کردم به خود می گفتم که شهدا حقی بر گردن ما دارند و مسئولیت بر دوش خود دیدم و به جبهه آمدم که برای اسلام کمکی کرده باشم و ادامه دهنده راه شهدا باشم و یک پیامی برای ملت اردکان من کوچکتر از آنم که پیام برای شما بدهم ولی به عنوان تذکر - که در نماز جماعات و در نماز جمعه شرکت کنید وحدت خود را حفظ کنید که مشت محکمی است بر دهان آمریکا و پیروانش و دعای امام را فراموش نکنید که قول شهید شهرمان مختاری که می گوید امام مانند نگین انگشتر است و پشتیبانی خود را با ولایت فقیه محکمتر کنید و ای مادر من قابلیت شهید شدن را ندارم ولی اگر خبر شهادت مرا شنیدید گریه نکن . ای مادر عزیزم که هر قطره اشک تو تیری است بر جگرم ، سرت را بلند کن و با صدای بلند بگو ما پیروزیم و ما به مادرانی همچون شماها وعده خواهیم داد که شمائید در بهشت موعود چون هدیه کردید فرزندانتان را در راه خدا پس گریه نکن چون امام بزرگوارمان در سوک فرزندش گریه نکرد . خوشحال و امیدوار باش و صبر را پیشه خود قرار بده که خداوند متعال می فرماید ان الله یحب الصابرین خداوند دوست می دارد صبر کنندگان و اگر شهید شدم از آشنایان خود می خواهم که دنبال جنازه من گریه نکنند زیرا نمی خواهم دشمن شاد بشود و می دانم بچه های محله همگی گریه نمی کنند و ای برادرم اگر خبر شهادت مرا شنیدید نگذار اسلحه برادرت به زمین بیفتد و سنگر او خالی شود وای خواهرم توهم زینب وار باش و صبرپیشه خود قرار بده و ای مادرم اگر جنازه من بدست شما نرسید باز هم صبر را پیشه خود قرار بده و ای خواهر اگر تو پیکر برادر خود را می بینید و در تشییع جنازه او شرکت می کنید ولی زینب پیکر برادر خود حسین (ع) ندید و جنازه او را هم تشییع نکرد . پدر و مادرعزیزم راهی که من انتخاب کردم راهی است که سرور شهیدان حسین (ع) در آن راه به شهادت رسید دوستان عزیز امروز روزی است که خداوند متعال از مامردم مسلمان امتحان می گیرد بیائید دست در دست هم دهیم و از این فرصت استفاده کنیم و در ضمن کسی دوست من است یا برادر من است که راهی را که من انتخاب کردم پیروی کند ور ا ه امام امت را پیروی کند  

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 برادر حقیر شما محمدرضاعزیزی مورخ 23/10/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٢٢ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

اکبر عزتی فرزند:محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خدا که از اویم و برای اویم ، هستیم برای اوست ، رفتنم برای اوست و بازگشتم بسوی اوست

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و مابدلوا تبدیلاً

بنام خداوند مهربان وصیتنامه ام را با نام خدای متعال و با سلام به امام و با سلام به رزمندگان و با سلام به تمامی شهیدان به خون غلطان از صدر اسلام و سلام به شهیدان کربلای ایران و با سلام به تمامی ملت ایران بخصوص امت اردکان بعضی از مومنان مردان بزرگی هستند که با خدای خود عهد و پیمان می بندند و به آن عهد و پیمان عمل می کنند و درآن راه ایستادگی زیاد می کنند تا آنکه در آن راه شهید شوند ای دوستان عزیزم ، آنگاه که محیط را از همه انسانها خالی می بینید دمی و لحظه ای از همه جا قطع نظر کنید و به سوی جبهه بشتابید و تو ای پدر و مادر عزیزم اگر از دست من خیلی اذیت شده اید مرا ببخشید و امیدوارم از دست من راضی باشید

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٢۱ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

حسن عریان فرزند:جواد

بسمه تعالی

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

بادرود و با سلام بیکران بر آن منجی عالم بشریت حضرت امام خمینی و با درود و سلام بر آن رزمندگان غیور و دلیری که همچون شیر بر دشمن زبون یورش می برند و آنها را به نیت و نابودی می کشانند و با درود و سلام بر شما امت حزب الله که همیشه و در همه حال در صحنه حضور دارید پدر و مادر عزیزم و برادرانم و خواهرانم ، رفقایم ، بستگانم هرگز برای من گریه و زاری نکنید و خوشحال باشید و شادی کنید چون اگرکه گریه کنید دل دشمن را شاد کرده اید پدر و مادر عزیزم خواهشی که از شما دارم این است که 30 روز روزه برایم بگیرید و روز هم نماز برایم بخوانید و من پیامی که برای شما مردم دارم این است که در نماز جمعه شرکت کنید و همین طوری که تا کنون به جبهه ها کمک کرده اید حال هم کمک کنید که صدام نفسهای آخرین را می کشد به امید پیروزی حق علیه باطل .

خداحافظ التماس دعا

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:٢٠ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید 

حبیب عباسپور فرزند:محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما  بدلوا تبدیلا 

با درود و سلام فراوان بر مهدی (عج) منجی عالم بشریت و آخرین ذخیره الهی در روی زمین و با سلام و درود بیکران بر نایب بر حقش امام خمینی و سلام و درود بی حد بر تمامی شهدا و صالحین و سلام بر شما امت شهید پرور و مسلمان سرتا سر جهان ، با نام خدا وصیت نامه خود را شروع می کنم . مادرم می دانم که من لیاقت شهادت در راه دین جاوید اسلام را ندارم چرا که شهادت ارث بندگان مومن و مجاهد فی سبیل الله است. ولی من یکی از بندگان رو سیاه و گناهکار خدا هستم و شاید در طول 17 سال عمرم خداوند متعال جز گناه از من چیز دیگری ندیده باشد ولی آن کس که من و شما به او دل بسته ایم کریم و رحیم و بخشنده است نه این تنها صفتهای خدا نیست خیلی صفتهای دیگر هم دارد. اگر خداوند به من لطف کرد و مرا پذیرفت و آمرزید و شهادت را نصیب من کرد تو نیز ناراحت نشو و افتخار کن به شهادت فرزندت در راه پیروزی جهانی اسلام و همچنین شما برادران و خواهرانم شما هم مانند امام سجاد وزینب که ما خاک پای آنها هم حساب نمی شویم را بگوش جهانیان برسانیم خداوندا به مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران شهدا صبر عنایت کن زیرا تو بهترین صبر دهندگانی . مادر و خواهران و برادران و دوستانم همیشه و در همه حال خدا را فراموش نکیند مساجد را خالی نگذارید. سعی کنید نمازهای خود را با جماعت بخوانید و بعد از نماز دعای همیشگی خدا یا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدا را تکرار کنید . ضمناً به پدرم وصیت می کنم که برایم شش ماه نماز بخواند و یک ماه برایم روزه بگیرد و از خداوند پیروزی مسلمانان را خواهانم . ضمناً شعر زیر را خود شهید در آمبولانس بعد از مجروح شدن نوشته است

اگــر قــرار باشد که من بمـیرم                         نمیخواهم که در بستر بمیرم

همی خواهم که در نسل جـوانی                        میـان جبهه و سنگـر بمیـرم

 والسلام

حبیب عباسپور تاریخ 20/8/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۱٩ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

عباس حیدری فرزند:علی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر امام خمینی درود بر شهیدان اسلام که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند و به سوی خدای خود شتافتند . سلام بر پدر و مادر عزیزم که مرا از کوچک بزرگ کردند و خیلی حق گردن من دارند علی الخصوص مادرم که شبهای زیادی خواب صرف من کرده تا مرا بزرگ کرده و مرا تحویل اسلام داده است . ای پدر و مادر گرامی خیلی باید ببخشید که من وقت نکردم که بیایم از شما خداحافظی کنم . من در جوانی خیلی به شما ظلم کردم وخیلی نافرمانی کردم هرچه شما می گفتید گوش به حرف شما نمی کردم شما به بزرگواری خودتان مرا ببخشید و مرا حلال کنید و از شهید شدن من هیچ ناراحت نباشید چون من امانتی بودم از طرف خداوند و خداوند هر ساعتی بخواهد امانت خودش بگیرد، می گیرد و هیچ ناراحتی ندارد چون راهی است که همه انبیاء رفتند و من از اصحاب امام حسین که بهتر نبودم . امیدوارم که همسرم از من راضی بشود چون از زمانی که به همسری من در آمده تا بحال خیلی سختی کشیده است و بدی زیادی از من دیده و من خودم اقرار می کنم که زیاد اذیت او کردم اینها همه اش روی نادانی بوده و امیدوارم که همسرم از بدیهای من چشم پوشی کند و به بزرگواری خودش مرا حلال کند . من یک وصیتی نوشتم و دادم به دست همسرم و در آن وصیت نامه نوشته بودم که همسرم مبلغ 60 هزار تومان از من طلب داشته و من مبلغ 44 هزار تومان آن را به او پرداخت کردم و 26000 هزار تومان دیگر از من طلب دارد و نوشته بودم که دو دانگ خانه مال همسرم است وقتی به فروش رفت پولش به او پرداخت شود . همه اینها سعی است ولی نوشته بودم که بقیه مالم که زیاد می آید بدهید به حاکم شهر و در راه خیر خرج کند ولی بعد فهمیدم که اشتباه کردم چون خودم برادری دارم به نام بمانعلی حیدری که فلج می باشد و الان بزرگ شده و محتاج است و خودم حدود ده سال نماز و روزه باقی کار هستم حالا من در آن وصیت نامه ای که پهلوی همسرم می باشد نوشتم که چه مقدار پول دارم و چه وسیله ، هر چه نوشتم به همسرم پرداخت شود و هر چه که خرج خودم می شود خرجم کنید و هر چه زیاد می آید مبلغ 80 هزار تومان آن به برادرم بمانعلی پرداخت شود ، بقیه هر چه زیاد آمد من حدود 10 سال نماز و روزه بجا نیاوردم بقیه سالم به جز 10 سال روزه و نماز برای من بجا بیاورید و اگر چیزی دیگری به زیاد آمد در راه خیر خرج شود . من مالی دیگر ندارم بجز همین خانه کوچک . من از کسی طلب ندارم و هیچکس بجز همسرم از من طلب ندارد دیگر عرضی ندارم امیدوارم که هر چه بهتر خرج گل و گورم کنید و هر چه بیشتر مراسم عزاداری برایم بر پا کنید من چون اولاد ندارم هر چه خرجم کنید اشکال ندارد البته با پول خودم کسی نم خواهم یک ریال از پول خودش خرجم کند . دیگر تمام قوم و خویشان و دوستان اگر از من بدی دیدند مرا حلال کنند همه شما ها چه از پدر و مادر و همسر و اقوام با دوستان به خدای بزرگ می سپارم به امید پیروزی حق علیه باطل و باز شدن راه کربلا .

 خداحافظ

 عباس حیدری

تاریخ 26/10/1363

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۱۸ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

ذبیح الله عاصی زاده فرزند:محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه اشهد ان لا اله الا الله ،   محمد رسول الله، علیاً ولی الله

 

سلام بر ساحت مقدس حضرت ولی عصر (عج) و درود بر نائب بر حقش امام خمینی و درود به روان پاک شهدای به خون خفته از صدر اسلام تا شهدای فتح حاجی عمران و راه کربلا (اللهم اجعل مماتی ممات محمد و آل محمد) هم اکنون در میعادگاه عشق و شهادت در حجله گاه خون ، عروس سرخ شهادت را در بر می گیرم و به دنبال خط سرخی که از لابلای گونی های سنگرم و از بیابانهای تفتیده خوزستان گذشته می روم تا به کاروان شهدا که آرام آرام به سوی تجلی گاه حق در حرکت است بپیوندم. سخنی چند با ملت غیور و شهیدپرور ایران دارم ، سفارش اول من این است که شما باید حافظ ولایت فقیه باشید و امام و رهبرمان را همچون نگین انگشتر درمیان خود نگهدارید تمام مشکلات مملکت را بدون سر و صدا حل کنید و بگذارید این قلب امت لحظه ای درد بگیرد . سفارش دوم این است که ملت ما الان باید خود را بسازند تا فرد فرد این ملت یک مربی باشند و اول از خودمان شروع کنیم تا فردا بتوانیم برای صدور انقلابمان و زنده کردن اسلام در کشورهای عربی در حال خواب ، مربی و ناجی داشته باشیم و الان بهترین دانشگاه که از خون هزاران هزار شهید تهیه شده است که همان جبهه باشد داریم و باید حداکثر استفاده را از این دانشگاه ببریم و نگذاریم خون این همه شهید بی ثمر بماند . سفارش من به جوانهای مملکت این است که هر جوانی برای دو ماه هم که شده به جبهه بیاید و جنگ را مشاهده کند و آنها که می توانند در جبهه بمانند تا به کارزار تحرک و سرعت عمل بیشتر بخشند الان روزی است که ما می توانیم دوره های واقعی را در میدان های نبرد ببینیم . حیف است از این فرصت استفاده نکنیم . سفارش بعدی این است که موقعی که سلاحهای ما به زمین افتاد برای برداشتنش از همدیگر سبقت بگیرید و نگذارید خون شهیدان ما بخشکد و باید هر چه سریعتر و با سرعت عمل بیشتر راهشان را ادامه دهید ، راه همان راه حسین است . هدف اسلام است و مقصد کربلا و سپس قدس عزیز است . در اینجا روی سخنم با ابرقدرتهاست که توسط عراق به کشور ما تجاوز گردید ، می خواستید ما را در کشورمان زمین گیر کنید کور خوانده اید ، اکنون کجائی که ببینی ملت ما با این حمله عراق منسجم تر شده اند ، یک پارچه تر برعلیه شما می جنگند . ازموقعی که شما به کشور ما حمله کردید ما یک ارتش از هم پاشیده داشتیم اکنون یک ارتش منسجم و آبدیده داریم ، اگر در شروع حمله شما سپاه پاسداران ، هنوز قدرتی نداشت الان با یاری خداوند دوازده الی پانزده لشکر از سپاه و بسیج داریم کجا هستند که ببینند ارتش بیست میلیونی تشکیل شده و تمام جوانهای ما با جنگ و جنگیدن آبدیده تر  شده اند. ای آمریکا از همین جا به تو هشدار می دهم هر حیله ای بکاربری به ضرر خودت تمام می شود و خواهی دید که در همین نزدیکیها با ملتهای مسلمان متحد می شویم و رژیمهای دست نشاده ات را سرنگون می کنیم و اول به سراغ این فرزند نامشروعت که اسرائیل است خواهیم آمد و خواهی دید که با قدرت الهی کارش را تمام کرده و به سراغت خواهیم آمد سفارشم به رزمندگان و فرماندهان در جبهه این است که برادران ما باید به هر نحو که شده است حقمان را از رژیم عراق بگیریم ما باید خسارتهای مادی و معنوی را از عراق بگیریم ما باید متجاوز را تنبیه کنیم تا دیگر خیال تجاوزنکنند و بالاخره به هرنحو که شده باید راه قدس را از طریق عراق بگشائیم و انقلابمان را صادر کنیم و اسلام واقعی را به کشورهای مسلمان و سپس به جهان رسانیم .                                            والسلام

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۱٧ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

 

متن وصیتنامه شهید:

حسن طلابی فرزند:محمد

بسم رب الشهداء و الصدیقین

 انا لله و انا الیه راجعون

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدا روزی می خورند  

سلام ، سلام بر محمد وآل او ، سلام بر حسین و ادامه دهندهگان راه او ، سلام بر خمینی روح خدا و پیروان خط راستین حسین گونه او، خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار سلام ، سلام بر تمام ملت شهید پرور ایران و سلام بر تمام همشهریهایم ، و من اینگونه سخنم را آغاز می کنم ، خدایا تو را میلیونها شکر می کنم که به من لیاقتی دادی که از تبار حسین باشم و فردای قیامت از حضرت محمد (ص) و امام حسین روسپید باشم ، خدایا تو را شکر می کنم که تو به کسی لیاقت شهادت دادی که هرگز باور نمی کرد که این جان ناقابلش در راه تو قربانی شود و خدایا باز هم تورا شکر می کنم که به من لیاقت دادی تا خونم در راه تو و در پای درخت اسلام ریخته شود ، تا با خون شهدای دیگر ، درخت اسلام را بارور کنند ، تا نسلهای آینده بتوانند به اسلام و قرآن نزدیکتر باشند وراه الهی و خط راستین اسلام را بپیمایند و به خدا نزدیک شوند. نه حتی خون ناقابل من بلکه خونهای بالاتر از خون من باید ریخته شود تا اسلام واقعی در ایران جایگزین شود، چه اسلامی ؟شیعه جعفری ، پیروان حضرت علی (ع) و یازده فرزندش و ای مردم به خدا دست از بیعت با امام خمینی بر ندارید که خمینی حسین است و هرکس به او کمک نکندو هل من ناصر ینصرنی او را لبیک نگوید از تبار یزید زمان است و به حسین و حسینیان پشت کرده است . وای مردم هر خطری که ایران را تهدید می کند ، چه از نظر جنگ داخلی و یا خارجی و یا محاصره اقتصادی ، هرگز از اینها نترسید که خدا دارد شما مردم را آزمایش می کند و آماده باشید که از این آزمایش به پاکی و صداقت در گذری وگرنه از جهنمیان روی زمین هستی ، ای کاش من زنده می ماندم و در راه قدس اولین قبله مسلمین کشته می شدم ولی چه کار کنم که مرگ به من فرصت نمیدهد تا بیشتر و بیشتر یزیدیان و پلیدان روی زمین را بکشم و من مثل اینکه خدا مرا به طرف خودش می خواند آه چه افتخاری ، دادن یک جان ناقابل در راه خدا و در برابر آن گرفتن بزرگترین پاداش از خدا ای مردم این را بدانید که جان انسان در برابر عظمت خدا پوچ است و این جان یا بوسیله یک بیماری یا امراض دیگر از بین می رود، یا بوسیله خدا ، پس چه بهتر باشد که در راه خدا جان دهیم و اجری و پاداشی داشته باشیم و اینکه وصیتم به عنوان یک فردی که احساس مسئولیت بکند در راه خدا ، به شما مردم روستایم و ایران می گویم که فرزندانتان را به عنوان امانت خدا ، به خاطر خدا و برای جانبازی در راه خدا تربیت کنید تا در نزد خدا اجری داشته باشید. و هرگز فرزندانتان را بخاطر دنیا و طمع مال اندوزی تربیت نکنید که دنیا شما و فرزندانتان را به کام خود فرو خواهد برد. و وصیتم برای بچه های روستایم و مملکتم این است که درس بخواهد و همیشه همراه علم و دانش دین و مکتب اسلام باشید و تا آنجا که می توانید از این دو بهره بگیرید تا بتوانید آینده ساز ایران باشید و هیچ وقت نمازتان ترک نشود و هیچ وقت نماز را حتی سبک نشمارید و روزه بگیرید و به عنوان یک مرد تمام احکام دین مبین اسلام را یک به یک انجام دهید . به امید اینکه در تمام کارهایتان موفق باشید(خداحافظ) برادر شما حسن طلابی مزرعه نو وصیت نامه ام برای پدر و مادر سلام بر شما مادر و پدر مهربان ، سلام فراوانم بر تو ای مادری که از کوچکیم تا به حال برای من شب و روز رنج و زحمت کشیدی . سلام گرمم بر تو ای پدر ارجمندم که تمام بازوانت را برای نیرو دادن و بزرگ کردن من بکار بردی . انشاء الله که خدا به شما اجری دهد تا در آن دنیا در برابر حضرت محمد (ص) و فاطمه زهرا (ع) رو سپید باشید ای پدر و مادر از شما می خواهم که تمام گناهان و اهانتها و سرپیچیها که از کارهای که شما به من محول کردید انجام دادم مرا ببخشید که باشد خدای مهربان مرا ببخشد و مورد عفو خود قرار دهد . ای پدر و مادر موقعی که خبر مرگ من شنیدیدناراحت نشوید و گریه هم نکنید و نگذارید کس دیگر هم گریه کند. بخندید و از همه بخواه که بخندند تا من شاد باشم زیرا که دشمن از خنده شما خود را گم می کند و از تمام دوستانم بخواه که هر بدی که در حقشان کردم مرا ببخشند و دیگر عرضی ندارم (خداحافظ) فرزند حقیر شما حسن طلابی

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۱٦ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

سیدعبدالحمید طبائی فرزند:سیدعباس

 بسم رب الشهداء و الصدیقین

 و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه

 جنگ جنگ تا رفع فتنه

 بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و برای الله و به یاد الله شروع می کنم

 با درود بر مهدی موعود (ع) منجی عالم بشریت و ناطب بر حقش امام خمینی و با درود بر سلحشوران اسلام در جبهه های نور علیه ظلمت و با درود برشما امت حزب الله و همیشه در صحنه و مبارز و انقلابی ، که با فرستادن فرزندان خود به جبهه ها امام را دلشاد می کنید و سلام بر خانواده های معظم شهدا و سلام بر پدر و مادر گرامی و عزیزم امیدوارم که مادر عزیزم از من راضی باشید و شیرت را به من حلال کنید . زیرا زینب (س) وقتی که فرزندانش رابه میدان فرستاد خوشحال بود که به یاری اسلام و قرآن و بر پای عدالت فرستاده است و از من راضی و خشنود باش که اگر لیاقت داشتم شهید شدم که اولین آرزوی من است اگر تمام عمر به تو مادر گرامی خدمت می کردم نمی توانستم جبران زحمتهای تو بکنم ، زیرا تو مرا 9 ماه در شکم نگه داشتید و بعداً که به دنیا آمدم زحمتها برایم کشیدی و شبها بی خوابی کشیدی و زحمتهای بی نهایت برایم کشیدید. شیرخوردن را و حرف زدن را به من آموختی بالاخره برای آخرین بار از بنده حقیر که امانت خدا بودم در نزد تو و خدا این امانت را اگر از تو گرفت ناراحت مباش و بگو راضی هستم به رضای خدا و صبر را پیشه خود ساز که خداوند با صابران است و اجر صبر کننده همانند اجر هزاران شهید است . و ای خواهر عزیزم همچون زینب باش و صبر را پیشه ساز که ما پیروزیم چه کشته شویم و چه بکشیم ، چون بر حق هستیم و خداوند با ماست و فرزند خود را خوب تربیت کن برادر عزیزم فرزندان خود را خوب تربیت کنید و هر موقع احتیاج شد به جبهه های نور بفرستید و خودتان نیز به جبهه ها بیائید و اسلام را یاری کنید و فریب زرق و برق دنیا نخورید که دنیا محل آزمایش انسان است و ای دوستانم به جبهه ها بیائید و فریب گروهکهای کوردل نخورید و بدانید آنها که می گویند آخوندها بروند جبهه آخوندها در موقع خود فعالیت کرده اند و زحمتها کشیدند و اگر نبودند از اسلام خبری نبود و خلاصه امام را تنها نگذارید و پیروی از ولایت فقیه کنید و بدانید که اسلام پیروز است. زیرا چون حق است و خداوند وعده پیروزی داده است وصیتم به خواهران این است که حجاب را کاملاً حفظ کنید که حجاب شما کوبنده تر از خون سرخ شهیدان است و ای خواهرم حجاب تو ، جهاد تواست و بالاخره از مواضع تهمت و غیبت دوری کنید و راه حق و حقیقت قدم بردارید و پیروی از دین خدا کنید و مواظب اعمال خویش باشید که خداوند در همه حال ناظر بر اعمال ما می باشد و مقدار پولی را که دارم برای من نماز و روزه ام بدهید و بقیه آن را در راه خدا به طریقی که می دانید خرج کنید و مسجد را پرکنید که دشمن از همین جماعتها می ترسد و جنگ را فراموش نکنید از همه التماس دعا دارم و مرا حلال کنید  

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 به امید زیارت کربلای حسینی

برادر حقیر شما سید عبدالحمید طبائی تاریخ 13/12/1363

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٦:۱٥ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

سید حسن طباطبائی فرزند:سید گلاب

 بسم رب الشهداء والصدیقین

 فمن کان یرجوا لقاء فلیعمل صالحاً ولا یشرک بعباده ربه احدا

 کسی که امید دارد به ملاقات پروردگارش برسد پس باید کار شایسته کند و کسی را در پرستش شریک خداوند قرار ندهد

مرگ عادت ما است و شهادت کرامت ما  

                                                             حضرت امام زین العابدین  (ع)

 

 به نام خدا و با سلام و درود به پویندگان راه حق و با درود بی کران بر امام امت خمینی بزرگ و با درود بر شهیدان به خون خفته اسلام بخصوص شهیدان جنگ تحمیلی وصیت خود را آغاز می کنم اول از همه کوچکتر از آنم که به ملت ایران وصیت کنم ولی چون وظیفه شرعی خود می دانم چند جمله ای مزاحم برادران می شوم . وصیت بنده به مردم ایران بخصوص مردم استان یزد و اهالی عقدا و اطراف این است که اولاً پیرو خط نایب امام زمانمان بوده و گوش به فرمان او وسلاح به دوش راه شهیدان را ادامه دهید. بنده از برادرانی که توان دارند و می توانند در جبهه ها علیه کفار بعثی بجنگند به جبهه  بشتابند.اول آرزوی شهیدان را بجا بیاورند، یعنی راه کربلا را باز کنند و دوم قدس عزیز را از چنگال ظالمین آزاد سازند . سوم اینکه از برادران و خواهران تقاضا می کنم که دعای کمیل و دعای توسل را فراموش نکنندکه تمام پیروزیهای ما در همین دعاها است و سنگر مسجد را یک لحظه خالی نکنند. و اما وصیت به پدر و مادر گرامی خودم .ای عزیزان مرا می بخشیدکه نتوانستم فرزند مفیدی برای جامعه تان باشم شما خیلی برای بنده زحمت کشیدید واز شما تشکر می کنم که بنده را در این راه مقدس پروراندید.ای پدر و مادر گرامی ، ای برادر،ای خواهرشما را بخدا قسم می دهم که در شهادت من گریه نکنید چون بنده را در مقابل خدا خجل   می کنید که خیلی زحمت کشیده اید و حقتان هم هست ولی به یاد امام حسین (ع) به یاد زینب (س) بیفتید که چگونه طاقت آوردند که این همه عزیزانشان را از دست دادند امیدوارم که شما هم مثل آنان باشید انشاا دیگر مزاحم برادران و خواهران نمی شوم از خداوند توفیق برای همگان خواهان و خواستارم

 والسلام

انالله و اناالیه راجعون سید حسن طباطبائی تاریخ 24/10/1361

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٥٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

سید حسن طباطبایی فرزند:سید باقر

 بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خداوند درهم کوبنده منافقان و سلام و درود بر شهیدان کربلای حسین (ع) سلام بر یاران با وفای حسین (ع) سلام بر امام امت و ابراهیم زمان و حسین زمان خمینی و تمامی مسلمین و مستضعفان جهان . درود بر یاران با وفای امام خمینی . سلام بر شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی و یاران حسین سلام بر سنگرهای پرخون مرزهای ایران که توسط مزدوران بیگانه و جیره خواران شرق و غرب که دستشان از آستین صدام خائن به در آمده است مرگ بر منافقین که می خواهند این انقلاب نو نهال را ناتوان سازند ولی باید بدانند که ملت ایران به رهبری امام خمینی تا آخرین قطره خون خود و متکی به سلاح ایمان در مقابل این مزدوران ایستادگی خواهند کرد تا آنها را از پای در نیاورند آرام نخواهند نشست همچنان که آرام ننشسته اند و ای مزدوران و منافقان بدانید یاران اسلام همچنان استوار و پا بر جا با شما مزدوران و منافقان می جنگند. سلام بر پدر و مادرم سلام بر تمام پدران و مادرانی که فرزندان خود را پرورش داده و به جبهه ها روانه می سازند تا از انقلاب و اسلام محافظت کنند و لیاقتی داشته اند فرزندان خود را در این راه تعیین و در راه خدا و برای خدا از دست داده اند و سلام بر تمام برادرانم و خواهران مسلمان ایران و سلام بر تمام کسانی که برای این انقلاب زحمت کشیده اند و می کشند پدر و مادر گرامی نمی توانم چگونه از شما تشکر کنم و چگونه زحمتهای شما را جبران نمایم امیدوارم که شماها از من راضی شوید تا خدا از تقصیرات من بگذرد. پدر و مادر عزیزم من این راه را انتخاب کردم و منتظر من نباشید چون نرفتم که زنده برگردم من با چشمانی باز و با آگاهی و طرفداری از حق و مبارزه با کفر بدین راه آمدم نه به خاطر ریا و تکبر و خود نمائی بلکه بر ای مبارزه با نفس و کامل کردن ایمان خود این راه را انتخاب کردم و از خداوند می خواهم که خداوندا تو خود مرا بیامرزی و از گناهانم در گذری و جزء اولیاء خودت قرار بدهی. پدر و مادر گرامی وصیت می کنم که هرگز برای من اشک نریزید و خوشحال باشید که فرزندتان در راه خدا کشته شده است.اگر خداوند قبول درگاهش باشد. از شماخواهم که از طرف من از تمام مردم ده برای من حلالیت بطلبی و دعا کنی که انشاء الله خداوند مرا بیامرزد . برادرانم و خواهرانم از شما حلالیت می طلبم و از شما می خواهم از خانواده خود برای من حلالیت بطلبی و وصیت می کنم که راه امام و خط امام را فراموش نکیند و نگذارید که اسلحه ما بر زمین بماند و همیشه پشتیبان روحانیت و اطاعت از روحانیت که همان اطاعت از خداوند می باشد باشید از شماها و تمام برادران و خواهران خود می خواهم که برای رزمندگان اسلام دعا کنید و در این قسمت چند کلمه ای با دوستان خود. سلام بر دوستان گرامی سلام بر شماها درود بر شما که واقعاً دوست بودید و من قدر شما را ندانستم از شما می خواهم که برای من دعا کنی تا خداوند مرا ببخشد و بیامرزد دوستان عزیز امیدوارم که نگذارید که اسلحه من بر زمین بماند و مطمئن هستم که شما نیز چون دیگر رزمندگان اسلام برای این انقلاب جان فشانی خواهید کرد دوستان از شما می خواهم که به پدر و مادر تمام شهیدان دلداری دهید و از آنها بخواهید که صبر کنند  دیگر عرضی نیست جز پیروزی تمام رزمندگان اسلام

