احمدآباد

احمدآباد شهری با مردمانی دیندار و پر افتخار با تاریخ 1500ساله در دل کویر

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ احمدآباد خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری

مصاحبه با پدر پارک ملی سیاه کوه

آقای دکتر اقبالی احمدآبادی

دکتر اقبالی 

ابتدا در رابطه با پارک ملی سیاه کوه اردکان؛ دره انجیر و منطقه ی تحت حفاظت  آن برای آن دسته از خوانندگان که با آن آشنایی ندارند؛ توضیحاتی را بفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم.

در نقطه ی عطف زیست محیطی قرار داریم.

هر ملتی؛هر زمینه ای یک نقطه ی عطفی در تاریخ خودش دارد. ما ملت ایران در زمینه محیط زیست؛ الان در نقطه ی عطف آن قرار داریم که اگر از این نقطه ی عطف بگذریم و موفق باشیم؛ محیط زیستمان نجات می یابد و گرنه به ناکجاآباد می رسیم.

نقطه ی عطف زیست محیطی ما در اردکان؛ این است که اکنون ۱۰ گونه ی جانوری که در این ایران وجود دارد که در خطر انقراض جهانی هستند؛ در پارک ملی سیاه کوه اردکان در حال زندگی هستند.

دکتر اقبالی ! به جانوران در حال انقراض در این پارک اشاره کردید. نام این جانوران چیست؟

مهمترین آنها؛ یوزپلنگ است. یوزپلنگ ۲ گونه در ایران وجود دارد. یوزپلنگ آفریقایی و یوزپلنگ آسیایی. مورد اول؛ یوزپلنگ آفریقایی؛ نسبت فراوان است و شما مستندها و فیلم هایی که می بینید یوزپلنگ در انها است؛ یوزپلنگ آفریقایی است که از گونه آسیایی اش بزرگتر است و در خطر انقراض هم قرار ندارد.

 

بقیه در ادامه مطلب


اما یوزپلنگ آسیایی کاملا متفاوت است. این نوع یوزپلنگ قبلا در فلسطین و افغانستان و عراق و سوریه زندگی می کرد که همه ی انها انقراض یافتند.

از دیگران جانواران در حال انقراض می توان به جبیر،کاراکال، شاه روباه، گربه ی شنی، هوبره، عقاب طلایی، دلیجه، بال بالان، اره دم، بزمچه و سه نوع اگاما اشاره نمود.

کمتر از ۶۰ قلاده یوزپلنگ در کل دنیا موجود است که حدودا نصف آن در اردکان است.

بعد از انقراض اینگونه جانوری در کشورهای همسایه ما؛ متاسفانه توجه کافی به این حیوانات در ایران هم نشد تا جایی که اکنون تنها ۶۰ قلاده یوزپلنگ آسیایی در کل ایران وجود دارد که حدودا ۳۰ تای انها در پارک ملی سیاه کوی اردکان و دره انجیر زندگی و زاد و ولد می کنند.

س: شما از کلمه ی “حدود” برای تعیین تعداد این یوزها استفاده می کنید؛ یعنی هیچ اطلاعاتی از تعداد دقیق این یوزها در دست نیست؟ هیچگونه شماره گذاری ای تا کنون انجام نشده است؟

دوست عزیز ! (تُن صدای دکتر فرق می کند !) پارک ملی سیاه کوه، فقط روی “کاغذ” پارک ملی است ! پارک ملی کاغذی ! فقط تصویب شده است. هیچگونه امکاناتی ندارد !

و تنها فقط تا کنون فقط فیلم هایی از این یوزها تهیه شده است. یوزپلنگ ها را از روی خال هایشان شناسایی می کنند. همانطور که اثر انگشت هر فردی منحصر به فرد است؛ اثر انگشت یوزها هم خال های روی بدنشان است.

