احمدآباد

احمدآباد شهری با مردمانی دیندار و پر افتخار با تاریخ 1500ساله در دل کویر

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ احمدآباد خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری

 
 
 

احمدآباد

آیت الله فکور

شیخ محمد فرزند آقا حسین یزدی در سال 1324هـ.ق  در احمد آباد اردکان و در خانواده ای مذهبی و مستضعف دیده به جهان گشود.

کمتر از 6 سال داشت که جهت فرا گرفتن قرآن مجید پای به مکتب گذاشت. به زودی کلام خدا را آموخت . چون در آمد مالی پدرش کفاف مخارج خانواده اش نمی‌کرد، نزد شخصی به نام حاج عبدالصمد وکیلی به شاگردی رفته و همزمان با کار، خواندن و نوشتن را نیز فرا گرفت.

بیشتر شبها با اجازه صاحب مغازه در همان مغازه می‌ماند تا با فراغت بیشتر به مطالعه ادامه دهد

آیت الله محقق داماد
 

احمدآباد

گاهی اوقات که ساعت درسشان فرامی‌رسید و خود را از شرکت در جلسه درس محروم می‌دید. اشک می‌ریخت و این جملات را می‌فرمود: «من از مرگ نمی‌ترسم ولی از این می‌ترسم که وجود عاطل و باطلی باشم و نتوانم انجام وظیفه شرعی کنم.» 

مرحوم آیت اللّه حاج سید محمد محقق یزدی ملقب به محقق داماد به سال ۱۳۲۵ه‍.ق در خانواده‌ای روحانی ـ که به تقوا اشتهار داشتند - در احمدآباد اردکان به دنیا آمد. قبل از ولادت پدر را از دست داد و در شش سالگی مادرش از دنیا رفت. پدر بزرگوارش روحانی‌ای مخلص به نام سیدجعفر موسوی بود. او قبل از تولد فرزند به شوق زیارت عتبات عالیات با پای پیاده از وطن خود خارج شد و در همین سفر به ملکوت اعلی پیوست.



آیت الله خاتم یزدی

آیت الله خاتم یزدی در سال 1309 ش.در خانواده ای روحانی در شهر احمدآباد دیده به جهان گشود. پدر بزرگوار وی مرحوم سیدیحیی احمدآبادی معروف به «آقا سید یحیی بزرگ» فرزند سید حیدر، از روحانیان مورد توجه یزد بود. سیدیحیی در جوانی برای تحصیل از احمدآباد به یزد هجرت کرد و سپس به اصفهان رفت و پس از مدتی عازم نجف اشرف گردید. وی پس از کسب مدارج بالای علمی و نیل به درجه اجتهاد به یزد بازگشت.

  زمان حضور وی در یزد مصادف با اختناق رضاخانی و مسئله کشف حجاب و تعویض اجباری لباس روحانیان بود. غیرت فوق العاده او موجب شد تا بی حجابی زنان و حضور روحانیان را با کلاه پهلوی تحمل نکند؛ به این جهت مجبور شد چندین سال از یزد دور بماند و در یکی از روستاهای مهریز به نام «درّه» رحل اقامت افکند و همان جا به تبلیغ و سخنرانی و ارشاد مردم بپردازد.

 

احمدآباد

 آیت الله سید یحیی واعظ

ایشان از عالمان و واعظان برجسته یزد در سده چهاردهم قمری می‌باشد.
 
در سال 1268 شمسی در احمدآباد اردکان به دنیا آمد.
 
مقدمات علوم دینی را در همان جا فراگرفت و سپس به یزد و اصفهان رفت و مدارج عالی فقه و اصول و حکمت و کلام را طی کرد و به درجه اجتهاد نائل آمد.
 
آنگاه به یزد بازگشت و به تدریس و سخنوری و تربیت شاگردانی چون آیت‌الله محقق داماد یزدی همت گمارد.
 
آیت‌الله احمدآبادی به ویژه در زمینه علم حدیث و کار سخنوری تبحری بسزا داشت و از برجسته‌ترین واعظان کشور به شمار می‌رفت.
وی واعظی مبارز بود و قاطعانه در برابر انحرافات موجود به ویژه انحرافات مذهبی ایستادگی می‌کرد و به همین دلیل بارها از سوی حکومت رضاخان مورد تعرض قرار گرفت.