والسلام

سید حسن طباطبائی

 الله اکبر - الله اکبر - الله اکبر خمینی رهبر مرگ بر ضد ولایت فقیه درود بر رزمندگان اسلام سلام بر شهیدان - مرگ برشرق و غرب

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٤٩ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

سید حسین طاهرزاده فرزند : سید جلال

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم رب الشهداء و الصدیقین

شهید از همه افضل تر است(امام خمینی)

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الحنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوریه و الانجیل و القرآن و من او فی بعهده من الله فاستبشرواببیعکم الذی بایعتم به ذالک هوالفوز العظیم

 

خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده و آنها در راه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند این وعده قطی است برخدا عهدی است که در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده ” از خدا با وفا تر به عهد کیست ” ای اهل ایمان شما خود را به این معامله بشارت دهید . این معامله با خدا در حقیقت سعادت و پیروزی بزرگی است با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با عرض سلام بر تمامی شهیدان از صدر تا کنون وصیت خود را آغاز می کنم ای ملت آزاده من چه می توانم برای شما بنویسم و چه سفارشی می توانم برای شما بکنم این شما بودید که ماها پرورش دادید و این شما بودید که ما راهنمای کردید این شماها بودید ما را ادامه راه امید می دادید و کنون این خونها چه ارزسی دارد که در راه شما که راه مطلقی است ریخته شود . ای انقلاب عزیز از خون ما سیراب شو و به ایستادگیت ادامه بده . ای بازوان انقلاب بخرشید از خون ما و به تداوم انقلاب ادامه دهید . ای اسلامیان بخرشید و به رهبری این رهبر کبیر انقلاب را در سرتاسر جهان بر پا کنید . ای مردم بی تفاوت نباشید و هر کدام به دست خود تا می توانید بکوشید ؛کارگر در کارخانه ؛دهقان در کشتزار ؛و سرباز در جبه در سنگر ؛معلم در مدرسه ؛روحانی در اجتماع و همه مردم در صحنه :هر کدام تا می توانید فعالیت کنید تا این انقلاب به پیروزی برسد که مقدمه انقلاب  جهانی حضرت بقیه الله می باشد در این راه از هیچ کس نهراسید . ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد . ای جوانان مبادا در حال بی تفاوت بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین و با هدف شهید شد . ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب بدهید که تحمل 72 شهید را نمود . همه مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه های نبرد بفرستید و حتی جسد را هم تحویل نگیرید ؛ زیرا مادر وهب فرمود سری که در راه خدا دادم پس نمی گیرم . ای اقوام و خویشان بر من اشک نریزید اگر واقا مرا دوست داشتید راهم را ادامه دهید . استغفار و دعا از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بر دارید و هگز دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابرقدرتهاست . حضورتان را در جبهه های حق بر علیه باطل ثابت نگهدارید. پدر و مادر عزیزم می دانم هز پدر و مادر آرزو دارد که فرزندشان از آنها دور نشود ولی مسئولیت الهی پیش می آید ، خودتان باید قبول داشته باشید که دستور خدا و امام را باید اجرا کرد و به گفته آنان لبیک گفت چون امروز حفظ اسلام واجب است پدرم و مادرم چون کوه باشی و چون کوه استقامت کن . لحظه ای از نام و یاد خدا غافل نشو و در راه دین بکوشی که هر چه بکوشی کم است . برادران عزیزم از شما می خواهم فریب ضدانقلاب را نخورید و چنانچه ناآگاهانه به راه آنان کشیده شدید ، از هم اکنون خود رابازیابید راه امام و خط امام بشناسیدو روی آن تحلیل و بررسی کنید زیرا که در آن خط انبیاء و اولیاء خدا را مشاهده خواهید نمود . خواهرم زینب واربا ناملایمی دست و پنجه نرم کن و همچون زینب سلام الله علیه بردبار باش . والسلام برادرجان یک خواهشی از تو دارم ، هفت هزارتومان بانک را بپردازید و زمین من ، برای تو باشد .

والسلام علیکم برحمه الله و برکاته

 وصیت نامه پاسدار شهید سیدحسین طاهرزاده .

خدانگهدار . موفق باشید والسلام تاریخ 30/11/1362

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٤٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

سید حسین طاهرزاده فرزند : سید جلال

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم رب الشهداء و الصدیقین

شهید از همه افضل تر است(امام خمینی)

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الحنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوریه و الانجیل و القرآن و من او فی بعهده من الله فاستبشرواببیعکم الذی بایعتم به ذالک هوالفوز العظیم

 

خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده و آنها در راه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند این وعده قطی است برخدا عهدی است که در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده ” از خدا با وفا تر به عهد کیست ” ای اهل ایمان شما خود را به این معامله بشارت دهید . این معامله با خدا در حقیقت سعادت و پیروزی بزرگی است با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با عرض سلام بر تمامی شهیدان از صدر تا کنون وصیت خود را آغاز می کنم ای ملت آزاده من چه می توانم برای شما بنویسم و چه سفارشی می توانم برای شما بکنم این شما بودید که ماها پرورش دادید و این شما بودید که ما راهنمای کردید این شماها بودید ما را ادامه راه امید می دادید و کنون این خونها چه ارزسی دارد که در راه شما که راه مطلقی است ریخته شود . ای انقلاب عزیز از خون ما سیراب شو و به ایستادگیت ادامه بده . ای بازوان انقلاب بخرشید از خون ما و به تداوم انقلاب ادامه دهید . ای اسلامیان بخرشید و به رهبری این رهبر کبیر انقلاب را در سرتاسر جهان بر پا کنید . ای مردم بی تفاوت نباشید و هر کدام به دست خود تا می توانید بکوشید ؛کارگر در کارخانه ؛دهقان در کشتزار ؛و سرباز در جبه در سنگر ؛معلم در مدرسه ؛روحانی در اجتماع و همه مردم در صحنه :هر کدام تا می توانید فعالیت کنید تا این انقلاب به پیروزی برسد که مقدمه انقلاب  جهانی حضرت بقیه الله می باشد در این راه از هیچ کس نهراسید . ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد . ای جوانان مبادا در حال بی تفاوت بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین و با هدف شهید شد . ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب بدهید که تحمل 72 شهید را نمود . همه مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه های نبرد بفرستید و حتی جسد را هم تحویل نگیرید ؛ زیرا مادر وهب فرمود سری که در راه خدا دادم پس نمی گیرم . ای اقوام و خویشان بر من اشک نریزید اگر واقا مرا دوست داشتید راهم را ادامه دهید . استغفار و دعا از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بر دارید و هگز دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابرقدرتهاست . حضورتان را در جبهه های حق بر علیه باطل ثابت نگهدارید. پدر و مادر عزیزم می دانم هز پدر و مادر آرزو دارد که فرزندشان از آنها دور نشود ولی مسئولیت الهی پیش می آید ، خودتان باید قبول داشته باشید که دستور خدا و امام را باید اجرا کرد و به گفته آنان لبیک گفت چون امروز حفظ اسلام واجب است پدرم و مادرم چون کوه باشی و چون کوه استقامت کن . لحظه ای از نام و یاد خدا غافل نشو و در راه دین بکوشی که هر چه بکوشی کم است . برادران عزیزم از شما می خواهم فریب ضدانقلاب را نخورید و چنانچه ناآگاهانه به راه آنان کشیده شدید ، از هم اکنون خود رابازیابید راه امام و خط امام بشناسیدو روی آن تحلیل و بررسی کنید زیرا که در آن خط انبیاء و اولیاء خدا را مشاهده خواهید نمود . خواهرم زینب واربا ناملایمی دست و پنجه نرم کن و همچون زینب سلام الله علیه بردبار باش . والسلام برادرجان یک خواهشی از تو دارم ، هفت هزارتومان بانک را بپردازید و زمین من ، برای تو باشد .

والسلام علیکم برحمه الله و برکاته

 وصیت نامه پاسدار شهید سیدحسین طاهرزاده .

خدانگهدار . موفق باشید والسلام تاریخ 30/11/1362

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٤٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

علیرضا طالبیان فرزند:غلامرضا

 بسم رب الشهداء و الصالحین

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

مپندارید آن کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند

سلام و درود خدا بر پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) و بر سایر پیامبران ، سلام و درود بر ائمه طاهرین و سلام و درود بی بپایان بر سالار شهیدان حسین بن علی (ع) و بر فرزند گرامیش امام زمان (ع) و سلام و درود خدا بر رهبر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی و سلام بر شهیدان گلگون کفن ایران ، سلام و درود خدا بر پدر ومادرم که تا آخر عمرم برای من زحمت کشیده اند باری امیدوارم که برادران و جوانان راه شهداء را ادامه دهند و بدانند این راه است که انبیاء و اولیاء خدا در این راه قدم برداشته اند و این راهی است که خدا در قرآن به ما نشان داده است و بدانید که وعده خدا حق است و اسلام همیشه پیروز است امیدوارم که این وصیت حقیر را قبول کنید و روح شهداء را شاد گردانید و همیشه گوش به فرمان امام بدهید و مبادا رهبر انقلاب را تنها گذارید که این رهبر واقعا" نائب خاص امام زمان است و حرف او حرف انبیاء و قرآن است وصیتم این است به پدر و مادرم و برادر و خواهرم، که می خواهم مرا دعا کنید و اگر شهید شدم از سر تقصیراتم بگذرید و مرا ببخشید و اگر نتوانستم در زندگیم خدمتی به شما بکنم امیدوارم که شهادت من باعث افتخار و سربلندی شما باشد و مبادا برای شهادتم گریه کنید چون دشمن شاد می شود و استقامت کنید تا دشمن نابود گردد باری امیدوارم که هر چه زودتر امام زمان ظهور کند،به یاری خدا، و انقلاب اسلامی ایران را در سر تا سر جهان گسترش دهد . به امید پیروزی حق بر باطل . والسلام برادر شما علیرضا طالبیان  

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٤٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

 جواد طالبی فرزند:علی

 بسم رب الشهداء و الصدیقین

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان مبرید که آنهایی که در راه خدا کشته شدند مردهگانند بلکه زنده اند و در نزد خدای خود روزی می خورند

درود بر حسین بن علی یکه تاز میدان جهاد وشهادت و اسوه شهامت و شجاعت و سلام بر یاران صدیقش که چون پروانه به دور شمع گرد حسین جمع شدند و عاشقانه سوختند و با درود به رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خمینی و با درود بر تمامی شهیدان راه حق و آزادی و با درود و سلام بیکران بر امت شهیدپرور همیشه در صحنه من کم کم احساس می کنم که می توانم شاهد زیبای شهادت را در آغوش خود بگیرم و تا ابد از خود جدا نکنم و این شهادت من برای خدمت به اسلام و مسلمین است و بزودی نصیب من خواهد شد. ولی آیا کشته شدن مرا می توان شهادت نامید؟ خدایا نا امید نیستم من در خود به هیچ وجه لیاقت شهادت را نمی بینم ولی می دانم که تو توبه پذیر هستی . ای مردم چقدر دورید از حقیقت . کسانی که دین را سپر جانشان ساخته اند در حالیکه سنت پیامبر و عترت به ما می آموزد که جان را سپر دین قرار دهیم . عزیزانم تنها شهادت طلبی نمی تواند کارا باشد بلکه در کنار این روح ، خطی است کلی برای حرکت دائمی مسلمین ، و بر شماست که این فکر را که فکری مستقل و جدا از فکر گروهها افزایش دهید و قوانین امام خمینی را بدون چون چرا بپردازید که سعادت ابدی در آن نهفته است و جهاد را فراموش نکنید که جهاد فی سبیل الله شکل تکاملی مبازاتی است . ای امت شهید پرور خدا بر شما مهنت نهاد و این رهبر را به سویتان گسیل داشت تا با پیروزی از مکتب همیشه جاوید اسلام و سنت رسول اکرم (ص)آنچنان از حق دفاع و بر ظلم و باطل بشورید که به سعادت برسید . پس ای برادران و خواهران امام را تنها نگذارید و همیشه امام را دعا کنید . چند کلمه ای به دعنوان وصیت نامه می نویسم هر چه شما کردی در دعاهای کمیل و توسل شرکت کنید که این دعاهای کمیل و توسل است که پیروزی برای اسلام و قران می آورد . مردم در صحنه باشید و نشان بدهید به این منافقین و ملهدین که ما در صحنه هستیم و اگر شما در وحدت خود کوشا نباشید اینها ضربه های خود را می زنند . در نماز جماعت و نماز جمعه شرکت کنید که این نمازها است که اسلام و قران را به پیروزی می رساند . هر جه می توانی صفهای نماز جمعه را پر کنید و ای پدر و مادر اگر خدا توفیق داد و سعادتی بود و من شهید شدم نباید در مرگ من بگریید من راضی نیستم کسی در مرگ من بگرید . باید شما استوار و محکم مثل کوه ایستاده باشید و نباید کاری کنید که این منافقان خوشحال بشوند و انشا الله با این حمله کار صدام را یکسره می کنیم و اشاالله راه کربلا را باز می کنیم یا زیارت یا شهادت . و شما مردم باید نگذارید جبه ها خالی شود و این شهدایی که می روند باید جایشان پر کنید و شما برادران و خواهران اگر کسی از بدی دیده است از همه طلب عفو و مغفرت می کنم و از همه التماس دعا برای امام و رزمندگان دارم و همه شما را به خدا می سپارم .

والسلام علی عبادالله الصالحین

جواد طالبی بتاریخ چهارشنبه 17/.6/1361 این وصیت نامه است و لطفا باز نکنید قبل از شهادت و اگر زنده بر گشتم به غیر از خودم به کسی دیگر ندهید.

 

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٤٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

محمود صحرایی فرزند:حسین

بسم رب الشهداء و الصدیقین

ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین

پروردگارا بما صبر عطا فرما و قدمهای ما را استوار فرما و بر دشمنان پیروزمان گردان .

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب و یاور مستضعفان جهان ... چون خورشید عموم نشانه غروب پیدا کرده بود ولی هر چند با شهدا فاصله زیادی دارم چون به شهادت علاقه زیادی داشتم بر آن شدم که چند جمله ای به عنوان وصیت بنویسم ولی من کوچکتر از آن هستم که بتوانم برای این امت وصیتی داشته باشم چون من دیدم که 18 سال از عمرم گذشته و در اول این 18 سال ، 13 سال در دوران طاغوت بس  می بردم که هیچ از اسلامی نمی دانستم و در 5 سال بعد هم که در دوران انقلاب بودم نتوانستم کاری برای این انقلاب و اسلام انجام دهم در فکر آن افتادم که خود را به جبهه برسانم ، شاید بتوانم که آنجا کاری برای این انقلاب و این جمهوری اسلامی انجام دهم و پیش خودم گفتم که اگر می توانم کاری برای اسلام بکنم ، می کنم و اگر هم نتوانستم به آن طریق کاری انجام دهم لااقل می توانم که با خون خود یک لاله از این انقلاب را آبیاری کنم من از دوستانم می خواهم که اگر خدا مرا یاری کرد و به فیض شهادت رسیدم آنها سنگرم را پر کنند و تفنگ از دست افتاده ام را در بر گیرند و آن چنان در قلب دشمنان اسلام و این بعثیهای کافر نشانه روند که از ترس آمریکا هم خود را تسلیم دادگاه عدل الهی کند ای یاران تفنگم را بیاورید تا سینه دشمن را سوراخ کنم که دیگر تحمل این همه نامردی را ندارم . آخر مگر این ملت آزادیخواه و حق پرست چه کرده است که این چنین ناجوانمردانه بهرشان بسیج گشته اند. آخر مگر در این دنیا استقلال و آزادی جرم است که چنین ملتهای اسلام را به محاصره اقتصادی و نظامی می کشند ای مادرم کفنم را بیاور تا بپوشم که خون من از خون امام حسین علیه السلام و علی اصغر به خون خفته رنگین تر نیست به جهانخوارن شرق و غرب بگوئید که اگر خانه و کاشانه ام را به آتش بکشند، اگر گلوله های شما قلبم را سوراخ کند ، آرزوی شنیدن یک کلمه ضعف و زبونی و آرزوی فروختن دینم را به گور خواهند برد . به آنها بگوئید که آنها پیکرم را زنده زنده پاره کنند اگر پاره های تنم را با آتش بسوزانند و اگر خاکسترم به دریا بریزنداز دل امواج خروشان دریا صدایم را خواهد شنید که فریاد می زنم الله اکبر ، خمینی رهبر ، اسلام پیروز است ، کفر (منافق) نابود است من شما را به پیروی از امام خمینی و اطاعت بی چون و چرا از راهش که همانا راه امام زمان است توصیه می کنم و من در طول عمرم نتوانستم خدمتی به این پیر کبیر بکنم ، شما را توصیه به حمایت شدید از انقلاب می کنم که نعمت بسیار بزرگی را خدا بما ارزانی داشته است ، من به شما توصیه دارم که با هرکسی که از روی عناد با این انقلاب دشمن است به مقابله بر خیزند وصیتم به مسئولین جمهوری اسلامی ایران ای برادران و یاران امام که در این جمهوری اسلامی مسئولیتی برگردن شما نهاده شده است این مسئولیتی که بر دوش شما نهاده شده است وبه حرمت خون این شهدا است ، رسالت سنگین بر دوش شما نهادن شده است و شمائید که باید پیام خون این شهیدان را به تمام جهان برسانید و شما نگهبان خون این شهیدان هستید و لاله ای که از خون این شهیدان روئیده است نباید بگذارید بخشکد. و شما هر چه کردید امام این پیر جماران که نجات دهنده اسلام و این امت در ستم و می توان گفت که نجات دهنده تمام مسلمین جهان می باشد . امام را درهیچ موقع تنها نگذارید و به حرفهای امام گوش فرا دهید و عمل کنید که کلام امام زمان (عج) است وصیت به پدرم و مادر عزیزم ای مادر و پدر عزیزم ، امیدوارم که از شهادت من ناراحت نباشید چون موقع ، موقع امتحان است و امیدوارم که از امتحانات خداوندی روسفید در آئید و بدانید که خدا شما را جزء بندگان خود میداند و شما را دوست دارد و به همین دلیل است که خدا شما را امتحان می کند . روزی خدا این امانت را بدست شما سپرد و امروز این امانت را از دست شما گرفته است و صبر و استقامت شما نشان دهنده امانتداری شماست ای مادر شیرت را حلالم کن که در این مدتی که زندگی می کردم شما را زیاد آزار دادم و تو ای پدر عزیزم میدانم که در طول عمر نتوانستم شما را راضی نگهدارم امیدوارم که از بزرگی خودتان مرا ببخشید. به پاس زحماتی که شما و مادرم برایم کشیده اید ممنونم و قول می دهم که وارد بهشت نمی شوم تا اینکه شما بیائید و با هم وارد بهشت شویم  وصیت به برادرم ای برادر عزیزم ، آیا هیچ مو قع فکر کرده ای که مسئولیت تو در برابر خون شهیدان از دیگران بیشتر است ، چون تو اولاً فردی از این ملت و ثانیاً جزو یکی از افراد مسئول در امور کشور شناخته شده اید، مبادا یک روزی پرده غفلت چشمان شما را بگیرد و نتوانی حق را از باطل تشخیص دهید این دنیا زود گذر است و ما باید فکر آخرت و دنیای ابدی باشیم که نجات دهنده ما در آن دنیا اعمال خیرمان می باشد. ما باید هر چه برای خود می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم امیدوارم که بتوانیم در برابر خون شهیدان آن حقی که بر گردن ما نهاده شده است به نحو احسن انجام دهیم وصیت به خواهرانم: ای خواهران عزیزم ، حالا وقت آن رسیده است که زینب گونه بودن خود را نشان دهید و در برابر مصیبتی که با ریخته شدن خون برادرتان به شما رسیده است پاسخی مثبت دهید و امیدوارم که بتوانی پیام خون من و تمام شهدا رابه جهانیان برسانید. فقط من روی حرفم بیشتر تأکید می کنم که هر چه کردید در تربیت کردن فرزندان عزیزتان بیشتر کوشاباشید اگر دختر هستند مانند زینب سلام الله علیها تربیت شوند تا بتوانند پیام خون برادران خود را به جهانیان برسانند و اگر پسر هستند بتوانند راه شهدا را ادامه دهند و این حرف من برای همه خواهران دینی خودم امیدوارم که بتوانید بهتر از هر کسی دیگر محافظ اسلام قرآن و خون شهدا باشید چند وصیت دیگر به پدر و مادر عزیزم ای پدر و مادر عزیزم من در حدود چهل روز ، روزه بر گردنم است که به خاطر حضور داشتن در جبهه نتوانستم بگیرم و یک ماه نماز قضاء بر من واجب است امیدوارم که بعد از شهادت من هر چه زودتر این وصیتهایی که بر گردن شما نهاده شده است انجام دهید. و ده نماز آیات را برایم بخوانی در آخر از شما می خواهم که از همسایه ها بخواهید که اگراشتباهی از من دیده اند از من راضی شوند و این نکته را فراموش کرده بودم که متذکر شوم که یک هفته می بایست در مسجد ابوالفضل کار کنم هیچگونه موفق نشدم . با پول خودم مزد یک هفته کارم را به مسجد بدهید به امید پیروزی اسلام و هر چه زودتر ظهور حضرت مهدی وطول عمر رهبر

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار از عمر ما بکاه و بر عمر او افزای والسلام

خداحافظ

محمود صحرائی تاریخ23/11/1362

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٤٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید: 

محمد صحرائی فرزند:حسین

بسم رب الشهداء و الصدیقین

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مردگانند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند

با درود و سلام به امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام خمینی و درود به امت شهیدپرور ایران و درود بر رزمندگان اسلام و سلام بر بازماندگان شهدا که اینگونه صابر و شکیبا هستند و به گفته خداوند مثال " ان الله یحب الصابرین " خداوند صابرین را دوست می دارد. مخصوصاً پدران و مادران صابری که پس از بزرگ کردن فرزندانی چون علی اکبر و قامس و وهب ابن عبدالله الکی ها و غیره به جنگ فرستاده و پس از دریافت خبر شهادت فرزند یا فرزندانشان اینگونه خوشحال و مسرور هستند این جانب وظیفه خود می دانم وصیت نامه ای بنویسم . مردم شهیدپرور ایران وقتی دعا میخوانیم " یا لیتنی کنت معکم فافوز معکم " ای کاش من هم با شما بودم و با شما رستگار می شدم در این برهه از زمان عین زمانیکه آرزو می کردی و هیچ شک و تردیدی در آن نیست و انگار جلو چشمان ما قرار دارد. وقتی ندای امام شهیدمان حسین (ع) به یاد می آوریم " هل من ناصر ینصرنی " و " هل من معین یعیننی " . امروز هم ندای امام و رهبرمان که می فرماید داوطلبان زیادتر بروند به جبهه ها و نگذارند که جوانانی که در آنجا هستند خسته شوند. چطور می توان یک مسلمان ساکت باشد و به این ندای حسین گونه جواب ندهد، وقتی در مراسم تشییع جنازه ها این نداها بگوشم می خورد باخود فکر می کردم خدای ناکرده ممکن است مسئولیتی بر شانه من باشد بالاخره روزی خداوند متعال توفیق به من دست داد و عازم جبهه شدم . من روز 9/2/1361 وصیتنامه خود می نویسم همین روز حمله بعد از فتح المبین آغاز شود و به خواست خدا صدام باقی نخواهد ماند و امیدوارم شربت گوارای شهادت که البته شهادت فی سبیل الله بنوشم . پدر و مادرم امیدوارم بعد از شهادت من غمگین نباشید و مانند دیگران صابر و شکیبا باشید. اگر روزی خبر شهادتم شنیدید و روز دیگر خبر شهادت دیگر برادر، شادمانتر باشید وافتخار کنید که ما هم چون فرزندانی داریم پدر و مادرم اگر من مانند جوانانی چون وهب ابن عبدالله و غیره نبودم لااقل امیدوارم شما مانند پدر و مادرشان باشید موقعیکه وهب به میدان جنگ می رود مادرش به وهب میگوید ، می خواهم از آنها پیشی بگیرید. چقدر شجاعت در قلب آن مادر است . پدر و مادرم امیدوارم که مرا ببخشی و از اینکه به شما اذیت و آزار دادم ، و من از اول تولد تا بحال مدیون شما می باشم . امیدوارم هرگاه به یاد من افتادی برای خدا شکرگذاری کنید و سرافراز باشی ، مانند اینکه خودم هم سرفرازم که همچون والدینی دارم مردم مسلمان جهان امیدوارم در کارهایتان خدا را فراموش نکرده زیرا ذکر خدا و یاد خدا قلبها را آرامش می بخشد . همانطوری که خدا می گوید " الا بذکرالله تطمئن القلوب " و در نمازها و در دعای کمیل و نمازجمعه هایتان دعای امام را فراموش نکرده و همیشه جلمه ای که هم دعا است و هم شعار که دشمنان اسلام با شنیدن این جمله ، یکه می خورند بر زبانتان جاری باشد ( خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار) و غیر از دعای امام برای رزمندگان اسلام که بتوانند پس از فتح کربلا به فلسطین دست یافته و قبله اول مسلمین را از دست صهیونیست آزاد کنند و همچنین دعا برای معلولین انقلاب ، مجروحین جنگ ، این شهیدان زنده که اینگونه خود را برای اسلام به این وضع دلخراش انداخته اند بکنید ، چون خود خداست که می فرماید" ادعونی استجب لکم". امت شهیدپرور ایران امیدوارم که به پشتیبانی امام و روحانیت باشید و به گفته شهید شهرمان (مختاری) امام را همچون نگین انگشتر نگهدارید. پدران و مادران مسلمان شهید داده و غیر شهید داده امیدوارم مسئولیت سنگینی که بر روی شانه شما گذارده شده یعنی تربیت فرزندان خود ، چون شما می توانید با این عمل جامعه را اصلاح کنید زیرا اگرفرزندی شایسته باشد زیر نظر شما و غیر شایسته باز هم زیر نظر شما بوده است . دو نکته باید عرض کنم به پدر و مادرم 1ـ هر کس از من هر چیز طلبکار است به او پس بدهید و مقدار مالی که دارم در صورت عدم احتیاج به جبهه بفرستید 2ـ مقدار کتابی که دارم به هرکتابخانه که لازم است هدیه کنید . پروردگارا،امام زمان (عج) هرچه زودتر ظهورش را تعجیل بفرما. پروردگارا ، به امام خمینی رهبر عزیزمان تا ظهور حضرت مهدی به او طول عمر و سلامتی کامل عنایت بفرما. خدایا به رزمندگان اسلام نصرت و به اسرای اسلام آزادی و به مریضان و معلولین انقلاب و مجروحین جنگ شفا عنایت بفرما. پروردگارا امام زمان و پدر و مادر و مسلمانان را از ما راضی و خشنود بگردان .