اگر ما به این پارک توجه نکنیم و تعداد این یوزها کم شود؛ ازدواج فامیلی بین آنها صورت گرفته و ژن اینگونه جانوری؛ تکثیر نمی یابد.

یوزپلنگ حیوان بی آزاری است و به انسان حمله نمی کند ولی متاسفانه بعلت برخورد با ماشین؛ شکارچی؛ تشنگی و گرسنگی و… سالانه تعدادی از این یوزها تلف می شوند.

س: به نظرتان ابتدایی ترین امکانات برای این پارک چه می تواند باشد؟

ایتدایی ترین آنها را تا حدودی فراهم آورده ایم. ۴ دستگاه موتورسیکلت که ۲ تای آنها توسط خود بنده و ۲ تای دیگر توسط یکی از دوستان به این پارک اهدا شده است. برخی امکانات اولیه را هم فراهم آورده ایم ولی برای پارکی به این وسعت این امکانات ناچیز است.

۵۰کیلومتر اطراف سیاه کوه هیچگونه ابادی نیست/سیاه کوه باتلاق مانند است.

سیاه کوه و منطقه ی تحت حفاظت ان از این نظر منحصر به فرد است که ۵۰ کیلومتر اطراف آن هیچگونه آبادی وجود ندارد و ۳ طرف آن را باتلاق گرفته که فقط یک طرف آن را خشکی گرفته است. این باتلاق ها بهترین نگهبانان سیاه کوه هستند که دسترسی به این محدوده را بسیار محدود می کنند.

مهمترین مسئله ما، اول حفظ زیستگاه برای این جانوران است.

مهمترین مسئله ما حفظ زیستگاه برای این جانواران است. خوراک یوزپلنگ ها؛ کل، بز، قوچ، میش،خرگوش صحرایی و.. است که ما باید فکری برای تامین اینگونه های غذایی برای این جانوران باشیم که زندگی همه ی این جانوران هم به آب وابسته است.

سیاه کوه آبریز و سنگ آب بسیار دارد که الان غرق آب است. ولی به علت عدم بسترسازی مناسب برای استفاده بهیه از این آب؛ این آب به کویر راه پیدا می کند و از بین می رود. در خود کوه هم تنها تا ۲ ماه دیگر آب داریم.

احداث سدهای کوچک؛ می تواند خیلی تاثیرگذار باشد.

پیشنهاد ما این بود با توجه به وجود دره های خیلی تنگ و باریکی در این منطقه ما توانیم  با احداث سدهای خیلی کوچک، سهم بسزایی در جلوگیری از هدر رفتن آب از این منطقه داشته باشیم. اما این کار هنوز انجام نشده است.

پیشنهاد بعدی ما ؛ احداث چاه بود. آمدیم و ۸ حلقه چاه با کمک محیط زیست حفر کردیم و تعدادی از انها را هم لایروبی کردیم. ولی بعلت کویری بودن خود منطقه؛ کیفیت آب حاصله چندان مرغوب نیست

از طرف دیگر؛ چشمه ای هم در این منطقه به نام قاسم وزیر موجود است که تا حدودی اگر مورد استفاده ی چوپانان و شترها و … قرار نگیرد؛ آب را تامین می کند.

و از میان ۱۰۰۰ سنگ آب موجود در این منطقه ؛ سنگ آب های لایه سیاه و سنگ آب چغل تغار و سنگ آب نردبان از همه معروف ترند که مانند دشت های بزرگ پر اب هستند که ۲ ماه بعد از نوروز؛ آب آنها تبخیر می شود.

س: آقای دکتر اقبالی! حالا برویم سراغ سوالهایمان. چند حلقه چاه در منطقه سیاه کوه وجود دارد؟

چاه افخمی که توسط محیط زیست به طول ۹۰ متر حفر شد ولی با توجه به شرایط منطقه به آب نرسیدند.

چاه شور است که متعلق به قدیم است و ما انرا ته کنی و لایروبی کردیم که الان اب دارد.