بقیه زندگی نامه در ادامه مطلب گذاشتم ما احمدآبادی ها باید به خود ببالیم که چنین عامانی در شهر ما بودند


 احمدآباد

آیت الله محقق داماد

حاج سید محمد پس از تحصیل علوم مقدماتی در اردکان راهی شهر یزد شد و از محضر استادان بزرگ آن زمان ـ حجت‌الاسلام حاج سید یحیی واعظ یزدی (متوفای ۱۳۶۲ه‍.ق)،  سید حسین باغِ گندمی، سید احمد مدرس و آیت‌الله حاج شیخ غلامرضا فقیه یزدی (۱۳۷۸ - ۱۲۹۵ه‍.ق) ـ در یزد کسب فیض نمود.
مهاجرت به قم

مرحوم آقای داماد در سال ۱۳۴۱ ه‍.ق در سن ۱۶سالگی درست یک سال پس از تأسیس حوزه علمیه قم به دست مبارک آیت‌الله حائری یزدی، با راهنمایی استاد به قم مهاجرت نمود. عنایت خاصی که مرحوم حاج شیخ غلامرضا، موقع بدرقه شاگردش مبذول داشت به اندازه‌ای جالب بود که نظیرش کمتر دیده شده است. آن‌گونه که استاد معظم حاج آقا موسی شبیری زنجانی دامه‌افاضاته نقل می‌فرمود: مرحوم آقای داماد وقتی کیفیت آمدن استادش به گاراژ برای بدرقه و کندن لباس و جوراب و پوشاندن آن‌ها بر وی را متذکر می‌شد اشک در چشمانش حلقه می‌زد.

 

استادان وی در قم

آیت‌الله محقق، در قم نیز از محضر اساتید و آیات عظام کسب فیض نمود که نام تعدادی از آن‌ها از این قرار است: آیت‌الله میر سید علی یثربی کاشانی (متوفای ۱۳۸۰ه‍.ق)، آیت‌الله سید محمدتقی خوانساری (متوفای ۱۳۷۱ ه‍.ق)، آیت‌الله میرزا محمد همدانی (متوفای ۱۳۶۵ه‍.ق)، آیت‌الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، آیت‌الله حاج سید محمد حجّت کوه کمری (متوفای ۱۳۷۲ ه‍.ق) و آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (متوفای ۱۳۵۵ ه‍.ق)
آیت‌الله مؤسس به این شاگرد عنایت خاص داشت و همین عنایت استاد و موقعیت ممتاز علمی و تقوایی وی سبب شد که مرحوم آیت‌الله حائری وی را به دامادی خود بپذیرد و از آن روز به لقب داماد مشهور و معروف گردید.

 

تشکیل حوزه درسی

او پس از ارتحال استادش آیت‌الله حائری، رسماً تدریس در حوزه علمیه قم را شروع کرد و در مدت کوتاهی محضر درسش محل تجمع فضلای بنام حوزه گردید. وی به قدری به امر تدریس اهمیت می‌داد که در ایام تعطیل دروس حوزه نیز به تدریس و تربیت طلاب می‌پرداخت در محضر محقق داماد دانشوران بزرگی تربیت شدند که نام برخی از آنان را زینت‌بخش این مقاله می‌آوریم.

۱ - شهید حاج شیخ مرتضی مطهری
۲- شهید سید محمدحسین حسینی بهشتی
۳ - شهید حاج شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی
۴ - امام موسی صدر
۵ - شهید دکتر محمد مفتح همدانی
۶ - شهید حاج شیخ علی قدوسی
۷ - شهید حاج آقا مصطفی خمینی فرزند رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران
۸ - حاج شیخ مرتضی حائری یزدی
۹ - حاج شیخ احمد پایانی
و...