 والسلام به امید پیروزی اسلام بر کفر صدام

 محمد صحرائی ساعت 2 بعد از ظهر تاریخ 9/2/1361ش

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٤۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

ناصر صالحی فرزند:علی

 بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خدا بنام او که همه چیزم از اوست ، بنام او که زندگیم در جهت اوست ، بنام او که جانم در دست اوست ، بنام او که معشوقم اوست، بنام او که معبودم اوست ، مقصود و مرادم اوست ، امیدم اوست و با درود و سلام بیکران بر یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود(عج) و نائب بزرگوار و بر حقش خمینی بت شکن و با درود بر تمامی رزمندگان اسلام و با درود بر مردم شهید پرور ایران که در برابر دشمنان داخلی و خارجی ایستادگی می کنند وصیت نامه خود را شروع می کنم مادر عزیز مهربانم امیدوارم که از مرگ من ناراحت نباشی بلکه خوشحال باشی که فرزندت را در راه خدا قربانی کردی ، مادر عزیزم موقعی که خبر شهادت مرا شنیدی هرگز گریه مکن که اگر گریه کنی دشمن را شاد کردی مادرم می دانم که چقدر شب و روز زحمت کشیدی تا مرا بزرگ کردهای و چه رنجها که نکشیدی . امیدوارم که شیر گرم خودت را حلالم کنید، و پاداش این همه زحمات را در آن دنیا از پروردگار خواهید گرفت  پدر عزیزم امیدوارم که از مرگ من ناراحت نباشی زیرا این امانتی بود که خداوند به شما داده بود و حالا خداوند این امانت از شما گرفت و پاداش این همه رنج و زحمت که برای بزرگ کردن من کشیدید خداوند در آن دنیا به شما خواهد داد پدر و مادرم موقعی که خبر شهادت مرا شنیدید لباس سیاه به تن مکنید و در همان موقعیکه خبر شهادتم را به شما دادند دو رکعت نماز بخوانید، و بعد از نماز برایم دعا کنید که خدا مرا جزو شهدای کربلا قرار بدهد. وصیت من به خویشان و رفقایم این است که از من راضی باشید، و هرگز لباس مشکی به تن نکنید و خوشحال باشید و اگر بدی از من دیدید مرا حلال کنید از پدر و مادرم می خواهم که برادرانم را حسین وار تربیت کنند تا موقعیکه بزرگ شدند راه مرا ادامه دهند . وصیتم به برادرانم ، به همکلاسیهایم و دانش آموزان عزیز این است که درسشان را بخوانند و هرگز مدرسه را رهانکنند که خدای ناکرده دشمن شاد شود. وصیتم به امت شهیدپرور ایران بخصوص به مردم اردکان این است که هرگز از خط امام بیرون نروند و امام را تنها نگذارند و به دستورات قرآن و امام عزیزشان گوش فرا دهند  پدرم هر کس آمد و از من طلبکار بود پولش را بدهید.و ضمناً سه ماه نماز درست و دو ماه نماز شکسته و ده روز روزه دارم که این زحمت را شما بکشید و برایم بگیرید شهادت سرآغاز زندگیست نترسم ز مرگی که خود زندگیست ضمناً از همسایگان مهربان می خواهم که اگر بدی از من دیده اند مرا حلال کنند پدر و مادرم می دانم که خیلی شما را آزار و اذیت کرده ام از شما می خواهم که به بزرگی خودتان مرا ببخشید  

ناصر صالحی

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٤٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

حسن شیری فرزند: صفرعلی

 بسم الله الرحمن الرحیم

الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله واولئک هم الفائزون                     

آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا با جان و مالشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگاران دوعالمند

          ( قرآن کریم)

 باسلام به منجی عالم بشریت و پایه گذار حکومت عدل انسانی اسلامی در سراسر گیتی و نایب عام و برحقش امام امت خمینی عزیز و با سلام و درود به ارواح پاک شهدای راه حق و حقیقت به خصوص شهدای کربلاهای ایران و رزمندگان سلحشور ، شیران روز و زاهدان شب . آنانکه در روزهمچون شیر به کفار هجوم برده و پوزه دشمنان خدا و خلق خدا را به خاک ذلت می مالند و در دل شب همچون بنده ای ذلیل و ضعیف با خشوع و خضوع در مقابل خالقشان خدای مهربان و تنها یاورشان به مناجات و رازو نیاز می پردازند.و صورت بر خاک می نهند و اشک شوق از دیدگانشان فرومی ریزد و باسلام به ملت شهیدپرور و مؤمن و متعهد جمهوری اسلامی ایران که تا پای جان بر سر دین و پیمانشان با فدای خود و امامشان حسین زمانشان ، پیر جماران محکم ایستاده اند و باسلام به تو ای پدر و مادر عزیزم که عمری برای تربیت من زحمت کشیدید و به خاطر من رنجها و زحمتها متحمل شدید چون نتوانستم جبران کنم عاجزانه می خواهم که به خاطر خدامرا ببخشید و از اینکه از میان شما رفتم  هیچگونه ناراحت نباشید بلکه خوشحال باشید چون امانتی را که از خدا گرفته بودید توانستید تقدیم کنید و شما این را بدانید که من به آرزوی خودم که همان شهادت در راه خدا بود رسیدم و دیگر آرزوئی ندارم و ای مادر و پدر و برادر و خواهرانم از شما می خواهم که در فقدان من گریه نکنید و لباس سیاه به تن مپوشید و اگر خواستید گریه کنید برای امام حسین (ع)گریه کنید و ای پدر  عزیز وقتی خبر شهادت من به شما رسید هیچ گونه ناراحت نباش بلکه خوشحال باش که چنین فرزندی داشتی که در راه خدا گام بردارد و به فیض شهادت برسد و شما نزدامام حسین (ع) رو سفید و خوشحال هستید و در آخر پیامم به ملت ایران این است که از روحانیت حمایت کنند و فاصله نگیرند که راه روحانیت همان راه اولیاء همان راه خداست و ادامه دهنده راه شهدا باشید و نگذارید اسلحه شهدا بر روی زمین بماند که نزد خدا مسئولید و شما ای اسلحه برادرانی که در خون گرم خود غلتیدند بردارید و بر علیه یزیدیان بجنگید و پیامم به مادران این است که مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب (س) را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود و پیامم به دوستان و همشهریان و رفقا این است وکه اگر آنان را اذیت کردم به خاطر خوبی خودشان و به خاطر خدا مرا ببخشند و در اتمام پیامم به خواهران این است که حجاب خود را حفظ کنند که همان یک جهاد در راه خداست که نقل می کنند:

 ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطابست 

                                           ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

و در آخر دعای امام را فراموش نکنید .

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

خدا حافظ

مورخ 3/10/1363

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٤۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید: 

محمدحسین شیری فرزند:محمود

بسم رب الشهداء و الصدیقین

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه

سلام بر حضرت مهدی ارواحنا فدا و عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلام بر نایب عزیزش آنکه به جهان اسلام حیات دوباره داد و فروغ امیدی در دل مستضعفین دنیا ایجاد کرد و سلام بر شهدای عزیز راه حق و حقیقت از هابیل تا حسین و از حسین تا شهدای عزیز دشت نینواهای ایران و سلام بر مجروحین و معلولین اسلامی - یا الله یا الله یا الله بنده نا لایق در خود لیاقت شهید شدن را نمی بینم ، اما انشاء الله خداوند متعال اگر این بنده عاصی ، این سعادت را نصیب کرد خیلی مرا مورد لطف قرار داده است و شما ای پدر بزرگوارم اقرار دارم خیلی در باره زحمت کشیده ای و حق به گردن بنده داری از شما تمنا می کنم که مرا به بزرگواری خودتان ببخشید که خدا مرا ببخشد و شما ای مادر مهربان در باره شما نمی توانم چیزی بگویم ، چرا که شب و روز خودتان وقف بنده نموده بودید ، مرا ببخشید و از بنده خشنود شوید . چرا که خشنودی خدا خشنودی شما است و از شما تمنا می کنم در فقدانم اشک نریزید، مگر اشک شوق چرا که خداوند متعال این سعادت را به همه کس عنایت نمی کند و از شما برادران و خواهران عزیزم آن زحمتها و ناراحتیهائیکه از دست بنده دیده اید به بزرگواری خودتان ببخشید و شما ای همسر عزیزم مرا ببخش از اینکه نتوانستم همسر خوبی برای شما باشم و شما ای فرزندان عزیزم و کوچولوهایم ، پدرتان را ببخشید و دعا کنید برایش و امیدوارم همه شماها خدمتگزار خوبی باشید برای اسلام و قرآن و درس را بخوانید . به شما اهالی محترم احمدآباد ، ای برادران و خواهران ایمانی از شما طلب عفو و بخشش می کنم . اگر از بنده ناراحتی ، چیزی دیدید از بزرگواری خودتان من را ببخشید و التماس دعا دارم و امیدوارم شما اسلام را ، قرآن را ، امام را فراموش نکنید . چرا که امروز روز فداکاری و جانبازی است . جبهه ها را فراموش نکنید که احتیاج به یاری شما دارد و امروز روزلبیک گفتن به ندای هل من ناصر امام حسین (ع) است و همین جا ، جا دارد از سرور عزیزم و کلیه روحانیان مبارز و زحمتکش قدردانی کرده به خصوص برادر عزیزم ، برای بنده 20 روز روزه بگیرید و سه ماه نماز بخوانید و مبلغ 7500 تومان بانک اسلامی اردکان می خواهد ، بار دیگر جا دارد با زبان الکن میگویم هر کس از بنده نالایق ناقابل رنجیده خاطری شده و بدی دیده از دوستان ، قومان ، خویشان و همشهریان بخصوص دوستان نزدیک که در بسیار کارها و مجلسها شرکت می کردند همه ایشان به بزرگواری خودشان می بخشند و از دوستان می خواهم در شبها و روزهای عزیز از دعا خیر مرا فراموش نکنند و ازمردم شهیدپرور احمدآباد می خواهم که بچه هایشان را تشویق کنند تا در بسیج شرکت کنند و آموزش نظامی ببینند تا برای قرآن و اسلام همیشه آماده باشند تا در موقع لزوم آمادگی داشته باشند و برادرانی که دربسیج خدمت می کنند آنها را هم تشویق کنید حدود 6 هزار تومان باید خمس و سهم امام بدهم می توانید دکان بفروشید  

والسلام علی من التبع الهدی

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار الحقیر

 محمدحسین شیری تاریخ 14/12/1363

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٤۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

علی شوازی فرزند:احمد

بسم رب الشهداء و الصدیقین

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند ونزد پروردگارشان روزی می خورند

خدایا سپاس بی کران به درگاه تو که به من چنین سعادتی دادی تا بتوانم چند ماهی برای اسلام خدمت کنم و بر علیه دشمن کافر بجنگم و باز به درگاه تو سپاس که ما را در چنین برهه از زمان آفریدی و به ما چنین رهبری عطا کردی که ما اینگونه بتوانیم در پناه اسلام آسوده زندگی کنیم و از انحرافات دور باشیم . ای خدا ازتو می خواهم که مرا سرباز واقعی خود قرار دهی و این انقلاب را تا پیروزی نهائی یاری کنی و امام ما را تا ظهور حضرت مهدی (عج) برای ما نگهداری . در وصیتنامه اول چیزهای لازم را نوشتم ولی باز بعضی از آنها را تکرار می کنم . ازپدر و مادرعزیزم می خواهم که در شهادتم هیچ ناراحت نباشند زیرا " انا لله و انا الیه راجعون " وقتی بنا باشد سعادتی بالاتر از این که شهید شوم و برای حفظ اسلام اگر باید همگی هم شهید بشویم می شویم و اسلام را با خون خود حفظ می کنیم و ما با دشمنان می جنگیم و ذلت را نمی پذیریم و این حرف امام حسین (ع) است که می گویند:” هیات من الذله " و مسلمان هرگز ذلت را نمی پذیرد و مرگ درراه خدا را سعادت و تسلیم در برابر ظالم را خواری می داند ، زیرا پیشوا و رهبر و معلممان امام حسین (ع) می فرمایند " انی لا اری الموت الاالسعاده و احیاده مع الظالمین الا برما" همانا مرگ را جز سعادت و زندگی با ظالمین را جز خواری و ذلت نمی بینم و تعدادی کتاب دارم که از پدرم می خواهم که آنها را وقف کتابخانه ترک آباد کند و اگر کسی از من پول یا چیزی دیگر طلب دارد از پدرم بگیردو اگر من از کسی طلب دارم در راه اسلام خرج کند و پدر جان شاید بر اثر بچه گی در نمازم کوتاهی کرده باشم و یا اشتباهاً خوانده باشم از شما می خواهم که یک سالی را برایم نماز بخوانید یا آن را مزد دهید و از شما برادران می خواهم که جنازه ام را هر کجا والدینم می گویند به خاک بسپارید و اگر ایشان خواستند مرا ببینند بگذارید ببینند و در پایان چند تذکر برای برادران و خواهران دینی ، از تمام خواهران و برادرانم می خواهم که لحظه ای خدا را از یاد نبرید . و نگذارید که خون این عزیزان پایمال شود خون شهید حرفها دارد. مبادا یک وقتی قدمی بردارید که باعث بی اعتنائی به آنها شود ، به اسلام خدمت کنید و این دین الهی را نگهداری کنید" الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه” ولایت فقیه را کاملاً پشتیبان باشید و طبق آیه " اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم " از ولایت فقیه کاملاً اطاعت کنید و اماممان خمینی کبیر را یاری فرمائید و ایشان را دعا کنید

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

والسلام

 علی شوازی تاریخ 13/3/1361

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٤٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

 

مصطفی شعبانی فرزند:حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کانهم بنیان مرصوص                     ( سوره صف آیه 4 )

خداوند آن مومنان را که در صف جهاد کافران مانند سد آهنین همدستند و پایدارند بسیار دوست می دارد

حمد و سپاس خدا را که به ما جان بخشید و نعمت حیات و ممات را به ما داد تا در مسیر حق گام برداریم و از راههای ضلالت و گمراهی نجات یابیم و با سعادت و خوشبختی نائل شویم و با درود و سلام بر ائمه و پیامبران که در راه گسترش دستورات و برنامه های سازنده و هدایت بخش اسلام شکنجه ها و آزارها و اذیتها را تحمل نمودند و در این راه حاضر شدند خون خویش را تقدیم اسلام نمایند تا مفاهیم اسلام برای همیشه زنده و پویا باشد و بتوانیم طبق آن برنامه ها مسیر زندگی خود را انتخاب نمائیم و با درود و سلام بر آخرین ذخیره الهی حضرت ولی عصر و نائب بر حق ایشان رهبر و بنیان گذار جمهوری اسلامی ، نور چشم ما و قلب تپنده تمامی مستضعفان جهان خدایا امروز من تمام هستی و وجودم را به تو سپردم و می خواهم چند کلامی به عنوان وصیت روی کاغذ آورم . قبل از هر چیز هدف خود را از آمدن به این مکان مقدس و ملکوتی اعلام می کنم که ای خدا من تنها برای خاطر رضای تو و برای اینکه به حمایت و پاسداری از حریم قدسی اسلام به این جا آمده ام و همدوش با  کفر ستیزان جبهه های نور علیه ظلمت می رزمم تا کفر را ریشه کن کنم و اسلام به تمام معنا را در آن سرزمین به اجرا در آورم و من هم بر حسب آن وظیفه ای که در قبال اسلام و قرآن دارم به جهاد می پردازم و خدایا تو توان و قدرتی به من بده که بتوانم در این راه کوشش و تلاشی داشته باشم چون امام عزیز حضور در جبهه ها را واجب کفائی اعلام نموده است من هم برای انجام تکلیف شرعی خود به جبهه آمده ام و الان که صحنه کربلا پیش آمده و امام حسین زمانمان ندای هل من ناصر ینصرنی خود را اعلام کرده است یعنی من به ندایش لبیک گفتم و به این جا آمده ام و ای پدر و مادر عزیزم از این که در این مدت عمرم شما را اذیت نمودم و نتوانستم فرزند خوبی برای شما باشم مرا حلال نمائید و من در اوج جوانی بودم و قدر شما را نمی دانستم و شاید از من ناراحت شده باشید و الان از کار خود پشیمان هستم و از شما می خواهم که مرا ببخشی . از قول من به تمامی اقوام و خویشان سلام برسانید و از طرف من از آنها حلالیت بطلبید در ضمن مدت یک سال نماز قضا و دو ماه روزه برای من بشوید دیگر عرضی ندارم و شما را به خدای بزرگ می سپارم .

 والسلام التماس دعا مصطفی شعبانی

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:۳٩ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

جلال شرکایی فرزند:محمد

بسم رب الشهداء و الصدیقین

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عندربهم یرزقون

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و یاری دهنده روح الله این قلب تپنده امت اسلام و امید مستضعفان جهان و این یاری دهنده دین خدا و با سلام و درود بر تمامی رزمندگان غیور و پر توان اسلام . ای مردم غیور و شهید پرور . ای کسانی که فرزندان خود را به یاری دین خدا می فرستید و کمکهای خود را به جبهه ها فراموش نمی کنید مردم غیور اردکان اگر بدی از اینجانب دیده اید از تمامی شماها حلال بودی طلب می کنم . و یک پیام به شماها دارم و آن اینکه امام را تنها نگذارید و دعا به امام بکنید . نماز شبتان ترک نشود و دعاهای توسل و کمیل و ندبه و غیره را به جا آورید که همین دعاها است که ما را به پیروزی رسانده است . زندگی من که نتوانست به این دنیا و به این کشور و به این ملت کمکی بکند امید وارم که مرگم کمکی کرده باشد و از شما مردم غیور و پدر و مادر گرامی تقاضامندم که برای من گریه نکنید که شهید گریه نمی خواهد بلکهمی خواهد دنباله رو راه او باشیدو نگذارید که اسلحه رزم او روی زمین بیافتد

والسلام علی من التبع الهدی

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

جلال شرکائی اردکانی مورخ 29/10/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:۳۸ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

کاظم شاکری فرزند:محمد

بسمه تعالی

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 

و گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند .

حال که غروب آخرین لحظات زندگی را می گذرانم و خورشید درخشان زندگیم رو به پایان است و خود را در آخرین لحظات زندگی می بینم وظیفه خود دانستم که این وصیتنامه را بنویسم و امیدوارم خدا از ما راضی و خوشنود باشد . با درود به آقا امام زمان (عج) و با سلام خدمت امام امت و امت امام یاور مظلومان و پاسخ دهنده ندای هل من ناصر ینصرنی حسین و با سلام به ارواح پاک و مطهر شهدای اسلام انسانهای که ندای امامشان را لبیک گفته و با نثار جان خویش درخت اسلام را آبیاری کردند و شهدایی که از جان که با ارزش ترین و گرانبها ترین نعمتهایی است که خداوند قهار و متعال به بندگانش عطا فرموده است و این با ارزشترین کالا را با کسی که خالق و معبود آنها است معامله می کند و در قبال آن بهشت رضوان خدا را خریدار میشوند و در مقامی قرار می گیرند که پیامبران و صالحان به مقامشان غبطه می خورند ما در حال اگر خداوند توفیق را نصیب این بنده حقیر که در راه رضای او کشته شوم و به لقاء حق بپیوندم ناراحت مباش و گریه مکن و اگر برای من گریه میکنی در خلوت گریه کن و به یاد حسین گریه کن زیرا که خداوند امانتی را که به شما سپرده بود خود از شما گرفت. پدر ومادر شما چه خوب امانتداری بودید زیرا که امنتی که خداوند به شما داده بود به او باز گرداندید و فردای قیامت در برابر حضرت فاطمه زهرا سر بلند خواهید بود مادر امیدوارم که اگر از من در طی عمرم بدی دیده اید و به شما ناسپاسی کردم مرا ببخشید و مرا عفو کنید خدا بنده ای که از حق خود گذشته و برادر خود را عفو کند، دوست می دارد و در قیامت که همه حیران و ترسان و سرگردان باشند خدا بندگانی که در دنیا بخشنده بوده اند هر آنچه مستحق باشند در خواهد گذشت  مادرم و پدرم، من که پارسال در ماه رمضان در اینجا نبودم که این فریضه مهم و و اجب را به جا آورم . حال از شما می خواهم پانزده روزه ای که نشده ام بشوید و یک هفته برایم نماز بخوانید حال از دوستان و آشنایان که این وصیتنامه را گوش می کنندو چه آنهایی که نیستند بخواهید که این بنده رو سیاه در گذرند و امیدوارم که خداوند از گناه شما در گذرد و نیز از معلمانی که در تعلیم و تربیت من کوشیدند می خواهم که ایشان نیز در طی این چند سال که با هم بودیم اگر از این جانب بدی دیده اند از من در گذرند و پیامی که من برای شما ملت قهرمان و شجاع این دیار فانی دارم ، از شما می خواهم که به فرمان امام باشید و امام را دعا کنید و او را تنها نگذارید و در نماز جمعه شرکت کنید و این سنگرها را با شرکت فعال خود پر سازید و با این عمل قاطعانه خود مشت محکمی بر دهان این ابر جنایتکاران شرق و غرب بزنید و قلب مهربان امام زمان را شاد سازید

به امید پیروزی حق برباطل

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار کاظم شاکری

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:۳٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

حسن شاکری فرزند:حسنیعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خداوند بخشنده مهربان

  آنان که ایمان آوردند و از وطن هجرت نمودند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی دارند و آنان با خلوص رستگاران وسعادتمندان در عالمند . بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و یاور مستضعفان بنام تنها ایزد متعال و درهم کوبنده منافقین و مستکبرین و بنام او که نامش هستی بخش است. و یادش موجب آرامش قلبها الا بذکرالله تطمئن القلوب و سلام بر حضرت محمد آورنده پیام الله و تکمیل کننده دین اسلام در سرزمین و سلام و درود بر ائمه معصومین و مجاهدین فیسبیل الله. سلام بر کربلائیهای زمانه از صدر اسلام تا کنون و سلام بر شهیدان عملیاتهای مسلمین از عملیات بدر تا عملیات خیبر و سلام بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی حسین زمان و سلام بر روحانیت مبارز و در خط امام در شهرمان ، استانمان ،کشورمان و سلام و درود بر روحانیتی که در رژیم گذشته شکنجه های طاقت فرسا را تحمل کرده، و دست از آرمانشان بر نداشته اند و اکنون نیز همچون کوه استوار و پا برجا مانده، و در مقابل طوفان تهمتها تا سرحد پیروزی مقاومت کرده و هیچ ترسی به خود راه نمی دهند من با اعتقاد راسخ و عقیده کامل و شناختی که از اسلام داشتم وظیفه خود دانسته و پا در این راه نهادم و خدا را ستایش می کنم که توفیق جهاد در راهش را نصیبم کرده و به من بینش داد تا چشمم از خوشیهای دنیا بپوشم، و به راه مجاهدین بپیوندم بار الها ترا سپاس که با خلقت ما راهنمایانی برای ما قرار دادی تا راهمان را بشناسیم و با شناخت راه به آن ایمان آوریم. بارالها شهادت می دهم و ترا در وحدانیت ذات تو اینکه تو ایزد یکتائی و کل جهان هستی در قلمرو حکومت توست . شما ای امت حزب الله و همیشه درود خدا بر شما که در جهان مردم نمونه اید وصیت من به شما این است که تقوا داشته باشید چون تقوا کلید بهشت است و تقوا پیشگان رستگارند ای مردم در خط امام حرکت کنید و مواظب باشید کاری نکنید که امام از دست شما ناراضی باشد قدر این رهبر را بدانید و همیشه در صحنه حضور داشته باشید و راه شهیدان را ادامه دهید.مردم، با خانواده شهدا مهربان باشید بچه های شهدا را دوست بدارید و برای آنها مانند پدر باشید و به پدر و مادر شهدا دلداری بدهید و از خانواده شهدا بازدید نمائید چون اینها امانت شهیدان هستند در نمازهایتان امام را دعا کنید و برای او طول عمر با عزت و برکت طلب نمائید فرزندان خود را به جبهه بفرستید ، به جبهه ها هجوم بیاورید و ندای (هل من ناصر ینصرنی )حسین زمان را لبیک گوئید و شهادت را بر مردن در بستر ترجیح دهید و حال شما ای پدر و مادرم بدانید که با شهادت من مسئولیت شما سنگین تر می شود . می خواهم بعد از شهادتم هیچ ناراحت نباشید چونکه امامان هم در شهادت فرزندش ناراحت نبود. اگر برای من ناراحت شدید شهادت حسین و یارانش را در نظر بیاورید و برای آنها گریه کنید .می خواهم برای دیگران نمونه باشید و در خط امام حرکت کنید نمی دانم چطور زحمات شما را جبران کنم و از زحماتی که برای بزرگ کردن و تربیت من کشیدید تشکر کنم . از اینکه نتوانستم زتحمتهای شما را جبران کنم پوزش می طلبم و امیدوارم مرا حلال کنید فقط خوشحال باشید امانتی که خدا به شما داده بود به خوبی به دستش سپردی از برادران و خواهران و خویشاوندان و دوستان وآشنایان می خواهم اگر از دست من ناراحتی دارند مرا ببخشند و حلالم کنید . از برادران می خواهم حسین گونه راهم را ادامه دهند و از خواهرانم می خواهم زینب وار رسالتم را بر دوش کشند و ادامه دهنده راه شهیدان باشند از معلمین و سروران گرامیم که در تمام تحصیلم به علت زحمتهای زیاد که برای من کشیدند تشکر کرده و از آنها طلب بخشش می کنم و شما ای همسنگرانم در مدارس وای دانش آموزان عزیز مواظب باشید که همراه درس مدرسه درس اخلاق و تهذیب نفس را فراموش نکنید و بدانید مسئولیت خون شهیدان به خصوص دانش آموزان شهید به دوش شماست درس بخوانید تا در آینده بتوانید به جامعه خود خدمت کنید و همراه درس جبهه و جنگ را فراموش نکنید و شما ای جوانان و ای برادرانی که به دنبال مسئولیت و شغلی می گردید اگر درخود صلاحیت می بینید به حوزه های علمیه رفته و از محضر عالمان متقی درس بیاموزید و برای دین اسلام مبلغ شوید که جمهوری اسلامی به چنین مبلغانی نیاز دارد(عقدا)و از اهل مُلکوه عقدا هر کس از من ناراضی است مرا ببخشید و اگر پدر و مادرم راضی نمی شوند از اهل مُلکوه می خواهم مرا در آب توت عقدا به خاک بسپارند      خداحافظ

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

حسن شاکری تاریخ 16/10/1363

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:۳٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

پرویز شاکری فرزند:عباس

بسم الله الرحمن الرحیم

 فل یقاتل فی سبیل الله الذین یشرون الحیوه الذین بالاخره ومن یقاتل فی سبیل الله  فیقتل او یغلب فسوف نوتیه اجراً عظیما

مومنان باید در راه خدا با آنان که حیات مادی دنیا را بر آخرت گزیدند، جهاد کنند و هر کس در جهاد به راه خدا کشته شد یا فاتح گردید پس بزودی اجری عظیم را به او خواهیم داد.

با درود و سلام به یگانه منجی عالم بشریت حضرت امام زمان (عج) و بر نایب برحقش حضرت امام خمینی (مد ظله العالی) و با سلام و درود بر ملت قهرمان و شهید پرور ایران . بار خدایا معبودا از تو می خواهم که یاریم کنی و مایوسم نکنی . سخن از عشق است ولی عشق حقیقی نه عشقهای مجازی متداول در بین ملل عشق به معبود و عشق به معشوق بارالها شکر می کنم که در این دنیای لهو و بیهود مرا از مردابها و لجنزارها نجات دادی و آتش عشقت را در دلم پدید آوردی و دوستی خودت و دوستی اولیاءات را در درونم قرار دادی و زبانم را به ذکر خودت مشغول ساختی و از لغویات نجات دادی و مرا رهرو حسین (ع) قرار دادی خدایا می دانی که برای لقاء تو و برای گسترش دین تو برای پیروزی اسلام و برای آزاد کردن کربلا و قدس عزیز به جبهه آمدم و امیدم جز به تو رسیدن و خدمت کردن به میل تو چیزی نیست امیدوارم که تو مرا بپذیری و تو دست رد برسینه ام نمی گذاری بار خدایا خودت فرمودی که برای توبه بیائید و من توبه کنندگان را دوست دارم  و ای خدای بزرگ آمده ام و با چشم امید به تو نگاه می کنم و برای گناهانم استغفار می کنم بارالها شهادت فی سبیل الله قسمت و نصیب من حقیر و ناتوان خود بکن  خدایا تو شاهدی که من به این دنیای فانی میل ندارم و می دانم که متاع آن قلیل است و دنیا بازاری است که در معاملات آن عده ای سود می برند و برخی نیز در خسران و ضرر روزهایشان را سپری می کنند. پیامی از بنده حقیر و ناتوان و ناچیز خدا به امت مسلمان ، هر چند که من کوچکتر از آنم که بخواهم پیام برای این ملت مسلمان و عزیز بدهم ولی من باب وظیفه سه کلمه دست و پا شکسته می گویم ، ای ملت عزیز و قهرمان و شهید پرور ایران شما خود شاهدی که در اوایل انقلاب تا بحال چه گلهائی را از دست ما گرفته شده و بسوی نور و خدا رفته اند. و حالا که شاهد هستی شما هم وظیفه ای در برابر عقیده ایشان داری، وظیفه شما این است که نگذارید خون برادران شما که در جبهه و در جای دیگر برای اسلام ریخته شده است پایمال شود. پیامی با پدر و مادر عزیزم ، پدر جان من که الان دین خود را به اسلام عزیز ادا کردم و به جبهه آمدم و درراه خدا کشته شدم امید آن دارم که شما که در حدود 19 سال به من خدمت کردید و واقعاً برای من پدرگری کردی و من در مقابل تو پسرگری نکردم مرا عفو کنید . و از خدا برای من طلب آمرزش کنید و امیدوارم که در شهادت من صبر پیشه خود سازید. مادر و خواهرم پیام من به شما این است که حجاب اسلامی را رعایت کنید و نگذاریدخون شهدا پایمال شود. در شهادت من جامه سیاه نپوشید بلکه سفید بپوشید و خوشحال باشید. در پایان از دوستان و خویشاوندان وهمشهریهای عزیزم می خواهم که مرا ببخشید و از خدا بخواهید که از گناهانمان در گذرد . انشاء الله تعالی

 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

پرویز شاکری.