و ۲ عدد چاه طرف ریزآب داریم که آن چاه ها فصلی هستند.

س: آیا احداث آبشخور مصنوعی می تواند مثمر ثمر باشد؟

ببینید، احداث اینگونه آبشخورها باید به گونه ای باشد که آبی که کوه پایین می آید به این آبشخورها سرازیر شود و دارای شیب باشد که مابقی حیوانات در آن خفه نشوند. متاسفانه تعدای آبشخور غیراستاندارد درست شده که قتلگاه تعدای از پرندگان شده است.

س: چند آب ابنار در این منطقه موجود است؟

حدودا ۱۵ عدد. آب انبارهای اولیه سیاه کوه که توسط جهاد ساخته شده است حدود ۱۵ سال پیش ساخته شده که به “قبر مجید” معروف است. و یادمانی است برای فردی به نام مجید که در این راه بر اثر تشنگی تلف شده است که الان آب ندارد.

آب انبار دوم؛ آب انبار چغل تغار است که توسط آقای سیدجلال هاشمی نسب ساخته شده که بسیار آب انبار عالی و استانداردی است که می توان آب ان را هم از کوه و هم از تانکر تهیه کرد.

آب انبار بعدی که توسط محیط زیست ساخته شده؛ آب انبار لایه عقدایی است که الان آب دارد و آب انبار نسبتا خوبی است.

آب انبار بعدی؛ آب انبار قاسم وزیر است که آن هم توسط محیط زیست ساخته شده که الان تخریب شده است.

آب انبار بعدی؛ آب انبار لای معدن است که از قدیم به جا مانده است.

۳ آب انبار هم برای ریزآب خرما ساخته اند؛ که آنها هم خوب و استاندارد می باشند.

س: آقای اقبالی! می گویند سیاه کوه در تابستان دست کمی از جهنم ندارد! نظر شما چیست؟

دقیقا اینگونه است. نمونه اش همین فردی است به نام مجید که با یک مَشک آب از سیاه کوه حرکت می کند که برای عزاداری به میدان توت برود؛ بین راه بعلت گرمای زیاد؛ جان خود را از دست می دهد.

آنقدر این گرما جانگداز است که قطعا انسان بدون آب، بیشتر از ۲ ساعت در این کویر طاقت نخواهد آورد.

س: محدوده ی تحت حفاظت سیاه کوه چقدر وسعت دارد؟

پارک ملی سیاه کوه و محدوده ی تحت حفاظت آن؛ وسعتی معادل ۲۸۰۰۰۰ هکتار را به خود اختصاص می دهند. که ۸۰۰۰۰ آن پارک ملی است و ۲۰۰۰۰۰ ان محدوده ی اطراف آن می باشد که تحت حفاظت است که از این منطقه دو سوم آن در اصفهان قرار دارد ولی پارک های ملی مرزی ندارند و هر که ابتدا آنرا به ثبت رساند؛ متعلق به آن شهر است.

اصفهان حاضر است این پارک را با هر قیمتی به تملک خود در آورد !

اگر به این منطقه توجه بیشتری نشود و نتوانیم آنرا نگهداری کنیم؛ یکی از راه حل های آن این است که این پارک را به اصفهان بدهیم. اصفهانی ها بسیار خواستار این مجموعه هستند و بسیار جدی تر و پیگیرتر ما هستند. اگر واقعا استان یزد از پس این پارک بر نمی آید؛ خوب! آنرا به اصفهان بدهید ! مطمئن باشید اصفهانی ها آنرا روی چشم نگه می دارند !

