شهید علی مدد ابوئی

شهید علی مدد ابوئیشهید علی مدد ابوئی

متن وصیتنامه شهید علیمدد ابوئی فرزند:حیدرعلی  بسم الله الرحمن الرحیم  من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر السلام علیک یا انصار دین الله السلام علیک یا امت حزب الله السلام علیک یا معزالمومنین المستضعفین السلام علیک یا مذل الکافرین المستکبرین الظالمین

با درود و سلام بر مهدی موعود که با ظهورش عدل و عدالت و مساوات را به ارمغان خواهد آورد و با درود بر رهبرکبیر انقلاب و به حرمت خون شهیدان وصیت نامه خود را آغاز می کنم  آری من محصل 18 ساله ام که عقده درونی دارم که عقده من بسته بودن راه کربلاست

و هم اکنون که حدود 4 سال است که از جنگ ایران و عراق می گذرد و ارتش مزدور بعثی به سرکردگی صدام خائن همچنان به جنایات خود در جنوب و غرب ادامه می دهد و بر سر
 پدران و مادران و کودکان بیگناهمان بمب  می ریزند و عده کثیری از هم وطنانمان را آواره کردند دیگر بس است و ما به یاری الله و به رهبری کبیر انقلاب عاشقانه به سوی خط مقدم
 می رویم که آنها هر چه زودتر نابود کنیم . به امید ثانیه ای هستم که مرگ سرخ را که از محراب علی و شمشیر  حسین (ع) سر چشمه میگیرد در آغوش گیرم و تنها حرف من به خواهران و برادران عزیز و مسلمانم این است که اسلام و امام را داشته باشند و مردم مبادا امام امت این قلب ملت و هدیه خدا را تنها بگذارند

عزیزان لحظه ای به خود آئید که برای چه زندگی می کنیم و به کجا خواهیم رفت و هدف شهیدان چه بود و سکوت نکنید که شکست می خورید با فکر روشن و با قلبی از نور خدا به سوی جبهه ها حرکت کنید و ای پدران و مادران از رفتن فرزندان خود به جبهه جلوگیری نکنید.

چرا که بازگشت همه بسوی خدا است برادران فکر نکنید که ما کورکورانه به شهادت می رسیم نه بادید باز و با فکر و آگاهی و هدف راه خود را انتخاب می کنیم و از این نگرانم که من فرزند خوبی برای اسلام و این مردم نبودم و نتوانستم وظایف خود را نسبت به دین مقدس اسلام ادا کنم

. باز هم امیدی است و چشممان به شما جوانان و سربازان مهدی زهرااست . مادر جان خواهش می کنم که مرا ببخشید که حتی نتوانستم ذره ای از محبت های تو را جبران کنم و تنها تو بودی که یک عمر زحمت و رنج کشیدی تا مرا به امروز رساندی و توای پدر جان مثل کوه استوار باش و صبر پیشه کن که رستگار خواهی شد

. پدر و مادرم اگرچه فرزند خوبی نبودم اما چشم امید به شما دارم که اگر مرا نبخشید وای بحال من . خدایا تو را به خون تمامی شهدا رهبر کبیر انقلاب اسلامی را از تمام بلیات ارضی و سمائی محفوظ و مصئون بدار مادرجان هر وقت به فکر من افتادی از برای من ناراحت نباش از این ناراحت باش که من عهد و پیمانی به بچه های شهدا و پدران و مادران آنها بسته بودم و نتوانستم عمل کنم

برای این ناراحت باش که برادرم بدست مزدوران عراقی اسیر است و انشاء الله بزودی آزاد می شود سلام مرا به او برسان و بگو که مرا ببخشد چون زیاد او را اذیت کردم

و شما خواهرانم حجاب زینبی را حفظ کنید که سیاهی چادر شما از خون شهیدان سرخ تر است

چون حفظ نامه واجب است مادر و خواهرانم می دانم برای آمدنم ثانیه شماری می کنید ولی چکنم که خداوند مرا به مهمانی دعوت کرده و من عاشقانه به ملاقات او شتافتم و حرف آخرم این است پدر و مادر، خواهر، برادر و ای دوستانم و آشنایان در برابر ناراحتیها صبر کنید و بر مرگ من گریه نکنید اماپدر و مادرم گریه کنید که یک سرباز اسلام از دنیا رفته است برای حسین (ع) گریه کنید .