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:۳٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

علی شاکر فرزند:عباس

 انا لله و انا الیه راجعون

 بدرستیکه ما از خدائیم و بازگشت همه بسوی خداست

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان نمی برید کسانیکه در راه خدا کشته میشوند مرده اند بلکه زنده و در نزد پروردگارش روزی می خورند

 بسم الله الرحمن الرحیم

 با درود و سلام فراوان بر مهدی (عج ) فرجه شریف و نایب بر حقش رهبر انقلاب اسلامی ایران و سلام بر شهیدان به خون خفته جنگ تحمیلی و شهیدان گمنام از صدر اسلام تا کنون و دعاهای خیر برای پیروزی رزمندگان اسلام در تمامی جبهه های مختلف و دعا برای معلولین و مجروحین جنگ تحمیلی و برای شفای عاجل آنها و دعا برای آزادی اسرا و دعا برای مفقودین و دعا برای طول عمر برای امام وحتی برای سلامتی مولا مهدی و درود و سلام بر ملت قهرمان و شهید پرور ایران به خصوص ملت شیر دل این دیار سلام عرض می کنم  

                                                                     بسم الله الرحمن الرحیم

 اگر به جبهه می روم برای جاه و مقام نبود اگر به جبهه  می روم برای دفاع از حریم مقدس اسلام و قرآن است نگوئید کورکورانه به جبهه رفتم بلکه از چشم بصیرت رفتم بلکه برای رضای خدا رفتم اگر در نوشته هایم عوض شده این از لطف بوده که شامل حال من شده که بتوانم به خدا تقرب پیدا کنم . بار خدایا من گناهکار را ببخش و مورد عفو قرار ده . بار خدایا اگر آنطوری که شاید و باید تو را ستایش کنم نکردم و آنطوری که باید از نعمتهایت شکرگزاری کنم نکردم امیدوارم به عظمت خودت مورد عفوم قرار دهی و از اینجا چند کلمه کوتاه به ملت ایران . سعی کنید از روحانیت در خط امام جدا نشوید ، نماز جمعه و دعاهای کمیل و توسل و ندبه را فراموش نکنید که رمز پیروزی است و جوانان به سوی جبهه بروند. و تو ای پدر و مادر که چقدر زحمت کشیدید و مرا بزرگ کردید و بالاخره شما وظیفه داشتید و باید در راه خدا بسپارید و هیچ ناراحتی نکنید حتی خوشحال باشید که با سعادت شده است و ای پدر مراببخش که تو را از روی نادانی اذیت کرده ام و قدر و عظمت شما را ندانستم وای مادر تو به بزرگی خودت ببخش که تو هم اذیت کرده ام لکن تو را نشناختم . خصوصی ، و ای تو پدر بزرگ حسن خلیلی و مادر بزرگ و ننه صغری که چقدر زحمت مرا کشیدید هرگز راضی نیستم برای من گریه کنی هرگاه خواستی برای اباعبدالله گریه کن . دیگر خویشان و قومان و دوستان و همسایگان یک به یک از شما هم حلالیت می طلبم و در مورد خودم مقداری پول دارم که در دفترچه است هرگز تا بحال نه خمسی و زکاتی و هم امام را نداده ام و مقداری پول از استاد سید قاسم طلب دارم آن را بگیرید و به خانه امام جمعه ببرید تا پول کامل کند یعنی تشکیلات در کند و یک سال 21روزه نشده ام و سالهای قبل هم تعدادی روزه نشده ام ولی تعداد روزه اش را نمی دانم از این پول آنها را تکمیل کنید و بقیه پول را به جبهه بدهید.

 والسلام فرزند ناقابل شما علی شاکر تاریخ 8/5/1362

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:۳۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

مسلم شاکر فرزند:رمضان علی

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان نکنید کسانیکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند

حضور پدر و مادر گرامی و عزیزم سلام عرض می کنم امیدوارم که حالتان خوب باشد ودر پناه امام زمان عج الله و در سایه رهبری حضرت امام در صحت و سلامتی به سر ببرید مادرجان من در جبهه های حق علیه باطل صحیح و سالم هستم و هیچ گونه کسالتی ندارم امیدوارم که با دعای خیر شما و امت حزب الله بتوانیم راه بسته شده کربلا را باز کنیم ، تا مادران شهدا و مفقودین و جانبازان عزیز بتوانند قبر امام حسین و یاران با وفایش را با معرفت زیارت کنند پدر و مادر عزیزم قرار است که ما را به خط مقدم ببرند که انشاء الله اگر خدا بخواهد راه بسته شده کربلا را باز کنیم تا انشاء الله همه با هم به زیارت قبر حسین برویم و اگر شربت شهادت را نوشیدم امیدوارم که در روز قیامت همدیگر را ملاقات کنیم و دسته جمعی برویم به دیدار اهل بیت عصمت و طهارت و با ایشان دیداری تازه کنیم . مادر جان من چند وصیت با شما دارم . امیدوارم که ناراحت نشوید ، اولین وصیت من به شما این است که امام عزیز را دعا کنید که خداوند سایه او را از سر ما کم نکند که هر چه داریم از زحمات این پیر جماران و امام محبوب است و دومین وصیت من به شما این است که به مدت یک ماه برای من روزه بگیرید و 15 روز نماز بخوانید و مادر جان سومین وصیت من این است که وقتی در شبهای ماه مبارک رمضان روضه می خوانید دوشب دیگر برای من روضه بخوانید و خرج آن را از پولی که من پس انداز کرده ام بدهید چون هر چه که ما داریم از حسین بن علی و یاران اوست که با نثار جان خود اسلام را زنده نگه داشته اند و با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند و درپایان مادرجان از زحماتی که برای من کشیده اید تشکر و قدردانی می کنم و انشاء الله اگر زنده ماندم آن را جبران می کنم و اگر شهید شدم آن را در روز قیامت جبران می کنم . مادر جان انشاء الله مرا حلال می کنید و من با خیال راحت به جنگ دشمنان اسلام بروم و با کمک خداوند راه بسته شده کربلا را باز کنیم . گوش کن ای مادر از پشت سنگر نامه می نویسم با چشمان تر اول سلام بر روی ماهت دوم قسم به قلب پاکت از من نگران مباش مادر هوای تو توی قلبم می زند پر شبها که خواب ندارم آرزو دارم تو را در خواب ببینم.

 خـداونـدا چه سازم بـادل خـویش             چه سازم بادل پر ماتم خویش

 چـگـونـه سـر کـنم عمـر گــران را              چه سازم با محیز درهم خویش

 خداوندا ندارم که من سرموئی غم خویش          غم مادر دلم را کرده ریش ریش

 پدر عزیز و مهربانم شما هم ناراحت نباشید من واقعاً از زحمات شما خیلی متشکرم که اجازه دادید به جبهه های حق علیه باطل بروم تا جان خود را فدای اسلام ناب محمدی کنم  

پدر جان میوه باغ توام از باغ بیرونم مکن       گرچه رفتم از برت اما فراموشم مکن

 پــدر خــوب کـه مادر نـازنـین است         بـرادر مـــیـوه روی زمـــین اسـت

 بــرادر قــدر هـمـدیـگـر بــدانیم          کـــه آخــر جـای من زیر زمین است

این بود گوشه ای از وصیت نامه شهید مسلم شاکر اردکانی

شمع من امشب زیارت می کند پروانه را         من به قربانش شوم خواننده این نامه را

 والسلام

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:۳۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

محمد شاکر فرزند:یدالله

بسم الله الرحمن الرحیم

 با عرض سلام خدمت حضرت بقیه الله و نایب بر حقش امام امت و با عرض سلام به خانواده های مجروحین و شهیدان اسلام . پدر و مادر عزیزم سلام می دانم که هیچ وقت ناراحت نیستید و همیشه شاد و خوشحال باشید . اگر که من شهید شدم وهیچ ناراحتی برای من نداشته باشید که در راه خدا به شهادت رسیده ام . خواهرانم هیچ وقت برای من گریه نکنید که اگر برای من گریه کنید باعث ناراحتی من می شود و چون دشمنان از گریه شما خوشحال می شوند. ای مردم شهید پرور اردکان هیچ ناراحتی برای من و این جوانان شهید نداشته باشید آنها در راه خدا به شهادت رسیدند و جایشان در بهشت است . خواهرانم هیچ وقت ناراحت نباشید همه باید صبور و هیچ ناراحتی نداشته باشید خوشحال و شاد باشید که من به شهادت رسیده ام . شهادت بهتر از زندگی است و شهیدان جایشان همیشه در بهشت است و خودم خیلی خوشحال می شوم که به شهادت برسم . پدر و مادر عزیز و خواهرانم ، امیدوارم هر بدی که از من سر زده و باعث رنجش شما شده است مرا ببخشید که من در راه اسلام شهید   شده ام . برادرم محمود ، امیدوارم اگر گاهی با هم برخوردی داشته ایم از من راضی شوی . مادرعزیزم شیر پاکت را بر من حلال کن که تو بوده ای که مرا بزرگ گرده ای تا در جنگ حق علیه باطل بجنگم برای نجات اسلام و میهن عزیز تا دیگر این کافران برخاک ما تجاوز نکنند من خودم می خواستم به جبهه بروم و در راه خدا به شهادت برسم خدا این شهادت قسمتم کرد و از شما می خواهم که برای من گریه نکنید و مرا در کنار شهیدان گلگون کفن اردکان به خاک بسپارید ای مردم اردکان به پا خیزید که صدام و صدامیان کارشان تمام است و نزدیک است کارشان به هلاکت برسد و به زودی رزمندگان ما کربلا و سپس قدس را آزاد خواهند کرد ای خدا این جنگ را بر اسلام پیروز بگردان و برای صدامیان نابودی پیام من به مردم شهیدپرور اردکان این است که به جبهه بروند و برای اسلام خدمت کنند و کار صدام را یکسره کنند و روز و شب برای امام امت و رزمندگان عزیز دعا کنند تا این جنگ را در چند روز دیگر به پایان برسانند من یک سال نماز و روزه دارم که از شما می خواهم که برایم بجا آورید والسلام

تاریخ وصیت نامه 17/11/1361

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٢٩ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید: 

محمدعلی شاکر فرزند:حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

پس از درود فراوان بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی و درود فراوان بر شهیدان راه حق و آزادی و سلام فراوان بر روان تمامی شهدا و شهدای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران وصیتنامه خودرا شروع می کنم ، پس از عرض سلام خدمت پدر و مادر عزیزم و برادران و خواهران عزیز و گرامیم و همچنین تمام آشنایان و دوستانم چند کلمه ای با شما صحبت می کنم اگر در این راهی که برگزیده ام به فیض عظیم شهادت نائل گشتم از تمام شما بخصوص پدر و مادرم وصیت می کنم که حق بزرگی بر گردن بنده دارند می خواهم که مرا عفو کنید و مرا به بزرگی خودتان ببخشید و برای من از درگاه خداوند متعال طلب آمرزش کنید می دانم که شما شما را اذیت کرده ام و برای شما هیچ وقت فرزند خوبی نبودم ولی امیدوارم که خداوند مرا ببخشد . و پدر و مادر عزیزم از شما می خواهم که در حق من دعا کنید چون دعای پدر و مادر در حق فرزند خلی زود اجابت می شود و تا آنجا که می دانم قرضی ندارم که شما بپردازید و اندک پس اندازی که دارم هر طور که صلاح می دانید خرج کنید و ممکن است نماز و روزه هایی که بر من واجب بوده بجای نیاورده و یا مورد قبول واقع نشده باشد . از پدر و مادرم می خواهم که قضای آن را بجای آورند . دیگر حرفی ندارم بجز طول عمر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و پیروزی نیروهای اسلام علیه قوای کفر .

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

محمد علی شاکر

تاریخ 10/1010/1360

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٢٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

رضا شاکر فرزند:حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان مبرید آنان که در راه حق شهید شده اند مرده اند خیر آنها زندگانی هستند نزد پروردگارشان پدر و مادرم سلام ، ممکن است وقتی که شما این نوشته را می خوانید من دیگر نباشم و از حالت مادی که دارم خارج شده باشم چون برای یک مسلمان که انشاء الله لیاقتش را دارم که جزو افراد این دسته باشم مرگی وجود ندارد و این حالت تحولی بیش نیست امیدوارم زیاد بی تابی نکنید که این کار از اجر شما می کاهد . انسان برای به قول تو پدر، برای گذراندن امتحان در این جهان وآفریده شده و تمام کارها و مسائل برای امتحان انسان است و فرزنددار شدن شبیه جزئی از این امتحان   می باشد . امانتی است پیش شما از طرف خداوند که در موقع لزوم آن را باید پس داد وانگهی این مرحله برای همه می باشد(انا لله و انا الیه راجعون) پس چه بهتر است آدمی در راه خدا از این مرحله بگذرد وصیتم به خواهرانم این است که بعد از شهادتم سیاه نپوشند و عزا نگیرند چون شب دامادیم است . خوب می دانید قلب من همیشه پیش معبودی بود که از همه کس به او نزدیکترم و این آرزوی من بود و می خواهم که شیرینی و نقل و میوه بدهید و افتخار کیند که3ه نائب صاحب الزمان (ع) و برای حق و حقیقت و مبارزه با کفار است . خداوند گفته    ( ما من قطره احب الله من قطره دم فی سبیل الله ) یعنی هیچ قطره ای در مقیاس حقیقت در نزد خداوند قطره خونی که در راه خدا ریخته شود بهتر است و من می خواهم که با این قطره خونم به عشقم برسم که رای خدا هست . همسرم افتخار کن بر خود ببال اگر من شهید شدم برایم اشک مریز تو همسر یک سربازی ، تو همانند زینب علیهاسلام بردبار باش و تو ای مادر جان گریه نکن بخند و خوشحال باش ، زیرا در راه هدف مقدس گام بر داشته و جان باخته ام . ای برادران عزیزم پیوسته در راه اعتلای اسلام عزیز کوشا و تمامی فرامین امام را به جان و دل پذیرا باشید و زمان ، زمان حسین و ایام عاشورا است

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٢٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

جواد شابلی فرزند:علی بمان

بسم الله الرحمن الرحیم

الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا

 حمد خدای بزرگ را که خلقت انسان از لطف اوست و درود و تحیات انبیاء و اولیاء الهی و ائمه طاهرین علیهماالسلام و درود و سلام بر خمینی روح خدا وقلب تپنده ملت مستضعف جهان و درود به روان پاک شهدا از هابیل تا کربلای ایران که خالصانه جان خود را برای رضای خالق در راه هدف فدا نمودند و با شناخت و آگاهی در این راه گام نهادند و به پاس احترام خون این عزیزان خداوند بر ما منت نهاد و طریق فضیلت و تقوی را به ما شناساند . من جواد شابلی اکنون که توفیق هجرت را یافتم و موفق شدم با لباس پاسداری در جبهه حاضرشوم و پاسدار حرمت خون شهیدان خدای بزرگ این نعمت را بر من ارزانی داشت . شاید کفایت و لیاقت شهادت را  نصیبم سازد و بتوانم پس از عمری تباهی و گناه و معصیت با نثار خون خویش و آبیاری درخت اسلام با شهادت خود به اسلام خدمتی نموده باشم و به لقاء الله برسم . از افتخاراتم این بود که در ارگانی به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خدمت می کنم و انشاء الله با نثار خون خویش به این اسم و این ارگان خدمتی نموده باشم . از ملت عزیزو شرافتمند ایران درخواست می نمایم که جبهه ها را همیشه با اعزام نیروهای معتقد به اسلام و انقلاب پر نگهدارند و امام امت را یار و پشتیبان باشند . در حراست از خط ولایت فقیه که همان خط سرخ انبیاء است کوشش نمایند و با حضور دائم خویش در صحنه به  ضد انقلاب و خفاش صفتان که چشم دیدن آفتاب این انقلاب را ندارند مجال و فرصت ندهند که این دیوسیرتان از هر فرصتی علیه انقلاب استفاده خواهند نمود. از پدر و مادر خویش که در پرورش و تربیت من متحمل رنج فراوان شدند و متاسفانه در عمر کوتاه خود توفیق جبران ذره ای از زحمتهایی که برایم کشیدند را نداشتم طلب عفو می نمایم . برادران و خواهران گرامی ، کوتاهی و گناهان مرا با دیده عفو بنگرید و مرا ببخشید تا انشاء الله خدا نیز از من راضی باشد. بار پروردگارا امام امت را تا انقلاب مهدی نگهدار. دولتمردان و خدمتگزاران به اسلام را موفق و موید بدار . بر اتحاد و اتفاق مسلمانان در سراسر دنیا بیفزای . حکام مرتجع منطقه را با دست پر قدرت مسلمانها سرنگون دار و امت اسلام را در پیشبرد اهداف عالیه قرآن موفق دار . والسلام علی عبادالله الصالحین جواد شابلی ضمناً 8 روز روزه قضا دارم و مدت 6 ماه نیز نماز قضا دارم که آن رابا پولی که پهلوی رضا دارم برایم انجام دهید. همچنان از دارائی خودم برای خرج دفن و کفن استفاده نمائید و بقیه دارائیم را در هر راهی که صلاح بدانید خرج نمائید .

خدا حافظ و نگهدار شما. جواد شابلی تاریخ 24/7/1361

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

ذبیح الله سیفی فرزند : سیف الله

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایها الذین آمنو استعینوا بالصبرو      (قرآن کریم )   

ای اهل ایمان در پیشرفت کار خود صبرو مقاومت پیشه کنید......

با درود و سلام بر منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود (عج ) و نایب بر حقش امام خمینی این بت شکن زمان و امید مستضعفان جهان و یاری دهنده ستم دیدگان و درود بر رزمندگان در جبهه حق علیه باطل که جان خود را فدای اسلام و میهن می کنند و سلام بر ارواح پرفتوح شهدای اسلام ازصدرتاکنون که باخون خود درخت خشکیده اسلام را آبیاری می کنند. تا این درخت سرسبز و سربلند گردد، و درود بر خانواده های شهدا ، اسرا، مجروحین و معلولین جنگ تحمیلی که انشأا... خداوند صبر واجر عظیمی به خانوادهای آنها عنایت فرما و اینک وصیت نامه خود را آغاز می کنم 

  بسم الله الرحمن الرحیم

 پروردگارا آنقدر در گناه و فساد بوده ام که اکنون قدرت اینکه قلم به دست گیرم و وصیتی را بنویسم ندارم چون معتقدم پاکان و زاهدان خدا لایق شهید شدن می باشند بارالهی زیاد در تلاش بودم تا در مسیر تو باشم و برای تو بنده ای مخلص باشم، هر چند که لطف تو شامل حالم بوده، ولی شرمنده و سرافکنده ام و امید به بخشش دارم  خدایا ای پرورش رهنده محمد، علی ، فاطمه، حسن و حسین دردمند دلشکسته ام و روحم از شدت درد می سوزدو بدان امیدم که این جان بی ارزشم را با یاریت در راه اسلام قرا دهم تا شاید برای محو شدن گناهانم کفاره ای باشد، و یا توبه ام را بپذیری و بیامرزی که در هر حال بر تو محتاجم و نا امید نیستم. زیرا بنده تو هستم و می دانم که خدای من ارحم الراحمین است. و اما پدر و مادر و برادرانم بیش از اندازه برای شماها ایجاد نارضایتی کردم و فرزندی لایق برای شماها نبودم مرا ببخشید، و از من راضی باشیدو از تمام افراد و کسانی که مرا می شناختند بخواهید که مرا ببخشند، تا خدا هم از من خشنود گردد و مرا بیامرزد. مادر عزیزم همچون فاطمه زهرا ( س )در مقابل سختیها و گرفتاریها استوار باش هرجا که هستی و هر موقع به یاد من افتادی در ازای گریه کردن هر چه می توانی دستت را به سوی خدا بلند تر کن و خدا را شکر کن زیاد ناراحت نشو که غمگین خواهم شد. و اما پدر جان می دانم که حق فرزندی را در قبال شما انجام نداده ام به هرحال امیدوارم که از من راضی باشید. بعد از شهادت من صبر پیشه کن و عزا نگیر بلکه خوشحال باش من افتخار می کنم که با جوانهایی هستم که فقط هدفشان نابودی دشمنان اسلام است و در خط امام هستند. اگر بدن ضعیف من هزاران تکه شود باز برایم شیرین تر از آن است که در بستر بیماری از دنیا بروم. دوست دارم با چهره خونین و بدن تکه تکه شده به درگاه الهی بروم. و اما پدر جان امیدوارم که بعد از شهادت من برسر خاکم شیرینی بدهید. چون امید داشتم که وقتی جنگ تمام می شود داماد شوم ولی خداوند نخواست که من داماد شوم، و به همین خاطر در وصیتم می گویم شیرینی بدهید و با شیرینی دهان مردم را شیرین کنید. پدر از مال و منال دنیا چیزی ندارم آنچه را هم دارم در موردش خود می توانید تصمیم بگیرید. و این تصمیم گیری را به عهده پدرم می گذارم که عمری مرا بزرگ کرد و زحمت کشید. خوب پدرجان همین قدر پولی که دارم برایم یک سال نماز و یک ماه روزه برایم بگیرید چون امکان دارد موقعی شاید یادم رفته باشد نماز بخوانم و روزه بگیرم دیگر عرضی ندارم ولی از برادرانم و خواهران و دوستان و آشنایان و اهل محل خصوصاً از همسایگان امید بخشش دارم در آخر پدرجان اگر پیکرم بدست شما رسید از شما می خواهم که پیکر در شهرستان اردکان در کنار شهیدان اردکان و در کنار سردار رشید اسلام برادرذبیح الله عاصی زاده خاکم کنید. واز شما می خواهم که تامی توانید در مسجد در هرکدام مسجد مثل در مسجد مزرعه سیف شبهای چهارشنبه و شبهای پنج شنبه دعای توسل و دعای کمیل بخوانید و به یاد تمام رزمندگان و امام باشید

بـه جنگـی تـن بـه تــن بـا خنجر سرخ

چکـداز سینه هـامـان اختر سرخ

مسلـمـان کـی پـذیــرد ننـگ__تســلیـم

نـمیـرد مــگر در سنگــر سـرخ

 

 

 

در آخر با همه شما خدا حافظی می کنم.

 برادر ذبیح الله سیفی مورخ 18/12/1363

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٢۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید: 

سیدعلی سیدی فرزند:سیدمحمد

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون

خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده آنهایی که در راه خدا کارزار می کنند و می کشند و کشته می شوند

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام و درود فراوان بر رهبر سازش ناپذیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی و با سلام و درود فراوان بر رزمندگان ظفرمند که جان خود را فدای اسلام ، انقلاب و ایران کردند و با سلام و درود فراوان بر این ملت قهرمان حزب الله مسلمان واقعی ایران که فرزندان خود را تربیت کردند و در راه خدا دادند یعنی کمک به جبهه ها کردند و در دعای کمیل و دعای توسل و در نماز جمعه ها و در نماز جماعت شرکت می کنند و دعا به امام و رزمندگان می کنند . خداوند را شکر می کنم که لیاقتم دادی که در جبهه ها حضور یافتم و در صف جهادگران قرارم دادی و خدا را شکر می کنم که لیاقت یافتم در کنار این برادران مخلص و پاک و با تقوا و با ایمان کامل و خداوند شکر می کنم که لیاقت یافتم که جان ناقابل خودم را فدای اسلام عزیز کنم ای ملت ایران امام را تنها نگذارید و همیشه گوش به فرمان امام بزرگوار باشید و با پشتیبانی خود از ولایت فقیه مشت محکمی به دهان یاوه گویان و منافقین کور دل بزنید و به آنها بفهمانید که ولایت فقیه بود که مارا از منجلاب فساد و ستم شاهیان زمان طاغوت نجات داد . امت اسلامی ایران جوانان خود را همچون جوان برومند امام حسین (ع) با جان و دل به سوی میدانهای نبرد بفرستی تا به یاری خدا و امام زمان کافران بعثی را از خاک اسلامی خود بیرون کنیم و انشاء الله پرچم جمهوری اسلامی را در تمام دنیا برافراشته سازیم ای ملت عزیز، همیشه درصحنه باشید و پشتیبانی از روحانیت عزیز بکنید که واقعاً این روحانیت بودند که ما را نجات دادند و به راه راست هدایت کردند و این روحانیت بودند که مارا سرفراز کردند در جهان و مستضعفان را نجات می دهند و اگر شما ملت از صحنه خارج شوید و روحانیت از صحنه خارج شوند وای بر آن روزی که چه بلایی بر سر شما می آید ای ملت عزیز اردکان جوانان خود را به جبهه بفرستید و نگذارید که جای ما در جبهه خالی باشد و اسلحه ما روی زمین بیافتد و این عراق را از دست بعثیان کافر بیرون آورید و در آنجا پرچم لااله الالله برافرازی و بعد به سوی قدس روید و بعد از قدس بسوی مکه معظمه روید و مبارزه ادامه دهید تا ظهور حضرت مهدی (ع) ای ملت می دانید که شهیدان اول جنگ تا به حال آرزو داشتند ه به زیارت سالار شهیدان حسین ابن علی بروند و خودم هم آرزو داشتم اما نرسیدیم ، وقتی که کربلا آزاد شد و به زیارت حسین رفتی یادی از این شهیدان بکنید و ای خانواده شهیدان بدانید که خون پاک فرزندان شما بود که جوانان کشور ما را الهی کرد و همه را منقلب کرد تا بسوی جبهه ها بروند و ادامه دهنده راه آن عزیزان باشند . خوشا به حال شما که با پیش قدم شدن خود رضایت خدا و امام زمان (عج) را جلب کردید و یک تذکر به برادران محصل می کنم و می گویم ای برادران بسوی جبهه بیایید که اسلام و قرآن در خطر است و درس را رها کنید و به دانشگاه بیائید که اسلام هم دانشگاه دارد، که همین جبهه است. عجب جائی ، جای انسان سازی است جای ارتباط با خدا و امام زمان ، شما هم ملحق شوید. به گفته امام درس خواندن مستحب و به جبهه رفتن واجب کفائی است چون اسلام در خطر است . اگر شما نیائید و جاها را خالی کنید این خون شهیدان به گردن شماست . و درود بر معلمهای حزب الله که بچه ها را به راه راست هدایت کردند و می کنند و حزب اللهی کردند و دلشان به انقلاب و اسلام و کشور می سوزد و بچه ها را باسواد می کنند و ای مردم خشک آباد اگر من یک روزی به شما بی احترامی یا اذیت و آزار کرده ام به خاطر خدا و به بزرگی خودتان مرا ببخشید

سیدعلی سیدی

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٢٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید 

علی سعیدی پناه فرزند:محمدحسین

بسم رب الشهداء و الصدیقین

ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لاکن لا تشعرون

 به کسیکه در راه خدا شهید می شود مرده نگوئید آنها نمرده اند بلکه زنده اند ولی شما این واقعیت را درک نمی کنید درود برحسین (ع)بن علی یکه تاز میدان جهاد و شهادت و اسوه شهادت و شجاعت و سلام بر یاران صدیقش که چون پروانه به دور شمع گرد حسین جمع شدند و عاشقانه سوختند و با درود بر رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خمینی و با درود بر تمام شهیدان راه حق و آزادی ، چند جمله ای به عنوان وصیت نامه می نویسم اول از هر چیز باید بگویم که اگر روحانیون نبودند تا چند سال دیگر آمریکا و ابر قدرتها بر گرده ما سوار می شدند و از ما به عنوان یک برده استفاده می کردند. پس قدر رو حانیون را بدانید و به هرقیمتی که شده از آنان پشتیبانی کنید چون دشمنان انقلاب می خواهند شما از یکدیگر جدا کنند . تنها چیزی که شما را به پیروزی رساند و می رساند حفظ وحدت بوده و هست پس دست از تفرقه و جدایی بردارید در این زمان که جنگ ممکن است در جامعه کمبود هایی بوجود آورد پس از این کمبودها ناراحت نشوید که خداوند در هر لحظه شما را آزمایش می کند . امت گرامی به فرمودههای امام خمینی عزیز گوش فرا دهید که پیروزی شما در اطاعت از فرموده های این مرد کبیر است و به مجالس عمومی ، خصوصا، مجالس دعا و قرآن توجه زیاد بکنید و همیشه و در هر حال امام عزیز خمینی بت شکن را دعا کنید . ما باید به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) که در آن زمان هیچ کس و حتی یک نفر پاسخ گویی آن نبود لبیک گوئیم و روح حسین (ع) را با لبیک هایمان شاد فرمائیم و امیدواریم که حسین (ع) از ما راضی و خشنود باشد و چند مورد در باره پدر و مادر عزیزم ای پدر و مادرم عزیز من در زندگی شما را خیلی ناراحت کرده ام و اکنون که عازم جبهه جنگ هستم قدر شما را فهمیده ام . پدر و مادر عزیز می دانم که سخت است ولی اگر من کشته شدم از شما می خواهم که برای من گریه نکنید چون اگر خدا قبول کند شهید هستم و کسی که شهید می شود تازه اول زندگی خود را شروع کرده و آن هم در نزد خدا . پدر و مادر عزیزم شما باید بعد از شهادت من با خوشحالیتان دشمنان من و اسلام را کور کنید و اگر گریه کنید دشمنان من از گریه شما خوشحال خواهند شد که آن وقت خداوند هم از شما راضی نخواهد شد پدر و مادر عزیز امیدوارم بعد از شهادتم یک عکس قاب گرفته مرا با یک عکس امام خمینی در جا عکسی سر قبر من بگذارید تا وقتی که بر سر قبر من می آیی به یاد امام باشی و یک عکس من را در خانه بگذارید تا وقتی که دلتان گرفت با دیدن عکس من نیرویتان دوباره قوت گیرد ای پدر و مادر عزیز امیدوارم گوش به شایعات ندهید و دشمن می خواهد از طریق همین شایعات شما را گول بزند و از راه اسلام باز گرداند . پدر و مادر عزیز من در زندگی به شما خیلی زجر رسانده ام مرا ببخشید و از شما می خواهم که برای من از تمام دوستان و خویشان و آشنایان رضایت طلب کیند . خواهران و برادران عزیز از تمام شما می خواهم که مرا ببخشید . خواهران عزیز مواظب فرزندان خود باشید و سعی کنید آنها را افرادی مومن و معتقد به قرآن و اسلام باز آورید که این فرزندان هستند که آینده ساز این انقلاب هستند و خلاصه ای مردم شهیدپرور اردکان به هر صورت اگر چیزی از من دیده اید مرا ببخشید. امیدوارم سنگرهای مسجد را خالی نگذارید و آن را به بهترین وجه حفظ کنیدای پدر عزیز کتابهای مرا که درخانه است و من آنها را خریده ام به کتابخانه هدیه کنید . و از شما می خواهم آنچه را که علی (ع) در باره صبر می گوید گوش و عمل کنید . حضرت علی (ع) می فرماید: الصبرالثلاثه، صبر سه شاخه دارد 1ـ الصبر المصائب ، صبر در مقابل سختیها 2ـ الصبر الواجبات ، صبر در مقابل واجبات 3ـ الصبر الحرمات ، صبر درمقابل حرامها. از شما می خواهم که صبر را پیشه خود قرار دهید چرا که صبر ایمان می آورد . الذین آمنوا اشد حباب . مومنین عشقث بیشتر و بزگتری دارند . خدا  میگوید هر کس که عاشقم شود عاشقش می شوم و هر کس را که عاشقش شوم میکشمش  