س: یکی از سایت های استان یزد اخیرا طی مقاله ای مدعی شده بود که زیستگاه یوز آسیایی در شهری دیگر قرار دارد. آیا این مطلب صحت دارد؟

ببینید؛ خیر. به دور از واقعیت است. ولی بنده هم مطالبی در این خصوص را شنیده ام و حتی شنیده ام که تمبری هم در این خصوص چاپ شده است ولی زیستگاه و محل زاد و ولد اصلی یوز آسیایی اردکان است ولی یوز در آن منطقه رفت و آمد دارد و حتی در برخی از قسمت های آن تعدادی قلاده زندگی می کنند.

بیاییم با کمک هم مشکلات این پارک را حل کنیم.

ولی من متاسفانه از این نگاه های تنگ نظرانه به این مسایل؛ افسوس می خورم. به جای آنکه همه دست به دست دهیم و مشکلات این پارک را حل کنیم؛ بر سر مالکیت آن دعوا می کنیم ! پارک ملی متعلق به ایران است؛ نه شهر یزد؛ نه اردکان. پارک ملی متعلق به همه ی مردمان کره ی زمین است. هر که هم می تواند بهتر نگهداری کند؛ بسم الله !

س: آقای اقبالی؛ شنیده ایم که چاهی هم توسط خود شما برای این مجموعه وقف شده است. چگونه و در چه سالی این امر خیر انجام پذیرفت؟

حدودا ۴ سال پیش؛ قسمتی از آب این چاه را از برادرم امین خریدم و به او گفتم که با حضور در دفترخانه؛ این چاه را به محیط زیست اهدا نماید. که البته مدارک آن هم موجود است.

این چاه در لبه ی جنوبی کویر سیاه کوه واقع شده است که آب نسبتا شیرینی دارد که تا سیاه کوه حدود ۳۶ کیلومتر فاصله دارد.

اگر این آب به سیاه کوه برسد؛ قسمتی از آب این منطقه تامین می شود.

س: همکاری و همراهی مسئولین محیط زیست با شما بعنوان یکی از متولیان پارک ملی سیاه کوه چطور بوده است؟

مامور این پارک پول بنزین برای گشت زنی در این پارک را ندارد!

ببینید؛ پارک های ملی جزو محیط زیست است. ما نمی توانیم با هم همکاری نداشته باشیم. ولی رسیدگی به پارک ملی اردکان؛ یتیم است. پارک ملی اردکان؛ الان ۵ سال است تصویب شده ولی نه ماموری؛ نا پاسگاهی؛ نه ماشینی و حتی دفتری هم ندارد. کار به جایی رسیده که مامور این پارک پول بنزین گشت زنی را ندارد !

پارک ملی اردکان؛ حقیرترین و فقیرترین و البته غنی ترین پارک ملی کشور است.

غنی ترین است چون واقعا الماس است ولی  بیشتر بعنوان سنگی بدرد نخور به آن نگاه می شود ! ولی از طرفی فقیرترین است چون هیچگونه کمک مالی به آن نمی شود و حقیرترین است چون هیچگونه امکاناتی ندارد.

طبق قانون کشور؛ پارک ملی باید به مانند یک اداره کل تجهیز شود. پارک های ملی، بودجه ی خاص خودشان دارند؛ چارت سازمانی مخصوص خودشان را دارند ولی متاسفانه هیچکدام برای اردکان هنوز تجهییز نشده است.

س: چه راهکاری برای افزایش این همکاری ها دارید؟

ببینید؛ راهکارها مشخص است. باید اداره کل محیط زیست یزد، به این پارک ملی توجه کند.مدیر کل فردی بسیار مثبت و تاثیرگذار و فردی شریف است.

به برخی از شهرستان های همجوار اهمیت فروانی می دهند چرا که مدیریت قوی تری دارند در حالی که منطقه تحت حفاظتشان ۱ دهم منطقه تحت حفاظت اردکان هم نیست ! واقعیت این است که دوستان اردکانی غیرت به خرج نمی دهند!