و تعداد کثیری از استادان بزرگوار حوزه علمیه که هم کنون بر کرسی تدریس اندوخته‌های علمی و عملی خویش را در اختیار شاگردان قرار می‌دهند و چون استاد خویش آیت‌الله محقق داماد به تعلیم و تربیت شاگردان مشغولند بعضی از آن‌ها عبارتند از:

۱ - عبدالله جوادی آملی.
۲ - حاج آقا موسی زنجانی.
۳ - میرزاعلی احمد میانجی.
۴ - رسید حسن طاهری.
۵ - حاج شیخ ناصر مکارم شیرازی.
۶ - حاج شیخ حسین مظاهری اصفهانی.
۷ - حاج شیخ محمدتقی ستوده ارکی.
۸ - حاج سید علی محقق (فرزند آن مرحوم).
۹ - حاج شیخ حسین نوری همدانی.
۱۰ - محمد مؤمن قمی.
۱۱ - سید جلال طاهری اصفهانی.

 

ویژگی‌های اخلاقی

این فقیه فرزانه، به تدریس فقه و اصول و پرورش فضلا، علاقه فراوانی داشت و از برجسته‌ترین استادان حوزه محسوب می‌شد. روزهای آخر عمر از عارضه سکته قلبی رنج می‌برد از ماه مبارک رمضان به بعد در منزل بستری گردید وقتی همه طبقات مخصوصاً شاگردانش به دیدار وی می‌رفتند، گاهی اوقات که ساعت درسشان فرامی‌رسید و خود را از شرکت در جلسه درس محروم می‌دید. اشک می‌ریخت و این جملات را می‌فرمود: «من از مرگ نمی‌ترسم ولی از این می‌ترسم که وجود عاطل و باطلی باشم و نتوانم انجام وظیفه شرعی کنم.»

حضرت آیت‌الله مؤسس در حق ایشان می‌فرمود: «آقای داماد از خوش‌فکرترین شاگردان من است.»

او بسیار خوش مجلس، شوخ و شیرین سخن بود، به مقامات ظاهری دنیا اهمیت نمی‌داد. بسیار متواضع، بی‌اعتنا به جاه و جلال ظاهری و با زهد و پارسایی زندگی را سپری کرد. گاهی که به مناسبت خاص در مسند ارشاد و وعظ قرار می‌گرفت سخنانش در دل‌های شنوندگان اثر بسیار عمیقی داشت و به هنگام دعا و مناجات و مراسم سوگواری هر بیننده‌ای تحت تأثیر حالت روحانی و چشم اشک‌باری وی قرار می‌گرفت.

 

وفات

این عارف عظیم‌الشأن در چهارشنبه ۲ ذی‌حجه ۱۳۸۸ بر اثر سکته قلبی پس از ۷۵ روز بیماری دار فانی را وداع و به معبود خویش پیوست. اهالی قم بعدازظهر همان روز پیکر پک ایشان را با اندوه فراوان و چشمان گریان تشییع نموده در مقبره‌ای از مقابر شرقی صحن مطهر حضرت معصومه (ره) مقابل ایوان آینه به خاک سپردند.

 

فرزندان

از وی فرزندان لایق و شایسته‌ای باقی مانده است که از میان آن‌ها می‌توان به حجت‌الاسلام و المسلمین حاج سید علی محقق و حجت‌الاسلام و المسلمین حاج سید مصطفی محقق اشاره کرد.

 

آثار

آثار علمی چندی از آیت‌الله محقق داماد باقی مانده است که از جمله حواشی بر عروةالوثقی است که به قلم خود آن مرحوم نگارش یافته است. بعضی از شاگردان آن مرحوم نیز دروس استاد را تقریر و به رشته تحریر در آورده‌اند که در زیر به آنها اشاره می‌نماییم.

۱ - حاج شیخ عبدالله جوادی آملی که مباحث حج، صلوه، صوم، اعتکاف، خمس و قسمت عمده زکات را تقریر و به رشته تحریر در آورده‌اند.
۲ - آیت الله  ناصر مکارم شیرازی، دوره اصول ایشان را نوشتند.
۳ - حاج سید جلال‌الدین طاهری اصفهانی، مبحث طهارت و دوره اصول را تقریر نمودند.
۴ - حاج شیخ محمد مؤمن، بحث صلوه را نوشته‌اند.