به امید پیروزی رزمندگان اسلام

خـدایا خـدایا تــــا انقلاب مهدی (عج)  

                                              تو را به جان مهدی خمینی را نگهدار شــهیدان زنــده انـــد الله اکـــــــــبر        

                                                   به خون آغشته اند الله اکبر                    

 به امید پیروزی هر چه زودتر حق برباطل و به امید هر چه زودتر رسیدن انقلاب اسلامی ایران به تمام نقاظ جهان مستضعف

والسلام

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٢۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

احمد سرکارگر فرزند:صادق

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاًبل احیاء عند ربهم یرزقون

 گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند

با درود و سلام بر یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود(عج) و باسلام بر رهبر کبیر انقلاب اسلام و باسلام بر کفر ستیزان جبهه های حق علیه باطل و با درود بر امت شهید پرورو دلیر و قهرمان ، وصیت نامه خود را آغاز می کنم اینکه که آخرین لحظات عمرم را سپری می کنم وصیتی چند با پدر و مادر عزیزم و مردم قهرمان و غیور دارم باسلام بر تو ای پدر و مادر عزیزم و مهربانی که عمری زحمت کشیدی و من را بزرگ کردی و حق بسیار بزرگی بر گردن من داری در عوض من بسیار ناسپاسی و نافرمانی در حق شما کردم من حالا فهمیدم که چه کار غلطی کرده ام و از شما تقاضای بخشش و عفو می کنم . امیدوارم که شما مرا ببخشید و ای خواهران و برادرم اگر من در منزل نسبت به شما تندی کرده ام از شما خواهش دارم که من را عفو کنید . و از شما خویشان و آشنایان می خواهم من را ببخشید و از من در گذرید و شما ای مردم شهیدپرور و دلیر از شما می خواهم که همیشه گوش به فرمان امام عزیزمان باشید و به فرمانهایش عمل کنید و از شما می خواهم که هرگز جبهه ها خالی نگذارید و با هرچه بیشتر شرکت کردن خود در جبهه حتی در پشت جبهه کار جنگ را یکسره کنید و از شما همرزمان در سنگر مدرسه و معلمان عزیزی که در تربیت من کوشیده اند سپاسگزارم و از دانش آموزان می خواهم که در پشت جبهه با درس خواندنشان مشت محکمی بر دهان این ابر جنایتکاران شرق و غرب بزنند و از شما معلمان و دانش آموزان عزیز می خواهم که اگر نسبت به شما رفتار بدی روا داشته ام من را مورد عفو قرار دهید. در پایان از پدر و مادر عزیزم می خواهم که اگر کسی از من قرضی داشته و به او نداده ام به او بدهید دیگر سخنی ندارم بجز دعا برای امام عزیز و رزمندگان خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. برادر حقیر شما احمد سرکارگر تاریخ5/1/1366

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:۱۸ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

محمدعلی سرافراز فرزند:حسن

 بسم الله الرحمن الرحیم

 ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله

خدا جان و مال اهل ایمان را به بهشت خریداری کرده آنها در راه خدا جهادمی کنند که دشمنان درین را بکشند یا خود کشته شوند این وعده قطعی است برخدا

با درود و سلام فراوان بر منجی عالم بشریت و نائب بر حقش امام خمینی و با درود و سلام به روان پاک شهدای اسلام و با درود و سلام بر تمامی رزمندگانی که در جبهه های حق علیه باطل مشغول جهادند وصیتنامه خود را شروع می کنم  ای حسین این را بدان که اگر در صحنه کربلا جزء 72 تن هیچ یارو یاوری نداشتید و کافران تو را در میان لشکر دشمن تنها و غریب و مظلوم گذاشته اند امروز رزمندگان ما با جان و مال خویش به ندای هل من ناصر ینصرنی تو لبیک می گویند و ما باید این را بدانیم که اگر آن روز امام حسین و یارانش در روز عاشورا شهید نمی شدند اسلام زنده نمی ماندو این خون شهدایی است که ما را به پیروزی نائل می گرداند و تنها با خون است که می شود درخت اسلام را آبیاری کرد . اسلام دین حق است و حق همیشه پیروز است و باطل رفتنی پیام من به مردم ایران این است که آفرین بر شماها که این چنین جوانان خود مانند علی اکبر امام حسین (ع) وارد جبهه های جنگ می کنید و خودتان این چنین سنگرهای پشت جبهه را محکم نگه می دارید و پیام من به خانواده های شهدا و اسرا و مفقودین این است که خداوند به شماها صبرجلیلی عنایت فرماید و انشاء الله که خداوند به شماها اجر عظیمی عنایت کند. و پیام من به خانواده ام این است که ای پدر و مادر اگر من شهید شدم شماها هیچ ناراحت نشوید و بدانید که خون فرزند شما از خون فرزندان این ملت رنگین تر نیست و اگر خداوند بخواهد که این امانت ناقابل را از شما بگیرد بدانید که این افتخاری است که نصیب شماها شده است چون ماها همه امانتی ازخدائیم و انشاء الله شماها مرا ببخشید و ازهمه شماها حلال بودی می طلبم و پیام من به برادرانم این است که اگر من شهید شدم سنگر برادرتان را خالی نگذارید و انشاء الله که ما را ببخشیدو من از پدر و مادرم می خواهم وکه یک ماه نماز برایم بخوانید چون شاید نتوانستم یک وقتی نمازم را بجا آورم و من از همه خویشان و قومان و آشنایان و همسایگان و مردم شهیدپرور اردکان می خواهم که اگر بدی از ما دیده اید ما را ببخشید و از همه شماها حلال بودی می طلبم به امید پیروزی هر چه زودتر رزمندگان اسلام و آزاد ساختن کربلا و قدس.

 والسلام

 محمدعلی سرافراز اردکانی  تاریخ 26/1/1374 مطابق با 24 رجب

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٢۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

 حسن زفاک فرزند:محمد

 بسم الله االرحمن الرحیم

به نام الله پاسدار خون شهیدان

الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله والئک هم الفائزون  

آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقامی بلند است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند ضمن سپاسگزاری رب واحد و خالق مخلوقات ، محبوب محبان ، معشوق عاشقان و مجذوب خالصان و با سلام و درود بی حد و نصاب حضور مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء و نائب بزرگوار و بر حقش خورشید تابنده جماران ، امام امت خمینی کبیر و با درود بر ملت دلیر و ایثارگر ایران که اینگونه مخلصانه فرزندان خویش را نثار اسلام و قرآن می کنند با نام خدا و با یاد خدا و بعد از حمد و ستایش به درگاه ایزد یکتا و سلام به شما عزیزان می خواستم چند کلمه ای به عنوان یک برادر کوچک با شما درد دلی و صحبتی داشته باشم که انشاء الله همگی این بنده حقیر را خواهید بخشد اولاً خدا را خیلی خیلی شکرگزاری می کنم که به من توفیق آمدن به جبهه را داد و از مادرم هم تشکر فراوان می نمایم که به من اجازه آمدن به این دانشگاه کربلا که هر روز خون دهها علی اکبر و قاسمها می ریزد و به ما درس شهادت می آموزد داد ثانیاً به برادران دیگر سخنم این است که هرگز تا به جبهه نیامده اید نمی توانید عظمت و شوکت آن را درک کنید و هرگز قادر نخواهید بود انسانهای مخلص حاضر در جبهه را در نظر خویش مجسم کنید . برادرانم تا آنجا که می توانید به جبهه ها بیائید و اگر هم این توانایی را ندارید با کار کردنت ، با درس خواندنت و با کمک و یاری کردن به برادران در جبهه و با وحدت و انسجام خود، با پر کردن سنگر مساجد ، با شرکت نمودن در دعاهای کمیل و نماز دشمن شکن جمعه ودیگر کارهایی که به نفع این جمهوری اسلامی است انجام بدهید و مشت بر دهان این یاوه گویان شرق و غرب بزنید و نیز باعمل نمودن به سخنان گوهربار امام ، پوزه ابر قدرت شرق و غرب را به خاک فنا بمالید و از برادران روحانی هم می خواهم گرچه کوچکتر از آن هستم که حرفی با برادران روحانی بزنم اما برادران شما مسئول ارشاد مردم هستید . از شماها خواهش می کنم که تا آنجا که می توانید برای خانواده های شهداء برای مردم از مقام و قرب و منزلت شهدا در روز قیامت در نزد خدا و در نزد ائمه معصومین برایشان بگوئید تا بدانند این خانواده های شهدا که اگر فرزندشان یا اگر پدرشان در راه خدا شهید شدند ، اگر گریه ای می کنند گریه از روی خوشحالی بکنند که فرزندشان یا پدرشان فی سبیل الله کشته شده و همیشه هم دعا بکنند که خدا شهدایشان با شهدای صدر اسلام محشور بگرداند . با دانش آموزان عزیز وعلی الخصوص همکلاسانم هم حرفی دارم و آن اینکه همانگونه که ما بعد از 1400 سال سلاح افتاده علی اکبر را از زمین برداشتیم و نگذاشتیم با افتاده ماندن این سلاح اسلام از بین برود . تاشما هم بعد از ما سلاحمان را برگیرید و به قلب دشمن نشانه روید تا مشرکین بدانند اسلام ما هیچگاه فنا نمی شود و اصلاً فانی شدنی نیست زیرا که در هر عصر و زمانی جانبازانی پیدا می شوند و او را با خون خود آبیاری می کنند و آنهایی که نمی توانند به این   جبهه های حق علیه باطل بیایند ، با درس خواندنتان راه شهیدان عزیز دانش آموز را ادامه بدهید تا بتوانید برای این جمهوری اسلامی خدمت شایانی بکنید تا دیگر در امورکشور احتیاجی به افراد اجنبی نداشته باشیم و ضمناً برادرم هیچ وقت از روحانیت دست برندارید و امیدوارم انشاء الله این وحدت بینتان همیشه باقی بماند و دیگر هم اینکه هیچ وقت امام را تنها نگذارید و همیشه و در همه حال همراه و همگام و یاور او باشید . ضمناً امیدوارم هرکس که مرا می شناسد از من راضی باشد و مرا حلال کند 

اگـر هـم سنگـران روزی بـه سنگر                                               بـه تیـر کـین دشمـن کشته گشتم

 به پیش چشمتان چون مرغ بسمل                                             اگربا خاک و خون آغشته گشتم مبــــادا

 آتـش داغـــم بـگـیریـد                                                          شمـا را ای عـزیـزان دامـن جـان

 خـدا نـاکـرده در میدان وحـدت                                               مبــادا جمعتان گــردد پـریشان سپــارم

 تـا کـه جـان آسوده خاطر                                                     تفنگــم را زدوشم بـر مــداریـد

روم تا خواب خوش در بستر خون                                            سرم بـر بـالـش سنگـر گـذاریـد

 دو چشم تیــز بینـم را مبنـدیــد                    کــه تـا بینند مــردم چشم بــازم

 کــه هــرگـز کـورکـورانه نـرفتم                      بــه سوی جبهه تـا جـان را ببازم

 دو دستم از کفـن بیــرون گـذارید                 کـه دستم را ببیند خصـم گمــراه  کــه روز

 کـوچ از این دنیای فانی                              نبـردم جـز تهـی دستی به همراه مبـــادا

 در پیم مــاتم بـگیــریــد                           زدیـده اشـک خونین بـر فشانیـد

  برایم کف زنـان تـا حجله گور                      سـرود سـرخ دامــادی بـخوانیـد چو گردیدم

 نهان در سینه خاک                                   بـیفـروزیـد شمعـی بــــر مــزارم 

    کــه جـای مـادر روشن ضمیـرم                  بــــریـزد اشـک روشن در کـنارم

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار ستارگان که رفتند خورشید را نگهدار

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:۱٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید 

رضا زارع فرزند:ابراهیم

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه" مرضیه

ای نفس قدسی و مطمئن و دل آرام امروز به حضور پروردگارت در آی که تو خشنود و او راضی از تو

کــجائید ای شـهیدان خــــدائـی             بلاجــویـان دشت کـــــربـــلائی

کـجـائید ای سبک روحـان عــاشق              پرنـده تــر ز مـــرغـان هـــوائی

چـون ابـر که آرام و روان می گذرد           این قــافله با همسفران مــی گــذرد

هنگامـه جنگ است نـه هنگام درنگ       بــرخیزید کـه بی امان زمان می گذرد

با سلام به پیشگاه امام زمان (عج) منجی عالم بشریت و با درود بر ارواح طیبه شهدا از اول تا والفجر، این قافله با همسفران می گذرد ای قافله دار کربلا صبر کن که قافله پیر جماران دارد می آید این قافله ما فریاد می زند که حسین جان ما مثل تو وارد جنگ شدیم حسین جان مظلومانه جنگ را به ما تحمیل کردند اما حسین جان ما مثل تو جنگ را تمام می کنیم امروز بسیجی های جان بر کف که خودت شاهد آنها هستی آنچنان با صفایی قلب و خلوص نیت این را می گویند که هر آن لحظه عشق سر دارند حسین جان همه آرزوی زیارت دارند همه آرزوی شهادت دارند حسین جان اگر در خواب می آئی و می گوئی که دارم هرم را برای ورود میهمانان حاضرمی کنم بدان که امتی آرزومندند. بدان که خون می دهند و در دریای خون شنا می کنند تا به ساحل مقدس کربلای تو برسند و دست حاجت به درگاه خدا بردارند . ای کسانیکه از قافله ایثار عقب مانده اید ای کسانیکه هنوز متوجه جریان نیستید که حسین دگر بار کربلائیهائی دارد به خود آئید و به سوی خدا روید به ارواح مقدس شهدا قسم که فردای قیامت جلوی ما را می گیرند و ما را مواخذه می کنند آیا دیده اید شهیدان خدائی را این بلاجویان دشت کربلائی را یک سر ندارد، دیگری پیکر ندارد یکی بی دست و بی پا یکی از پیکرش چند قطعه گوشتی  آیا اینها نمی دانستند که اینگونه خواهند شد بلی آنها می دانستند که در راه حسین (ع) و کشتن چون حسین (ع) باید شد اما عشق حسین و نور ایمان مگر می گذارد که در خانه ها بمانند مگر می گذارد که در مدرسه درس بخوانند آنها درک کرده اند که مدرسه عشق و شور جبهه است معلمش امام است مدیرش امام زمان است و کلاسش سنگر و زنگ مدرسه اش رگبار مسلسل است که گلوله های آن آثار کفر و شرک و نفاق را نابود می کند در هنگامی که شهدای عزیزی در ایران است من چه بگویم خدایا اکنون که دارم این وصیت نامه را می نویسم می شود که من را هم جزو شهدای درگاهت قبول کنی . خدایا تو را به دردهای دل زینب (ع) قسم می دهم که مرا نیز چون شهدای شور آفرینت ره درگاهت قبول بفرما . دوستان و برادران و خواهران ما اگر عقب ماندیم برای همیشه عقب مانده ایم آه و حسرت خواهید خورد که کربلائی بودو ما در آن ایثارگری نکردیم مگرچند بارمی خواهید بمیرید، مگر چقدر می خواهید زندگی کنید . عشق به مادیت و زندگی این قدر است که ما را از شور و صفای جبهه بی نصیب بگرداند . خواهران و برادران در راه خدا تلاش کنید و درس بخوانید و ایثارگرانه پیش بروید که فردای قیامت در قبال خون شهدا مسئولید پدر و مادرم از شما طلب بخشش دارم می دانم شما هم خیلی اذیت شدید مادرم بدان که تو را وعده به فاطمه (ع) خواهم داد و پدرم تو را وعده به ابوالفضل العباس میدهم، و امیدوارم که آنها شما را در دنیا و آخرت یار و مددکار باشند. اکنون اینجانب که توفیق و سعدت آن را به دست آوردم و توانستم برای ادای حق خود به اسلام و مسلمین و مستضعفان ایران و دنیا در جبهه حق علیه باطل حاضر شدم خدا را شکر می نمایم که مرا در چنین دورانی از مادر متولد کرد که در چنین  برهه ای از زمان که بهترین دوران شادی که با قائدی و رهبری و امامت ابر مرد تاریخی از تبار ابراهیم و دیگر پیغمران بنام امام روح الله الموسوی الخمینی در یک کشور اسلامی رهبریت این ملت مسلمان را بر عهده دارد و اینجانب هر لحظه و هر زمان تا دورانی که زنده هستم مطیع فرمان این رهبر عزیز هستم زیرا فرمان امام فرمان ائمه اطهار است و فرمان و گفتار ائمه اطهار گفتار پیامبر اسلام است و گفتار پیامبراسلام گفتار قرآن و قرآن کتاب خداوند تبارک و تعالی بر رسول الله می باشد . ما تنها به خاطر ایران و ملت ایران جهاد نم یکنم بلکه به خاطر یک میلیارد مسلمان بپا خاسته ایم و تا انقلاب صاحب الزمان و تا خون در رگها و شریانهایمان جریان دارد دست از این جهادمان نمی کشیم و صلح تحمیلی را هرگز نخواهیم پذیرفت زیرا ما حرکتمان تا قیام مهدی (عج) ادامه دارد . وصیت اینجانب به برادران و جوانان . ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد و ای جوانان نکند در غفلت بمیرید که علی (ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین (ع) در راه حسین (ع) باهدف شهید شد .ای پدر و ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب سلام الله علیها را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود. همه مثل خاندان وهب جوانان خودشان را به جبهه بفرستید وحتی جسد آنها را تحویل نگیرید زیرا مادر وهب فرمود سری را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم . برادران استغفار و دعا را از یاد مبرید. ای مادر و پدر عزیز مرا عفوکنید و افتخار شما باشد که در این راه رفته ام و ای برادران راه حسین (ع) را ادامه دهید و جبهه ها را خالی نگذارید و سلاح مرا بر دارید و ای دوستان عزیز و اقوام و خویشان و کسانی که مرا می شناسید اگر مومن هستید به شما هم وصیت برادرانم را نمودم و ای خواهران من حجابتان را نگهدارید که حجاب شما کوبنده تر از خون شهید است عزیزان به دنیا و فریبندگی آن بخندید و به عظمت آخرت و عقوبات آن توجه کنید و در راه رسیدن به خدا و صفای قلب اشک بریزید که خدا گریه و اشک مومنش را دوست دارد اگر خواستید گریه کنید بر حسین (ع بر علی اکبر و قاسم گریه کنید و من دیگر بیشتر مزاحم نمی شوم به امید پیروزی لشکریان کفر ستیز اسلام.

 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

رضا زارع تاریخ 7/9/1364 محل ، خرمشهر ، شهر خون و حماسه

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:۱٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

محمد زارع پور فرزند:قدمعلی

بسم رب الشهداوالصدیقین

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

درود و سلام خدابر محمد (ص) و وصی او امیر المؤمنین علی (ع) و دوازده همین گل گلزار امامت مهدی (عج) سپاس خدای بزرگ را که بر ما همت گذارد و رهبری بادرایت از سلاله پاک انبیاء بر ما ارزانی داشته است . او که انفاس مسیحایی اش بیدارگر ملتهاست و پیروانش را پدری مهربان است و دشمنان اسلام را ترسانیده و گریزانیده و اما حال که خداوند دری از درهای سعادت بر من گشوده و راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل گردم . از خداوند خواستارم که ببخشاید مرا و نعمت شهادت بر من ارزانی دارد که اوست پیامم به برادران و دوستان صبر است و استقامت و عمل در راه خدا و پیروی از رهبر که . ان الانسان لفی خسرالاالذین آمنو و عملوالصالحات وتواصوبالحق وتواصوبالصبر و ایمان جز از طریق پیروی از رهبر و جز در سایه بلند ولایت بدست نمی آید و امروز مظهر حق مهری به رحمت و نایب برحق او امام خمینی و اما خویشانم که عمری در کنارشان بسر آوردم وانس والفتی داشتیم . اگر این دوری سخت است لیکن ثمره ای شیرین دارد رفته را سعادتی ابدی است و ماندگان را افتخار ابدی و هر آنگاه که بیادم آید . گذری بر صحرای کربلا داشته باشید واباعبدالله الحسین (ع) را فراموش نکنید که کشندگان حسین هم از همین قوم بودند برادرم علی زارع پور را بعنوان وصی خود انتخاب کرده و می خواهم که موارد زیر را انجام دهید. سه دنگ ملک که از ارث برای من بجا مانده را هر طور صلاح می دانید در باره آن عمل کنید در مورد مقدار زمینی که در احمد آباد وقف دارم چنانچه احمد شرفی مطابق فرار قبلی تاتاریخ 30/7/1362 آنرا ساخت و در آن سکنی گزید  مبلغ 250000 ریال از او دریافت داشته و در غیر اینصورت هر طور صلاح می دانید عمل کنید . و مخارج کفن ودفن مرا از فروش ملک و اجناس متعلق به من که موجود است تامین کرده و اگر چیزی باقی ماند بمدت 4 سال نماز و هفت ماه روزه قرضی دارم که بابت آن پرداخت نمائید و در مورد محل دفن هم راضی بزحمت نبوده و هر کجا که شد در تهران و یا احمد آباد دفن نمائیدخداوند عمر با عزت به شما عطا نماید از خداوند متعال طول عمر امام و صبر برای خانواده شهدا خواستارم  

والسلام محمد زارع پور احمد آبادی تاریخ 19/7/1361

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:۱٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید 

غلامرضا رعیت زاده فرزند:حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

و اما پیام من به تو ای پدر عزیز و گرامیم پدر عزیز من خوب می دانم که در بزرگ کردن من و تربیت من خیلی زحمتهای زیادی کشیدی و من نتوانستم به اندازه یک سر سوزن جبران زحمتهای شما را بکنم و از تو پدر گرامی می خواهم که مرا حلال کنی و در شهادت من البته اگر شهادت نصیب من شد متاثر نشوی و همچون برادر خودت علی در برابر دشمنان استوار باش . و اما تو ای مادر ای مادر عزیزم ،. به تو می گویم هان ای مادر اگر چه ممکن است برای تو مشکل باشد که فرزندی را از دست داده ای ولی نه ، مگر آنهائی که بهترین فرزندان خود را فدا کردند مادر نبودند که در شهادت فرزند دلبند خودشان مشتها را گره کرده و با صدای بلند فریاد زدند و گفتند ای مردم به من تسلیت نگوئید بلکه تبریک بگوئید و من هم انتظار دارم از تو ای مادر گرامی می خواهم که دشمن بما نخندد تو همچون دیگران مشتها را گره کن ، صدایت را ده برابر تا می توانی فریاد بزن که ای ابر قدرتها کور خوانده اید تا ایران ما مادران چون من دارد امکان نداردکسی بتواند بما تجاوز کنیدو این آرزو را بگور خواهید برد و از تو مادر عزیز و پدرگرامی می خواهم که خواهران و برادران کوچکم را همچنان اسلامی و پیرو خط امام تربیت کنی و اما از شما خواهران و برادران عزیزم می خواهم که چه برادری را از دست می دهی ولی این را بدانید که بالاتر از زینب نیستی که در صحرای کربلا سر بریده برادش را در بالای نیزه مشاهده کرد و با آمال ( شجاع و قاطع) پیام خون حسین (ع) و یاران را به تمامی جهان رساند بر کافران شورید شما هم زینب گونه پیام مرا به دشمنان اسلام  برسانید و بگوئید گذشت آن زمانی که هر جنایتی از دستتان برمی آمد میکردید. وقت آن شده که به دست حزب الله به چنگ عدالت سپرده شد تا به جزای اعمال خود برسید انشاء الله در پایان از پدرم می خواهم که کسی که گفت از رضا پول یا هر چیز دیگر می خواهم به او بدهید و او را راضی کنید در پایان زیاد عرض ندارم فقط یکی خواهش از شما دارم . خواهشم این است که از تمام خویشان و قومان و دوستان و آشنایان و همسایگان یک بیک حلال بودی بطلبید در خاتمه می بخشید که نتوانستم سر سوزنی از محبتها و زحمتهای شما پدر عزیز و مادر گرامی را جبران کنم امیدوارم در زیر سایه پروردگارشاد و موفق باشید و درعین حال سربلند باشید  

خداحافظ - خدا نگهدار دیگر عرضی ندارم انشاء الله دیدارها در روز قیامت

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

با تقدیم احترامات فراوان پسر حقیرتان غلامرضارعیت زاده

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:۱۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

محمود رضائی فرزند:جواد

 بسم رب اشهداءوالصدیقین

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاًبل احیاء عند ربهم یرزقون

هرگز گمان مبرید آنهایی که در راه خدا کشته شده اند مردگانند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند  

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود بر پیروان راستین حسین این سالار شهیدان و درود بر امام عزیزمان این ادامه دهنده راه خونین کربلا و راه گشای اسلام عزیز و این رهبری که تا کنون توانسته است قدرت اسلام را به تمام ابر قدرتهای شرق و غرب نشان دهد و درود بیکران بر شما امت حزب الله که در راه به هدف رساندن این انقلاب از هیچ کوششی دریغ ننموده اید. حتی از جان و مال و فرزندان عزیز خود، امید آنکه همینطور در حفظ این انقلاب کوشا باشید. خدمت والدین عزیزم که پرورش دهنده من بوده اید و مرا با اسلام و احکام قرآن به این سن و سال رسانده اید و مرا برای جهاد در راه الله مهیا کرده اید ،حال که من در جبهه جنگ علیه دشمنان قرآن و اسلام هستم و پیروزی اسلام هدف من می باشد و شهادت آرزوی من است ، از شهادت خوفی ندارم زیرا شهادت سعادت هر انسان صالح می باشد و باید بگویم کسانی باید از مرگ بترسند که مرگ را نابودی خود می دانند پس حال که من به آرزوی دیرین خود، یعنی شهادت رسیده ام برای شما والدین عزیز که حق بزرگی بر گردن من دارید چندین پیام دارم که امیدوارم با انجام دادن آنها دین شهدا را ادا کرده باشید اول آنکه از شما عاجزانه تقاضامندم که در تشییع جنازه من گریه نکنید زیرا دشمنان اسلام از گریه شماها روحیه می گیرند و باز هم بر سر این ملت مستضعف زورگویی می کنند و لباس عزا بر تن ننمائید و با روحیه شاد در تشییع جنازه من شرکت کنید . دوم آنکه از شما تقاضا می کنم امام را در همه حال دعا کنید و طول عمر و سلامتی او را از خداوند رحمان طلب نمائید و از شما می خواهم که سنگر خونین من که سنگر اسلام است خالی نگذارید و برادرانم را در امر جنگ یاری و تشویق کنید و امیدوارم که نمازتان را در اول وقت بخوانید و به خصوص در نماز جماعت شرکت نمائید و به دعاها به خصوص دعای کمیل اهمیت قائل شوید و در نمازهایتان امام و رزمندگان اسلام را دعا کنیدباید مرا ببخشید زیرا که در این عمر ناچیز خود نتوانستم وظیفه سنگین خود که شما برگردن من داشتید انجام دهم و از اینکه من در بیشتر اوقات خود باعث ناراحتی شما شدم باید مرا حلال کنید. برادران و خواهرانم از شما هم می خواهم مرا ببخشید و حلالم کیند . از شما خواهر عزیز می خواهم بعد از شهادتم همچون زینب زندگی کنی و با روحیه خود درس به دیگر خواهران بدهی و راه زینب را تا پایان عمر سرمشق خود قرار دهید و از شما برادران می خواهم راه سنگر نشینان اسلام را ادامه دهید و از تمام اقوام می خواهم مرا حلال نمائید و از شما خواهش می کنم تا آنجا که می توانید کمک به این انقلاب نمائید و از هیچ کوششی حتی جان خود دریغ نورزید. و امام را درهمه حال و هر زمان یاری فرمائید. در آخر از تمام دوستان و برادرانم می خواهم که سلاح خونینم که بر زمین افتاده است بردارند و چنان بر این دشمنان بتازند که دشمن حتی قدرت تفکر هم نداشته باشد و انشاء الله که در آخرت با این هدیه ناچیز خود سرافراز باشید. از خداوند متعال خواهان طول عمر و سلامتی امام عزیز و پیروزی اسلام هستم  