آقای دکتر فرض بگیریم مشکل آب سیاه کوه حل شد؛ تا چه اندازه این مسئله تاثیرگذار خواهد بود؟
بسیار تاثیرگذار است. وضعیت منطقه ۱۸۰ درجه فرق خواهد کرد. دیگر حیوانات بعلت کم آبی مهاجرت نخواهند کرد و این گونه های جانوری در همین منطقه باقی خواهند ماند که به غنی تر شدن پارک کمک می کند.

 

بزرگترین ضعف پارک ملی سیاه کوه کم آبی است. کم آبی سیاه هم محیط بانان را به دردسر می اندازد و هم طرفداران محیط زیست را نگران ساخته؛ متوسط بارندگی سالیانه سیاه کوه فقط 48 میلی متر گزارش شده و این نزولات کم در برابر آفتاب طاقت فرسای آن هیچ است. گرمای تیر و مرداد آن آنقدر مرگ بار است که کویر سیاه کوه را «کویر مرگ» خوانده اند!

اما در عین حال شگفتی این پارک در این است که که چندین چشمه و صدها سنگآب دارد.

 

چشمه های قاسم وزیری، یارعلی، چاه ریزاب خرما،چاه پلنگ و قناتَک و سنگآب های چهل تغار و نردبان از مهم ترین منابع تأمین آب سیاه کوه به شمار می روند. به طور میانگین چشمه ها شاید کمتر از 2 لیتر در ثانیه آبدهی داشته باشند.و سنگآب های سیاه کوه نیز بر اثر گرمای شدید در خردادماه دستشان از آب تهی می گردد و آنگاهست که آب در کویر حکم  کیمیا دارد.

عزیزانمان در محیط زیست دست روی دست نمی گذاشتند و نمی گذارند بلکه با تانکر آب مصرفی وحوش منطقه را تأمین می کنند.

ولی این روش نه اساسی و نه پایدار به شمار می رود و نه با روح پارک ملی سازگار است به همین سبب چندین سال قبل دکتر اقبالی احمدآبادی چاه آبی را در حدود 20 کیلومتری سیاه کوه وقف محیط زیست نمود تا با انتقال آن ،آب مصرفی آفریده های پروردگار در کویر سیاه کوه تأمین گردد. اما به سبب هزینه ی سنگین انتقال آب، کار آب رسانی عقیم ماند!

تنگ نظری و کوتاه فکری برخی افراد بخیل سبب گردید در سال های اخیر دکتر اقبالی هم کار را رها سازد و گوشه گیری را اختیار کند.

با انتشار خبر پدیده ی المینو در سال جدید ، دکتراقبالی به صحنه محیط زیست باز گردید. به راستی عشق این مرد به سیاه کوه وصف ناشدنی است.

 

سرانجام در این هیاهوی رسانه ای معاونت محترم سازمان محیط زیست کشور به پارک ملی سیاه کوه اردکان سر زد و همه ی تلاش ها به بار نشست.

ایجاد چند سد خاکی و شروع پروژه ی آب رسانی در همین ماه های اخیر در سیاه کوه و فروش چاه وقفی دکتر اقبالی و درآمد حاصل از فروش آن صرف منطقه ی سیاه کوه گردد.

این مهم ترین تصمیم دیروز (28/1/1393) معاونت سازمان محیط زیست کشور بود و خدا را شکر مشکل کم آبی هم به زودی در پارک ملی سیاه کوه مرتفع خواهد گردید                                                                                                    

پدر سیاه کوه پاینده باشید.

و در آخر عاجزانه از همه ی مسئولین تقاضا دارم به این پارک توجه ویژه ای بکنند و اگر مجبور شوم همان گونه که ریزعلی خواجوی مشعلی درست کرد و توجهات به او جلب شد؛ به عنوان کسی که دوستدار طبیعت و محیط زیست و به ویژه پارک ملی سیاه کوه هستم، خودم را مشعل ساخته و در مقابل این پارک خودم را به آتش می کشم!


[ ۱۳٩۳/۱/۳٠ ] [ ۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]