 

مرقد منوّر

مقبره‌ای که مرحوم آیت‌الله داماد در آن به خاک سپرده‌شده، اتاقی در حدود ۱۲مترمربع می‌باشد که مرقد آن بزرگوار در وسط آن و روی قبر، سنگ برجسته‌ای در حدود ۷۰ * ۱۱۰سانتی‌متر قرار دارد که بر روی آن چنین حجّاری شده است:

لقد لبّی ربّه الکریم

مزار عالم ربانی فقیه اهل‌البیت مرحوم آیت‌الله حاج سید محمدتقی داماد یزدی قدس سره که مقارن با تأسیس حوزه علمیه قم به این شهر مهاجرت و از محضر آیت‌الله حائری (قده) استفاده کامل نموده و سپس به ابتکار و تحقیق مخصوص به خویش به تدریس خارج اشتغال تا به فاصله اندکی فضلا عظام به محضرش آشنا و تحقیقات علمی و فتاوی عمیق آن فقیه عالی‌قدر زبانزد مرکز مهم اجتهاد و استنباط شد و با تدریس مداوم فقه و اصول و اهتمام به تعلیم و تربیت فضلا حوزه مقدسه رسالت علمی و دینی خویش را انجام داد و سرانجام روز چهارشنبه دوم ذی‌حجه سنه ۱۳۸۸اختر فروزان آسمان تحقیق در سن شصت و پنج سالگی دعوت حق را لبیک گفته حشره الله مع اجداده و تغمّده بغفرانه

احمدآباد

آیت الله حاج شیخ محمد فکور درسال 1324 ه ـ ق در احمد آباد « اردکان » زاده شد. پدرش آقا حسین که بقال بود او را « محمد » نام نهاد. قبل از 6 سالگی برای فراگیری قرآن به مکتب رفت. در آن دوران به علّت کافی نبودن در آمد پدرش، شروع به شاگردی کرد و همزمان خواندن و نوشتن را آموخت. ایشان ابتدا وارد مدرسه علمیه اردکان شد و پس از طی دروس مقدماتی، به مدرسه عبدالرّحیم خان رفت و در آنجا به ادامه تحصیل پرداخت. در حدود 20 سالگی به قم عزیمت کرد و در مدرسه فیضیّه سکنی گزید. سطوح را نزد استادانی چون میرزای همدانی آموخت.
سپس دروس عالی فقه و اصول را نزد بزرگانی چون حضرات آیات عظام: حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، سیّد محمدحجّت کوه کمره ای، سیّد محمّد تقی خوانساری، سیّد صدرالدّین صدر، امام خمینی(ره)، محمّد علی قمی، سیّد شهاب الدّین مرعشی و سیّد محمّد رضا گلپایگانی فراگرفت و به درجه اجتهاد نائل آمد. همچنین به مدت 18 سال از حوزه درس آیت الله العظمی بروجردی بهره برد. عرفان را نیز در محضر آیت الله شاه آبادی آموخت. او در دوران تحصیل با شهید آیت الله صدوقی مباحثه داشت.
آیت الله فکور آنگاه در شمار استادان بلند مرتبه حوزه در آمد و در صحن بزرگ حضرت معصومه(س)  در کنار مرقد شیخ فضل الله نوری به تدریس خارج فقه و اصول و فلسفه و سایر علوم اسلامی پرداخت. وی بخاطر تفکر زیاد در فهم و استنباط مسائل از سوی آیت الله حائری یزدی ملقّب به « فکور » گردید. 
شاگردان بسیار برجسته ای چون حضرات آیات: سید مصطفی خمینی، سید عباس خاتم یزدی، محمد حسن احمدی فقیه، حسین راستی کاشانی، غلامرضا رضوانی خمینی، حاج سید جعفر کریمی و میرزا حسن ابوترابی موفق به کسب علم از این استاد برجسته و دانشمند عالی مقام گردیدند.
جزوات متفرقه از تقریرات درس آیت الله حائری و آیت الله حجت از وی به یادگار مانده است.
آیت الله فکور علاقه زیادی به امام خمینی داشت و بین ایشان انس و الفتی خاص وجود داشت. این بزرگوار آیه ای از آیات خداوند در تواضع،حسن خلق،سخاوت و معاشرت نیکو بود. هرکس او را دیده یا اوصافش را شنیده زبان به مدح و ثنایش گشوده است. آیت الله فکور بسیار صریح اللهجه و شیرین سخن بود و تواضعی مخصوص به خود داشت. زهد،پرهیزگاری وساده زیستی او شهره و زبانزد عام و خاص بود و درمصرف وجوهات شرعی بسیار احتیاط می کرد.
از دیگر خصوصیات و سجایای اخلاقی او می توان علاقه و عشق وافر به زیارت امام حسین(ع) اشاره کرد. ایشان دلبسته دنیا نبود. گویند در احمدآباد اردکان زمین کوچکی به ارث برد ولی هنگامی که شنید بعضی از زنان بی بضاعت برهنه وارد حمام می شوند آن را نیز فروخت و تعدادی لنگ حمام برای این جهت خرید. در همه منابع وی را فاقد فرزند دانسته اند.
آیت الله محمّد فکور سرانجام در روز جمعه هشتم ذیقعده سال 1394 ه ـ ق وفات یافت. آیت الله العظمی گلپایگانی بر پیکر وی نماز گزارد و بعد از تشییع کم نظیر در جوار قبر جناب زکریا بن آدم اشعری قمی و جناب علامه میرزا ابوالقاسم قمی (صاحب قوانین الاصول) در سمت شرقی مقبره شیخان قم به خاک سپرده شد. به همین مناسبت در حوزه علمیّه قم و اردکان به مدت سه روز درس ها تعطیل شد.