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

محمود رضائی احمد آبادی

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:۱۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

مهدی رضازاده فرزند:محمدحسن

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود و سلام بر مهدی موعود و نائب بر حقش خمینی بت شکن و با درود و سلام به رزمندگان اسلام و با درود بر شهیدان بخون خفته ایران تا صحرای کربلای حسین ملت قهرمان و شهید پرور ایران اول سلام عرض می کنم به یکایک شماها و از آنانی که مرا می شناسند طلب بخشش می کنم لازم دانستم که چند کلمه ای وصیت بنویسم . ملت ایران این شماها بودید که این انقلاب را با دست خودتان به پیروزی رساندید و خانه ظلم را از جا برکندید پس شما که با دست خود این جنایتکاران را از میان خود بیرون راندید پس همیشه پشتیبان این روحانیت اصیل و خستگی ناپذیر باشید که آنها سرمایه ای هستند برای یکایک ما مسلمین ، بخصوص این پیر جماران قلب پدران و مادران شهید و اسیر و مفقود داده است پس این روحانیت است که انسان را به خدا و برادری و برابری نزدیک می کند . حال که این روحانیت است که ما را به هدفمان نزدیک می کند بیائید دست بدست روحانیت بدهیم تا از راه الهی که می رویم منحرف نشویم . و اکنون سه سال از جنگ تحمیلی عراق علیه این جمهوری اسلامی می گذرد و این مادران و پدران شهید و مفقود و اسیر منتظرند که کی راه کربلای حسین (ع) باز شود که زیارت امامشان بکنند و گریه کنند برای حسین و می گویند که ما آن زمان نبودیم ولی حالا که هستیم جان ناقابل خودمان در این راهت دادیم و پدر و مادر شهید و اسیر و مفقود دیگر پسری ندارند که در راه خدا قربانی کنند . پس ای جوانان اسلام بیائید کمی فکر کنیم و بر هوای نفس خود غلبه کنیم و برویم به جبهه ها که دنیای دیگری است آنجاست که انسان به خدای خود نزدیک می شود و آنجاست که انسان به فکر مرگ می افتد و می خواهد هر چه زودتر از دنیا فرار کند و آنجاست که به فکر پدر و مادر شهید و اسیر داده می افتید حال همه بایستی از دنیا سفر کنیم به دنیای دیگری برویم . چه بهتر است که در راه خدا قدم گذاریم و در این راه شهید شویم و به خون خود بغلطیم مانند سرورمان امام حسین(ع) و یارانش و ما که از علی اکبرحسین جانمان عزیزتر نیست و باید در این راه قدم گذاریم که همیشه راهشان پر رهرو و زنده و جاوید است  

والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار از عمر ما بکاه به عمر رهبر افزا مورخ 20/7/1362

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:۱٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

میراب رشیدی فرزند:حسین

بسم الله رب الشهداء

 و الصدیقین اللهم اسئلک ان نجعل و تانی قتلا فی سبیلک تحت رایه نبیک مع اولیائک و اسئلک نقتل فی اعدائک و اعداء رسولک

خدایا مرگ من راه شهادت در راه خودت و زیر پرچم رسولت و بسان اولیائت قرار بده و دشمنان دینت به دست من نابود بفرما

به نام خداوند قادر متعال ، پروردگار بزرگی که انسان را آفرید و به او عقل و شعور داد و بعد از آن آنان را بر سر دو راهی قرار داد که یکی از آنها راه حق و دیگری باطل بود تا با استفاده از عقل خود راه حق را انتخاب کند . درود بر پیامبر بزرگ و ائمه معصومین (ع) و با درود بر منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله و نائب برحقش امام خمینی و درود و سلام بر شهداء گرانقدر و مفقودین و اسراء عزیز و خانواده های آنها که با الهام از معلم بزرگ شهادت آقا امام حسین (ع) به جبهه شتافتند و فرزندان خود را به جبهه فرستادند تا از اسلام و انقلاب اسلامی یاری نمایند  برادران ما در راه بزرگی قرار گرفته ایم همه باید که مثل شیر بجنگیم و همانند حسین (ع) و یاران او جنگید که راه پیامبر اسلام را ادامه داد تا اینکه در راه خدا و رسول خدا کشته شدند و این مرگ برای آنها افتخار بود و این مرگ نبود بلکه زندگی جاویدانی آخرت بود و الان ما موظف هستیم که راه این شهدا را ادامه بدهیم و اگر ادامه ندهیم مسئول هستیم و برادران گرامی شما باید راه شهدا را ادامه بدهید همانطور که جوانان ما این غیور مردان راه شهدا را ادامه و کربلای حسین را ادامه دادندو تا اینکه شهید شدند ماهم باید راه این شهدا را ادامه بدهیم . اگر راه آنها را ادامه ندهیم بلکه راه کفار در پیش گرفته ایم و نباید ما مانند اهل کوفه باشیم که امام خود را تنها بگذاریم و اما من با پدر و مادر خود و خواهر و برادر خود این وصیت را دارم . امیدوارم که در تشییع جنازه پیکر من هیچگاه جامه سیاه به تن نکنید و حتی یک قطره اشک هم برای من نریزد چون که دشمنان اسلام خوشحال می شوند که شما عزاداری برای من می کنید و از تو ای خواهرم می خواهم که زینب وار در برابر سختیها مقاومت کنی . و از تو ای برادرم می خواهم که راه مرا ادامه دهید و تا آخرین قطره خون خود در برابر دشمنان دین اسلام دفاع کنید . و برای من 14 روزه و یک ماه نماز به عنوان قضا برایم بگیرید.

 و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

پاسدار شهید میراب رشیدی تاریخ 25/8/1363

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٠٩ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید

محمدصادق رشیدی فرزند:محمود

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

البته مپندارید که شهیدان راه خدا مرده اند بلکه زنده به حیات ابدی شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود  

با سلام بر خانواده عزیزم و منجی عالم بشریت و نایب بر حقش امام خمینی و بر شهیدان و اسیران و مفقودین وصیت نامه خود را می نویسم سپس آنانکه از وطن خود هجرت کردند و از دیار خود بیرون شدند و در راه خدا رنج کشیدند و جهاد کردند و کشته شدند همانا بدیهای آنان را در پرده لطف خود بپوشانیم و آنها را به بهشتهایی که زیر درختان آن نهرهای آب جاری است در آوریم این پاداش است از جانب خداوند پاداش و اجر نیک .(قرآن کریم) حضور محترم امت حزب الله چند نکته ای به عنوان وصیت قلم را بر صفحه سفید می کشانم امید شهید پرور و قهرمان کشور اسلامی خود می دانید که این انقلاب و این آزادی و این اسلام که گسترش یافت با یک شهید و مجروح بدست نیامد و با شکنجه کردن یک نفر هم بدست نیامد ، امت حزب الله اگر خواسته باشید خود را از صحنه جنگ کنار بکشید و خود را نسبت به خون شهیدان مسئول ندانید. بدانید که سخت در اشتباه هستید جوانها فدای این انقلاب شدند گلها پرپر شدند. ملت در میدان باشید ملت قهرمان و شهید پرور قدر این رهبر بزرگ را بدانید او مثل چراغی در تاریکی می باشد کشور ما در ظلمت و تاریکی بسر می برد و در این تاریکی هر ظلمی انجام می شود هر گونه عمل زشتی انجام می دادند یک وقتی در این میان چراغی روشن شد و تاریکیها را کنار زد و کارهای شیطانی و پلیدیها ظاهر شد . ظلمها بر طرف شد ، طاغوتیان از بین رفتند ، ایران گلستان شد چراغ چه بود و چه کسی بود بله درست است امام خمینی امید انقلاب، امیدوارم که خدا او را تا انقلاب مهدی محفوظ بدارد مردم بدانید که باید شما جوابگوی خونهایی باشید که در روزهای 12 و 22 بهمن و 15 خرداد و دیگر روزهای گرانبها ریخته شد بدانید که هر قطره خون که بیشتر به زمین بریزد شما مسئولیتان بیشتر می شود.از مرگ نترسید فکر نکنید وقتی که به جبهه می آئید و یا کار خیری انجامی می دهید مرگ شما زودت فرا می رسد مرگ در هر کجا که باشید سراغتان می آید به سوی جبهه رهسپار شوید که چه بکشید و چه کشته شوید پیروزید و هرکس در این راه کوشش زیاد تر کند و زحمت بیشتری بکشد اجر و ثوابش بیشتر خواهد بود و قرآن می قرماید و قتلوا000 قدر این به خون افتادگان و این پرپر شده ها و به خاک و خون مالیده شده ها را بدانید که اینها درخت اسلام را پر بار و تنومند نمودند آنان در خاکهای گرم خوزستان و در آبهای غرب و جنوب جان سپردند و در خون خود غلتیدند تا اینکه اسلام بر جا بماند تا اینکه شما ها بتوانید با خیال راحت درخانه هایتان استراحت کنید و به کارتان مشغول باشید آنها جان خود را قیمت اسلام و دین و قرآن معامله نمودند و وصیت نوشتند و درخواست عمل نمودند. امت حزب الله من از شماها می خواهم که در این مجالسهای مذهبی و تشییع جنازه ها شرکت کنید و بدانید که دیگر آن جوانان در بین شماها نخواهند بود و دیگر آن خاطرات شیرین برایتان تعریف نمی کنند در عرش آنها پرواز کردند به ملکوت اعلی پیوستند . قدر این شهیدان و جنازه های پاره پاره شده بدنهایی که با گلوله های گوناگون سوخته شده بدنهایی که در سرماها و گرماها به هم خشکیده بدنهایی که در زیر رگبار مسلسلها در زیر امواج خمپاره ها در آبهای سرد غرب و جنوب از بین رفتند و در قیرها و تونلها ماندند و اثری از آنها دیده نشده بدانید چگونه می خواهید جواب بدهید با چه روحی که از کنار پدر و مادر شهید و اسیر و مفقود عبور می کنید چه دلی دارید آنها کار خودشان را انجام دادند ولی شماها ماندید از همگی شماها امت حزب الله التماس دعا دارم

والسلام

متن وصیتنامه شهید

 

محمدصادق رشیدی فرزند:محمود

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

البته مپندارید که شهیدان راه خدا مرده اند بلکه زنده به حیات ابدی شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود  

با سلام بر خانواده عزیزم و منجی عالم بشریت و نایب بر حقش امام خمینی و بر شهیدان و اسیران و مفقودین وصیت نامه خود را می نویسم سپس آنانکه از وطن خود هجرت کردند و از دیار خود بیرون شدند و در راه خدا رنج کشیدند و جهاد کردند و کشته شدند همانا بدیهای آنان را در پرده لطف خود بپوشانیم و آنها را به بهشتهایی که زیر درختان آن نهرهای آب جاری است در آوریم این پاداش است از جانب خداوند پاداش و اجر نیک .(قرآن کریم) حضور محترم امت حزب الله چند نکته ای به عنوان وصیت قلم را بر صفحه سفید می کشانم امید شهید پرور و قهرمان کشور اسلامی خود می دانید که این انقلاب و این آزادی و این اسلام که گسترش یافت با یک شهید و مجروح بدست نیامد و با شکنجه کردن یک نفر هم بدست نیامد ، امت حزب الله اگر خواسته باشید خود را از صحنه جنگ کنار بکشید و خود را نسبت به خون شهیدان مسئول ندانید. بدانید که سخت در اشتباه هستید جوانها فدای این انقلاب شدند گلها پرپر شدند. ملت در میدان باشید ملت قهرمان و شهید پرور قدر این رهبر بزرگ را بدانید او مثل چراغی در تاریکی می باشد کشور ما در ظلمت و تاریکی بسر می برد و در این تاریکی هر ظلمی انجام می شود هر گونه عمل زشتی انجام می دادند یک وقتی در این میان چراغی روشن شد و تاریکیها را کنار زد و کارهای شیطانی و پلیدیها ظاهر شد . ظلمها بر طرف شد ، طاغوتیان از بین رفتند ، ایران گلستان شد چراغ چه بود و چه کسی بود بله درست است امام خمینی امید انقلاب، امیدوارم که خدا او را تا انقلاب مهدی محفوظ بدارد مردم بدانید که باید شما جوابگوی خونهایی باشید که در روزهای 12 و 22 بهمن و 15 خرداد و دیگر روزهای گرانبها ریخته شد بدانید که هر قطره خون که بیشتر به زمین بریزد شما مسئولیتان بیشتر می شود.از مرگ نترسید فکر نکنید وقتی که به جبهه می آئید و یا کار خیری انجامی می دهید مرگ شما زودت فرا می رسد مرگ در هر کجا که باشید سراغتان می آید به سوی جبهه رهسپار شوید که چه بکشید و چه کشته شوید پیروزید و هرکس در این راه کوشش زیاد تر کند و زحمت بیشتری بکشد اجر و ثوابش بیشتر خواهد بود و قرآن می قرماید و قتلوا000 قدر این به خون افتادگان و این پرپر شده ها و به خاک و خون مالیده شده ها را بدانید که اینها درخت اسلام را پر بار و تنومند نمودند آنان در خاکهای گرم خوزستان و در آبهای غرب و جنوب جان سپردند و در خون خود غلتیدند تا اینکه اسلام بر جا بماند تا اینکه شما ها بتوانید با خیال راحت درخانه هایتان استراحت کنید و به کارتان مشغول باشید آنها جان خود را قیمت اسلام و دین و قرآن معامله نمودند و وصیت نوشتند و درخواست عمل نمودند. امت حزب الله من از شماها می خواهم که در این مجالسهای مذهبی و تشییع جنازه ها شرکت کنید و بدانید که دیگر آن جوانان در بین شماها نخواهند بود و دیگر آن خاطرات شیرین برایتان تعریف نمی کنند در عرش آنها پرواز کردند به ملکوت اعلی پیوستند . قدر این شهیدان و جنازه های پاره پاره شده بدنهایی که با گلوله های گوناگون سوخته شده بدنهایی که در سرماها و گرماها به هم خشکیده بدنهایی که در زیر رگبار مسلسلها در زیر امواج خمپاره ها در آبهای سرد غرب و جنوب از بین رفتند و در قیرها و تونلها ماندند و اثری از آنها دیده نشده بدانید چگونه می خواهید جواب بدهید با چه روحی که از کنار پدر و مادر شهید و اسیر و مفقود عبور می کنید چه دلی دارید آنها کار خودشان را انجام دادند ولی شماها ماندید از همگی شماها امت حزب الله التماس دعا دارم

والسلام

خدایاگناهان مرا ببخش مادر و پدرم را عفوکن - صبر ایوب وار به خانواده های جانباز و اسیران و مفقودین عنایت کن . در جمع مردم خوانده شود  

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار از عمر ما بکاه و بر عمر رهبرافزای رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان

محمد صادق رشیدی تاریخ دوشنبه 12/11/1363

خدایاگناهان مرا ببخش مادر و پدرم را عفوکن - صبر ایوب وار به خانواده های جانباز و اسیران و مفقودین عنایت کن . در جمع مردم خوانده شود  

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار از عمر ما بکاه و بر عمر رهبرافزای رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان

محمد صادق رشیدی تاریخ دوشنبه 12/11/1363

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٠۸ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

 محمدحسین رشیدی فرزند:عباس

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود و سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی و با درود فراوان به رزمندگان اسلام و با درود فراوان به شهیدان در خون خفته . وصیتنامه خود را شروع میکنم خدمت شما پدر و مادر عزیزم سلام عرض می کنم امیدوارم که حال شما خوب بوده باشد پدر می دانم که من فرزند ناقابل در خدمت شما پدر و مادرم بودم . میدانم خیلی زحمت کشیده اید تا من رابه سن 18 سالگی رساندیدو این زحمتهای شما را قبول دارم پس پدر و مادرم مرا راضی کنید حق دارید برگردن من پدر. روزی که جسد مرا تحویل گرفتید می دانی من را به کجا به خاک بسپارید در کنار دو تا از بهترین دوستانم یعنی شهید برادراحمدیان و محمودی چون خیلی برای من زحمت کشیدند چون موقع جان دادن خودم بالای سرآنها بودم خودم زخمهای آنها را می بستم ولی این زخمهای بسته من فایده نداشت چون آنها خیلی بد زخمی شده بودند می دانی آنها وقتی جان می دادند چه می گفتند فقط صدا می زدند خدا، مهدی بیا، مهدی بیا، می دانی که آن شب وقتی آمدیم در سنگر دیگر احمدیان نبود هر چه نگاه میکردم رفیقی نبود و قتی غذا آوردند در سنگر صدا زدند احمدیان بیا غذا بگیر ولی دیگر احمدیان نبود وقتی رفتم غذا بگیرم سرگروه بما گفت ، چرا احمدیان نمی آید با چشم گریان گفتم احمدیان شهید شده پس مگر من بهتر از آنها بودم مگر آنها پدر و مادر نداشتند پس گریه برای من نکنید من ازگریه شما ناراحت می شوم اگر می خواهی گریه کنی خواهش می کنم، سر قبر من گریه نکیند، زیرا دشمن وقتی گریه شما را می بیند شاد می شود و سوء استفاده می کند. پدر من که ارزشی نداشتم . می دانی کسی که ارزش داشت شهید رجائی ، باهنر ، بهشتی ، دستغیب و 72 تن و صدها تن از برادران اینها ارزش داشتند. گریه برای آنها بکنید و خواهش دیگر من این است لباس سیاه به تن مکنید و خواهش دیگر من این است وقتی از خانه بیرون می آیی یا در کوچه عبور می کنی یا سر کار غمزده می باشی من دلم می خواهد همیشه شاد باشی و افتخار کنی که پسرتان در این راه کشته شده است تا می توانی شما در پشت جبهه کمک به رزمندگان اسلام بکن دیگر اینکه اگر برادرم می تواند به جبهه بیاید او را بفرستید تا جای سنگر مرا بگیرد و از طرف من به تمام قوم و خویشان سلام برسانید و من را حلال کنید

 والسلام

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٠٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید 

محمدرضا رحمتی فرزند:حسین

 بسم الله الرحمن الرحیم

همه از خدائیم و بازگشت همه بسوی اوست

به نام الله پاسدار خون شهیدان و درهم کوبنده ستمگران وصیت نامه ام را آغاز می کنم البته به همشهریان خواهران و برادران شهید پرورم و همقطاران عزیزم. هم اکنون که لیاقت پیدا کردم تا در جبهه های حق علیه باطل حضور یابم و به خدمتگزاری بپردازم و عملیات را نزدیک می بینم به عنوان یک برادر کوچکتان می خواهم وچند جمله با شما سخن بگویم . درآغاز از عموم امت انقلابی و قهرمان پرور می خواهم خدا را از یاد نبرند و خدا را نصب العین خود قرار دهند که ما هرچه داریم از اوست . ثانیاً وحدت و یکپارچگی را که بین اقشار مختلف مردم وجود دارد همچنان در میان خود حفظ نمائید که شکست شما روزی است که بین شما جدائی بیفتد امام را فراموش نکنید که همه پیروزیهای سیاسی و نظامی ما مدیون رهبریهای آگاهانه و قاطعانه این ابر مرد است . راه شهیدان را از صمیم قلب ادامه دهید که رفاه و آسایش شما در جامعه در اثر فداکاریها و جانبازیهای این مجاهدان است خواهران انقلابی شما بایداز زینب کبری سر مشق بگیرید باید در جامعه رسالت زینبی داشته باشید و اسارت زینبی را بپذیرید . همقطاران و همکلاسیان عزیزم سعی کنید در هرکجا که هستید و در هر پست و مقامی فقط خدا را در نظر داشته باشید و همیشه در فکر این باشید که جامعه اسلامی ما را به سوی خود کفائی و بهبود سوق دهیم . همکلاسیهای عزیزم مبادا بگوئید که رحمتی سست عنصر بود نتوانست درس را ادامه دهد و به تحصیل بپردازد . بخدا سوگند به قدری به تحصیل و علم و ادامه درس در دانشگاه علاقه دارم که بچه به شیر مادر علاقه دارد ولی چه کنم که دست تقدیر الهی این طور خواست و زمان این جور قضاوت نمود. من نمی توانستم در مدرسه و دانشگاه راحت درس بخوانم و در نهایت آسایش باشم ولی جوانان هم سن و سال من برای حفظ ناموس و مملکت من و برای حفظ اسلام در خون خویش بغلتند البته نمی گویم که برادران عزیزم تحصیل را انکار کنند و به جبهه بروند و دعا کنید که اگر من نتوانستم هماهنگ با شما درس بخوانم در دانشگاه الهی قبول شدم که آخرین مدرک تحصیلی این دانشگاه شهادت است . دوستان عزیزم مبادا مرا از یاد ببرید مرا دعا کنید که عاقبت به خیر باشم پدر و مادر عزیزم می دانم که مرگ من برای شما بسیار دردناک است ولی باز هم ناراحت نباشید شما هم خود را در زمره هزاران خانواده شهید به حساب آورید. پدرم شما از زحمات جبران ناپذیری برای پرورش و تربیت من متحمل شدید. مادرم شما مرا ازشیر و جان خود تغذیه نمودی و سپس با زحمات عظیمی مرا به سن بلوغ رساندی من همه اینها را می دانم لذا در این لحظه از شما می خواهم که مرا در برابر این زحمات و درد سرها ببخشید دلم می خواهد مراسم تشییع جنازه و غیره برای من ساده و مظلومانه باشد زیرا مولایم حسین را مظلوم کشتند و مظلوم به خاک سپردند. پس از مرگ من همه سعی تان پیشبرد انقلاب و جمهوری اسلامی باشد. صبر و استقامت را سرلوحه زندگ خویش قرار دهید که خدا صابران را دوست دارد دلم میخواهد شبهای جمعه مادرم به سر قبرم بیائی و فاتحه بخوانی و مرا دعا کنی که خدا گناهانم را ببخشد پدر و مادرم هنگام رفتنم دستهایم را باز بگذارید تا این دنیا پرستان دیو صفت که بنده دنیا شدند ببینند که من هیچ چیز از این دنیا برای خود نبرده ام و با دست خالی رفتم در ضمن چشمهایم را باز بگذارید تا دشمنان اسلام و انقلاب بدانند و ببینند که من کورکورانه در این راه قدم بر نداشتم بلکه انتخاب این راه کمال آگاهی بوده در پایان از همه مردم می خواهم که اگر یک روزی از دست من ناراحت شدند مرا ببخشند که بخشش از صفات بزرگان است و در ضمن از استادان و معلمان عزیزم هم می خواهم که مرا ببخشند در برابر زحماتی که در امر آموزش من متحمل شدند دیگر عرضی ندارم در ضمن نماز و روزه من را در حد امکان بخوانید و بگیرید

خدا نگهدارتان محمدرضا رحمتی

 ششم مردادماه یکهزار و سیصد و شصت و دو

 



[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٠٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

محمدرضا ذبیحی فرزند:محمدعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند درهم کوبنده ستمگران

السلام علیک یا معز المومنین المستضعفین ، السلام علیک یا مذل الکافرین المستکبرین الظالیمین

سلام بر تو ای عزت بخش مومنین مستضعف ، سلام بر تو ای آنکه کافران مستکبر ستم پیشه را بخاک سیه مذلت می نشانی با درود به روان پاک امام امت ، رهبر مستضعفین جهان ، رهبر دردمندان و مصیبت زدگان ، رهبر زحمتکشان و رنجبران و مظلومین جهان، چرا که این طبقه دل به او بستند و امیدواراند که رهبری او به رهبری و قیام حضرت امام زمان مهدی موعود متصل گردد انشاء الله من خوشحالم از اینکه این راه را انتخاب کرده ام . زیرا می دانم راهم راه رضای خدا و اسلام است پس " شهادت" در این راه بجز سعادت ابدی نیست و اینک ای امام حسین آمده ایم ، آمده ایم تا ندای هل من ناصر ینصرنی ترا لبیک گوئیم و ای امام زمان سربازانت ایثارگرانه به پیش خواهند رفت تا به فرماندهی تو ریشه کفر را برکنند و ما مانند سرورمان امام حسین مرگ شرافتمندانه در راه خدا را بر ماندن و حرکت نکردن و سکوت و زیر بار ظلم و ستم رفتن ترجیح می دهیم و شما مردم مانند ما مسئولیتها و وظیفه ای سنگین در قبال انقلاب اسلامی دارید ما رسالت خود را انجام داده و جان ناچیز خود را در این راه یعنی راهی که رضای خدا درآن است فدا کرده ایم . در اینجا من کوچکتر از این هستم که به شما چیزی بگویم ولی وظیفه خود دانستم این را بگویم که از شما می خواهم که خمینی این مرد خدا این اسطوره مقاومت و این یار مستضعفین را یاری کنید بخصوص به اطاعت از ولایت فقیه اهمیت دهید و پیرو ولی امر باشید. خط این امام عزیز را ادامه دهید چون خطی است که هر گز از خط خدا و قرآن جدا نبوده و نیست و وحدت خود را حفظ کنید و قصد شما و اعمالتان فقط بخاطر رضایت خدا باشد ، سنگرتان را حفظ کنید و همیشه هوشیار باشید چون شما سد محکم و استواری در مقابل این منافقین و ضد انقلابیون هستید مواظب باشید در شما نفوذ نکنند و همانطور که گفتم خطتان تنها خط امام که راهش راه خدا و قرآن است باشید. سلام پدر ، پدر بزرگوارم امیدوارم مرا ببخشید برای اینکه من زیاد از فرمان شما سر پیچی کردم و فرزند خوبی برای شما می توانم بگویم که به آن صورت نبودم امیدوارم ببخشیدم و حلالم کنید . مادرم ، مادر محبوب و عزیزم ، من همیشه خود را شرمنده میدانم از اینکه نتوانستم لااقل ذره ای از این همه زحمات و محبتهای شما را جبران کنم . اما قول می دهم که انشاء الله با دعای خیرشما و یاری خداوند همیشه در صراط مستقیم قدم بردارم و سیر بندگی خدا را بپیمایم و مسلماً از بزرگترین آرزوهای شما در باره فرزندانت همین می باشد. امیدوارم خداوند به شما پدر و مادرعزیزم صبر و صحت و سلامتی زیادی عنایت فرماید که چنین فرزندی را تربیت کردید و به این سن و سال رساندید و با نیتی خالصانه و پاک راهی جبهه نمودی . مادرجان شما برایم همواره مادری نمونه بودی . آنچنانکه همیشه آرزو می کردم تا توفیق بیابم و شرح حالت را به عنوان زنی از زنان قهرمان بنویسم تا سرمشقی برای دیگران نیز باشد . و شما ای پدر جان ، در طول عمرم برایم پدری نمونه بودی . آنقدر که آرمانم این بود که بتوانم این توانایی را در خود بیابم که با قلم بر روی کاغذ آورم که چگونه مرا تربیت نمودی و چگونه برایم زحمت کشیدی و باید بگویم که شما ای پدر و مادرم آنقدر مقامتان در پیشگاه حق تعالی بلند است و قرب و منزلت دارید که خداوند تبارک و تعالی اجازه نمی دهد حتی فرزندی با صدای بلند نسبت به والدینش سخن بگوید و من باید همین قدر بگویم که دیگر زبانم قادر نیست که از شما سخن بگوید ، اجر شما با خدای قادر و قهار و رحمن و رحیم  برادرم ، برادر عزیزم از تومی خواهم دنباله رو راه خودت باشی و پس از من راهم را ادامه دهی مانند سرورم حسین که ما راهش را ادامه دادیم امیدوارم مرا ببخشی و حلالم کنی هر چند که من برادر خوبی برایت نبودم ولی امیدوارم در دنیای دیگر بتوانم برادری مفید و خوب برایت باشم انشاء الله و تو ای خواهرم ، باید بگویم که از تو می خواهم مانند زینب ادامه دهنده راهم باشی و نگذاری که خون شهیدان بیهوده از بین برود و پایمال شود و همچنین امیدوارم در زندگیت خوشبخت و کوشا باشی و امیدوارم حلالم کنی و می دانم که حلالم می کنی . همچنین از طرف من از حسین آقا شوهرت حلالیت بطلب و همچنین اقوام ایشان و خانواده گرامیشان و از طرف من صورت خواهر کوچکم فاطمه را ببوسید و حلالیت بطلبید از طرف من از شما می خواهم که از تمام اقوام و همسایه ها از طرف من برایم حلالیت بطلبید و اگر در حق آنها خوبی یا بدی کرده ام بگوئید که حلالم کنند و همینطور از طرف من از تمام دوستانم حلالیت بطلبید . در آخر باز هم از طرف خودم از خانوده ام حلالیت می طلبم و امیدوارم که حلالم بکنید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

