احمدآباد

احمدآباد شهری با مردمانی دیندار و پر افتخار با تاریخ 1500ساله در دل کویر

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ احمدآباد خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری

یادی از پیرمردهای با صفایی که الان جایشان خالی است

 برای شادی روحشان بر محمد و آل محمد صلوات

همشریان عزیز اگر مطالبی یا عکسی راجع به این عزیزان دارید برای ما به ایمیل 2reza20@chmail.ir بفرستید.یا برای ما یادداشت بگذارید تا در  زندگی نامه ایشان درج کنیم.

حاجی محمود محمودی(حسن)

حاجی محمود محمدی احمدآبادیزندگی نامه:

شغل: کشاورز

تعداد فرزند: 7

ایشان پدر شهیدان احمد محمودی و علی محمودی می باشد.

شهید علی محمودی احمدآبادی

شهید علی محمودی احمدآبادی

قطعه ایی از وصیت نامه شهید علی‌ محمودی: 

اگر جنازه‌ام‌ بر زمین‌ ماند، اگر بر پیکرم‌ نماز نخواندید شما را خواهم‌ بخشید. امّا‌ اگر اسلحه‌ام‌ بر زمین‌ ماند، اگر سنگرم‌ خالی‌ گذاشتید، اگر اسلام‌ را یاری‌ نکردید‌فردا جلو‌ راه‌ شما را خواهم‌ گرفت.

زندگی نامه شهید علی‌ محمودی‌ احمد آبادی

 

سخن گفتن از آنان که مبارزه و جهاد در راه خدا را با تمام وجود لمس کرده و در راه نصرت دین از هیچ چیز و هیچ کس واهمه‌ای نداشتند،آسان نیست و شهید محمودی از این قبیله بود.او در چهارم اردیبهشت ۱۳۳۸ هجری‌شمسی در خانواده‌ای مذهبی در احمدآباد اردکان دیده به جهان گشود. در۶ سالگی وارد دبستان احمدی احمدآباد شد

و تا پایان دورة ابتدایی در همان دبستان در زادگاهش به تحصیل ادامه داد؛ ولی پس از پایان ابتدایی درس را رها کرد و به شغل آزاد روی آورد و خدمت به مسلمین را از این طریق انتخاب کرد و شغل بنّایی و کاشی‌کاری را برگزید.پس از سنّ بلوغ با دختری از خانوادة متدیّن ازدواج کرد و ثمرة ازدواجش دو دختر و یک پسر بود.

دوران جوانی او مصادف با مبارزات حق طلبانه ملّت ایران علیه حکومت ظالمانة شاهنشاهی بود؛ لذا لذّت پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی را چشید و جانفشانی در راه حفظ این دستاورد عظیم قرن را وظیفة خود می‌دانست.به محض آغاز تجاوز استکبار به میهن اسلامی، علیرغم داشتن چند سر عائله و جوانی، راه جهاد را در پیش گرفت و زن و فرزند و علایق دنیوی مانع حضور او در جبهه نشد.

۹ بار به جبهه رفت و مدّت ۴۷ ماه و ۲۶ روز از بهترین ایّام زندگی خود را در جهاد و دفاع از اسلام گذراند. در مسئولیّت ‌های مختلف با کوردلان بعثی جنگید که آخرین مسئولیّتش معاون گروهان بود.او رشادت‌ها نمود و سرانجام در تاریخ ۴/۳/۱۳۶۷ در تک ناجوانمردانة دشمن در کربلای شلمچه مجروح شد

. بر اثر جراحات وارده با پرواز روح بلندش به ملکوت اعلی به جمع شهدا پیوست؛ امّا به علّت اوضاع منطقه و شدّت آتش دشمن، جسم مطهرش سال‌ها در کربلای شلمچه زیر آفتاب ماند و افتخار شهید مفقود را کسب نمود.سرانجام در تاریخ ۲/۸/۱۳۷۴ پس از ۷ سال و ۵ ماه پیکر پاکش به وطن بازگشت و پس از تشییع با شکوه بر دست و دوش مردم قدرشناس اردکان و احمدآباد در گلزار شهدای احمدآباد در کنار دیگر همرزمانش به خاک سپرده شد.

 

شهید احمد محمودی احمدآبادی

شهید احمد محمودی

قطعه ایی از وصیت نامه شهید احمد محمودی:

 پیرو‌ خطّ‌ امام‌ امّت‌، خمینی‌ بت‌ شکن‌ باشید. ای‌ مؤمنین‌ بکوشید دین‌ خدا را یاری‌ کنید، تا خدا شما را یاری‌ کند.  

زندگی نامه شهید احمد محمودی‌ احمد آبادی

شهید احمد محمودی احمد آبادی ،فرزند محمود، در اولّین روز فروردین سال ۱۳۴۳ در احمدآباد اردکان در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود و با تولّد خود شادی عید را بر خانواده دوچندان نمود.احمد در دامن مادری متعهد و ولایی و با زحمت و دسترنج پدری کشاورز و زحمتکش تربیت شد.

در۶سالگی به دبستان رفت و پس از طی دورة ابتدایی در دبستان احمدی احمدآباد دورة راهنمایی را در مدرسة راهنمایی ابوریحان احمدآباد با موفّقیّت گذراند؛ سپس وارد دبیرستان شرف اردکان شد و در رشتۀ انسانی مشغول تحصیل شد.شهید احمد محمودی احمدآبادی

احمد در دوران انقلاب با وجود صغر سن، در مدرسه فعّال بود. در مراسم و تظاهرات بر ضدّ رژیم طاغوت شرکت می کرد.بسیار خوش اخلاق و دوست داشتنی بود. پایبند به انجام فرایض دینی و نماز جماعت سر وقت بود. در مراسم مذهبی شرکت می کرد. به مردم محل مخصوصاً پیرمردها نیکی می کرد و آنها را دستگیری می نمود؛ همه دعا گوی او بودند.

زمانی که جبهه های جنگ تحمیلی به رزمنده احتیاج داشت٬ احمد راهی جبهه شد.۵ نوبت به جبهه رفت. دو دفعه جبهه سر پل ذهاب٬ یک دفعه به جبهه کردستان در بانه و دفعۀ چهارم به جبهه جنوب اعزام شد و در “تنگه چزابه” مجروح شد. مدّت۲۰ روز در بیمارستان بستری بود؛ هنوز کاملاً بهبود نیافته بود که باز راهی جبهه شد و این دفعه به جبهۀ شوش اعزام شد.

مدّت ۸ ماه و ۱۰ روز از بهترین روزهای جوانی و زندگی خود را در سنگرهای جهاد و شهادت برای حفظ اسلام و ایران گذراند و در آرزوی‌شهادت‌لحظه‌شماری‌می کرد. سرانجام در تاریخ ۲۹/۱/۱۳۶۱ در منطقۀ شوش در عملیّات فتح المبین بر اثر اصابت ترکش مین به پا و شکمش به شدّت مجروح شد و روح بلندش به ملکوت اعلی پرواز کرد و به فوز عظیم شهادت نائل آمد و به آرزوی دیرینه اش دست یافت.پیکر پاکش پس از تشییع با شکوه بر دست و دوش مردم قدرشناس اردکان و احمدآباد در گلزار شهدای احمدآباد در کنار یاران شهیدش به خاک سپرده شد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

[ ۱۳٩٤/۱/٢۸ ] [ ۳:٠۱ ‎ق.ظ ] [ احمدآباد ]

[ نظرات () ]