ا ستعداد سرشار و شوق آموختن سبب شد تا سرانجام به مدرسه علمیّه اردکان راه بیاید و پس از طیّ تحصیلات مقدماتی، جهت ادامه تحصیل راهی یزد شود.

با مستمری اندکی که حاج عبدالصمد در اختیارش قرار می‌داد، توانست در مدرسۀ عبدالرحیم خان یزد که رونق خاصی داشت، به تحصیل بپردازد. پس از گذشت حدود بیست بهار از زندگیش، رهسپار حوزه علمیه قم شد و در مدرسه فیضیّه اقامت گزید و با اشتیاق فراوان به تحصیل و تهذیب نفس پرداخت.


وی در حدود 18 سال از محضر آیت الله العظمی بروجردی بهره برد و به درجه اجتهاد نایل آمد. در دوران تحصیل بیشتر اوقات با شهید محراب آیت الله حاج شیح محمّد صدوقی مباحثه می‌کردتا اینکه از مدرّسین عالی رتبه حوزه علمیه شد و در صحن بزرگ حضرت معصومه (سلام الله علیها) شروع به تدریس کرد

شاگردان

این بزرگمرد به امر تدریس خیلی اهمّیّت می‌داد. از این روی شاگردان زیادی در مکتبش تربیت شدند که اکثر آنان هنوز در قید حیات و مایۀ افتخار حوزه‌های علمیه اند. بعضی از شاگردان ایشان عبارتند از:

آیت الله شهید حاج آقا مصطفی خمینی (ره) که بخشی از دروس فلسفه و حکمت را از وی فرا گرفت.حاج سیّد عباس خاتم یزدی، محمّد تقی مصباح یزدی، شیخ حسین راستی، غلامرضا رضوانی خمینی و حاج سیّد جعفر کریمی و...

علاقه زیاد به امام خمینی قدس سره

آیت الله فکور، نسبت به امام خمینی علاقه زیادی داشت. امام نیز نسبت به وی محبّت خاصی ابراز می‌کرد. آیت الله خاتم می‌گوید:

«وقتی امام (ره) را از ترکیه به نجف اشرف تبعید نمودندد، آقای فکور در منزل ما در نجف بود. تا شنید امام به نجف منتقل شده اند، بی درنگ به دیدن ایشان شتافتند. و امام (ره) نیز برای دیدار ایشان به منزل ما آمد. بین آن دو انس و الفت خاصی وجود داشت.

آقای فکور اگر احساس می‌کرد کسی نسبت به امام خمینی(ره) بی مهری می‌ورزد، بسیار ناراحت و رنجیده می‌شد و می‌فرمود: امام امت کسی است که از طرف حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف مؤید است و ما باید در همه اعمال و رفتار، حامی و پشتیبان او باشیم».