تاریخ نوشتن وصیتنامه ، 12/10/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٠٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

غلامرضا ذاکری فرزند:ابوالقاسم

 بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اندبلکه زنده اند و از خدای خویش روزی می برند

با سلام درود به صاحب الزمان (عج) و نایب برحقش خمینی کبیر و با سلام به خانواده عزیزم این چند کلمه را به عنوان وصیت نامه به امت حزب الله و پدر و مادرم و برادر و خواهرم می نویسم تا دشمنان این انقلاب و اسلام بدانند که من کورکوانه در این راه قدم نگذاشتم وبا چشمی باز و قلبی آگاه در این راه قدم گذاشتم تا اسلحه برادرم بر روی زمین نیفتد و از این امت حزب الله انتظار دارم که این راه راکه راه انبیاء است تا انقلاب مهدی (عج) ادامه دهید که رستگاری و خشنودی در این راه است از پدر و مادر عزیزم میخواهم که بعداز شهادتم به هیچ عنوان گریه نکنید که گریه کردن شما مانند تیری است بر قلبم و دشمن شاد می شود بلکه هر موقع خواستید برای من گریه کنید بیاد حسین مظلوم گریه کنید و دوست دارم که وقتی شهید شدم پارچه سیاه بر درب منزل نزنید بلکه برایم جشن بگیرید و دشمنان انقلاب را با این کار ناراحت و غمگین کنید و از برادرانم می خواهم که نگذارید اسلحه ام بر روی زمین بیفتد و این راه را که بهترین راهها میباشد تا پیروزی کامل ادامه دهید

         خدایا چنان کن سرانجام کار               توخشنود باشی و ما رستگار

 غلامرضا ذاکری تاریخ 22/2/1365

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٠٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

مهدی دهقانی فرزند:حسن

بسمه تعالی

 با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران و با درود به رزمندگان اسلام که جبهه های حق علیه باطل می جنگند و دشمن کافر را از پا درمی آورند . با درود به روان پاک شهدای اسلام از صدر امام حسین تا کربلای ایران ، وصیت نامه خود را شروع می کنم پدر و مادر عزیزم در این مدت که من با شما بودم فرزند خوبی نبودم و به شما اذیت کردم باید من را راضی کنید پدر و مادر عزیزم شما برای من گریه نکنید چون وقتی که یک قطره اشک از پدر یا مادر شهید بیاید دشمن دل خوش می کند و خوشحال به فعالیت ضد انقلابی خود ادامه می دهد و من از دوستان خود که با آنان بدرفتاری کردم عذر خواهی می کنم . پدر من مقدار روزه و نماز قضا کردم این هم زحمت شما ، برای من بگیرید

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٠۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

محمد دهقانی فرزند:علی

بسم رب الشهداء و الصدیقین

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان مبرید کسانی که در راه خدا گشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدای خویش روزی می خورند  

با درود و سلام فراوان بر مهدی موعود(عج) و با درود و سلام فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران خمینی بت شکن و با درود و سلام فراوان به شهدای اسلام بخصوص شهدای کربلاهای ایران و با درود و سلام فراوان به خانواده های شهداء ، اسرا و مفقودین و شما والدین گرامیم ، وصیت نامه خویش را شروع می کنم : ای پدر و مادر بزرگوارم اگر خبر شهادت مرا شنیدید از شما می خواهم که گریه نکیند و ناراحت نباشید زیرا من امانتی بودم از خدا به سوی شما و از شما می خواهم که به درگاه خدا شکر کنید که امانت را سالم به صاحبش برگردانیده اید. ای برادرم و خواهرانم و ای قومان و خویشانم اگر روزی با شما بد رفتاری یا بد اخلاقی کردم امیدوارم که از بزرگی خودتان مرا ببخشید و ای مردم من کوچکتر از آن هستم که به شما پیامی بدهم اما به عنوان برادر کوچک خود چند کلمه می گویم . ای ملت مبارز، همیشه در صحنه باشید و گوش به فرمان امام خویش بدهید تا به امید خدا این انقلاب به سراسر جهان صادر شود و به پیروزی نهائی برسد . دعا برای پیروزی رزمندگان و طول عمر امام و ظهور حضرت مهدی (عج) فراموش نکنید و ای کسانیکه می توانید به جبهه بیائید نگذارید که سلاح شهدا بر زمین بیفتد و سنگرشان خالی بماند و ای کسانی که فکر می کنید شهدا این راه را کورکورانه انتخاب کردند و رفتند، هرگز اینطور نیست و اینها از امامشان امام حسین (ع) درس گرفتند و راه او را دنبال کردند و رفتند و در آخر ای دوستان و رفقا و آشنایان از شما می خواهم که اگر روزی با شما بدرفتاری کردم و شما از من ناراحت شدید مرا به بزرگی خودتان ببخشید و ای پدر و مادرم 3 ماه نماز و35 روزه بر گردن من است و از شما می خواهم که برایم بخرید تا در آخرت نزد خدا روسیاه نباشم به امید پیروزی رزمندگان اسلام و طول عمر برای رهبرانقلاب و شفای معلولین و مجروحین و ذلت و نابودی برای مشرکین  

والسلام

 خدایاخدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 محمد دهقانی تاریخ 14/11/1364

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٠٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

محمد دهقانی فرزند:حسین

 بسم الله الرحمن الرحیم

با درود و سلام برمرجع مجاهد زعیم اکبر ، قائد اعظم ، موسی زمان ، درهم کوبنده ستمگران ، بت شکن عصر ، منجی نسل ، حضرت آیه الله العظمی الامام روح الله الموسوی الخمینی ارواحنا فداو با درود و سلام بر شهیدان و کسانی که در راه انقلاب و اسلام کار می کنند ، وصیت خود را شروع می کنم اول کسانی که به جبهه می روند مانع نشوید و دیگر آنکه وظیفه هست و دیگر هیچ. اگر کسی نماز خواند روزه گرفت و تمام کارهای دینی اش را انجام داد ، کار عجیبی نکرده آنکه انجام نداده کار عجیبی انجام داده . جبهه هم همین است آنکه نمی رود و مانع هم می شود کار خطرناکی انجام می دهند وخودش هم یا نمی فهمد یا آنکه با صدام حسین در شهادت تمام بچه ها شریک است. طولی هم نمی کشد که از خواب بیدار می شوید یعنی در این دنیا مسافرت می کنید به دنیای دیگر و آن وقت می فهمید. و این را بدانید که اگر اسلام بماند همه چیز مانده و اگر نماند هیچ چیز، و اگر کسی خود خواهی و منیتها و هوای نفس خودش کنار گذاشت دیگر از هیچ ابرقدرتی نمی ترسد چون می داند مرکز قدرت خداست و اگر می ترسید بدانید که ایمان به خدا نیست. و اگرامام خمینی از شما راضی باشد امام زمان هم راضی است و خدا هم راضی است و خلاصه خودخواهی ها را کنار بگذارید و ایمان به خدا محکم کنید و در آخر، دهن خوشبوکنید

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 محمد دهقانی

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٠۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید 

محمد علی دهستانی فرزند:محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله اموتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 خیال نکنید آنانکه در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند ودر نزد خدایشان روزی می خورند

چونکه بر هر فرد مسلمان واجب است وصیتنامه ای داشته باشد، وصیتنامه خود را آغاز می کنم با سلام به رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران که می فرماید مارا بکشید ملت ما بیدارتر می شود این سخن در من اثر گذاشت و مرا بسوی الله کشانید و این بود که در راه حق قدم برداشتم من این راه را انتخاب کردم که منتظر نباشیدچوننرفتم که زنده برگردم با کفر مبارزه کنم و بکشم اگر نتوانستم کشته شوم. وصیت می کنم که هرگز برای من اشک نریزید فقط به مادرم بگوید که تو در نزد زینب سربلند خواهی بود چونکه تو هم شهید داده اید و به پدرم عرض می کنم که پس از شهادت من گریه نکند و به سروصورت نزند بلکه بخندد تا مشت محکمی به دشمن زبون زده باشد و به مادر عزیزم عرض می کنم که گریه وعزا نگیرد بلکه خود را خوشحال نشان دهد تا مادران شهید داده ناراحت نشوند و تو ای پدر همچنان شیری درنده، در میان بیشه زار باش که همچنان می غرد و نعره سر می دهد که خدایی ناکرده دشمن خوشحال شود و بیاید پیش شما و شما را اغفال نماید که ای چرا نشستی که پسرت را کشتند به برادر و خواهر خود وصیت می کنم که قرآن را سرلوحه کارهایتان قرار دهید و خودتان را در حضور خدا بدانید. دومین وصیتم عمل به آیات قرآن و   نهج البلاغه است و در برابر ظلمان داخلی و خارجی همچون امام بدون نرمش باشید و از خداوند می خواهم که مرا ببخشد از اینکه نتوانستم راهش را ادامه دهم از اینکه غیبت کردم و از دیگران بدی گفتم و خودم را نیک جلوه دادم از اینکه به پدر ومادرم احترام نگذاشتم از اینکه برای برتری خودم دیگران را سبک کردم از اینکه تعهدهائی که با خدای خویش بستم شکستم از اینکه عیب جوئی دیگران کردم و خود را بی عیب دانستم. خدایا مرا ببخش و از تو می خواهم که پدر ومادرم از آن کسانی نباشند که اگر یک حادثه ای برایشان پیش آمد خدا را فراموش کنند و از آن مردمان باشند که اگر چنین مواردی برایشان پیش آمد خدا را شکر کنند و دوست ندارم در مراسم عزاداری کسی که مخالف راه من بوده شرکت کند، و وصیت می کنم کسانی برجنازه ام نماز بگذارند که پیرو راه خدا و خط امام باشند و از دوستانم می خواهم که بعد از شهادتم گریه نکنند و از آنان می خواهم که مرا ببخشند و از خدا بخواهند که بتوانند در راهش قدم بردارند و از آنان می خواهم که مجلس عزاداری برایم به پا نکنند بلکه خوشحال وخندان باشند

والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار مرگ بر امریکا مرگ براسرائیل

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٠٠ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

محمدعلی دهستانی فرزند:حسین

 بسم الله الرحمن الرحیم

 الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اوالئک هم الفائزون

 کسانی که به پروردگارشان ایمان آورده اند و برای برقراری دین الله از دیارشان هجرت می کنند و برای بقا و پایداری قرآن با جان و مالشان در راه خدا جهاد میکنند بزرگترین درجه و مقام را در نزد خداوند کریم دارند و به راستی که آنان رستگاران دو عالمند  

پس از عرض سلام به پیشگاه مقدس امام زمان (عج) و با درود فراوان به اماممان خمینی روح الله بت شکن زمان و رسواگر طاغوتیان و درهم کوبنده ستمگران و جباران و با سلام به امت قهرمان و همیشه در صحنه آنگاه که آفتاب عمرم نشانه غروب را بر لب نهاد بر آن شدم تا وصیت نامه ام را بنویسم من یک سرباز اسلام و فرزند امام خمینی هستم . تصمیم گرفته ام که به سهم خود حرکت کنم و برای آزادی همکیشانم ، بکوشم و آنان را از دست این جهانخواران غرب و شرق و مزدوران وابسته به آنان نجات دهم . بلی ، اینان خوب می دانند که اگر اسلام پا بگیرد ، دیگر جایی برای ماندن آنان نیست و حکومتهای آنان که به گفته امام ، ” مانند طبلهای تو خالی " می باشند ، مانند حکومتهای فرعون و نمرود ، بزودی واژگون خواهند شد و اینجاست که می کوشند اسلام را نابود کنند و یا اینکه چهره واقعی اسلام را نگذارند ملتها بشناسند و وقتی می بینند که تمام توطئه های آنان نقش بر آب می شود ، می کوشند که با اسلام بجنگند و اینان میخواهند اسلام را نابود سازند و به سلطه گری خود ادامه دهند . اینجاست که ناگهان ناراحت میشوم و به خود می آیم . چه کنم مسئولیت خیلی سنگین است . پاسدارم ، باید خط سرخ امام خمینی را پاسداری کنم و غربیها و شرقیها را غربال کرده ، به دور ریخته ، امتی خالص و معتقد به مکتب اسلام بوجود آورد بنا براین تصمیم گرفته ام برای رفتن به سوی خدا و تکامل و رشد و انسانیت ، هجرت کنم و سرزمین اسلامیم را از اشغال این بی دینان و فتنه جویان وابسته به امپریالیسم شرق و غرب در می آورم که نا گهان به فکر مرگ و شهادت می افتم و از ملت انقلابی و مسلمان می خواهم که همواره پشت سر امام امت حرکت کرده و تا پیروزی کامل اسلام از مبارزه علیه کفر و نفاق برندارند. آرزویم این است که درراه مکتبم کشته شوم و اگر خداوند مرا بپذیرد شهید شوم . امیدوارم خونی که از من ریخته میشود در راه اسلام و مکتب و پیروزی مستضعفان جهان باشد وصیت به پدر و مادرم پدر و مادر مهربانم ، من آگاهانه قدم در این راه نهادم و خدای سبحان را شکر میکنم که چنین راهی را نشانم داد و نور ایمان درونم را روشن کرد که بتوانم خود و خدای خود بشناسم . مادرم من در جنگی قدم گذاشته ام که ابرقدرتهای جهانخوار به ملت مظلوم ما تحمیل کرده است ، این جنگی است که اگر جسدم را پیدا نکردی ناراحت نباشید ، چون همگی از خدا آمده ایم و دوباره بسوی او خواهیم رفت انا لله و انا الیه راجعون ، و شما ای پدر و مادر عزیزم در این برهه اززمان دربوته آزمایش الهی قرار دارید و امیدوارم که از این آزمایش سربلند و روح سپید در آئید تا نزد امام زمان و فاطمه زهرا سربلند باشید وخداوند شما را آزمایش می کند که ببیند چگونه امانتش را بر می گردانید . آیا از برگرداندن فرزندت ناراحت میشوید یا اینکه احساس افتخار می کنید. و در آخر مادر از من راضی شو تا بتوانم در آسمان آرزویم همچون ستارهای درخشان بدرخشم و به لقاء الله برسم از پدر و مادرم می خواهم که یک روزه برایم بگیرند و یک ماه نماز برایم بخوانند  

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

و از برادر کوچکم جواد می خواهم که خوب درسش بخواند و بتواند تا آینده ساز مملکت اسلامی باشد و از خواهرانم می خواهم که زینب وار رفتار کنند و فرزندانشان خوب تربیت کنند انشاء الله که خداوند به تمام خانواده های شهدا صبر عنایت بگرداند.

 والسلام محمدعلی دهستانی تاریخ 27/11/1362

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٥:٥۸ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

                             متن وصیتنامه شهید

                              حسین دهستانی فرزند:غلامرضا

                                              بسم رب الشهدای و الصدیقین

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً

:  با درود فراوان بر مهدی (عج) موعود صاحب الزمان امید محرومان جهان و دشمن     مستکبران و با درود فراوان بر نایب بر حقش حضرت آیت الله روح الله خمینی عزیز

        کسانیکه در راه خدا کشته می شوند مرده نپندارید

کسی که راهش راه انبیاء و پاکان باشد همیشه پیروزاست و باسلام بر شهیدان در راه خدا و قرآن به خصوص شهیدان محراب از حضرت علی (ع) گرفته تا مدنی و دستغیب ، صدوقی و اشرفی اصفهانی و در آخر سلام بر شما امت شهید پرور و قهرمان بخصوص پدران و مادران عزیزی که فرزندان خود را که مایه ای از وجودشان است به جبهه های نبرد حق علیه باطل می فرستند تا مانند علی اکبر (ع) حسین با دادن جانشان به اسلام کمک کنند . باید بگویم که من لیاقت شهید شدن نداشتم حال که خداوند متعال به من توفیق شهادت در راه خودش را به من داده است با دل و جان می پذیرم پدر و مادر عزیزم حال که خداوند توفیق شهادت را به من داد خوشحال باشید و در درگاه حق تعالی شکر گذاری کنید که فرزندتان در راه خودش داده اید نه در راه شیطانی و باطل . درود پیامبران خدا بر شما باد که چنین فرزندانی را تربیت می کنید و موقع استفاده کردن از او برای خدا می دهید، درود بر تو باد مادر گرامیم که فرزند خودت را همچون علی جنگجو پرورش دادید و به جبهه های نبرد حق علیه باطل فرستادید ، درود بر شیر پاکت مادرم که باشیر خود دلیرانی می پرورانید و این دلیران را به خدا هدیه می کنید. پدر و مادر محترمم می دانم که گریه می کنید واقعاً که حق دارید چون هر چه باشد من فرزندشما بودم و شما برای من چندین سال زحمت کشیدید تا مرا بزرگ کردید و حق بزرگی بر من دارید . باید بگویم که این فرزندتان یک هدیه ای بود که خداوند به شما داده بود و پس از مدتی آن را پس می خواست چه خوب شد که خودتان با قلبی پاک به درگاهش فرستادید ، پدر جان و مادر گرامیم شما زحمت کشیدید و مرابزرگ کردید و من در مدتی که با شما بودم بجز اذیت و ایجاد ناراحتی برای شما چیزی دیگر نداشتم و حالا می دانم که این کارم خیلی بد بوده است و از کرده خود از صمیم قلب پشیمانم و از شما مهربانان می خواهم که مرا ببخشید و مرا حلال کنید که خدا هم بخاطر بخشش شما مرا خواهد بخشید برادر جان وصیت من به تو این است که درست را خوب بخوانید و ترک آن ننمائید تا در آینده به خواست خدا امیدی برای انقلاب اسلامی باشید و به خواهران کوچکتر وقتی بزرگ شدند به آنها تربیت اسلامی به نحو احسن آموزش دهید تا آینده زینب وار باشند برای اسلام پدر جان یک خواهش از شما دارم که اگر زحمتی نیست آن را قبول بفرمائید، خواهش من این است که یک ماه نماز و زوره ام نخوانده و نگرفته ام برایم طبق دستور امام جماعت محلةمان اگر توانایی دارید انجام دهید پدر جان و مادر محترمم از شما تقاضا دارم هرگز وقتی من شهید شدم لباس عزا برتن نکنید که من ناراحت خواهم شد و به من ناکام نگوئید که واقعاً من به کام خود رسیدم از برادران عزیز ایران به خصوص برادران شهیدپرور اردکان خواستارم که تا وقت نگذشته و اسلام عزیز ما دردست ما است خودشان یا فرزند آنها بیایند جبهه نبرد تا علیه کفار بجنگند برادران عزیز نگذارید که سلاح شهیدان بر زمین افتد بر دوش بگیرید تا آخرین توانی که دارید

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٥:٥٦ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید:

حسین دهستانی فرزند:اسماعیل

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون         (قرآن کریم)

 گمان نکنید کسانی که درراه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدا روزی می خورند  

راد مردان آزاده ای را که در راه الله در خون پاک خود شناورمی شوند ، مردگان نخوانید بلکه زنده اند ولی شما نمی توانید دریابید . قله عظمت مقام شهید در مرتبه ای از ارتفاع است که اندیشه و قلم را یارای پرواز به سوی آن نیست بهتر آنکه در کنار هم برای درک و شناخت ارج و ارزش شهید ، چشم و گوش به بیان پیغمبر اکرم دوخته ، حقیقت را آنطوری که هست از زبان او بشنویم . رسول اکرم  صلی الله علیه و اله و سلم فرمود : قطره خونی که در راه خدا ریخته شود محبوبترین اندوخته نزد خداوند خواهد بود و در بیان دیگر پیامبر فرمود، از سوی خدای تبارک و تعالی برای شهید هفت گونه پاداش خواهد بود . با ریختن قطره ای از خون شهید تمامی گناهانش بخشیده می شود و دو فرشته از سوی خدا اولین کسانی هستند که خود را دراولین لحظات شهادت کنار شهید می رسانند و سر او را به دامن می گیرند و به او خوش آمد می گویند و لباسهای بهشتی بر اندام او می پوشانند و فرشتگان بهشتی به دیدار او می آیند . چه شما بر این شهید گریه بکنید و چه گریه نکنید فرشتگان زحمت پروردگار او را در پوششی از سایه رأفت خود قرار خواهد داد تا وقتی که او رابه خاک سپارند. از شهید بعد از شهادت سئوال می‌‌شود چه چیزی را دوست می داری تا دراختیار تو گذاشته شود هر چه بخواهی خداوند به تو عطا خواهد کرد ، شهید پاسخ می دهد دوست دارم دوباره به دنیا برگردم تا یکبار دیگر در راه خدا جهاد کرده به لذت شهادت دست یابم . خداوند به شهید جواب می‌‌دهد احدی به دنیا باز نمی گردد . درود و سلام به روان پاک شهیدان راه قرآن . پدر و مادرعزیرم امیدوارم که مرا ببخشید از اینکه نتوانستم حق فرزندی را ادا کنم و شما باید خوشحال باشید که توانسته اید چنین فرزندی را تربیت کرده و به دامن اسلام بفرستید . هم اکنون که در راه خدا جهاد می کنم اگر شهید شدم از تمام شماها حلالیت می طلبم و موقعی که شهید شدم مانند زینب صبور و مقاوم باشید و امیدوارم برادرانم ادامه دهندگان راهم باشند و آنها وارث خون من باشند و این وصیت را به ملت عزیز ایران به عنوان برادر کوچکشان می کنم که پیرو خط امام و رهرو راه او باشند . خدایا موقعی فوز شهادت را نصیبم کن که از گناهانم گذشته باشی و در جلو شهدا روسفید باشم و موقعی که شهید شدم به خاطر رضای خدا یک ماه روزه و یکسال نماز برایم بخوانید تا موجب شادی روح و سبک شدن گناهانم باشد. و تو همسرم امیدوارم که مرا ببخشی از اینکه نتوانستم با تو زندگی کنم و تو را تنها گذاشتم ولی خوشحال باش که من جانم فدای اسلام کردم و مانند زینب در سوگ حسین ، تو هم در سوگ شهید شدنم صبور باش که خداوند به صابران اجر و مزد فراوان می دهد و امیدوارم پسرم محمدرضا را با تربیت خوب و اخلاق اسلامی و نیک بزرگ کنی و همچون مادرم که مرا تربیت کرد و در راه اسلام داد تو هم او را بزرگ کنی و وقف اسلام نمائی به امید پیروزی رزمندگان اسلام و به اهتزاز در آمدن پرچم توحید در بلندترین قله جهان و آرزوی سلامتی برای رهبر کبیرانقلاب امام خمینی .

 والسلام علی من اتبع الهدی

حسین دهستانی

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٥:٥٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

 جلیل دهستانی فرزند:علی محمد

جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً

حق آمد باطل رفت براستی که باطل نابود شدنی است بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان اسلام . درود به یگانه منجی عالم بشریت امام زمان (عج)با سلام بر مزدان حق. سلام بر محمد (ص) و آلش . سلام بر حسین این الگوی نمونه جهاد و شهادت . سلام بر بت شکن زمان . سلام بر مرد خدا سلام بر کسی که هم اسم خداست روح الله خمینی . سلام و درود بر کسانی که در خط او که خط السیر انبیاء است قدم بر می دارند . سلام بر شهداء اسلام از صدر اسلام تا کنون . سلام بر مادرانی که به گفته امام امت خمینی بت شکن مردان دلیر و شجاع در دامن خویش پرورش می دهند که با ایمان به خدا در راه اسلام به معراج ملکوت پرواز می کنند . سلام بر مادر همیشه خوبم که عشقی جاودان در می دمید عشقی که آتشفشانی در وجودم به پا کرد تا حتی عشق ملاقات خودش را فراموش کنم . سلام بر پدرانی که با غیرت و تعصب و شرف و وجدان خود درسی بزرگ به فرزندان خود می دهند که با تمام قوا از وطن و اسلام و ناموس خود دفاع کنند . خدایا تا زنده هستم قدرت جنگیدن زا از من مگیر خدایا از تو می خواهم که تشخیص حق را از باطل برایم آسان کنی . بار خدایا تو آگاهی که تلاش و پیکار ما از آن جهت است که پایگاه قدرتی برسیم و با چیزی از کالای بی ارزش دنیا را به چنگ آوریم بلکه از آن جهت است که نشانه ها و پرچمهای دین تو را بر افرازیم .با سلام بر تو ای مادر مهربانم ای کسی که شبهای تاریک مرا در دامن
می گذاردی و نوازش می کردی . نکند برای من گریه کنی قامتت را بلند گیر و ندای، الله اکبر خمینی رهبر، سرده و سخن شهیدان راه خدا را به مردم برسان که همانا پیروی کردن از قرآن و خدا می باشد . مادرم نمی دانم چگونه بگویم می دانم هیچ وقت برایت فرزند خوبی که می خواستی نبودم . امیدوارم که به بزرگی خودت مرا ببخشی و مرا عفو کنید مادر از تو می خواهم که زینب وار زندگی کنی و در مرگم هرگز قطره اشک نریزی که هدیه در راه خدا دادن هیگونه گریه و زاری و ماتمی ندارد اگر برایم اشک بریزی دشمن از شک تو شاد خواهد شد . اگر خواستی اشک بریزی اشک شوق و شادی بریز مادرجان، سلام مرا به خواهرانم برسان و وصیت من به خواهران عزیزم این است که فرزندان با ایمان و شایسته برای جامعه تربیت کنند که این ارزشمند ترین کار است و ای خواهرانم مبادا قطره ای اشک به خاطر اینکه من کشته شدم بریزی . سلام به تو ای پدر عزیزم ای پدر عزیزم مرا ببخش که بی اجازه و بدون اینکه خبری به تو بدهم به جبهه رفتم . سلام بر برادرانم ، می خواهم هیچ وقت خدا را فراموش نکنند و همیشه به یاد خدا باشند و بعد به فکر چیزهای دیگر و از برادرانم می خواهم که پس از مرگ من اسلحه مرا بردارند و راهم را ادامه دهند و هیچگاه اسلحه را بر زمین نگذارند و تا نابودی دشمنان اسلام و ایران از پای ننشینند و بالاخره ای برادرانم مصطفی و ناصر شما هم باید ادامه دهندگان راه شهدا باشید . سلام به تمام دوستان و آشنایان و خویشان می رسانم تنها خواهش من از تمام دوستان و آشنایان و خویشان این است اگر بدی از من دیده اند به بزرگواری خود عفوکنند و وصیت من به شما این است که، اولاً هیچگاه از خودسازی دست برندارند و همیشه به یاد خدا باشند و همیشه در راه خدا قدم بردارند و سعی کنید هدفهای دنیائی شما را گول نزند وگرنه از زیان کاران خواهید بود و اگر همیشه آنها را وسیله ای در جهت الله قرار دادید( الذین آمنوا و عملوالصالحات ) خواهید بود. دوستان سعی کنید عدالت را در جامعه بر قرار سازید و با بی عدالتی مبارزه کیند . عیوب خود را بر طرف کیند و برای همدیگر عیب جویی نکنید سعی کنید خودتان را اصلاح کنید . از مردم مبارز و همیشه در صحنه می خواهم قدر این ابر مرد زمان ( امام ) را بدانند از بیانات گهر بارش استفاده کنند و همیشه گوش به فرمان او باشند زیرا حال که خداوند محبت عظیمی به ما نموده و در این زمان و تاریخ چنین رهبری به ما اهداء نموده قدرش را بدانید که فردا در روز جزاء در پیشگاه خداوند سرافکنده و شرمسار نباشید همیشه گوش به فرمان امام باشید و از این نعمت گرانبها که خداوند نصیب ما کرده حداکثر استفاده را بنمائید. در پایان سلامتی امام بزرگوار و پیروزی رزمندگان اسلام را از خداوند خواهان و خواستارم و از همه شما ملت شهیدپرور میخواهم برای سلامتی و طول عمر امام و برای پیروزی رزمندگان اسلام در جبهه های نور علیه ظلمت  

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته                    

جلیل دهستانی تاریخ 1/10/1365

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

متن وصیتنامه شهید

 کاظم دبیری فرزند:حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

الذین یقولون ربنا اننا امنا فاغفرلنا ذنوبناوقناعذاب النار         (قرآن مجیدسوره3 آیه 16)

آنان که بدرگاه عز الهی عرضه دارند پروردگار بکرمت گناهان ماراببخش ومارا از عذاب آتش جهنم نگاه دار

بنام خدائی که ازاو هستیم وبازگشت همه بسوی اوست وبا سلام بر امام عصر فرجهالشریفه(عج) و نایب بر حقش خمینی بت شکن یاور مستضعفان در هم کوبنده ستمگران و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و با سلام و درود فراوان به شهدای صدر اسلام از هابیل تا شهدای امروز ایران و سلام بر تمام رزمندگان که در جبهه های نبرد حق بر علیه باطل می جنگند و از اسلام و قرآن دفاع می کنند می کشند و کشته
می شوند در راه خدا . درود به روان پاک شهدای این جنگ تحمیلی و عراق بر علیه ایران، سلام بر شما ای ملت مبارز و غیور ایران به خصوص پدران و مادران و خواهران و برادران شهدا و معلولین انقلاب . وصیت نامه خود را آغاز می کنم