دوستان ، آشنایان انشاء الله که مرا ببخشید و امیدوارم که هرکجا هستید هدف خدا باشد و یاد برادران رزمنده به کربلا که تنها آرزوی دیدارش را داشتم بشتابند و هم برادر آن عراقی را از زیر بار ظلم بعثیان و ایران را نجات دهند و هم در تربت پاک شهیدان حسین بن علی برای من طلب آمرزش کنید و اما پدر و مادر پیکرم را هرکجا که خواستید دفن کنید  هر کسی که طلبی از من دارد طلب او را رد کنید و از قول من از او عذرخواهی کنیدپدر جان دست پینه بسته شما را که برای من زحمت کشیده و من نتوانستم جبران کنم می بوسم و امید عفو دارم.

والسلام

 قسمتی از وصیت نامه برادر حقیر شما علی مدد ابوئی مورخ4/12/1362

بسم الله الرحمن الرحیم

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام بر پیامبرانش از آدم تا خاتم و سلام بر جانشینان آنها تا امام زمان (عج) و نائبهای خاص آن آقا و نایبش در امروز خمینی کبیر و سلام بر تمامی خدمتگذاران به اسلام این بنده حقیر علی مدد چند کلمه وصیتی
می نویسم زیرا که برهر مسلمانی واجب است که وصیتنامه داشته باشد در هر حال و در همه وقت البته این حقیر وصیتنامه داشتم اما چندکلمه دیگر اولاً خدمت پدر و مادر مهربانم سلام عرض می کنم و امیدوارم که در پناه امام زمان (عج) زندگی را ادامه بدهند

و بعد انشاء الله که این فرزند ناقابل خود را که برای شما فرزندی لایق نبودم و در همه حال مایه رنج و مشقت شما بودم از بزرگی و لطف خود مرا ببخشید و ازدرگاه خداوند برایم طلب آمرزش کنید

انشاء الله اگر خداوند لطفش شامل حال من کرد و توانستم این امانتی که نزد من است یعنی جانم را که به من امانت داده است بتوانم به او پس بدهم و جزو شهیدان قرار گیرم

. امیدوارم که پیکرم همچون شهیدان گمنام بسوزد و تمام شود شاید خداوند مرا ببخشد و اگر پیکرم را آوردندهر کجا که خواستید دفن کنی و در شهادتم نمی گویم گریه نکنید و سیاه نپوشی اما به این علت گریه کنید که اگر لایق باشم سربازی از اسلام شهید شده است

و اگر برایتان مقدور بود چند مجلسی برایم بگیرید شاید در آن مجالس گمراهان بیدار شوند و این حقیر تا جایی که یادم هست نماز قضا ندارم . اگر خدا این نمازها قبول کند اما بهر حال به اندازه یک ماه نماز و روزه برایم بگیرید( و مقدار پولی در بانک دارم آن را بگیرید و اضافه از ) نماز و روزه ام بقیه اش هر جایی که می خواهی خرج کنی تا آنجایی که یادم هست هیچکس از من طلبی ندارد

اما در مسجد از عموم مردم برایم حلالیت بطلبید و بگوئید هر کس که از این بنده خدا طلبی دارد بیاید و بگیرد و هر کس که از این حقیر ناراحت است او را راضی کنید و هرچه خواست اگر برایتان مقدور است به او بدهید

. از خواهرانم حلالیت می طلبم و از آنها می خواهم که زینب گونه عمل کنند و زندگی فاطمه مادرش را سرمشق خود قرار دهند . ازبرادرم امیر حلالیت می طلبم و امیدوارم که برای آینده کشور، فردی مفید باشد

و برادرم حسین انشاء الله بزودی آزاد می شود از برایم حلالیت بطلبید و بگوئید که از این حقیر راضی شود چون این چند سال زندگی که ما داشتیم مدیون تمامی اسراء هستیم در پایان از تمام قوم و خویشان حلالیت می طلبم و از کلیه مردم روستا می خواهم که وحدت را حفظ کنند و راه شهدا را ادامه دهند و جای شهدا را در بسیج پر کنند  

والسلام التماس دعا

 علی مدد ابوئی تاریخ14/11/1364

 


/ 0 نظر / 15 بازدید