آیت الله خاتم یزدی

سیدعباس، در حالی که بیش از نه سال از عمرش نگذشته بود در 29 بهمن 1317 ش. پدر بزرگوارش را از دست داد و غبار یتیمی بر چهره اش نشست.

 

 بیشتر اجداد وی مؤمنانی با سواد و در سلک روحانیت بودند. او در باره جدّ هفتم خود می گوید: «او مردی عالم و عارف و صاحب کرامت بود و در احمد آباد زندگی می کرد. وی علاوه بر انجام وظایف روحانیت کاتب قرآن نیز بود. و معروف است چهل قرآن را به خطّ خود نگاشت.»(3)

 

بی بی هاجر مادر حاج سید عباس نیز زنی مؤمن، عفیف و باسواد و از خانواده مذهبی و روحانی بود. وی علاوه بر آموزش قرآن کریم، اشعار حاف1 گلستان و بوستان سعدی را هم تدریس می کرد.

 

پدر بی بی هاجر حاج ملاّ غلامرضا، به جهت علاقه ای که به مراتب فضل و کمال علمی سید یحیی داشت، دخترش را به عقد ایشان درآورد و نه تنها چیزی از وی دریافت نکرد، بلکه به دلیل تمکّن مالی خود، خانه ای را با لوازم مورد نیاز و دو دانگ آب و زمین زراعتی را در اختیار دامادش قرار داد.

 

ویژگی ها

 

آیةالله خاتم از همان آغاز تحصیل، خصوصیات اخلاقی برجسته و استعداد فوق العاده ای داشت و بدین جهت همواره مورد علاقه روحانیت  یزد، به ویژه مرحوم آیةالله حاج شیخ غلامرضا فقیه خراسانی و حاج سیدعلی محمد وزیری، مدیر حوزه علمیه یزد، بود.

 

اشتیاق زیاد به تحصیل

 

وی اشتیاق بسیار زیادی به کسب علم داشت. خود در این باره می گوید:

«بحمدالله خداوند منّان شوق و شعف زائدالوصفی نسبت به کسب علم در من پدید آورد؛ به طوری که شبانه روز مشغول درس و بحث بودم.»

 

وی در مدت دو سال توانست تمام دروس مقدماتی آن روز مانند: صرف، عوامل جرجانی، نصاب الصبیان، انموذج، شرح نظام، جامی، سیوطی، منطق، مغنی، حاشیه و شرح شمسیّه را در مدرسه شفیعیّه یزد به اتمام برساند. سپس به مدرسه خان رفته، کتاب های مطوّل، شرح مطالع، منظومه، خلاصةالحساب، قوانین، معالم، شرح لمعه، رسائل، مکاسب و تفسیر را در زمان کوتاهی فراگرفت.

حافظه قوی

 

وی دارای حافظه ای قوی بود. به گونه ای که تمام کتاب نصاب الصبیان و صرف زاهد و الفیّه ابن مالک را حفظ بود.

گشاده روی

یکی دیگر از ویژگی های اخلاقی این عالم ربانی، که بیشتر دوستان وی را تحت تأثیر قرار داده بود، چهره متبسّم و خوش روی او بود. آیةالله طاهری خرّم آبادی می گوید:

 

«او خیلی آدم خوش برخورد، خنده رو و بشّاشی بود. هیچ گاه ما ندیدیم ایشان عبوس باشد. همیشه متبسّم و خندان بود.»

 

تواضع

 

بیشتر افراد در اولین برخورد با وی، مجذوب تواضع و فروتنی اش می شدند. او تا ماه های آخر عمر، صبح زود به نانوایی می رفت و خود، نان می خرید. برخوردش چنان عادی و بی تکلّف بود که همه مجذوب وی می شدند.(7)

 

ساده زیستی

ساده زیستی وی قابل وصف نیست. او در همه چیز، در لباس، خوراک، رفت و آمد، گفت و گو و... بسیار ساده و بدون هیچ تشریفاتی بود. وجود چنین ویژگی های در افراد، به ویژه کسانی که دارای موقعیتی هستند.