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون  

 گمان نکنید کسانیکه در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدای خود روزی می خورند  

خدمت پدر و مادرم سلام عرض می کنم و پس از عرض سلام سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم پدر و مادرم امیدوارم وقتی خبر شهادت من به گوش شما می رسد ناراحت نشوید بلکه خوشحال هم باشید که فرزندتان شهید شده است خدای نکرده نکندما ناراحت شویدوقتی دشمن ناراحتی شمارا ببیندخوشحال میشودپدرومادرم من نا
 آگاهانه این راه را انتخاب نکرده ام من به ندای ( هل من ناصر ینصرنی ) امام حسین(ع) و امام خمینی که راه امام حسین را ادامه می دهد پاسخ گفتم می دانم که شما برای من زحمت کشیده اید و سعادت مرا می خواستید چه سعادتی از این بالاتر که فرزندتان شهید شده است ، شما باید بدانید این اسلام و قرآنی که بر جا مانده است باید از آن یاری کنیم همانطوری که امام حسین (ع) و یارانش در راه خدا جنگیدند و به شهادت رسیدند تا این اسلام و قرآن بر جا مانده است پس ما هم باید به ندای حسین زمان امام خمینی پاسخ گوئیم و از مکتب اسلام دفاع کنیم مگر ما عزیزتر از یاوران امام حسین (ع) و علی اکبر و علی اصغر هستیم مگر چه فرقی با شهدای این انقلاب داریم شما باید بدانید که این انقلاب زمینه ساز انقلاب مهدی (عج) است و الان است که خداوند بندگانش را امتحان می کند این دنیا محل امتحان است و خوش به حال کسانیکه در این دنیا امتحان را درست دادند به بهشت رفتند و خدا دوست می دارد بندگانش را که در راه او تمام هستی خود را بدهند و در عوض بهشت بگیرند آیه شریفه قرآن می فرماید:

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا"علیه حقا"فی التوریه و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من   الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم  به و ذلک هوالفوزالعظیم سوره توبه آیه110

 

خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده است آنها در راه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را به قتل برسانند و یا خود کشته شوند این وعده قطعی است بر خدا عهدیست که در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده و از خدا با وفاتر کیست ای اهل ایمان به خود در این معامله بشارت دهید که این معاهده با خدا به حقیقت سعادت و پیروزی بزرگی است

ببینید ما چقدر شهید داده ایم تا این انقلاب پیروز شد اینها چه می خواستند غیر از یاری کردن اسلام و قرآن ببینید ما چه کسانی را از دست داده ایم شهیدانی چون آیت الله بهشتی و آیت الله مطهری و رجائی و باهنر ، مدنی و دستغیب و اشرفی اصفهانی شهیدان دیگر هر کس که در راه خدا قدم برداشت خداوند همان وعده هایی که به آنان داده بود بشارت می دهد دیدیم که این منافقان کور دل هر روز عده ای از عزیزان ما را به خاک و خون می کشند بدانید که دیگر کارتان تمام است هر نفر از ماها شهیدمی کنند چند نفر راهشان ادامه می دهند ای ملت ایران و ای مستضعفان مسلمان جهان قیام خود را به رهبری امام خمینی ادامه دهید و قدر چنان رهبری را بدانید که راه او راه اسلام است و راه قرآن و امام حسین(ع) است پیرو خط امام باشید و به گفته های او عمل کنید و از هیچکس و هیچ چیز نترسید حتی از آمریکا و شوروی و اسرائیل،فقط از خدا بترسید و از آتش دوزخ او. ان الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم. آنان که به دین اسلام گرویدند و از وطن خود هجرت نموده و در راه خدا جهادمی کنند اینان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند که خدا بر آنها بخشاینده و مهربان است( آیه 217 سوره بقره) خلاصه پدر و مادر من می دانم که چقدر شما را اذیت کردم و هیچ وقت حرفهای شما را گوش نمی کردم می دانم که اشتباه کردم وقتی فهمیدم که دیگر کار از کار گذشته و الان از شما عذر خواهی می کنم و از شما حلالیت می طلبم . وصیت من به برادرانم این است که راه مرا ادامه بدهند اسلحه بخون آغشته مرا بر گیرید و به جنگ کفار بروید و آنان را نابود کنند و در آخر از پدر و مادرم و برادرانم و خواهرانم و تمام فامیلهایم و دوستانم و آشنایان حلالیت می طلبم و از شما و ملت ایران می خواهم که پیرو خط امام و پشتیبانی روحانیت مبارز باشید و در خط اسلام و قرآن حرکت کنید منحرف نشویداگــر بـــاشد قـرار آخــر بمـیرم   نمی خواهم که در بستر بمیرم نمی خواهم که همچـون شمع سوزان بـریزم اشک و در آذر بمـیرم هـمی خــواهم کـه در فصل جـوانــی میانت جبهه وسنگــربمــیـرم                                       برای یاری اسلام بمیرم

 

خوشا آنان که با عـزت ز گیتی           

                                                       بساط خویش بر چیدند و رفتند

 نـگردیدند هـرگز گـرد بـــاطل     

                                                       حقیقت را پـــــرستیدنـد و رفتند 

   خوشا آنان که بر این عرصه خاک                 

                                                       چو خورشیدی درخشیدند و رفتند 

 خوشا آنان کـه پـا در وادی حـق           

                                                       نهـــادند و نلغزیدنـد و رفتنـد      

 خوشا آنــان کــه در راه شهــادت                     

                                                        به جنگ کافران رفتند و رفتند           
 در مسلخ عشق جز نکو را نشکند           

                                                     بی عشق خمینی نتـوان عاشق مهـدی شد

 

 الجنه تحت ضلال السیوف . بهشت زیر سایه شمشیرها و سلاحها است ( رسول اکرم)    مرا در گلستان شهدا پهلوی احمدیان و محمودی به خاک بسپارید و اگر جنازه من بدست شما نرسید ناراحت نباشید.

 والسلام

کاظم دبیری تاریخ :24/10/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٥:٥۳ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

 

محمدعلی داعی زاده فرزند:حسن

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان .

 با سلام و درود فراوان به پیشگاه منجی عالم بشریت ولی عصر ، امام زمان (عج)و نایب بر حقش خمینی کبیر ، این قلب تپنده میلیونها مردم محروم و مستضعف جهان و با سلام و درود فراوان به تمامی شهدای راه حق و حقیقت ، آنان که با نثار خون خود درخت تنومند جمهوری اسلامی ایران را آبیاری کردند و برای تحقق بخشیدن به این امر جان خود را که گرانبهاترین چیزهاست در طبق اخلاص گذاشته و هدیه کردند و چه عاشقانه به معشوق واقعی خود یعنی الله پیوستند پدر و مادر مهربانم سلام علیکم . امیدوارم که حالتان خوب باشد و همچنین امیدوارم که در غم از دست دادن من ناراحت نباشید و اگر خدای ناکرده گریه بکنید دشمن یعنی آمریکا و ایادیش را خوشحال کرده اید. از مادرم که زحمات زیادی برای من کشیده و هیچ وقت فرزند خوبی برایش نبوده ام ، حلالیت می طلبم و امیدوارم که مرا مورد عفو و بخشش قرار دهد و از خواهرم نیز می خواهم که به یاد زینب کبری (س) شهادت مرا تحمل کند و باحفظ حجاب و وقار اسلامی خود پیام خون شهدا را برساند و اگر من برادر خوبی برایش نبوده ام مرا ببخشد و اما برادرانم شما نیز هر چه بیشتر در کسب فضائل بکوشید و از همه قومان و خویشان و رُقبا و تمامی امت حزب الله که حقی بر گردن بنده دارند استدعا دارم که مرا حلال کنند و ببخشند و اگر کسی حقی دارد که قابل جبران است به خانواده ام مراجعه کند و احقاق نماید. و در آخر به خانواده عزیزم و همه امت حزب الله توصیه می کنم که تقوا را پیشه خود کنید. و از همسایه هایی که مرا می شناسند می خواهم که اگر بدی از من دیده اند و یا برایشان همسایه خوبی نبوده ام مرا ببخشند و از مردم شهیدپرور اردکان می خواهم که از رفتن پسرانشان به جبهه خودداری نفرمایند که این حق بزرگی بر گردن آنهاست و از دوستان نیز می خواهم که اگر به آنها تندی یا خشونتی کرده ام و دوست خوبی برای آنها نبوده ام مرا به بزرگی خودشان ببخشند و از آنها می خواهم که به جبهه بیایندکه این جبهه است که به ما درس انسان سازی و خداشناسی می دهد و ما را به خدا نزدیکتر می کند.

 والسلام

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٥:٥٢ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید

متن وصیتنامه شهید

غلامحسین خیری فرزند:علیرضا

بسم الله الرحمن الرحیم

 به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان همانا خداوند جان و مال مومنین را به بهای بهشت از ایشان خریداری نموده آنها که در راه خدا جهاد می کنند و می کشند و کشته می شوند و این سعادت پیروزی عظیم است                    (سوره توبه آیه 111 )

ای گشایش بخش دلهای پر غم و اندوه و ای پناه بی پناهان بار دیگر به درگاهت روی آورده ام و سرگردان و حیران به خانه ات آمده ام نادم و پشیمان آمده ام زیرا در اطاعت تو که امر کردی کوتاهی نموده و آن را سهل شمردم و عصیان نمودم و چنانکه باید و شاید به طاعت تو قیام نکردم نادمم از اینکه مرا از گناه و معصیت نهی می کردی و باز من در انجام آن اصرار می کردم و دیگر اینکه نعمات بیشماری که در اختیارم قرار دادی در شکرگزاری آن کوتاهی
 نمودم و تو خوبیم را می خواستی ولی من به خود ظلم کردم مرا صدا زدی ولی از تو دور شدم بار الهی تو چقد رحیمی که مرا به خود نزدیک کرده و توبه ام را پذیرفتی ، خدایا من چند دفعه به این مکان مقدس جبهه که واز هرنقطه ای به تو نزدیکتر است قدم نهادم و فرمانت را لبیک گفتم ولی گویا آمدنم خالصانه نبوده که مرا نپذیرفتی . خدایا سوگند به نام پرشکوهت که این بار خالصانه رو به سویت  کرده ام و مرا بپذیر، من بنده ضعیف و درمانده ام و همانطور که امر فرموده ای برای بر آورده شدن حوائج و رفع مشکلاتم به درگاهت دعا می کنم و در حضورت به خاک  می افتم. خدایا می دانم مرا دوست می داری که با وجود شکستن توبه ام باز مرا پذیرفتی و به من لطف کردی که بار دیگر به این مکان روی آورم . تو زبانم رابه حمد و ثنای خود و باطنم را به دوستی ات آشنا ساختی و مرا در راهی که درپیش داشتم ثابت قدم گرداندی تو را شکر می گویم که مرا توفیق نیکو کاری بخشیدی و در عمل صالح قوت و پایداری بخشیدی و اگر می خواستی استحقاق این را داشتم که عذابم کنی و به کیفر گناهان زشتم برسانی. ملت مسلمان ایران دست به دعا بردارید و از خدا بخواهید که از عمر ما کم کرده و به عمر این خورشید تابان پیر جماران و رهبر عزیزمان امام امت بیفزاید و زیان را از آن رفع کرده و بر دنیایمان مقرر گرداند که زیان دنیا از بین رفتنی است و چندان اهمیتی ندارد اما زیان آخرت طولانی و باقی است . کاری که رضا و خشنودی خدا در پی دارد بر کاری که موجب قهر و خشم خداست مقدم بشمارید و بر خلاف هوای نفسانی خود بکوشید. من کوچکتر از آن هستم که پیام برای ملت شهیدپرور ایران به خصوص ملت شهیدپرور احمد آباد می خواهم که همیشه در راه اسلام قدم بر داشته و بردارید و از شماها
می خواهم که به دعای کمیل ، توسل ، نماز جماعت و نماز جمعه شرکت کنید همین نماز جماعت و جمعه هاست که اسلام را زنده نگه داشته است و خواهش دیگرم این است که مادران و پدران جلوی فرزندانشان نگیرند که به جبهه بیایند تا در روز آخرت در پیش روی زهرا (س) شرمنده نباشند و از ملت می خواهم دست از یاری رهبرمان آن پیر جماران بر ندارند و تا این انقلاب به انقلاب حضرت مهدی (عج) متصل گردد انشاءالله و انشاءالله همین زودیها رزمندگان اسلام راه کربلا را به روی ملت ایران باز خواهند کرد. پدر و مادرم می دانم که شما برایم زحمت کشیدید و اگرنتوانستم زحمات شما را جبران کنم بدانید که زحمات شما هدر نمی رود و انشاء الله در آخرت زحمات شما را بتوانم جبران کنم . پدر و مادرم میدانم برای شمافرزند خوبی نبودم و یا گوش به حرفهایتان ندادم . انشاء الله به بزرگی خودتان مرا حلال و عفوکنید و از خدا بخواهید که این هدیه ناقابل خود از شما بپذیرد و اگر خدای خواسته به شهادت رسیدم و جنازه ام برای شما آوردند . هرگز پشت سر جنازه ام گریه نکنید و لباس عزا به تن نکنید و اگر خواستید گریه بکنید برای امام حسین (ع) و هشدای کربلا گریه کنید و برادران و خواهرانم از شما می خواهم که اگر من به شهادت رسیدم خدا را شکر کنید که برادرتان در راه اسلام به شهادت رسیده است و از شما می خواهم که بعد از من راهم را ادامه دهید و برادر و خواهرانم می دانم برای شما برادر خوبی نبودم ولی به بزرگی خودتان مرا ببخشید و از شما می خواهم به قوم و خویشان و دوستان یک به یک از طرف من حلال بودی بطلبید. ضمناً پدر و مادرم از شما می خواهم 88 روز روزه قضا دارم امیدوارم برایم بگیرید این هم از زحمات شما

 عمری است هوای کربلا دارد دل                      زین پرده بسی شور و نوا دارد دل

 تا بـاز شود مــکرره کـوی حسین                     هر شب به خدا دست دعا دارددل

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

 والسلام .

 خداحافظ

غلامحسین خیری تاریخ 28/9/1365

[ ۱۳٩۱/٥/٢٠ ] [ ۳:٥۱ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید

علیرضا خیرخواه فرزند:حسن

 بسم الله الرحمن الرحیم

 اینجانب علیرضا خیرخواه اردکانی شهادت می دهم به یکتائی خدا و نبوت محمد مصطفی (ص) و امامت دوازده امام علیهم السلام و ولایت فقیه و رهبری امام امت که فعلاً پرچمدار اسلام و قرآن است فرزندانم به شما سفارش تقوی می کنم و طلب آمرزش از خداوند برای شما می نمایم  لطفاً زمینی که به مبلغ 65 هزار تومان در تقی آباد زمان آباد خریدم از اما جمعه اردکان سئوال کنید اگر خمس دارد بپردازید آن وقت تصرف کنید. پولی که در بانک است برای حج گذاشتم اگر بنده شهید شدم یکی از شماها به قید قرعه عوض من همراه مادرتان به حج به نیابت از من، این پول اگر سال روی آن بگردد خمس دارد لطفاً خمس آن را هم هر کس به مکه می رود بپردازد نیم طاق بر امام حاج رجبعلی و زراعت های دیگر هر طور مردم با ارباب طبق قانون جمهوری اسلامی رفتار کردند شما هم رفتار کنید کاری کنید که خدا هم از من و هم ازشما راضی باشد نصف خانه مسکونی خودم صداق مادرتان هست

خدایا چنان کن سرانجام کار                            تو خشنود باشی و ما رستگار  
از این تاریخ این وصیت نامه معتبر است.

 15/12/1363 علیرضا خیرخواه

شاهد ، محمدعلی دهقانی

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٠ ] [ ۳:٤٩ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

فاضل خوزستانی فرزند:غلامحسین

بسم رب الشهداء

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

ای مردم گمان نکنید آنهائی که کشته شده اند مرده اند بلکه مرده اند و در نزد خدای خود روزی می خورند

من به عنوان یک فرد مسلمان و به حکم شرعی و الهی که داشتم قدم دراین راه نهادم خداوند بزرگ را شکر می کنم که چنین سعادتی نصیب من کرد و چنین رهبری در جلوی راهم قرار داد و ذره ای نور ایمان در من روشن نمود تا خود و خدای خود را بشناسم من اکنون که در میان شما نیستم و خداوند لیاقت شهادت را نصیب من کرد چنانکه خود را لایق نمی دانستم ، این پیام و سفارش را با صدای بلند به گوش منافقان و دشمنان اسلام برسانید که از کوردلی خود ، ما را ناآگاه می خوانند ، به انها بگوئید که ما آگاهانه و بیدار ، بدون هیچ جبر و زوری که بر شما وارد است در این راه قدم نهادیم و خون خود که در این راه ریختیم ، ناقابل و ناچیز بود که اگرهزار جان هم ما داشتیم در راه خدا و " الله اکبر " و " لا اله الا الله " در این را نثار میکردیم و تو ای خواهر و برادر مسلمان بیدار باش و هشیار که فریب این از خدا بی خبران را نخورید و چهره هزار چهره شان شک و شبهه در دل تو ایجاد ننماید که همواره بیداریم و این سخن من با افرادی است که در گوشه و کنار زمزمه های موزیانه سر می دهند و می گویند باید امام زمان بیاید و کارها را درست کند و انتظار او باید بمانند که اول امام زمان منتظر شما است تا شما را بشناسد ، قلب خود را پاک کنید و همچنان قرص و محکم بر عقیده و ایمان خود استوار باشید و زمان را برای ظهور حضرتش آماده و مهیا سازید تا خدای نکرده با امر افکار نا درست در دست کوردلان و منافقان قرارنگیرید و دست از یاری امام امت بر ندارید و بدانید زمان ، زمان امتحان و آزمایش است ای پدر ومادرم می دانم اگر من کشته شدم برای شما دردناک است ولی چه می شود کرد دین خدا در خطر است و در ضمن من از آن خدا هستم ، پس مرا حلال کنید . مادر جان حلالم کن چون بر ندای آزادی خود در آسمان آرزوهایم پرواز کنم ، مرا حلال کن تا خدایم مرا ببخشد ، مادر جان تو گذاشتی که من به جبهه بروم یادت بیاید که من آن روزی که با هم صحبت می کردیم برایت می گفتم ، مادر مرا آزاد بگذار ، مادر جان من در جبهه آزاد بودم از هرنوع وابستگی و هر چیز را کنار زده بودم و من می خواستم کاری کنم که به معشوقم نزدیک شوم و به تو گفته بودم که من عاشق خدا هستم و اینکه آمدم تا در صحرای خوزستان در کنار کارون ، کارونی از خون بسازم و در این بازار گرم و با صفای خون خریدار خوبی دارد . آمدم تا کالای ناقابل خود را تقدیم به مولایم کنم ، اگر پذیرفت کالای مرا چند جمله راجع به خود من است اگر کشته شدم مرا غسل ندهید چون ننگ است برای کسی که مولایش حسین (ع) را غسل ندادند مرا غسل بدهید پس بر من کفن نپوشانید چون حسین (ع) را کفن نپوشانیدند ، بر مزار من گل نریزید زیرا انصاف نیست کسی که رهبرش را حسین (ع) در میان نیزه و خنجر بیرون آوردند و به خاک سپردند و بر مزار من گریه نکنید و اگر هم خواستید گریه کنید برای حسین (ع) گریه کنید و اینکه به یاران بگوئید که ای یاران شما را به خدا سوگند که نکند امام خمینی را تنها بگذارید که به سقوط کشیده خواهید شد و اگر عمل نکردید تا ابد زیر دست کفار خواهید بود. جند کلمه دعا می کنم ، خداوندا مرا بیامرز که فرامین تو را به پشت گوش انداختم خداوندا مرا بیامرز که دستانم به آلودگیها آلوده گشته است خداوندا ، مرا بیامرز که شکمم از لقمه های حرام پر کرده ام خداوندا ، مرا بیامرز که عمر خود را در هوی و هوس افکندم خداوندا ، مرا بیامرز که هر گاه سخن می گفتم و گوینده بودم خود را عالم و شنونده را جاهل  می پنداشتم خداوندا ، مرا بیامرز ، از سیاه دلی در آور و به روشنائی هدایت کن خداوندا ، مرا بیامرز که بسیار شوخی هایی که سبب کم عقلی می گردید انجام دادم ای دوستان و رفقا اگر من با شما بد اخلاقی کردم امیدوارم مرا ببخشید و از من راضی باشید. والسلام خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

فاضل خوزستانی مورخ 11/4/1361

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٠ ] [ ۳:٤٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

محمدحسن خلیلی فرزند:محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

رب ادخلنی مدخل صدق واخرجنی مخرج صدق وجعلنی من لدنک سلطانا نصیر

بنام خداوند و بنام خداییکه رسولان را برای تمیز خوبی وبدی فرستاد و بنام کسی که پیامبران را بیم دهنده قرار داد. بنام کسی که پادشاهی آسمان و زمین از اوست و بنام کسیکه نه فرزندی برای اوست و نه پدری ونه مادری و بنام کسیکه استجابت میکند دعای دعا کننده را . و میخواند او را بسوی خود نزدیک و نزدیکتر و راه را برایش نشانگر میشود و وای بر کافران و منافقان که خدایی غیر از او را می پرستند و شریک برای او قائل میشوند باشد تا جزای خود را ببینند. خدایا با یاد تو و با مدد از تو شروع به نوشتن کردم مرا یاری کن تا فقط برای تو بنویسم .خدایا مستجاب ساز دعای مرا و مرا در راهت ثابت قدم بدار و فنای تن مرا در راه خدمت به تو و عبادت تو و امرتو قبول کن و از گناهانم بگذر که تو بسیار غافری و اما بعد ، پس از طی کردن ماهها انتظار بالاخره آن چیزی را که بدان عشق می ورزیدم. ( جهاد فی سبیل الله ) را نصیب شدم خدایا مرا در این موثر وثابت قدم بدار و ای خدای من و خدای همه و همه آرزوی دیرینه ام شهادت را نصیبم گردان ملت مسلمان و با اخلاص و شهادت طلب خطابم به شماست بدانید که خون شهیدان دامن شما را خواهد گرفت و شما را باز خواست خواهد کرد شهیدانی که آگاهانه و عاشقانه و فقط برای اعتلای پرچم توحید و با اخلاص آگاهانه و عاشقانه به صحنه های شکوهمند و انسان ساز جهاد رفتند و به لقاء الله نهایت درجه پاداش انسان ( وچه خوب که الله از انسان در آن هنگام راضی باشد رسیدند) این شهیدان وقتی هیچ راهی را بجز شهادت نیافتند به مسلخ جباران شتافتند تا با نیروی ایمان و در سایه آن نیروی خون و در سایه آن نیروی سلاح کلمه حق را اعتلا بخشید و هرچیز به جز آنرا ریشه کن سازند و شهید شدند و شاهد و نظاره گر بر اعمال شما ملت ، ای ملت مسلمان بدانید که ولی فقیه نائب راستین امام زمان همانکه هر مسلمانی که انتظار ظهورش را نکشد مسلمان نیست می باشد اطاعت از او پیام همه شهدای تاریخ و امر حتمی پروردگار است و زندگی در سایه ولایت او یعنی زندگی در سایه رهبری امام زمان (عج) پس ولایت امام را سر سلسله دستورات اسلام قرار دهید چون بدون او رهبری او نه عبادتتان معنی دارد و نه حیاتتان شهیدان رفتند اما اسلام را برای شما گذاشتند و حفظ اسلام راستین به هر نحو که باشد وظیفه حتمی شماست . سخن زیاد است اما افسوس که در اینجا نمی گنجد فقط اشاره ای کردم و مقدمه ای گفتم در وظیفه خطیرتان و بس آگاهی از پیام شهیدان و یافتن اسلام واقعی وظیفه فرد فرد شماست و این را همه در مطالعه و استفاده او علماء و ... میتوان یافت انتقام از خون شهیدان نیز وظیفه ای است بزرگ که من ناقابل شما را بدان سفارش میکنم مادر عزیزم کوتاه سخنی هم با شما دارم اول اینکه میدانم شما را بسیار آزار رساندم و نمیدانم آیا با این عملم شما را راضی کرده ام یا نه به هر حال هدف شما اسلام بود و من برای اسلام و اعتلای کلمه الله کشته شدم و انشاء الله با خلوص در این راه رفته باشم و پیامم به شما نیز اعتلای همان کلمه فلاح و رستگاری است با سیل مختلفی که در قرآن و دستورات دینی آمده است و تربیت و هدایت دیگر فرزندان بر این راه، امیدوارم که بعد از شهادتم (که هر وقت این کلمه بر زبان می آورم می لرزم چون می ترسم که لایق این کلمه نباشم اما خدا را بسیار آمرزنده و بخشنده می یابم ) از من راضی شده و پیام خونم را با قلم و زبان که موثرترین شمشیرهاست به تمام جهان تا آنجا که در دید قدرتتان هست برسانید؟! برادرانم و خواهرانم شما را و همه را سفارش به تقوا که خود نتوانستم به آن برسم ولی امیدوارم که در این راه رفته باشم را به حفظ رهبر و پیروی از قرآن و اسلام درسایه رهبری او و حفظ کلمه توحید و ادامه راه شهدا که با یافتن اسلام واقعی و آگاهی زیاد و میتواند این وظیفه را انجام دهید سفارش می کنم مرا از اینکه سخن زیاد است اما در این حالت نمی توانم بنویسم می بخشید در پایان یک سفارش به هر کس که پیام خونم به او میرسد میکنم اینکه همه شهدا و من را دعای خیر و برایم از خدا طلب آمرزش میکنند چون خود را بسیار خطا کار میبینم امید که دعای دردمندان در آن حالتهای روحانی برای من موثر افتد از اهل خانواده ام مخصوصاً مادر بزرگ محترمم تقاضا میکنم که زیاد خودشان را آزرده خاطر نکنند که میدانم نمی کنند و از همه می خواهم که هر وقت به یاد من می افتند مرا دعای خیر کنند از همه طلب عفو میکنم  

والسلام علیکم جمیعاً و رحمه الله و برکاته

خدایا مرا خلوصی ده که فقط و فقط در راه تو و بخاطر امر تو گام بردارم و هیچگاه مرا موفق نساز که لحظه ای بر خلاف امر تو راه بپیمایم  

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٠ ] [ ۳:٤٥ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]

متن وصیتنامه شهید:

علی خلیلی فرزند:حسین

بسم الله الرحمن الرحیم

سعادت به من روی آورد تا خونم را فدای اسلام کنم ( اگر خدا قبول کند)  

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

 سلام بر مردان حق ، سلام بر محمد (ص) و آلش ، سلام بر حسین (ع) این الگوی نمونه جهاد ، شهادت ، سلام بر بت شکن زمان ، سلام بر مرد خدا ، سلام بر کسی که هم اسم خداست روح الله خمینی و سلام و درود بر کسانیکه در خط اصیل انبیاء  قدم بر می دارند . سلام بر مادرانیکه به گفته امام خمینی بت شکن زمان مردان دلیر و شجاع را در دامن خود پرورش می دهند که با ایمان به خدا و در راه خدا به معراج ملکوت پرواز می کنند. سلام بر پدرانی که با غیرت و تعصب و شرف و وجدان خود درسی بزرگ به فرزندان غیور خود می دهند . که با تمام قوا از وطن و ناموس خود دفاع کنند . سلام بر حسین زمان ، حسین جان در آن زمان کسی نبود به ندای تو لبیک گوید اما در این فضا گرم وخونین ایران زمین ، دست مردانگی مشت کرده و به ندای غریبی و تنهائیت لبیک می گوئیم . ای امت مسلمان و شهیدپرور ایران آگاه باشید که شما در این زمان در برابر خون شهیدان مسئولید و ما باید جوابگوی خون شهیدان در این دنیا و آن دنیا باشیم باید به دستورات امام که نایب امام زمان است گوش دهیم و او را تنها نگذاریم و وظیفه شرعی خود را به نحواحسن انجام دهیم . سر نمازها امام و رزمندگان را دعا کنید و برای من نیز دعا کنید و انشاء الله که خداوند جهانیان مرا ببخشد و به شما در آن دنیا خوشبختی و اجر بدهد . راضی باشید به رضای خداوند و تسلیم باشید در مقابل امر خداوند . برادران به جبهه می روم برای پیروزی اسلام و برای رضای خداوند عالمیان . اگر در این راه شهادت بالهایش را گشود و من گناهکار روسیه که در طول عمر خود کاری برای رضای خداوند نکرده ام مرا همراه خود به پرواز در آورد چه خوب و نیکوست . به تو مادر عزیزم بگویم که از اینکه فرزندی را به پیشگاه خدا تقدیم داشتی رنجور و غمگین مباش بلکه شادباش . مادر تو به گردن من حقهایی داشتی و نیز تو پدر متاسفم از اینکه حقوق شما را آنچنانکه خداوند بر دوش من قرار داده بود نتوانستم انجام دهم . مرا ببخشید و از خدا برایم طلب عفو کنید و نیز بخواهید که اگر کسی بر گردن من از فامیلها و غیره گرفته حق بر گردن من دارن