 

 به ندرت دیده می شود! وی از معدود کسانی بود که در اوج قدرت دنیوی و اجتماعی و علمی، مثل اولین روز طلبگی بود و کوچک ترین تغییری در زندگی و رفتارش حاصل نشد.(8)

 

دوری از هوای نفس

 

آیةالله خاتم به سبب مدارج علمی و دقّت نظر و بی هوایی و رعایت موازین شرعی، بسیار مورد قبول امام امت بود.(9) با اینکه مجتهد مسلّم بود، اما رساله عملیّه اش را چاپ نکرد. آیةالله حاج شیخ محمدحسن قافی می گوید:

 

«ایشان خیلی عالم و فاضل بود. قطعاً و جزماً مجتهد و جایز التقلید بود؛ حتی گاهی که از دیگران صحبت می کرد، می گفتم: تو خودت أعلم هستی. می گفت: رساله هم نوشته ام؛ ولی دیدم چاپ کردنش خالی از هوا نیست، ترک کردم و به دیگران ارجاع داده و می دهم.»(10)

 

اخلاص

 

توفیقات انسان، به ویژه یک عالم روحانی، در سایه عبادت و توسل و عبودیت توأم با اخلاص است.

آیةالله خاتم نیز مانند سایر علمای ربّانی یک بنده مخلص خداوند بود. نماز و دعا و توسل و زیارتش را بی ریا و به دور از خودنمایی انجام می داد.

 

 معمولاً شب های جمعه از نجف به کربلا می رفت. هرگاه به حرم مشرّف می شد، دو رکعت نماز برای پدر و دو رکعت نماز برای مادر می خواند و دیگران را نیز سفارش می کرد که این گونه به یاد پدر و مادر باشند.

 

 سپس با خشوع و تواضعی خاص زیارتنامه های معروف و مشهور را می خواند و مخلصانه دعا می کرد و نماز زیارت را به جا می آورد و از حرم خارج می شد.(11)

 

کمک به دیگران

 

وی در کمک کردن به دیگران، به ویژه طلاّب و روحانیان، هیچ دریغ نداشت. تنها فرزند پسرش حجةالاسلام سید محمدعلی خاتم در این باره می گوید:

 

«او از کمک کردن به مردم دریغ نمی کرد؛ از باب نمونه، روزی در منزل، از ایشان سؤال کردم: برای اصلاح صورتتان کجا رفتید؟ ایشان فرمودند: یک سلمانی اینجا هست، با ایشان رفیق هستم.

 

پیش ایشان رفتم. گفتم: ایشان خیلی در اصلاح صورت وارد نیست. ایشان فرمود: این آقا عیال وار و نیازمند است. من با اینکه می دانم خوب اصلاح نمی کند، ولی به این بهانه می روم که کمکی به او بکنم.»(12)

او طلبه ها را دوست داشت و هرگز تقاضای طلبه ای را رد نمی کرد؛ تقاضای مالی یا درسی یا مباحثه.(13)

 

ارتحال

 

آیةالله خاتم یزدی بر اثر بیماری مدتی در بیمارستان خاتم الانبیاء تهران بستری شد؛ اما طولی نکشید که با وجود تمام مراقبت های درمانی، در صبحگاه روز سه شنبه 20 شهریور 1380 ش. (22 جمادی الثانی 1422ق.) پس از عمری کوشش در راه خدمت به اسلام و انقلاب اسلامی و نشر علوم قرآن و مکتب اهل بیت، در 71 سالگی دارفانی را وداع گفت و همه دوستان و ارادتمندانش را در سوگ خود نشاند.(14)


احمدآباد

از جمله در یک مورد حکم تبعید او به کرمانشاه صادر گردید ولی با مقاومت مردم و آیت‌الله‌العظمی حائری این حکم لغو شد.
 
آیت‌الله احمدآبادی در جریان فتنه بابی‌گری در جهت رسوا نمودن این فرقه ضاله تلاش‌های زیادی نمود.
 
وی سرانجام در ذی‌الحجه سال 1357 قمری چشم از دار دنیا فروبست و در مقبره‌ای در قبرستان جوی هرهر به خاک سپرده شد.


[ ۱۳٩۳/٩/۱٥ ] [ ٦:٤٤ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]